? دسته‌بندی سایر شاعران - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

یکشنبه 4 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 09:45 ب.ظ

بی تاب توام

گفتی: 

چه کسی؟

در چه خیالی؟

به کجایی؟


بی تاب توام!

محو توام !

خانه خرابم!


"بیدل دهلوی"


برگرفته از کانال:

@baran_e_del

برچسب‌ها: اشعار بیدل دهلوی
شنبه 3 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 11:12 ب.ظ

دلم با توست

از گندمزارها که می گذرم

دست ام به خوشه هاست

دلم با تو

از خیابان که می گذرم

یاد تو با من است

چشم ام به چراغ راهنما

راه که می روم با منی

کندتر از من قدم برمی داری

زودتر از من 

به خانه می رسی.


"آرزو نوری"


برچسب‌ها: اشعار آرزو نوری
شنبه 3 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 11:09 ب.ظ

تنها

تنها در خلوت اتاق

با هر چیزی می شود حرف زد

با میز

با دفتر تلفن

با گل های شمعدانی

با هر چه که هست...

اما من دیوانه ام

میان این همه هست

با تو حرف می زنم که نیستی ...


"مهتاب یغما"


برچسب‌ها: اشعار مهتاب یغما
شنبه 3 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 08:55 ب.ظ

دوست

یک دوست؛

کسی است که 

همه چیز را 

درباره شما می داند 

و هنوز 

به شما عشق می ورزد...

 

"آلبرت هوبارد"


شنبه 3 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 08:49 ب.ظ

گران باش

گران باش 

بُگذار تا بَهایت را پرداخت کنند 

آدمها

چیزهای مُفت را 

مُفت از دست می دهند...


"فردریش نیچه"


جمعه 2 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 11:23 ب.ظ

تنهایی

همیشه فکر می کردم بدترین چیزِ زندگی این است که در تنهایی تمام شود.

اما بدترین چیز، تمام شدن زندگی در میان مردمی است که به تو احساس تنهایی می دهند.


"رابین ویلیامز"


یکشنبه 28 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 04:41 ب.ظ

ترسم این است نیایی نفسم تنگ شود

ترسم این است نیایی نفسم تنگ شود

نقش رویایی تو هی کم و کم رنگ شود

 

ثانیه گُم بشود عقربه ها گیج شوند

دل خوش باورم آواره و دلتنگ شود

 

ترسم این است از این خانه دلت قهر کند

قصّه ها کَم بشود فاصله فرسنگ شود

 

نکند بوسه بمیرد خبرش گم بشود

دل شکستن نکند مایه ی فرهنگ شود

 

نکند فاحشه گی معنی لبخند دهد

بوسه ای گُل بدهد ترجمه اش ننگ شود

 

نکند شاخه ی لرزان بشود شانه ی من

هق هق گریه ی بندآمده آهنگ شود

 

تلخی قهوه ی لب های تو زجرم بدهد

لب بچیند دل و با گریه هماهنگ شود

 

وای اگر در دل مرداد زمستان بشود

قلب بی عاطفه ات یک سره از سنگ شود

 

سینه را آه! دل سنگ تو آزار دهد

وای اگر سادگی ام..مایه ی نیرنگ شود

 

"علی نیاکوئی لنگرودی"

۱۳۹۴/۰۴/۲۱


یکشنبه 28 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 04:33 ب.ظ

می شود معجزه با چشم تو آغاز شود

می شود معجزه با چشم تو آغاز شود

کنج دیوار دلم پنجره ای باز شود

 

می شود حادثه ات حال مرا خوب کند

تلخی شعر مرا تلخی مطلوب کند

 

می شود باز بیایی و دچارم بکنی

 زخمی حادثه ی عشق و شکارم بکنی

 

بگذاری نفسم با نفست گرم شود

سختی عاطفه ات با قلمم نرم شود

 

حلقه ی دست تو در گردن من تنگ شود

رنگم از لمس نفس های تو پررنگ شود

 

می شود شانه ات آرام به دادم برسد

مثل آرامش حوّا که به آدم برسد

 

 تو بیا قصه ی ما قصه ی جاوید شود

قصه ی آنکه دلش را به تو بخشید شود

  

"علی نیاکوئی لنگرودی"

۱۳۹۴/۰۵/۱۱

 

متن کامل شعر:

http://aliniakooee.blogfa.com/post/108


دوشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 05:40 ب.ظ

مگر می شود...!

خودم را قانع می کنم

که شاید نمی خواند

که شاید به گوشش نمی رسد

که شاید مردمِ شهر خبردارش نمی کنند

از حجمِ دلتنگى ام

مگر می شود

یک نفر جان دادنَت را ببیند

بداند مخاطبِ تمامِ شعرهایش هستى و

سراغَت را نگیرد...؟!

 

"علی قاضی نظام"


دوشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 05:18 ب.ظ

باران خیال توست

باران

خیال توست

می آید، شدید می شود،

صورتم را خیس می کند ...

باران؛

آمدن توست

همه را عاشق می کند ...

باران؛

نگاه توست

زیرش که باشی تب می کنی ...

باران؛

پیراهن توست

بویش تا مدت ها همه را دیوانه می کند ...

باران؛

داغ توست

سیگار می خواهد...

باران...

بگذریم ...

باران گریه ی من که نیست

بند می آید...

 

"سجاد شهیدی"


سه‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 08:46 ق.ظ

عشق اشتباهی!

اگر عاشقید
ولی حالتان بد است
مطمئن باشید
دچار آدم اشتباهی شدید
این سهم شما از عشق نیست
عاشقی یعنی حال خوش
دو بالی که عشق به شما می دهد
می توانید تا آسمان نهم
تا خود خدا اوج بگیرید
پس از همین راهی که آمدید
دوباره برگردید به اول مسیر
سختی را به جان بخرید
تا در ادامه زندگی آسوده باشید
جلوی ضرر را از هر کجا بگیرید منفعت است
خودتان از تجربه عشق واقعی محروم نکنید
شما لایق بهترینید.


"
سیما امیرخانی"


برچسب‌ها: سیما امیرخانی
سه‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 08:39 ق.ظ

کائنات وجودی واحد است

کائنات وجودی واحد است. همه کس و همه چیز با نخی نامرئی به هم بسته اند. مبادا آه کسی را در آوری، مبادا دیگری را مخصوصاً اگر از تو ضعیف تر باشد بیازاری. فراموش نکن اندوه آدمی در آن سر دنیا ممکن است همه انسان ها را اندوهگین کند و شادمانی یک تن همه را شاد کند.


"الیف شافاک"

از کتاب: ملت عشق

 

 

+ الیف شافاک یا الیف شفق (به ترکی استانبولی: Elif Şafak) (زاده ۲۵ اکتبر ۱۹۷۱ استراسبورگ فرانسه) یک نویسنده ترک‌تبار است.


یکشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:27 ق.ظ

گمان نکن تنهایی عذابم داد

گمان نکن تنهایی عذابم داد
به سرزمین دیگری رفتم
به سرزمینی که عاشق نداشت
از زمینش تنها شراب می جوشید
از درختانش سیگار
فکر کرده ای می میرم درنبودنت؟
فکر کرده ای تنها آغوش تو را دارم؟
همان شب سفر کردم به سرزمین دیگری
سرزمینی سفید سفید
در بستری از اشک های زلال
در آغوش فرشته ای رفتم همان شب
چشمانم را بستم که صبح را نبینم در آغوشش
او که مثل تو نبود
مرا با خود برد
و هیچ وقت رهایم نمی کند
فکر کرده ای برمی گردم؟

"ایمان مرسال"

 شاعر مصری
مترجم: بابک شاکر


یکشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:14 ق.ظ

ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻦ

ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ

ﺷﺐ ﻭ

ﺍﯾﻦ ﺧﻠﻮﺕ ﺁﺭﺍﻡ

ﻭﻗﺖ ﺍﺳﺖ

ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺯ ﺗﻮ ﻓﺮﺻﺖ ﻃﻠﺒﯽ ﺭا.

 

"ﺯﻫﺮﺍ ﺷﻌﺒﺎﻧﯽ"


چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:45 ق.ظ

بودنت دلتنگ ترم می کند!

وقتی می‌گویم دیگر به سراغم نیا، فکر نکن که فراموشت کرده‌ام یا دیگر دوستت ندارم، نه!

من فقط فهمیدم وقتی دلت با من نیست، بودنت مشکلی را حل نمی کند تنها دلتنگ ترم می کند!

 

"رومن گاری"

 

برگرفته از کانال:

@kafetanhay

برچسب‌ها: اشعار رومن گاری
چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:42 ق.ظ

نام تو

نامت را

به تمام پرنده ها یاد داده ام

به آسمان

به ابرها

و به شعرهایم

 

دفترم را باز کن

هر شعری پرواز بلد نباشد

مال من نیست...

 

"رضوان ابوترابی"

 

برگرفته از کانال:

@kafetanhay

پنج‌شنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1396 ساعت 08:32 ق.ظ

عاشق که باشی ...

عاشق که باشی...
چشم هایت را عاشقانه روی دنیا باز می کنی، صدای قار قار کلاغ ها، زیباترین سمفونی دنیا را در ذهنت تداعی می کند. نگاهت مهربان است، آنقدر که دلت می خواهد مادر تمام جوجه گنجشک های دنیا باشی. به آیینه که نگاه می کنی هنوز همان دختر شانزده ساله زیبایی را می بینی که عاشق پوشیدن شلوار پانک و کفش اسپرت سفید است. موهایت را دم اسبی می بندی، خط ها و چروک های صورتت را زیر کرم پودر می پوشانی و ناخن هایت را با وسواس بیشتری لاک می زنی. میان تنهایی و سکوت، میز صبحانه ات را مثل همیشه، دو نفره و با سر و صدا می چینی. با آهنگی ملایم، برای چشم هایی که در قاب به تو خیره اند آرام می رقصی و تمام روز را بر روی صندلی متحرک برای صدمین بار "کلیدر" می خوانی و لذت می بری.
عاشق که باشی دوست داری ماه را مثل برکه در بغل بگیری، تک تک ستاره ها را ببوسی به گربه ی سیاه روی دیوار شب بخیر بگویی و منتظر لالایی جیرجیرک ها شوی. عاشق که باشی دست در گردن بالشی می اندازی که آغشته به عطر فرانسوی مردانه ست، بستر تو نرم ترین آغوش دنیا می شود و خواب هایت شیرین ترین و عاشقانه ترین رویاها...
عاشق که باشی ....

 

"نازی صالحی" (صبور)


دوشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 07:15 ق.ظ

تا ابد دوستت دارم...

عزیزم!
گاهی
فقط اندکی از مرا
برای روزهای نداشتنم کنار بگذار
مثلا
دست خطم را
که لای کتاب شعری
آهسته تو را می بوسد
یا صدای غمگینم را
که در یک شب بخیر طولانی
در گوش خواب آلودت می گوید:
"
تا ابد دوستت دارم..."

حق با فروغ بود
روزی من
پرنده ای مرده خواهم بود
که تا بی نهایت
در تو پرواز خواهد کرد...

 

"مهتاب سالاری"


چهارشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 10:26 ق.ظ

می شود بغلم کنی

می شود بغلم کنی؟؟

محکم،

از آنهایی که سرم چفت شود روی قلبت و

حتی هوا هم بینمان نباشد...!

می شود بغلم کنی؟؟

دلم تنگ است

برای بوی تنت،

برای دستانت که دورم گره شود

و برای حس امنیتی که آغوشت دارد...

میشود بغلم کنی؟؟

هیچ نگویی،

فقط بگذاری گریه کنم...

و آرام در گوشم بگویی:

مگر من نباشم که اینجور گریه کنی 

می شود بغلم کنی؟؟

تمام شهر می دانند، از تو هم پنهان نیست،

همین روزهاست که دلتنگی کاری دستم دهد

و در حسرت لمس دوباره ی آغوشت

برای همیشه بمانم...

می شود بغلم کنی؟؟

 

"فاطمه جوادی"


چهارشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 10:23 ق.ظ

وقتی دوستم نداری

با هم تعارف که نداریم...!؟
وقتی دوستم نداری
طوری نگاهم نکن که عاشقت شوم
طوری صدایم نکن که دلم بریزد
وقتی خطابت می کنم
بی آنکه صدایت را صاف کنی
یک "بله"ی ساده‌ی خشدار
فارغ از "جانم"های عاشقانه بگو...!

وقتی دوستم نداری
میان کلماتت هیچ قولی نده!
نگو می مانی
نگو مال همیم
چیزی نگو که دلم خوش باشد
مثلا دلم نشکند...
من با دروغ
بیشتر می‌شکنم
بیشتر درد می‌کشم
و بیشتر تو را نمی‌بخشم...!

رفیق جان
باهم تعارف که نداریم
صاف و پوست کنده

حرف دلت را بی اغراق

اقرار کن...!

"سعید امانی"


برچسب‌ها: اشعار سعید امانی
1 2 3 4 5 ... 27 >>