? دسته‌بندی سایر شاعران - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 04:35 ب.ظ

خوش نوای بی نوا

گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائی

گفتم منم غریبی از شهر آشنائی


گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری

گفتم بر آستانت دارم سر گدائی


گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی

گفتم که خوش نوائی از باغ بینوائی


گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی

گفتم بمی پرستی جستم ز خود رهائی


گفتا جویی نیرزی گر زهد و توبه ورزی

گفتم که توبه کردم از زهد و پارسائی


گفتا بدلربائی ما را چگونه دیدی

گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربائی


گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم

گفتم به از ترنجی لیکن بدست نائی


گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی

گفتم از آنکه هستم سرگشته‌ئی هوائی

گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند

گفتم حدیث مستان سری بود خدائی.


"خواجوی کرمانی"


+ دانلود تصنیف "خوش نوای بی نوا"

با صدای ایرج بسطامی

 از آلبوم افق مهر

آهنگساز پرویز مشکاتیان 

دستگاه شور 

http://opload.ir/downloadf-3da0eedfbd901-mp3.html


شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 01:51 ق.ظ

نامه نفرین شده

تار گیسوی تو در مشت گره خورده ی باد

خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد


من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا

بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد.


"احسان افشاری"

-----------------------------


متن کامل شعر:


تار گیسوی تو در مشت گره خورده ی باد

خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد


من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا

بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد


داس بر ساقه ی گندم زدی و بی خبری

آه یک مزرعه در پشت سرت راه افتاد


هر چه فریاد زدم، کوه جوابم می کرد

غار در کوه چه باشد؟ دهنی بی فریاد


داشتم خواب شفایی ابدی می دیدم

که تو از راه رسیدی مرض مادرزاد


بغض من گریه شد و راه تماشا را بست

از تو جز منظره ایی تار ندارم در یاد…


"احسان افشاری"


شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 01:05 ق.ظ

دلم کمی بهار می خواهد

جوانه زده

گلدان کوچکم

دلم کمی بهار می خواهد

نمی آیی؟


"معصومه صابر"


شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 12:52 ق.ظ

بهار یعنی جای بوسه های تو

بهار که رفتن اسفند و

آمدن فروردین نیست!

بهار یعنی

جای بوسه‌های مردی

که تو باشی

روی گونه‌های زنی

که من باشم

شکوفه بدهد!


"فاطمه بهروزفخر"


برگرفته از کانال:

@kafetanhay


شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 12:47 ق.ظ

آدم ها همه می پندارند که زنده اند

آدم ها همه می پندارند که زنده اند ..

برای آنها تنها نشانه ى حیات 

بخار گرم نفس هایشان است!

کسی از کسی نمی پرسد ،

آهای فلانی 

از خانه دلت چه خبر؟

گرم است؟

چراغش نوری دارد هنوز؟


"ناشناس"


برگرفته از کانال:

@kafetanhay


برچسب‌ها: سخنان حکیمانه
شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 12:14 ق.ظ

با من حرف بزن

با من حرف بزن

من تنها تنهایی هستم

که جز تو

کسی‌ نمی تواند شریک تنهاییم باشد

با من حرف بزن

که من تنها صدایی هستم

که بی‌ تو در سکوت خود خیره می‌‌شوم

با من حرف بزن

که روزگارم نه که نمی گذرد

که تمام دنیای من بی‌ تو جمعه می‌‌گذرد.


"امیر وجود"


برچسب‌ها: اشعار امیر وجود
شنبه 28 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 05:15 ب.ظ

ببخشید که دوستت دارم

ببخشید که ناگهان پیدایم شد

ببخشید که حس خوبى به تـــو دارم ؛

ببخشید که بد بودم ، کم بودم ، یا دیر رسیدم ؛

که انتظار زیادى از تو دارم ؛

ببخشید که حتى

هر چند لحظه اى کوتاه

نتوانستم بگویم دوستت دارم ؛

ببخش و در یک قدمىِ دوست داشتن این پا و آن پا نکن ؛

دیگر نمى خواهم فعل هایم ماضى شوند ؛

نمى خواهم "دوستت دارم" ، "دوستت داشتم" شود ؛

در هر حال اما ،

ببخشید که من دوستت دارم ...


 "بهنود فرازمند"


برگرفته از وبلاگ:

http://alisate.mihanblog.com


جمعه 27 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 10:12 ب.ظ

دستت را به من بده

دلت را، وجودت را، قلبت را

به من بسپار

دستت را به من بده

به دست‌هایی که همیشه برای تو باز است

در من عشقی‌ است

که به نام تو شعله می‌‌کشد

عزیزم

عزیز همیشه ام

چقدر دوستت دارم

و در نبودنت

دوست داشتن را درد می‌‌کشم

بگو کجای جهان ایستاده ای

که لحظه لحظه‌های نوشتنم هم دچار تو شده

تو در میان واژهای ذهن من

همیشه شعر می‌‌شوی

تو را نه آنگونه که تصور می‌‌کنی‌

که به آب شدن یک شمع

که درونش راز منوری ست

دوست می‌‌دارم.


"امیر وجود"


برگرفته از کانال:

@baran_e_del


برچسب‌ها: اشعار امیر وجود
سه‌شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 09:05 ق.ظ

بیا هم را دوست داشته باشیم

بیا هم را دوست داشته باشیم....

هنوز خیابان های زیادی هست

که باید باهم قدم بزنیم و

شعرهای زیادی مانده که نخوانده ایم...

بیا هم را دوست داشته باشیم

شب هایِ بعد از هم طولانی ست

و غمگین...

و روزهایِ بی هم کشدار و کُشنده....

بیا هم را دوست داشته باشیم

بوسه ها را

آغوش ها و عاشقانه ها را

بیا حرام نکنیم

هدر ندهیم....

باور کن

زندگی کوتاه تر از این حرف هاست

که هم را دوست نداشته باشیم

که شب ها را بی هم صبح کنیم و

روزهارا بی هم شب....

بیا هم را تا دیر نشده دوست بداریم....

...

 

"فاطمه صابری نیا"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

یکشنبه 22 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 01:43 ب.ظ

دست نیابد کسی به خاطر جمعم

دست نیابد کسی به خاطر جمعم

زلف پریشان یار اگر بگذارد

 

هیچ نگردم به گرد عشق فروغی

جلوه حسن نگار اگر بگذارد.

 

"فروغی بسطامی"

 

یکشنبه 22 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 01:43 ب.ظ

غنچه توان چید، خار اگر بگذارد

مهره توان برد، مار اگر بگذارد

 غنچه توان چید، خار اگر بگذارد

 با همه حسرت خوشم به گوشه چشمی

 چشم بد روزگار اگر بگذارد

...

"فروغی بسطامی"

 

(متن کامل شعر در ادامه مطلب)

  
ادامه مطلب

یکشنبه 22 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 01:37 ب.ظ

هر آنچه که هستی، بهترینش باش

اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی
بوته ای در دامنه ای باش
ولی بهترین بوته ای باش که در کناره راه می روید
اگر نمی توانی درخت باشی، بوته باش
اگر نمی توانی بوته ای باشی، علف کوچکی باش
و چشم انداز کنار شاه راهی را شادمانه تر کن
اگر نمی توانی نهنگ باشی، فقط یک ماهی کوچک باش
ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه!
همه ما را که ناخدا نمی کنند، ملوان هم می توان بود
در این دنیا برای همه ما کاری هست
کارهای بزرگ و کارهای کمی کوچکتر
و آنچه که وظیفه ماست، چندان دور از دسترس نیست
اگر نمی توانی شاهراه باشی، کوره راه باش
اگر نمی توانی خورشید باشی، ستاره باش
با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند
هر آنچه که هستی، بهترینش باش!

"
داگلاس مالوچ"

 

برگرفته از وبلاگ:

http://mmn77.blogfa.com

 

یکشنبه 22 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 01:21 ب.ظ

موج و صخره

تصویر قشنگی ست

برخورد موج با صخره

در یک غروب زیبا

اما ...

تا اسیر دریا نشوی

نمی فهمی چه جهنمی ست این زیبایی!

 

درست مثل برخورد تو

با من

در آن غروب ...

 

"رضا محبی راد"

 

برگرفته از وبلاگ:

http://mmn77.blogfa.com

یکشنبه 22 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 07:49 ق.ظ

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویى

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویى

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویى؟!

 

به کسى جمال خود را ننموده‏یى و بینم

همه جا به هر زبانى، بود از تو گفت و گویى

 

"فصیح الزمان شیرازى" (رضوانى(


یکشنبه 22 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 07:46 ق.ظ

چگونه فریاد بزنم تو را؟

چگونه فریاد بزنم؟

وقتی گلویم را 

 آوای نرم زمزمه های عاشقانه مان

گرفته است 

چگونه فریاد بزنم تو را؟

وقتی تمام گنجشگکان بی پناه خاطراتمان

 روی بهار سینه ام

خواب دستان تو را می بینند

چگونه فریاد کنم؟

با لب هایی که می ترسند،

بار انارشان فرو بریزد ...

چگونه صدایت کنم

وقتی آنقدر دوری

 که آفتاب گردان صورتم

نمی داند

باید به کدام طرف برگردد ...

چگونه بگویم نیستی

وقتی که زلف من

هر صبح

به استقبال بوسه هایت

روی شانه ام  

قالی صدهزار گره 

می ریزد

.

بیا

پیش از آنکه آتشفشان دلم

صبر این کوه زنانه را

در خود ذوب کند

بیا

پیش از آنکه بیایی

و نباشم 

دیگر هیچ جا

هیچ جا

نباشم ...

 

"زهرا آزاد"

(زمستان 1395(


برچسب‌ها: اشعار زهرا آزاد
چهارشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 05:53 ب.ظ

باز هوای سحرم آرزوست

باز هوای سحرم آرزوست
خلوت و مژگان ترم آرزوست

شکوه ی غربت نبرم این زمان
دست تو و روی توام آرزوست

خسته ام از دیدن این شوره زار
چشم شقایق نگرم آرزوست

واقعه ی دیدن روی تو را
ثانیه ای بیشترم آرزوست

جلوه ی این ماه نکو را ببین
رنگ و رخ روی توام آرزوست

این شب قدرست که ما با همیم
من شب قدری دگرم آرزوست

حس تو را می شنوم جان من

عزلت بیتی دگرم آرزوست

خانه ی عشاق مهاجر کجاست؟
در سفرت بال و پرم آرزوست

حسرت دل بارد از این شعر من
جام می یی در حرمم آرزوست.


"احمد عزیزی"

--------------------------------------------


 + با تشکر از بهار عزیز برای ارسال شعر

 

پ.ن:

"حس تو را می شنوم جان من"

این مصرع را بدین صورت نیز نوشته اند:

"حس تو را می کنم ای جان من"

بنظرم هر دو مورد به نوعی مشکل مفهومی دارن، اما باز هم اولی بهتره.

 

 

+ احمد عزیزی (زادهٔ ۴ دی ۱۳۳۷، کرمانشاه – درگذشتهٔ ۱۶ اسفند ۱۳۹۵، کرمانشاه) شاعر معاصر ایرانی و ارائه دهنده سبک جدید مثنوی بود. روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

برچسب‌ها: اشعار احمد عزیزی
یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 07:22 ب.ظ

خنجر از دست عزیزان خوردن

تو اگر می دانستی

که چه زخمی دارد

که چه دردی دارد

خنجر از دست عزیزان خوردن

از منِ خسته نمی پرسیدی

آه ای مَرد چرا تنهایی..؟


"ایرج جنتی عطایی"


برگرفته از کانال

@baran_e_del


یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 07:17 ب.ظ

خیلی مهم

خیللللللی مهم:


ما می توانیم ؛

خیلی چیزها 

به آدم های اطرافمون هدیه کنیم.

مثل عشق, لذت و محبت...!

اما لیاقت داشتن اینها رو, 

ما نمی تونیم بهشون بدیم!


"ژواکیم ماشادو آسیس"


برگرفته از کانال

@baran_e_del



یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 07:11 ب.ظ

دل من ساکن دستان تو بود

دل من هرزه نبود ؛

دل من عادت داشت که بماند یک جا ...

به کجا ؟

معلوم است ، به در خانه تو !

دل من عادت داشت که بماند آن جا

پشت یک پرده توری ،

که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...

دل من ساکن دیوار و دری 

که تو هر روز از آن می گذری

دل من ساکن دستان تو بود ...

دل من گوشه یک باغچه بود 

که تو هر روز به آن می نگری

راستی دل من را دیدی ؟

آن را گم کردم .. ؟!


 "فریبا شش بلوکی"


برگرفته از کانال

@baran_e_del


یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 07:05 ب.ظ

دقایق عمرت را صرف آدم های کوچک نکن

وقتی می شود دقایق عمرت را با آدم های خوب بگذرانی. چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایی کنی که یا دل های کوچک شان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی های بچه گانه اند؟

یا مدام برای نبودنت، 

برای خط زدنت

 تلاش می کنند؟!


"زیگموند فروید"


برگرفته از کانال

@baran_e_del


1 2 3 4 5 ... 27 >>