? آرشیو مطالب وبلاگ - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
زولا

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

عناوین یادداشت‌ها

  • به کجا برم شکایت - حافظ (یکشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1397 13:17)
    به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی. "حافظ" برگرفته از کانال: باران دل baran_e_del @
  • ما به خلوت - سعدی (یکشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1397 13:11)
    ما به خلوت با تو ای آرام جان آسوده‌ایم ... "سعدی" برگرفته از کانال: باران دل baran_e_del @
  • مرا آتش صدا کن - حسین منزوی (یکشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1397 13:05)
    مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت مرا باران صدا ده تا ببارم بر عطشهایت خیالی، وعده ای، وهمی، امیدی،مژده ای،ی ادی ! به هر نامه که خوش داری، تو بارم ده به دنیایت... "حسین منزوی" متن کامل شعر در ادامه مطلب مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت مرا باران صلا ده تا ببارم بر عطش‌هایت مرا اندوه بشناس و کمک کن تا...
  • لیلا منم آیا؟ (یکشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1397 12:57)
    هرگز مجالی نبود که لیلایی کنم هرگز مجالی نبود به من نگو بالا بلند دستم به پنجره رو به احتضار خانه خودم هم نمی رسد قوز کرده خودم را قدم می زنم قوز کرده خودم را می رسانم دوباره به آن پاییز آن چه دست های تو با من کرد تبر با گیاه آویخته از خودش نکرد این لکه های بدخیم از عوارض دارویی بوسه های تو نیست ؟ لیلا منم آیا ؟ که با...
  • خواستن - فرنگیس شنتیا (سه‌شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1397 07:49)
    عزیز من، عزیز من عزیزترین من که چشم هایت چون غنیمت کمیاب کندوهای کوهستان است که لب هایت تنها گل روییده در گرمسیر من است که دندان هایت آخرین ذخائر جنگی این کشاکش تن به تن هستند درهای این معبد معرفت را به روی من نبند ذهن علیل عشق از فردایی که در چشم های تو می لرزد چیز زیادی نمی داند. "فرنگیس شنتیا" (از مجموعه...
  • در شب گیسوان تو - پرواز همای (دوشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1397 07:35)
    در شب گیسوان تو مست به خواب می روم مست به خواب این رهِ پر خم و تاب می روم بوی تو می کشد مرا سوی تو می کشد مرا ای که تو سوی خویش و من سوی سراب می روم هر شب از آرزوی تو در تب ماه روی تو در خم و تاب موی تو مست و خراب می روم ای که نگاه می کنی بر من و آه می کشم ای که چو شمع از آتشی عشق تو آب می روم ماه من آفتاب من باده ی...
  • میان تاریکی تو را صدا کردم - فروغ فرخزاد (یکشنبه 31 تیر‌ماه سال 1397 08:22)
    میان تاریکی تو را صدا کردم سکوت بود و نسیم که پرده را می برد . در آسمان ملول ستاره ای می سوخت ستاره ای می رفت ستاره ای می مرد ! ترا صدا کردم ترا صدا کردم تمام هستی من … چو یک پیالۀ شیر میان دستم بود نگاه آبی ماه به شیشه ها می خورد ترانه ای غمناک چو دود بر می خاست ز شهر زنجره ها چو دود میلغزید به روی پنجره ها تمام شب...
  • هرگز آرزو نکرده ام یک ستاره - فروغ فرخزاد (یکشنبه 31 تیر‌ماه سال 1397 08:08)
    هرگز آرزو نکرده ام یک ستاره در سراب آسمان شوم یا چو روح برگزیدگان همنشین خامش فرشتگان شوم هرگز از زمین جدا نبود ه ام با ستاره آشنا نبوده ام روی خاک ایستاده ام با تنم که مثل ساقهء گیاه باد و آفتاب و آب را می مکد که زندگی کند بارور ز میل بارور ز درد روی خاک ایستاده ام تا ستاره ها ستایشم کنند تا نسیم ها نوازشم کنند از...
  • نامه‌ای عاشقانه از فروغ (یکشنبه 31 تیر‌ماه سال 1397 07:55)
    نامه‌ای عاشقانه از فروغ برای (شاهی) ابراهیم گلستان شاهی‌جانم، باید برایم دعا کنی . قربان لب‌های عزیزت بروم . قربان چشم‌های عزیزت بروم. قربان بند کفش‌هایت بروم . چه دوستت دارم، چه دوستت دارم، چه دوستت دارم ... قربانت بروم، قربان سراپای وجودت، قربان موهای سفید پشت گردنت بروم، قربان مردمک‌های بی‌قرار چشمهایت بروم، قربان...
  • ای دریغا - ادیب نیشابوری (شنبه 30 تیر‌ماه سال 1397 14:39)
    ای دریغا که پس از آن همه جان بازی ها بر سر کوی تو بی نام و نشانیم هنوز. "ادیب نیشابوری" متن کامل شعر ------------------------------------- پیشنهاد موزیک: + دانلود آهنگ زیبای ایهام با نام "حال من"
  • بد دل نباش - امیر معصومی (شنبه 30 تیر‌ماه سال 1397 10:44)
    بد دل نباش ! پای کسی در میان نیست ! پیراهنی که عطر بر آن نشسته است در خوابی که برایت دیدم، تنم بود ! . . . برده بودمت هلند ، برایم رزِ دیگری بچینی ! "امیر معصومی" (آمونیاک) کانال نویسنده در تلگرام (عورانی) : https://t.me/amirmasouminh3
  • بعد از آن لحظه - علیرضا معصومی (شنبه 30 تیر‌ماه سال 1397 10:40)
    بعد از آن لحظه که قرار شد همه چیز را به "گذشته" بسپاریم یا خودمان را به "آینده"ی نامعلوم بعد از آن لحظه که همه چیز را ابدی کردیم دیگر هیچ کس به زیبایی تو نمی یابم تو هم دیگر هیچ کس به عاشقی من نمی بینی ! بعد از آن لحظه هیچ داستانی به زیبایی افسانه ی ما نوشته نخواهد شد ! و هیچ سازی، لحظه های ما را...
  • ای آنکه مرا برده ای از یاد - پریناز جهانگیر (چهارشنبه 27 تیر‌ماه سال 1397 15:32)
    ای آنکه مرا برده ای از یاد، کجایی؟ بیگانه شدی، دست مریزاد، کجایی؟ در دام توأم، نیست مرا راه گریزی من عاشق این دام و تو صیّاد، کجایی؟ محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت آوار غمت بر سرم افتاد، کجایی؟ آسودگی ام، زندگی ام، دار و ندارم در راه تو دادم همه بر باد، کجایی اینجا چه کنم؟ از که بگیرم خبرت را؟ از دست تو و ناز تو...
  • از هم گسیخته - فرنگیس شنتیا (چهارشنبه 27 تیر‌ماه سال 1397 15:27)
    نه یک بار نه صد بار نه هزار بار به اندازه هر نفسی که در هوای تو می کشم بگو که دوستم داری . وقتی که بوی آغوش تو در میان باشد در اعماق من زنی درد می کشد که کمبود شدید محبت دارد و تعادل روانی اش را از دست می دهد همین که می فهمد تو با آفتابِ پشت پنجره سر و سرّی داری. من از چشم دوختنت به گل ها و درخت ها و پرنده ها جنون...
  • تو را زن می‌خواهم - نزار قبانی (دوشنبه 25 تیر‌ماه سال 1397 17:24)
    تو را زن می‌خواهم، آن‌گونه که هستی تو را چون زنانی می‌خواهم در تابلوی‌های جاودانه چون دوشیزگان نقش شده بر سقف کلیساها که تن در مهتاب می‌شویند تو را زنانه می‌خواهم تا درختان سبز شوند، ابرهای پر باران به هم آیند، باران فرو ریزد ... تو را زنانه می‌خواهم زیرا تمدن زنانه است شعر زنانه است ساقه‌ی گندم، شیشه‌ی عطر، حتی پاریس...
  • نمی‌خواهم نگرانت کنم - لیلا کردبچه (دوشنبه 25 تیر‌ماه سال 1397 17:19)
    نمی‌خواهم نگرانت کنم امّا هنوز زنده‌ام و این روزها هربار حواسم را پرت کرده‌ام در خیابان بوق اولین ماشین، عقب‌عقبم رانده است نمی‌خواهم نگرانت کنم امّا این شب‌ها هربار ناامیدی مرا به پشت بامِ خانه رسانده است با احتیاط پله‌ها را یکی یکی یکی پایین آمده‌ام با اینکه می‌دانستم در من دیگر چیزی برای شکستن نمانده است این شب‌ها...
  • در حوالی آغوش تو - امید آذر (یکشنبه 24 تیر‌ماه سال 1397 08:40)
    در حوالی آغوش تو که نه، اما زندگی در میان قلب تو همیشه زیباست ... آنقدر زیباست که وقتی خودم را حتی در خیال و رویا در میان قلب تو تصور می کنم نفس هایم تازه می شود بغضهایم فراموش می شود دلتنگی هایم رفع می شود زندگی ام تازه بوی زندگی می گیرد لحظه هایم غرق خوشبختی می شود و این همان آرزوی قشنگی ست که در میان هزاران آرزوی...
  • تو را فراسوی انتظار می‌خواهم - پل الوار (یکشنبه 24 تیر‌ماه سال 1397 08:31)
    تو را فراسوی انتظار می‌خواهم ‎ آن سوتر از خودم ‎ و آنقدر دوستت دارم ‎ که دیگر نمی‌دانم ‎ از ما دو تن ‎ کدام یک غایب است ! "پل الوار"
  • می خواهی دلتنگت نباشم - لیلا کردبچه (یکشنبه 24 تیر‌ماه سال 1397 08:26)
    می خواهی دلتنگت نباشم انگار که بخواهی، شیروانی‌هایِ "رشت" خیس نباشند . انگار که بخواهی زمستان‌هایِ "الموت" سرد انگار که بخواهی پاییزهای روستای چنار "کاشان" زرد. دنیا اما کاری به خواستنِ هیچکس ندارد . من هم سالهاست می خواهم کنارم باشی . "لیلا کردبچه"
  • دوستت دارم - پابلو نرودا (یکشنبه 24 تیر‌ماه سال 1397 08:18)
    دوستت دارم؛ تو را به عنوان چیزهای تاریکی که باید دوست داشت، دوست دارم در خفا، بین سایه و روح دوستت دارم به عنوان گیاهی که هرگز نمی شکوفد اما نور گلها را در خود پنهان کرده است ممنونم بابت رایحه ای که در من پنهان است که از عشق است که از زمین بلند می شود دوستت دارم بی آنکه بدانم چگونه، کی و چرا تو را بی شایبه دوست دارم...
  • از میان تمام چیزهایی که دیده ام - پابلو نرودا (یکشنبه 24 تیر‌ماه سال 1397 08:01)
    از میان تمام چیزهایی که دیده ام تنها تویی که می خواهم به دیدن اش ادامه دهم از میان تمام چیزهایی که لمس کرده ام تنها تویی که می خواهم به لمس کردنش ادامه دهم خنده ی نارنج طعمت را دوست دارم چه باید کنم ای عشق؟ هیچ خبرم نیست که رسم عاشقی چگونه بوده است هیچ نمی دانم عشق های دیگر چه سان اند؟ من با نگاه کردن به تو با عشق...
  • ترس - روشنک آرامش (یکشنبه 24 تیر‌ماه سال 1397 07:49)
    چقدر تنهاست زنی که رویاهایش از زندگی نجاتش نمی دهند ! دیشب خواب دیدم عنکبوتی مرا از پیله بیرون می آورد و بند بند تنم را به تارهای ابریشمی اش می بافد درد می کشیدم . می ترسم می ترسم بیدار شوم و با ملحفه های سفید از بند رخت آویزان شده باشم و خورشید با بی رحمی پوستم را خراش دهد ! خوابیده ام و نفس های بلندم را می شنوم چقدر...
  • می خواهم از تو بنویسم (سه‌شنبه 19 تیر‌ماه سال 1397 07:52)
    می خواهم از تو بنویسم، نوشته ای که تمام احساس پاکت را لبریز از شوق کند . اما هر چه می اندیشم تمام کلمات به هزاران شکل در وصف معشوق و زیبایی ها به زبان آورده و نگاشته شده است ! و من نمی توانم کلمه ای غیر از تکرار واژه ها را به زبان بیاورم ! حال چگونه می توانم تو را وصف کنم که حتی کلمه ای به گوشت آشنا نباشد!؟ می دانم،...
  • می خواهم از تو بنویسم - هالینا پوشویاتوسکا (یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1397 10:49)
    می خواهم از تو بنویسم با نامت تکیه گاهی بسازم برای پرچین های شکسته برای درخت گیلاس یخ زده؛ از لبانت که هلال ماه را شکل می دهند؛ از مژگانت که به فریب، سیاه به نظر می رسند؛ می خواهم انگشتانم را در میان گیسوانت برقصانم؛ برآمدگی گلویت را لمس نمایم همان جایی که با نجوایی بی صدا دل از لبانت فرمان نمی برد؛ می خواهم نامت را...
  • مردان در هیچ زمانه ای + فردریش نیچه (سه‌شنبه 12 تیر‌ماه سال 1397 07:54)
    مردان در هیچ زمانه ای به اندازه زمانه ما با جنس ضعیف با این همه احترام رفتار نکرده اند. - این نیز، مانند بی حرمتی به پیری، از پیامدهای گرایش و طبعی است از اساس دموکراتیک. جای شگفتی نیست اگر که خیلی زود از این احترام بهره گیری ناشایست شود. بزودی بیشتر خواهند خواست و طلبکارتر خواهند شد. سرانجام کمابیش از این احترام...
1 2 3 4 5 ... 122 >>