? آرشیو مطالب وبلاگ - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

عناوین یادداشت‌ها

  • به من زنگ نزن (دوشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1396 17:35)
    به من زنگ نزن به دیدنم بیا این تلفن لعنتی دکمه‌ی آغوش ندارد...! "حسنا میرصنم"
  • دست‌های تو (دوشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1396 17:33)
    دست‌های تو انگار پرچم‌های صلح‌اند بر خرابه‌ی روزهای من که جز نشانه‌ای از گنج‌ها در او باقی نیست زورق‌ها و نگهبانانی که باروت کشف‌شده را به جزیره‌ی دور می برند . دست‌های تو انگار سیم‌های تارند که ترانه‌های حرام را پنهانی در آتش رودخانه‌های‌شان حفظ می‌کنند، رودهایی روشن که صورت سربازهای شکست‌خورده را در آتش زخم‌ها...
  • نسبت عشق به من (دوشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1396 17:21)
    نسبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو محتاج ترم یا تو به من زنده‌ام بی تو همین قدر که دارم نفسی از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن... "فاضل نظری"
  • تنهایی (دوشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1396 17:20)
    از برکه به دریا بزن! تنهایی‌اَت بزرگ شده است مرد. "رضا کاظمی"
  • باران خیال توست (دوشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1396 17:18)
    باران خیال توست می آید، شدید می شود، صورتم را خیس می کند ... باران؛ آمدن توست همه را عاشق می کند ... باران؛ نگاه توست زیرش که باشی تب می کنی ... باران؛ پیراهن توست بویش تا مدت ها همه را دیوانه می کند ... باران؛ داغ توست سیگار می خواهد... باران... بگذریم ... باران گریه ی من که نیست بند می آید... "سجاد شهیدی"
  • تو کجا نالی از این خار که در پای منست (دوشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1396 17:06)
    تو کجا نالی از این خار که در پای منست یا چه غم داری از این درد که بر جان تو نیست دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیب عاجز آمد که مرا چاره درمان تو نیست. "سعدی"
  • سخت نیست (پنج‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1396 11:10)
    سخت نیست اصلا سخت نیست از روی شانه ام تاب بخوری روی دستم توی چشمهایم زل بزنی و بگویی حواست هست امروز جمعه است؟! سخت نیست بگویم مگر حواس گذاشته ای؟ سخت نیست چنان ببوسمت که جمعه در تقویم از خجالت سرخ شود گونه اش! سخت نیست... جمعه ها صدایت کنم و بگویم من رفتم! بگویی کجا؟ بگویم قربان عطر تنت!! سخت نیست من و تو این طور جان...
  • از تو گذشته ام (پنج‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1396 11:06)
    از تو گذشته ام همان طور که دوباره راه می روم همان طور که آرام زندگی می کنم چشم هایم را اما هیچ اشکی بند نمی آورد... از تو گذشته ام و این بار نیمه ی غمگین ترم را پشت سرت گذاشتم تا شب و روزِ خلوتم در اندوهِ این روزگارانِ سرد و طولانی آرام بگذرد و در بطنِ این زندگی هیچکس نمی داند کسی که اندوهش در اصالتِ نبودنِ تو عمیق...
  • عشق اشتباهی! (سه‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1396 08:46)
    اگر عاشقید ولی حالتان بد است مطمئن باشید دچار آدم اشتباهی شدید این سهم شما از عشق نیست عاشقی یعنی حال خوش دو بالی که عشق به شما می دهد می توانید تا آسمان نهم تا خود خدا اوج بگیرید پس از همین راهی که آمدید دوباره برگردید به اول مسیر سختی را به جان بخرید تا در ادامه زندگی آسوده باشید جلوی ضرر را از هر کجا بگیرید منفعت...
  • کائنات وجودی واحد است (سه‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1396 08:39)
    کائنات وجودی واحد است. همه کس و همه چیز با نخی نامرئی به هم بسته اند. مبادا آه کسی را در آوری، مبادا دیگری را مخصوصاً اگر از تو ضعیف تر باشد بیازاری. فراموش نکن اندوه آدمی در آن سر دنیا ممکن است همه انسان ها را اندوهگین کند و شادمانی یک تن همه را شاد کند . "الیف شافاک" از کتاب: ملت عشق + الیف شافاک یا الیف...
  • دنبال کسی نگرد (سه‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1396 08:25)
    دنبال کسی نگرد که دارد غرق می شود مرا که اینقدر آرام روی صندلی نشسته ام و دارم چای می نوشم نجات بده. "رویا شاه حسین زاده" از کتاب: آوازی برای یک آدم آهنی / نشر فصل پنجم / چاپ اول 1395 -------------------------------------------------------- پ.ن: "آوازی برای یک آدم آهنی" رو از نمایشگاه کتاب 96...
  • گمان نکن تنهایی عذابم داد (یکشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1396 07:27)
    گمان نکن تنهایی عذابم داد به سرزمین دیگری رفتم به سرزمینی که عاشق نداشت از زمینش تنها شراب می جوشید از درختانش سیگار فکر کرده ای می میرم درنبودنت؟ فکر کرده ای تنها آغوش تو را دارم؟ همان شب سفر کردم به سرزمین دیگری سرزمینی سفید سفید در بستری از اشک های زلال در آغوش فرشته ای رفتم همان شب چشمانم را بستم که صبح را نبینم...
  • ﻫﯿﭻ ﺑﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺑﯽ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖ (یکشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1396 07:24)
    ﻫﯿﭻ ﺑﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺑﯽ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﺪﻩ ﻣﮕﺮ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﭙﯿﭽﺪ ﺩﺭ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﻢ ... "احمد شاملو" برگرفته از کانال : @baran_e_del
  • باش تا جان برود (یکشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1396 07:18)
    باش تا جان برود در طلب جانانم که به کاری به از این بازنیاید جانم. "سعدی" ----------------------------------- متن کامل شعر: آن نه رویست که من وصف جمالش دانم این حدیث از دگری پرس که من حیرانم همه بینند نه این صنع که من می‌بینم همه خوانند نه این نقش که من می‌خوانم آن عجب نیست که سرگشته بود طالب دوست عجب اینست...
  • ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻦ (یکشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1396 07:14)
    ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﺐ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﻠﻮﺕ ﺁﺭﺍﻡ ﻭﻗﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺯ ﺗﻮ ﻓﺮﺻﺖ ﻃﻠﺒﯽ ﺭا. "ﺯﻫﺮﺍ ﺷﻌﺒﺎﻧﯽ "
  • جایت خالی (یکشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1396 07:11)
    جایت خالی چقدر هوا برایِ دوست داشتنت خوب است...! "افشین صالحی "
  • نامه های سوخته 2 (چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1396 08:05)
    چشم هایم را که بستم عطر بهشت مرا برد به ... جایی که گناه متولد نمی شد! پر از بوسه و نگاه های عاشقانه جایی که هرم یک نفس تنم را تب دار می کرد لبالب از ستاره، رنگین کمان و باران! جایی که باید گم شد به امید پیدا نشدن خنکای نسیم که پلکهایم را بوسید و چشم هایم را باز کرد دیدم بهشت تویی که در آغوشم گرفته ای بخوابم! رو به...
  • با خیالت زندگی می کنم (چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1396 07:56)
    با خیالت زندگی می کنم و با خودت عاشقی. کاش دو بار زاده می شدم؛ یکی برای مردن در آغوش تو، یکی برای تماشای عاشقی کردنت! "عباس معروفی"
  • نامه های سوخته 1 (چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1396 07:52)
    می شود وقتی دارم یواشکی توی جیب پیراهنت دنبال حواسم می گردم بی هوا ببوسی مرا ! ضعف کنم بروی برایم آب بیاوری، بگویم اول خودت کمی بچش ! بگویی چرا؟ بگویم آب قند لازمم ! می شود هر کدام از کشوهای میزم را باز می کنم ببینم نشسته ای و ناخن هایت را لاک می زنی ! می شود وسط یکی از عاشقانه هایم دراز بکشی و بگویی چهار دیواری...
  • بودنت دلتنگ ترم می کند! (چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1396 07:45)
    وقتی می‌گویم دیگر به سراغم نیا، فکر نکن که فراموشت کرده‌ام یا دیگر دوستت ندارم، نه! من فقط فهمیدم وقتی دلت با من نیست، بودنت مشکلی را حل نمی کند تنها دلتنگ ترم می کند! "رومن گاری" برگرفته از کانال: @ kafetanhay
  • چیزی بیشتر از شنیدن ... (چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1396 07:44)
    گاهی که نه همیشه به چیزی بیشتر از شنیدن دوستت دارم محتاجم...! به چیزی شبیه آسوده چشم باز کن هنوز هستم... "هستی دارایی" برگرفته از کانال: @ kafetanhay
  • نام تو (چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1396 07:42)
    نامت را به تمام پرنده ها یاد داده ام به آسمان به ابرها و به شعرهایم دفترم را باز کن هر شعری پرواز بلد نباشد مال من نیست... "رضوان ابوترابی" برگرفته از کانال: @ kafetanhay
  • ویران (یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1396 17:38)
    آلبومی قدیمی ام، در زیرزمین خانه ای کلنگی که واحدهایش را پیش فروش کرده اند . در انتظار دستی جامانده در اعماقم که آجرها نمی گذارند خاطره ای فروریخته را ورق بزند نجاتم بده ! در من هنوز لبخندی هست که می تواند چیزی یادت بیاورد . "لیلا کردبچه" پ.ن: این کتاب رو نمایشگاه امسال خریدم و یکی از دو کتابی هست که ارتباط...
  • بوی لیموی تازه (یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1396 17:07)
    تو را در کدام خاطره جا گذاشتم در کدام کنج دلم پنهانت کردم که پیدایت نمی کنم حتی در این شب که بی تابم گیسوانت را نفس بکشم بیا دوباره به همان خانه برگردیم که چراغش را روشن گذاشتیم و پنجره اش باز بود رو به بهارنارنج همان اتاق که تو را در آن شناختم تا خودم را فراموش کنم آن روزها چقدر برای پرواز آسمان داشتیم. آن قدر ترا...
  • مرا آرام دوست بدار (شنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1396 18:49)
    مرا دوست بدار ! مرا آرام دوست بدار ! مرا بسان نوازش باد بر گندمزار بسان کشیدگی موج بر امتداد ساحل و سادگی بی حصرِ آسمانی آبی دوست بدار ! مرا دوست بدار ! مرا آرام دوست بدار ! قلبی که هفتاد بار در دقیقه می تپد ... یقینا زیباتر از پمپاژهای بی امانِ شوقی گذراست، و دردی که کهنه و قدیمی ست رنجی به مراتب کمتر از زخم های تازه...
  • ترکم کرده ای (شنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1396 18:47)
    ترکم کرده ای و من مثل خانه های متروکه خالی مانده ام خالی فرسوده رو به ویرانی سالهاست یک فوج کلاغ بدون هیاهو درمن عزاداری می کنند سیاهپوش ویلان ترکم کرده ای و صدها زمستان از من عبور کرده زودتر از درخت ها پیر شده ام بی آنکه جوانی کرده باشم ترکم کرده ای این روزها ساعت شماطه داری در سرم مدام زنگ می زند و خاطره ها را بیدار...
  • دیوانه ام (شنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1396 18:46)
    دیوانه ام فکر می کنم شیشه ام عاقبت رها می شوم و می شکنم نگران دست های توام هر بار که زمین می خورم! دیوانه ام می ترسم سرانجام مثل کسی که پاورچین پاورچین از شکسته های چیزی دور می شود از من بگریزی! "مهسا چراغعلی" از کتاب: جنگل گریان
  • چگونه چشم های تو را شعر نکنم (چهارشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1396 07:58)
    چگونه چشم های تو را شعر نکنم وقتی که واژگان غریب را هم پناه می دهند به آرامش چه برسد به دُرناهای بیتاب چشمان من؟ چگونه شانه هایت را شعر نکنم وقتی که شمعدانی ها را هم به ضیافت آغوش می کشانند چه برسد به سر کوچک من در آن پهنای دلخواسته چگونه کلامت را لبخندت را بوسه هایت را زنگ صدایت را صدای پای آمدنت را شعر نکنم وقتی که...
  • به خاطر ابرها تو را گفتم (چهارشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1396 07:32)
    به خاطر ابرها تو را گفتم به خاطر درختِ دریا تو را گفتم برای هر موج، برای پرندگانِ در شاخسار برای سنگریزه های صدا برای چشمی که چهره یا چشم انداز می شود و آسمانش را رنگ می دهد خواب برای هر شب نوشانوش برای حصار جاده ها برای پنجره گشوده برای پیشانی باز برای پندار و گفتارت تو را گفتم که هر نوازش و هر اعتمادی جاودانه است. □...
<< 1 2 3 4 5 ... 111 >>