? آرشیو مطالب وبلاگ - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

عناوین یادداشت‌ها

  • صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم (سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1395 08:14)
    صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات در یکی نامه محال است که تحریر کنم با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم گر...
  • در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد (سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1395 08:09)
    در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد آن دلبر عیار مرا دید نشان کرد من در پی آن دلبر عیار برفتم او روی خود آن لحظه ز من باز نهان کرد من در عجب افتادم از آن قطب یگانه کز یک نظرش جمله وجودم همه جان کرد ناگاه یک آهو به دو صد رنگ عیان شد کز تابش حسنش مه و خورشید فغان کرد ... "مولانا"
  • سوگند به موی تو که از کوی تو رفتیم (سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1395 08:04)
    سوگند به موی تو که از کوی تو رفتیم از کوی تو آشفته تر از موی تو رفتیم بگذار بمانند حریفان همه چون ریگ ما آب روانیم که از جوی تو رفتیم وصل تو به آن منت جانکاه نیرزد تا دوزخ هجر تو ز مینوی تو رفتیم چون آن سخن تلخ که ناگاه شبی رفت از آن لب شیرین سخنگوی تو رفتیم ای عود شبی ما و تورا سوخت به بزمی هنگام سحر حیف که چون بوی...
  • دیری ست که از روی دل آرای تو دوریم (سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1395 07:56)
    دیری ست که از روی دل آرای تو دوریم محتاج بیان نیست که مشتاق حضوریم تاریک و تهی پشت و پس آینه ماندیم هر چند که همسایه ی آن چشمه ی نوریم خورشید کجا تابد از این دامگه مرگ باطل به امید سحر زین شب گوریم زین قصه ی پر غصه عجب نیست شکستن هر چند که با حوصله ی سنگ صبوریم گنجی ست غم عشق که در زیر سرماست زاری مکن ای دوست اگر بی...
  • امروز نه آغاز و نه انجام جهان است (سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1395 07:49)
    امروز نه آغاز و نه انجام جهان است ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری دانی که رسیدن هنر گام زمان است تو رهرو دیرینه سرمنزل عشقی بنگر که زخون تو به هر گام نشان است آبی که برآسود زمینش بخورد زود دریا شود آن رود که پیوسته روان است باشد که یکی هم به نشانی بنشیند بس تیر که در چله این کهنه...
  • خنجر از دست عزیزان خوردن (یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 19:22)
    تو اگر می دانستی که چه زخمی دارد که چه دردی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن از منِ خسته نمی پرسیدی آه ای مَرد چرا تنهایی..؟ "ایرج جنتی عطایی" برگرفته از کانال @baran_e_del
  • خیلی مهم (یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 19:17)
    خیللللللی مهم: ما می توانیم ؛ خیلی چیزها به آدم های اطرافمون هدیه کنیم. مثل عشق, لذت و محبت...! اما لیاقت داشتن اینها رو, ما نمی تونیم بهشون بدیم! "ژواکیم ماشادو آسیس" برگرفته از کانال @baran_e_del
  • دل من ساکن دستان تو بود (یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 19:11)
    دل من هرزه نبود ؛ دل من عادت داشت که بماند یک جا ... به کجا ؟ معلوم است ، به در خانه تو ! دل من عادت داشت که بماند آن جا پشت یک پرده توری ، که تو هر روز آن را به کناری بزنی ... دل من ساکن دیوار و دری که تو هر روز از آن می گذری دل من ساکن دستان تو بود ... دل من گوشه یک باغچه بود که تو هر روز به آن می نگری راستی دل من...
  • دقایق عمرت را صرف آدم های کوچک نکن (یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 19:05)
    وقتی می شود دقایق عمرت را با آدم های خوب بگذرانی. چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایی کنی که یا دل های کوچک شان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی های بچه گانه اند؟ یا مدام برای نبودنت، برای خط زدنت تلاش می کنند؟! "زیگموند فروید" برگرفته از کانال @baran_e_del
  • لطفا به دلخوشی دیگران گیر ندهید... (یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 19:01)
    سالها گذشت تا من فهمیدم ؛ آدمها احتیاج دارن سفر برن. احتیاج دارن از زندگی لذت ببرن و لذت بردن برای آدمها متفاوت معنی میشه... یکی از ﻫﻴﺎت امام حسین لذت میبره یکی از مهمونی رفتن. یکی تو سفر مکه اقناع میشه یکی تو سفر تایلند. اینا همشون برای من آدمهای محترمی هستن. سالها گذشت تا من فهمیدم نباید به دلخوشی های آدمها گیر...
  • جای تو خالی ست (یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 18:52)
    جای تو خالی ست! در تنهایی هایی که مرا تا عمیق ترین دره های بی قراری می کشانند جای تو خالی ست در سردترین شبهایی که لبخند های مهربانی را به تبعید می برند... جای تو خالی ست در دریغ نا مکرری که به پایان رسیدن را فریاد می کنند جای تو خالی ست در هر آن نا کجایی! که منم ... "حمید مصدق" برگرفته از کانال @baran_e_del
  • چراغ کوچک (یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 18:48)
    در نامهِ دیروزت چراغی کوچک برایم فرستاده بودی منِ تاریک روشنش که کردم در آیینه روبرویم خود را دیدم که تاریخی هستم تیره و تار از مردانی که چراغ را در زن کشتند! "شیرکو بی کس" برگرفته از کانال @baran_e_del
  • ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺮﺳﯿﻢ (یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 18:42)
    ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻋﻤﺮﯼ ﺳﺖ ﮐﻨﺎﺭِ ﻫﻢ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﯿﻢ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﺭﯾﻞ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﺅﯾﺎﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻨﺰﻝِ ﻣﻤﮑﻦ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺮﺳﯿﻢ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻭﺍﮔﻦ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭِ ﻫﺮ ﻗﻄﺎﺭﯼ ﻭﺍﮊﮔﻮﻥ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺷﺪ ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻨﺪ ﻣﺎ ﺣﺎﻣﻞ ﭼﻨﺪ ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﭼﻨﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﻧﺎﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﻮﺳﻪ ﯼ ﺑﯽ ﺭﯾﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯾﻢ.. "شیرکو بی...
  • تو را در آغوش می گیرم تا زندگی کنم (یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 18:36)
    سخن با تو می گویم تا کلام تو را بهتر بشنوم کلام تو را می شنوم تا به درک خود یقین یابم تو لبخند می زنی که مرا تسخیر کنی تو لبخند می زنی و چشم من به جهان باز می شود تو را در آغوش می گیرم تا زندگی کنم زندگی می کنیم تا هر چه هست به کام ما باشد تو را ترک می کنم تا به یاد هم باشیم از هم جدا می شویم تا دوباره به هم برسیم...
  • یک زن؛ مگر چقدر قدرت دارد!؟ (یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 18:31)
    یک زن؛ مگر چقدر قدرت دارد در بزند، و کسی در را برایش باز نکند...؟! یک در مگر چقدر قدرت دارد بسته بماند، وقتی زنی عاشق در می زند ... ؟!! "چیستا یثربی" برگرفته از کانال @baran_e_del
  • تو را حس میکنم (یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 18:26)
    اینجا همین جا نزدیک همین تنفس بى خواب تــو را طـورى نزدیک به لمسِ هـوا حس مى کنم که گنجشک تشنه، عطـرِ باران را. "سیدعلی صالحی" برگرفته از کانال @baran_e_del
  • میان ماندن و نماندن (یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 18:21)
    میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو: دل اگر دل باشد، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد. "سیدعلی صالحی" برگرفته از کانال @baran_e_del
  • فراموشت کرده ام! (دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1395 18:51)
    فراموشت کرده ام ای نور دسته دسته که بر هم می گذارم و تو را می سازم. ماه سیاه ! که پیشانی داغت را برف شسته است اقیانوس عاشق ! که در پی قویی کوچک روانه رود می شوی ! از یادت برده ام هم چون چاقویی در قلب هم چون رعدی تمام شده در خاکستر شاخه هایم . "محمد شمس لنگرودی" از کتاب: پنجاه و سه ترانه عاشقانه
  • بخند (دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1395 18:46)
    بخند خنده های تو ترکیدن شاهوار کوهستان های انار است و چشمه های خون دلم که روح مرا خیس می کند بخند و کشتی سرگشته را به جزیره ای رهنمون شو که جز برای تو کالایی ندارد فرو شو در آب دریاچه فرو شو و آب را بشوی در شعله زار تشنه فرو شو و آتش را گرم کن دهان بر دهان زمین بگذار و جان تازه به این مرده بخش . در آب دریاچه فرو شو و...
  • مه نمی گذارد که ببینمت (دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1395 18:39)
    تو آب شده یی در اندوه اسب ها دلتنگی دره ها قطرات شبنم، مه نمی گذارد که ببینمت . شانه به سر، تاجش را به زمین می گذارد که تو شهبانوی کوهستان ها شوی کفشدوزک ها خال های سیاهشان را برای گردنبند تو در باران رها می کنند قوچ ها برای تو با درخت صنوبر می جنگند مه نمی گذارد که ببینمت . تو هستی و نیستی خالق امروز من ! تو هستی و...
  • اگر گنجشکی تازه‌بالی (دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1395 18:35)
    اگر گنجشکی تازه‌بالی در شعر کوچک من لانه کن اگر آفتابی تازه‌زادی و راه را نمی‌شناسی در آسمان خانۀ من پرسه زن اگر توفانی و دریاهایت کوچکند در بستر من شعله‌ور شو ای بادپا که دسته‌کلید دریاها در دست توست صندوق قدیمی‌را باز کن و نقشۀ ملاحان گمشده را به من ده ببین چگونه مرواریدها تکثیر می‌شوند بر آتش مژگان من. "محمد...
  • پل ها (دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1395 18:28)
    به دنبال پروانه ای خانه را گم کرده بودیم و به دنبالش دنباله ی هم را... ، نمی دانم چرا حالا که افتاده ایم به یاد هم افتاده ایم! ، چرا همیشه پل ها جدا می کنند جاده ها دور... "معین دهاز"
  • دست‌هایم را بگیر (دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1395 18:24)
    دست‌هایم را بگیر... شاید هنوز نرفته باشی شاید هنوز نمرده باشم!... "معین دهاز "
  • تنها نگران این بودم (دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1395 18:20)
    تنها نگران این بودم؛ که به جستجوی تو در دورترین کوچه ی دنیا به خانه ات برسم و تو به جستجویم رفته باشی! چه غم‌بار وقتی نمی دانی گم کرده ای یا گم شده ای؟ "معین دهاز" برگرفته از کانال: @ baran_e_del
  • تولد ... (دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1395 17:16)
    امشب شعری نخواهم نوشت ] سی و ششمین [ شمع را برای تولدت روشن می کنم و پرهایم را طواف می دهم. برگرد، آتشی که تو در جانم روشن کرده یی ] سی و شش [ تکه خاکستر کوچک کافی است تا پر سوخته حرمت پیدا کند. جشن تولد توست و من ] سی و شش [ بار به دنیا می آیم و خاکستر می شوم تا راز حضور تو را بدانم. ققنوسم من امشب. "محمد شمس...
  • دلتنگی آدم را به خیابان می کشد (یکشنبه 8 اسفند‌ماه سال 1395 13:38)
    دلتنگی آدم را به خیابان می کشد دلتنگم ! و مردم نمی فهمند قدم زدن -گاهی - از گریه کردن غم انگیز تر است! ... "اهورا فروزان"
  • عشق تازه (یکشنبه 8 اسفند‌ماه سال 1395 12:35)
    با تو کشف کردم که بهار برای گرامی داشت تنها یک پرستو می‌آید ... پیش از تو، می‌پنداشتم که پرستو سازنده‌ی بهار نیست ... با تو دریافتم که خاکستر، اخگر می‌شود و آب برکه ها‌ی گل‌آلودِ باران در گذرگاه‌ها دوباره، به ابر بدل می‌شوند، و جویباران، در نزدیکی مصب خویش پالوده می‌شوند و به سرچشمه‌های خویش باز می‌گردند، و قطره‌ی...
  • همین حالا دوستم بدار... (یکشنبه 8 اسفند‌ماه سال 1395 07:43)
    این آغوش را تا یخ نزده .. تا از بغل نیوفتاده باید بچشی ... این انگشت ها که باید لایِ فرِ موهایت بپیچند را و این گونه هایِ تب دار را همین شب ها باید ببوسی ... این زنده بودن را همین امروز همین حالا باید زندگی کنی ... این "مــن" را ..... همین حالا باید دوست بداری ... شاید فردا برایِ هر اتفاقِ خوبی دیر باشد .......
  • می شود از دست داد و نمرد! (یکشنبه 8 اسفند‌ماه سال 1395 07:16)
    آدم هایی که از رابطه های طولانی بیرون می آیند خطرناکند، چرا که آنها می فهمند می شود یک چیزهایی را از دست داد و نمرد!... "ژوان هریس"
  • عشق کهنم (شنبه 7 اسفند‌ماه سال 1395 08:07)
    از آن روز که تو را در آن شناختم و ماهیان در آسمان پرواز می کنند و گنجشکان در زیر آب، به شناوری مشغول اند و خروس در نیمه شب، بانگ می دهد و غنچه ها شاخه های تابستانی را غافلگیر می کنند و لاک‌پشتان همچون خرگوشان در جهش و پرش اند و گرگ با لیلی در بیشه بحبور می رقصد و مرگ انتحار می کند و دیگر نمی میرد از آن روز که تو را...
<< 1 2 3 4 5 ... 105 >>