? آرشیو مطالب وبلاگ - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

عناوین یادداشت‌ها

  • جان بفشانم ز شوق (پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1396 09:53)
    جان بفشانم ز شوق در ره باد صبا گر برساند به ما صبحدمی بوی دوست. "امیر خسرو دهلوی"
  • روی در روی و نگه بر نگه (پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1396 09:45)
    روی در روی و نگه بر نگه و چشم به چشم! حرف ما و تو چه محتاج زبانست امروز؟ "وحشی بافقی"
  • ما ترک سر بگفتیم (پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1396 09:41)
    ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد "سعدی" متن کامل شعر: ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد در روی هر سپیدی، خالی سیاه دیدم بالاتر از سیاهی، رنگی دگر نباشد رنگ قبول مردان، سبز و سفید باشد نقش خیال رویش، در هر پسر نباشد چشم وصال بینان،...
  • دلتنگ توام (پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1396 09:37)
    دوست دارم در این شب دلپذیر عطر تو چراغ بینایی من شود و محبوبه شب راهش را گم کند دوست دارم شب، لرزان از حضورت پایش بلغزد در چاله ای از صدف که ماهش می خوانند و خنده آفتاب دریا را روشن کند اما نه آفتاب است و نه ماه عصرگاهی غمگین است و من این همه را جمع کرده ام چون دلتنگ توام "شمس لنگرودی"
  • به دیدارم بیا (پنج‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1396 08:02)
    به دیدارم بیا و برایم دستهایت را سوغات بیاور تا پس از این معجزه پاییز را به جهنم بسپارم که عشق از هر آتشی سوزان‌‌ تر‌ خواهد بود! به دیدارم بیا و برایم خدا را هدیه بیاور تا پس از این حادثه خدا به من به تو و به ما ایمان بیاورد که عشق میتواند گاهی در یک‌ عصر پاییزی از دست های من که خفته اند در‌ جیب های تو... به جهان نازل...
  • آغوشت قبیله‌ای‌‌ وحشی (پنج‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1396 07:55)
    آغوشت قبیله‌ای‌‌ وحشی با آتشی برای پایکوبی با جادویی برای فریب دستانت گمشدگانِ بی‌ شتابِ ریزشِ آبشارِ گیسوانِ من و چشم‌هایت ویرانگرانِ خاموشِ غرورِ هزار ساله‌ام من دلباخته‌ای عصیانی آشوب گری پر تمنا از عالم گریخته‌ای پر تردید آمیخته با طبیعتِ پیکرت آمیخته با عطرِ خوبِ خوبِ بودنت سر بر بالینت گذاردم با تو زیستم با تو...
  • حرف هایم را با نگاهی دیگر معنی کن (پنج‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1396 07:44)
    ‍ من در سلول انفرادیِ تنم بسیارمستعدِ آلوده شدن به بی خوابی هایت شدم این شب ها، شب های بی بازگشتِ من به خودم ... با خیالِ تو... بیداری را نقاشی می کنم چه برمن گذشته؟ منِ مرا ندیده ای؟ بیدار می مانم تا تو را به خواب ببینم شاید در آخرین دقایقِ بودنِ شب آخرین خاطرهٔ بوسه ات مرا به صبح بدوزد ویروس نگاهت، درد به جانم می...
  • دوستت دارم ... (پنج‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1396 07:28)
    دوستت دارم ای پاره ای از من ای تمام من ستاره ی پیشانی ام دوستت دارم پهناور تر از هر گستره دور تر از هر امتداد پاک تر از هر اعتراف شدیدتر از باران مصیبت دوستت دارم و می دانم که رهسپاری به سویت را نمی توانم اگرچه به سویت می آیم قلب تو راه مستقیم من است که به سویش در حرکتم می آیم اگرچه مرگ من و مرگ تو در این باشد دوستت...
  • امشب با خیال تو ... (سه‌شنبه 25 مهر‌ماه سال 1396 13:14)
    امشب با خیال تو در این پیراهن هم آغوشم! به خدا نوشتم ... نسیم نوزد! ماه تاب‌ نتابد! ستاره ها ندرخشند! مرغ سحر نخواند! چشمه نجوشد! و یاس های باغچه عطر نیفشانند! به خدا نوشتم... صدای پایش در کوچه نپیچد! خورشید راه فردا را‌ گم ‌کند! و جهان بایستد از حرکت! خدا پاسخ داد تو پنجره را برایم باز بگذار تا خلقت عشق را تماشا‌...
  • بیا و مرا هم‌ با خود بیاور از رویا! (سه‌شنبه 25 مهر‌ماه سال 1396 08:04)
    بیا، و مرا هم‌ با خود بیاور از رویا! بیا، و دستم را بگیر تا‌ گُم ‌نکنم‌‌ جاده ی برگشت را! بیا، که این سفر تنها به آمدن ختم می شود! بیا و بگذار ماجرای‌مان شنیدنی شود بگذار پرستوها از ما بیاموزند کوچِ حقیقی ‌را، بیا تا رویایی بنفش بسازیم بیا تا آمدن معنا پیدا ‌‌کند برای باران برای پاییز برای عشق بیا تا عشق بیاید بیا تا...
  • قلب من گواه بر تو دارد (سه‌شنبه 25 مهر‌ماه سال 1396 07:52)
    قلب من گواه بر تو دارد دشوار است فراموشی لبخند تو ... "احمدرضا احمدی"
  • در آن زمان که قلبم از تپش می افتد (سه‌شنبه 25 مهر‌ماه سال 1396 07:43)
    در آن زمان که قلبم از تپش می افتد در آن زمان که نفس هام از حرکت باز می ایستد و چشم ها چشم هایی که دوستشان داشتی زیر پلک های سنگینم میارامند، در آن زمان در آن زمان سنگین اندوه و خداحافظی کاش دستان سردم در میان دست های تو آرام گیرد تا روح سرکشم را به بند گیری و از "رهایی" معنای تازه ای بیافرینی... "حمید...
  • در دیده‌ی من جمله خیال اند (دوشنبه 24 مهر‌ماه سال 1396 15:50)
    در دیده‌ی من جمله خیال اند و تو نقشی بر خاطر من جمله فراموش و تو یادی . . . "امیرخسرو دهلوی"
  • دوش می‌گفت که فردا ... (پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1396 13:02)
    دوش می‌گفت که فردا بدهم کام دلت سببی ساز خدایا که پشیمان نشود. "حافظ" + با تشکر از خانم هدی برای ارسال شعر.
  • رنج ما را که توان برد (پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1396 08:08)
    رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی دیده ما چو به امید تو دریاست چرا به تفرج گذری بر لب دریا نکنی "حافظ"
  • فکر بلبل همه آن است (پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1396 08:07)
    فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش... "حافظ"
  • شور شراب عشق تو (پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1396 07:53)
    شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو شاه‌نشین چشم من تکیه گه خیال توست جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو "حافظ" ---------------------------------------------- + 20 مهرماه، روز بزرگداشت حافظ گرامی باد.
  • آمدم از تو ستانم دل ... (چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1396 18:38)
    آمدم از تو ستانم دل نافرمان را، دیدمت روی و به فرمان تو کردم جان را ... "عاشق اصفهانی" برگرفته از کانال: @ baran_e_del
  • [ بدون عنوان ] (چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1396 17:25)
    ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد... "وحشی بافقی"
  • بر بی کسی من نگر ... (چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1396 17:16)
    بر بی کسی من نگر و چارهٔ من کن زان کز همه کس بی کس و بی‌یارترم من. "وحشی بافقی"
  • نامه هایی که خواننده ندارند - 7 (سه‌شنبه 11 مهر‌ماه سال 1396 15:04)
    راه می افتم وسط خاطره ها. انگار باران می بارد، از چشم های من یا آسمان؟ نمی دانم! فقط خیسِ خاطره می شوم، مثل همیشه چترم را جا می گذارم، و تو دیرتر از انتظار می رسی! آن قدر که سَر درگم می شوم! اینجا هوا سردتر از زمستان است، طوفان نبودنت تنم را می تکاند و من کوچه های بی تو بودن را دست در دست خیالت قدم می زنم! حالا من...
  • نمی توانم با تو بیش از پنج دقیقه بنشینم (سه‌شنبه 11 مهر‌ماه سال 1396 08:12)
    نمی توانم با تو بیش از پنج دقیقه بنشینم... و ترکیب خونم دگرگون نشود... و کتاب ها و تابلوها و گلدان ها و ملافه های تختخواب از جای خویش پرنکشند... و توازن کره ی زمین به اختلال نیفتد... *** مرا یارای آن نیست که بی طرف بمانم نه دربرابر زنی که شیفته ام می کند نه در برابر شعری که حیرتزده ام می کند نه در برابر عطری که به...
  • شعر را با تو قسمت می کنم (سه‌شنبه 11 مهر‌ماه سال 1396 08:09)
    شعر را با تو قسمت می کنم . همان سان که روزنامه ی بامدادی را . و فنجان قهوه را و قطعه ی کرواسان را . کلام را با تو دو نیم می کنم ... بوسه را دو نیم می کنم ... و عمر را دو نیم می کنم ... و در شب های شعرم احساس می کنم که آوایم از میان لبان تو بیرون می آید ... *** تویی که روی برگه ی سفید دراز می کشی ... و روی کتاب هایم می...
  • تو را دوست نمی دارم به خاطر خویش (سه‌شنبه 11 مهر‌ماه سال 1396 07:57)
    تو را دوست نمی دارم به خاطر خویش لیکن دوستت دارم تا چهره ی زندگی را زیبا کنم ... دوستت نداشته ام تا نسلم زیاد شود لیکن دوستت دارم تا نسل واژه ها پرشمار شود . *** می خواهم دوستت بدارم تا کرویًت را به زمین بازگردانم و باکرگی را به زبان ... و شولای نیلگون را به دریا ... چرا که زمین بی تو دروغی ست بزرگ ... و سیبی تباه ......
  • از گل شنیدم بوی او (دوشنبه 10 مهر‌ماه سال 1396 17:38)
    از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم. "رهی معیری"
  • من اگر رنگ بودم ... (دوشنبه 10 مهر‌ماه سال 1396 17:13)
    من اگر رنگ بودم قرمز می‌شدم. با غلظتی که به دوست داشتنت بیاید. یا اگر فصل بودم پاییز. اگر گل بودم جز مریم نمی‌شدم! می‌دانم قرمز نیست. اما هر جای خانه که باشی خودش را به مشامت می‌رساند.... اگر قرار باشد چیزی جز این باشم، بدون شک به دوست داشتنت نزدیک می‌شدم. که مشخص باشد. که بپیچد. حالا که دست و بالم بسته است به سبک...
  • پنهان اگر چه داری چون من هزار مونس (دوشنبه 10 مهر‌ماه سال 1396 17:05)
    پنهان اگر چه داری چون من هزار مونس من جز تو کس ندارم پنهان و آشکارا... "اوحدی مراغه ای" برگرفته از کانال: @ baran_e_del
  • عاشقانه های انگلیسی - 5 (دوشنبه 10 مهر‌ماه سال 1396 16:58)
    my mind wanders and i get lost in thouths of you . ذهن من سرگردان است و در اندیشه های تو گم می شود.
  • عاشقانه های انگلیسی - 4 (دوشنبه 10 مهر‌ماه سال 1396 16:53)
    once you walked into my life, everything changed . وقتی قدم به زندگی من گذاشتی همه چیز تغییر کرد.
<< 1 2 3 4 5 ... 118 >>