? آرشیو مطالب وبلاگ - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

عناوین یادداشت‌ها

  • مثل پاییز (پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 15:38)
    مثل پاییز ! بیا بگیر تسخیر کن خودت را میان من بریز و لبخند رؤیایت را بپاش که پژمرده ام مثل باغی که از پائیز غمگین است ! بانوی من اخم هایت را که باز کنی تازه شاعرانگی ام گل می کند ... "امیر ارسلان کاویانی" دلنوشته : چقدر صبورانه و ریتم وار تکرار می شوی ! برگرفته از وبلاگ: چای تلخ http://chaayetalkh.blogfa.com...
  • دلم بوسه های بی هوا می خواهد (پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 15:36)
    دلم بوسه های بی هوا می خواهد از همان هایی که میان لبهای تو تلمبار شده و سهم من است! "امیر ارسلان کاویانی" دلنوشته: خودت را دریغ نکن، شاید روزی حسرت لحظه های خوبمان را بخوریم! برگرفته از وبلاگ: چای تلخ http://chaayetalkh.blogfa.com /
  • همین که هستی کافی‌ست (پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 15:34)
    چقدر فلسفه می چینی!!! ببین، همین که هستی خودش چقدر شاعرانه است! یک میز خالی و دو فنجان چای و یک لبخند جانانه کافی‌ست تا عقده های دلتنگی ام باز شود! "امیر ارسلان کاویانی" دلنوشته: همین که باشی، همین که هستی، همین کافی‌ست. برگرفته از وبلاگ: چای تلخ http://chaayetalkh.blogfa.com /
  • سکوت غلیظ (پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 15:31)
    مثل گنجشک میان تودۀ سیم خاردار، تقلا می کنم و هرچه بیشتر... فقط به مرگ نزدیک تر می شوم و تو بی هوا به آبیِ آزادی بال می کشی... خداحافظی نمی کنم! حتی دست تکان نمی دهم فقط همین ، "سکوت غلــــیـــظ" برای آخرین سِکانس... "امیر ارسلان کاویانی" دلنوشته: سکوت تلخم را به پای هیچ چیز نگذار! عادت دارم وقتی...
  • ارتفاع چشم هایت (پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 15:26)
    مدام فرو می روی در سرم و من خواب می بینم دستهایی را که از من بریده ای... کبریت کشیده ام روی من و خودم را پرت کرده ام از ارتفاع چشم هایت بعد از تو بهم زده ام باخودم مثل تو که با من به هزار دلیل منطقی...! حق با توست هم قد نیستم حتی شعورم به حرف های تو نمیرسد های خودخواه ِ کوچکِ من به هوای شعر نیا جنگل روح من سوخته است!...
  • شبیه همۀ قرارهای شکسته ات (پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 15:20)
    شبیه همۀ قرارهای شکسته ات؛ شکسته ام و روزی یک پاکت درد می کشم ! آنقدر که تیتر اول حرف هایم بوی دود می دهد ... هرشب رو به پنجره پنجره ای که رو به دریاست خود کشی می کنم ! همیشه همه چیز همانطور نمی شود که همه می خواهند ! "امیر ارسلان کاویانی" دلنوشته : همه چیز از دست رفت برای یک "هیچ" طولانی . .....
  • مثل بارش برف (پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 15:17)
    مثل بارش برف در طول یک شب زمستانی همه جا مثل سیل می ریزی، غرق می کنی ... حس می کنم بو می کنم بدون آنکه ببینمت ، تا دم صبح لبهای تو را می بوسم درست مثل کام ِ آخر ِ سیگار ! کاش ماندنی بودی مثل میگرن مزمن من ! "امیر ارسلان کاویانی" دلنوشته: یادش بخیر بام تهران با تو پراز قرار بود و خاطره! حالا فقط یک بلندی بی...
  • کاش بفهمی (پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 15:14)
    کاش بفهمی لبخند سخت گیرانه ات چقدر معذبم می کند! گاهی که بی رحم می شوی چشم غره می روی... بانو من شاعرم مبادی آداب نیستم! گاهی رندانه و مستانه پا می کوبم بوسه می دزدم! "امیر ارسلان کاویانی" دلنوشته: تلخ ترین حس دنیا شاید این باشد که من برایت با همه آدمهای دیگر فرقی ندارم... برگرفته از وبلاگ: چای تلخ
  • اگر بی‌تو بر افلاکم (پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 13:59)
    اگر بی‌تو بر افلاکم چو ابر تیره غمناکم وگر بی‌تو به گلزارم به زندانم به جان تو "مولانا"
  • تویی عمر عزیز من (پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 13:21)
    نخواهم عمر فانی را تویی عمر عزیز من نخواهم جان پرغم را تویی جانم به جان تو "مولانا"
  • ناچار! (پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 12:59)
    اگر یک روز مجبور شوم که تو را ترک کنم کوچک بودن عشقم را نه، بزرگ بودن ناچاری‌ام را باور کن... "آتیلا ایلهان"
  • معجزه ی پاییز (پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 12:57)
    این روزها سخت درگیرِ عشقم! بگذار شکوفه دهد دست هایم روی تنِ خیالت! بگذار بگویند معجزه ی این پاییز همین شکوفه هاست! تا از فردا شعر هایم با عطرِ شکوفه های پاییزی... همه را عاشق‌ کند! "رضا ضراب" برگرفته از کانال: @ baran_e_del
  • جز تو یاری نگرفتیم (چهارشنبه 1 آذر‌ماه سال 1396 08:11)
    جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت بر همان عهد که بودیم بر آنیم هنوز... "ادیب نیشابوری" برگرفته از کانال: @ baran_e_del
  • دیری است دلم در به در و خانه به خانه (سه‌شنبه 23 آبان‌ماه سال 1396 18:59)
    دیری است دلم در به در و خانه به خانه تا کی، به که یابد ز تو ای عشق نشانه دانی که چه ئی از پس این در به دری ها؟ خواب سحری در پی کابوس شبانه از خون دلم بر ورق جان کلماتی است پیکی که دلم سوی تو کرده است روانه با شور تو، خون می زند از سینه برونم چون ساقه که بشکافدش از پوست، جوانه خواهم که چو ققنوس بسوزم به لهیبت چون میکشی...
  • یاد تو می وزد (سه‌شنبه 23 آبان‌ماه سال 1396 07:58)
    یاد تو می وزد ولی بی‌خبرم ز جای تو ... "حسین منزوی" -------------------------------------------- متن کامل شعر: یاد تو می وزد ولی، بی خبرم ز جای تو کز همه سوی می رسد، نکهت آشنای تو غنچه طرف فزون کند، جامه ز تن برون کند سر بکشد نسیم اگر، جرعه ای از هوای تو عمر منی به مختصر، چون که ز من نبود اثر زنده نمی شدم...
  • دستم را بگیر (سه‌شنبه 23 آبان‌ماه سال 1396 07:50)
    دستم را بگیر و با خود به هر جا که خواستی ببر، دستم ... پرنده ای کوچک که پرواز را نمی داند. "حمید جدیدی"
  • بگذار در آغوش تو آرام بگیرم (دوشنبه 22 آبان‌ماه سال 1396 16:53)
    بگذار در آغوش تو آرام بگیرم از جذبه ی چشمان تو الهام بگیرم دریای منی این همه بی وقفه و زیبا من ساحلی لب تشنه ام و کام بگیرم چشمان تو تاکی ست پر از مستی انگور از شط شراب تو منم جام بگیرم عمری ست دلم گمشده در عمق نگاهت بگذار سراغ از دل گمنام بگیرم آمیزه ای از شعری و شوری و تماشا باید که من از عشق تو سرسام بگیرم لبخند...
  • گر جهان بحر شود موج زند سرتاسر (دوشنبه 22 آبان‌ماه سال 1396 13:34)
    گر جهان بحر شود موج زند سرتاسر من به جز جانب آن گنج گهر می نروم یار ما جان و خداوند قضا و قدر است من از این جان قدر جز به قدر می نروم "مولانا"
  • من از این خانه پرنور به در می نروم (دوشنبه 22 آبان‌ماه سال 1396 13:34)
    من از این خانه پرنور به در می نروم من از این شهر مبارک به سفر می نروم منم و این صنم و عاشقی و باقی عمر من از او گر بکشی جای دگر می نروم "مولانا" برگرفته از کانال: @ baran_e_del ------------------------------------------------------- (متن کامل شعر در ادامه مطلب) متن کامل شعر: من از این خانه پرنور به در می...
  • بعد از تو (جمعه 12 آبان‌ماه سال 1396 07:15)
    بعد از تو تا همیشه شب ها و روزها بی ماه و مهر می گذرند از کنار ما اما ... پشت دریچه ها در عمق سینه ها خورشید ِ قصه های تو همواره روشن است ... "فریدون مشیری"
  • شانه‌های تو (پنج‌شنبه 11 آبان‌ماه سال 1396 09:41)
    شانه‌های تو ... همچو صخره‌های سخت و پر غرور موج گیسوان من در این نشیب سینه می‌کشد چو آبشار نور شانه‌های تو... در خروش آفتاب داغ پرشکوه زیر دانه‌های گرم و رو‌شن عرق برق می‌زند چو قله‌های کوه شانه‌های تو ... قبله‌گاه دیدگان پرنیاز من شانه‌های تو، مُهر سنگی نماز من! "فروغ فرخزاد "
  • آغوشت ... (چهارشنبه 10 آبان‌ماه سال 1396 09:15)
    تمام جان و تنم را بکش در آغوشت مرا که طاقت یک پیرهن جدایی نیست ... !! "علی شکری"
  • همچون نسیم صبح (چهارشنبه 10 آبان‌ماه سال 1396 08:52)
    ... همچون نسیمِ صبح لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم در سینه هیچ نیست بجز آرزوی تو... "فروغ فرخزاد" (9 ژوئن 1957 – مونیخ)
  • به عطر چشمانت (سه‌شنبه 9 آبان‌ماه سال 1396 17:37)
    از باغ های حافظ تو تا سطرهای بی خواب من چقدر بیراهه هست! می خوابم این بار به عطر چشمانت با سرمه ای که در چشمان هر نهنگی هست بی مِی بی ساغر از هزاره ی طوفان های در راه چگونه است گریستن بر فریادهای مانده در خیزاب بانوی درخت های خیس و تب دار برخیز بیا به ساحل برویم مرگ تاوان کمی است برای چشمان تو... "فاطمه سادات...
  • به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد (سه‌شنبه 9 آبان‌ماه سال 1396 13:04)
    به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است اینکه گوید بدلی ره است دلرا دل من ز غصه خون شد،دل او خبر ندارد . "ناشناس" ------------------------------------------------------- پ.ن: با جستجوی این شعر در گوگل می بینیم که برخی به نام یک شاعر قدیمی ثبت کرده اند (نامش را نمی آورم که...
  • چقدر من دیدنت را دوست دارم (دوشنبه 8 آبان‌ماه سال 1396 13:01)
    چقدر من دیدنت را دوست دارم؛ در خواب در غروب در همیشه‌یِ هر جا هرجایی که بِتوان تو را دید صدا کرد و از انعکاس نامت کیف کرد! چقدر من دیدن تو را دوست دارم. "افشین صالحی"
  • دنبال اسمی در شعرهای من نگرد (دوشنبه 8 آبان‌ماه سال 1396 07:39)
    دنبال اسمی در شعرهای من نگرد عطر تو واژه به واژه در من جاری ست! ندیده ای می گویم دلتنگم هزاران ابر بر فراز شعرهایم رخت می شویند می گویم پاییز هزاران درخت پا به پای من در پایان هر شعر برگ می ریزند! و وقتی بر زبانم دوستت دارم جاری می شود هزاران پرنده ی بی پناه آشیانشان را پیدا می کنند! تو در من پا گرفته ای و تا فتح تمام...
  • چهار شعر جدید از فرنگیس شنتیا (یکشنبه 7 آبان‌ماه سال 1396 10:03)
    چهار اثر از مجموعه در دست چاپ: اوی من 1) جانم برای تو آن گاه که می گویی سلام و جدار سینه من با پنجه های آفتاب شکاف برمی دارد جانم برای تو وقتی که می خندی و اندام های حیاتی من از بوی دهانت تنفس مصنوعی می گیرد جانم برای تو آنگاه که درلابلای من می وزی و از رگ های گردنم به خدای من نزدیک تر می شوی جانم برای تو که بر جراحتم...
  • دوستت دارم (پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1396 10:14)
    همه ی گل هایم ثمره ی باغ های توست و هر می که بنوشم من از عطای تاکستان توست و همه ی انگشتری هایم از معادن طلای توست ... و همه ی آثار شعری‌ ام امضای تو را پشت جلد دارد! *** دوستت دارم و هراسانم دقایقی بگذرند که بر حریر دستانت دست نکشم و چون کبوتری بر گنبدت ننشینم و در مهتاب شناور نشوم سخن ات شعر است خاموشی ات شعر و عشقت...
  • در زیر سایه ی مژه ات (پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1396 10:00)
    در زیر سایه ی مژه ات خوابم آرزوست... "فریدون مشیری" متن کامل شعر: همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوست چون باده ی لب تو می نابم آرزوست ای پرده پرده ی چشم توام باغ های سبز در زیر سایه ی مژه ات خوابم آرزوست دور از نگاه گرم تو، بی تاب گشته ام بر من نگاه کن، که شب و تابم آرزوست تا گردن سپید تو گرداب رازهاست سر گشتگی...
<< 1 2 3 4 5 ... 118 >>