? دسته‌بندی سایر شاعران - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:45 ق.ظ

بودنت دلتنگ ترم می کند!

وقتی می‌گویم دیگر به سراغم نیا، فکر نکن که فراموشت کرده‌ام یا دیگر دوستت ندارم، نه!

من فقط فهمیدم وقتی دلت با من نیست، بودنت مشکلی را حل نمی کند تنها دلتنگ ترم می کند!

 

"رومن گاری"

 

برگرفته از کانال:

@kafetanhay

برچسب‌ها: اشعار رومن گاری
چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:42 ق.ظ

نام تو

نامت را

به تمام پرنده ها یاد داده ام

به آسمان

به ابرها

و به شعرهایم

 

دفترم را باز کن

هر شعری پرواز بلد نباشد

مال من نیست...

 

"رضوان ابوترابی"

 

برگرفته از کانال:

@kafetanhay

پنج‌شنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1396 ساعت 08:32 ق.ظ

عاشق که باشی ...

عاشق که باشی...
چشم هایت را عاشقانه روی دنیا باز می کنی، صدای قار قار کلاغ ها، زیباترین سمفونی دنیا را در ذهنت تداعی می کند. نگاهت مهربان است، آنقدر که دلت می خواهد مادر تمام جوجه گنجشک های دنیا باشی. به آیینه که نگاه می کنی هنوز همان دختر شانزده ساله زیبایی را می بینی که عاشق پوشیدن شلوار پانک و کفش اسپرت سفید است. موهایت را دم اسبی می بندی، خط ها و چروک های صورتت را زیر کرم پودر می پوشانی و ناخن هایت را با وسواس بیشتری لاک می زنی. میان تنهایی و سکوت، میز صبحانه ات را مثل همیشه، دو نفره و با سر و صدا می چینی. با آهنگی ملایم، برای چشم هایی که در قاب به تو خیره اند آرام می رقصی و تمام روز را بر روی صندلی متحرک برای صدمین بار "کلیدر" می خوانی و لذت می بری.
عاشق که باشی دوست داری ماه را مثل برکه در بغل بگیری، تک تک ستاره ها را ببوسی به گربه ی سیاه روی دیوار شب بخیر بگویی و منتظر لالایی جیرجیرک ها شوی. عاشق که باشی دست در گردن بالشی می اندازی که آغشته به عطر فرانسوی مردانه ست، بستر تو نرم ترین آغوش دنیا می شود و خواب هایت شیرین ترین و عاشقانه ترین رویاها...
عاشق که باشی ....

 

"نازی صالحی" (صبور)


دوشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 07:15 ق.ظ

تا ابد دوستت دارم...

عزیزم!
گاهی
فقط اندکی از مرا
برای روزهای نداشتنم کنار بگذار
مثلا
دست خطم را
که لای کتاب شعری
آهسته تو را می بوسد
یا صدای غمگینم را
که در یک شب بخیر طولانی
در گوش خواب آلودت می گوید:
"
تا ابد دوستت دارم..."

حق با فروغ بود
روزی من
پرنده ای مرده خواهم بود
که تا بی نهایت
در تو پرواز خواهد کرد...

 

"مهتاب سالاری"


چهارشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 10:26 ق.ظ

می شود بغلم کنی

می شود بغلم کنی؟؟

محکم،

از آنهایی که سرم چفت شود روی قلبت و

حتی هوا هم بینمان نباشد...!

می شود بغلم کنی؟؟

دلم تنگ است

برای بوی تنت،

برای دستانت که دورم گره شود

و برای حس امنیتی که آغوشت دارد...

میشود بغلم کنی؟؟

هیچ نگویی،

فقط بگذاری گریه کنم...

و آرام در گوشم بگویی:

مگر من نباشم که اینجور گریه کنی 

می شود بغلم کنی؟؟

تمام شهر می دانند، از تو هم پنهان نیست،

همین روزهاست که دلتنگی کاری دستم دهد

و در حسرت لمس دوباره ی آغوشت

برای همیشه بمانم...

می شود بغلم کنی؟؟

 

"فاطمه جوادی"


چهارشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 10:23 ق.ظ

وقتی دوستم نداری

با هم تعارف که نداریم...!؟
وقتی دوستم نداری
طوری نگاهم نکن که عاشقت شوم
طوری صدایم نکن که دلم بریزد
وقتی خطابت می کنم
بی آنکه صدایت را صاف کنی
یک "بله"ی ساده‌ی خشدار
فارغ از "جانم"های عاشقانه بگو...!

وقتی دوستم نداری
میان کلماتت هیچ قولی نده!
نگو می مانی
نگو مال همیم
چیزی نگو که دلم خوش باشد
مثلا دلم نشکند...
من با دروغ
بیشتر می‌شکنم
بیشتر درد می‌کشم
و بیشتر تو را نمی‌بخشم...!

رفیق جان
باهم تعارف که نداریم
صاف و پوست کنده

حرف دلت را بی اغراق

اقرار کن...!

"سعید امانی"


برچسب‌ها: اشعار سعید امانی
دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 08:26 ق.ظ

بهانه ای برای تسکین دلتنگی

چقدر خوب است

همیشه بهانه ای داشته باشم

تا حالت را بپرسم

همین چند ثانیه کافی‌ست

برای تسکین این دلتنگی ام ...

 

"حسین رمضانی"


برگرفته از کانال:

@baran_e_del


دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 08:23 ق.ظ

ﺭﻭﻳﺎی ﻣﻦ ...

ﻣﻦ ﺭﻭﻳﺎ ﺩﺍﺭﻡ

ﺭﻭﻳﺎی ﻣﻦ ﺑﻮﺳﻪ ﺍی ﺳﺖ

ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺍﺏ

ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﻭﻗﺖ ﺑﻴﺪﺍﺭی ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﻨﺪ

ﺭﻭﻳﺎی ﻣﻦ ﮐﻮﭼﮏ ﻧﻴﺴﺖ

ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺴﺘﻲ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ

ﻳﮏ ﺑﻮﺳﻪ ﻭ ﻳﮏ ﭼﺸﻢ

ﭼﻴﺰ ﮐﻤﻲ ﻧﻴﺴﺖ.

 

"مجدی معروف"

(شاعر فلسطینی)


مترجم: بابک شاکر

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del


دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 08:20 ق.ظ

تو فقط باش...

حال من

به احوال پرسی تو بستگی دارد!

تو اگر حالم را بپرسی

مگر می شود بگویم بدم؟!

اصلا مگر می شود تو باشی

و من خوب نباشم؟!

تو فقط باش...

من اثبات می کنم که بدی

در دنیا وجود ندارد!

 

"محسن دعاوی"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del


برچسب‌ها: اشعار محسن دعاوی
دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 08:06 ق.ظ

دستم را بگیر

دستم را بگیر

مرا بگیر از خودم

مرا ببر با خودت.

یک جای امن...

من در سر رویایی دارم

تو درخت نارنج شوی،

من خاک...

در من ریشه بدوانی

به وقت بهار،

شکوفه‌ها‌مان را

بارور شویم

و خدا

مست شود از عطر باهارنارنجِ ما...

 

"مرتضی فتحی"


برگرفته از کانال:

@baran_e_del


برچسب‌ها: اشعار مرتضی فتحی
دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 07:49 ق.ظ

دوست داشتنت زیبا ترین حس دنیاست

دوست داشتنت زیبا ترین حس دنیاست...

برای دوست داشتنت نیازی به اجازه ی پدرم نیست...

و نه حتی تایید مادرم...

برای دوست داشتنت لزومی ندارد...

به نداشته هایت فکر کنم...

به اینکه نمی توانی خواسته هایم را برآورده کنی...

برای دوست داشتنت مقایسه لازم نیست...!

چون نمی خواهم انتخابت کنم...

فقط می خواهم دوستت بدارم...!

برای دوست داشتنت همین که چشمانم را ببندم...

و کنارت راه بروم کافیست...

بدون هیچ لمس و آغوشی...!

برای دوست داشتنت همین که دیر به دیر در کنارت،

هوای بهار را نفس بکشم و

قلبم را گرم کنم کافیست...

همین که کنارت،با فاصله،قدم بزنم و...

شکوفه ها را متر کنم،

ببینم که نگاهم می کنی و میخندی،کافیست...!

برای دوست داشتنت...

چیز زیادی لازم ندارم...!

چون فقط میخواهم دوستت داشته باشم...

مثل همین ارتفاع...!

مثل چراغ های روشنِ بی کسی شهرم...

تو فقط با همه ی نداشتن ها و دور بودن هایت بخند...

تو ساده ترین اتفاق زندگی ام هستی...!

نمی خواهم داشته باشمت...

فقط می خواهم دوستت بدارم...!

تو واقعی ترین انتخاب من بودی...

در تمام سال های منطقی بودنم...

انگار این بهار آمد...

که فقط تو را دوست بدارم...

دوستت دارم...

مثل بارانی که بی وقفه بارید...

مثل بهار و شکوفه هایش...

مثل قدم هایت وقتی از من دور می شدی...

دوستت دارم...!

همین...!

 

"ساینا سلمانی"

 

برگرفته از وبلاگ:

http://delneveshte-khass.blogfa.com/post/57


دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 07:39 ق.ظ

اسمش چیست؟

اسمش چیست؟

این حس، این حال؛

همین که وقتی به تو فکر می کنم

از گوشه ی لبهایم لبخند چکه می کند!

 

اسمش چیست؟

این کار، این رفتار؛

که نشسته‌ام و تو را مو به مو مرور می کنم

و عطر موهایت گیجم می کند؟

 

اسمش چیست؟

این رویا، این خیال؛

که تو از دور می‌آیی و انار‌های باغ شعرم

کال کال، سینه چاک می کنند؟

 

اسمش را چه بگذارم

 که تو،

دوستت دارم

معنی‌اش کنی؟

 

"حامد نیازی"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del


برچسب‌ها: اشعار حامد نیازی
دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 07:37 ق.ظ

مثل دوست داشتن تو ...

دیگه نمى خوام به چیزایى که ندارم

 فکر کنم

مثل نداشتن تو ...

مى خوام

به چیزایى که هنوز دارم فکر کنم

مثل دوست داشتن تو ...

 

"بهرام حمیدیان"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del



شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 04:35 ب.ظ

خوش نوای بی نوا

گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائی

گفتم منم غریبی از شهر آشنائی


گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری

گفتم بر آستانت دارم سر گدائی


گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی

گفتم که خوش نوائی از باغ بینوائی


گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی

گفتم بمی پرستی جستم ز خود رهائی


گفتا جویی نیرزی گر زهد و توبه ورزی

گفتم که توبه کردم از زهد و پارسائی


گفتا بدلربائی ما را چگونه دیدی

گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربائی


گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم

گفتم به از ترنجی لیکن بدست نائی


گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی

گفتم از آنکه هستم سرگشته‌ئی هوائی

گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند

گفتم حدیث مستان سری بود خدائی.


"خواجوی کرمانی"


+ دانلود تصنیف "خوش نوای بی نوا"

با صدای ایرج بسطامی

 از آلبوم افق مهر

آهنگساز پرویز مشکاتیان 

دستگاه شور 

http://opload.ir/downloadf-3da0eedfbd901-mp3.html


شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 01:51 ق.ظ

نامه نفرین شده

تار گیسوی تو در مشت گره خورده ی باد

خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد


من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا

بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد.


"احسان افشاری"

-----------------------------


متن کامل شعر:


تار گیسوی تو در مشت گره خورده ی باد

خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد


من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا

بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد


داس بر ساقه ی گندم زدی و بی خبری

آه یک مزرعه در پشت سرت راه افتاد


هر چه فریاد زدم، کوه جوابم می کرد

غار در کوه چه باشد؟ دهنی بی فریاد


داشتم خواب شفایی ابدی می دیدم

که تو از راه رسیدی مرض مادرزاد


بغض من گریه شد و راه تماشا را بست

از تو جز منظره ایی تار ندارم در یاد…


"احسان افشاری"


شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 01:05 ق.ظ

دلم کمی بهار می خواهد

جوانه زده

گلدان کوچکم

دلم کمی بهار می خواهد

نمی آیی؟


"معصومه صابر"


شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 12:52 ق.ظ

بهار یعنی جای بوسه های تو

بهار که رفتن اسفند و

آمدن فروردین نیست!

بهار یعنی

جای بوسه‌های مردی

که تو باشی

روی گونه‌های زنی

که من باشم

شکوفه بدهد!


"فاطمه بهروزفخر"


برگرفته از کانال:

@kafetanhay


شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 12:47 ق.ظ

آدم ها همه می پندارند که زنده اند

آدم ها همه می پندارند که زنده اند ..

برای آنها تنها نشانه ى حیات 

بخار گرم نفس هایشان است!

کسی از کسی نمی پرسد ،

آهای فلانی 

از خانه دلت چه خبر؟

گرم است؟

چراغش نوری دارد هنوز؟


"ناشناس"


برگرفته از کانال:

@kafetanhay


برچسب‌ها: سخنان حکیمانه
شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 12:14 ق.ظ

با من حرف بزن

با من حرف بزن

من تنها تنهایی هستم

که جز تو

کسی‌ نمی تواند شریک تنهاییم باشد

با من حرف بزن

که من تنها صدایی هستم

که بی‌ تو در سکوت خود خیره می‌‌شوم

با من حرف بزن

که روزگارم نه که نمی گذرد

که تمام دنیای من بی‌ تو جمعه می‌‌گذرد.


"امیر وجود"


برچسب‌ها: اشعار امیر وجود
شنبه 28 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 05:15 ب.ظ

ببخشید که دوستت دارم

ببخشید که ناگهان پیدایم شد

ببخشید که حس خوبى به تـــو دارم ؛

ببخشید که بد بودم ، کم بودم ، یا دیر رسیدم ؛

که انتظار زیادى از تو دارم ؛

ببخشید که حتى

هر چند لحظه اى کوتاه

نتوانستم بگویم دوستت دارم ؛

ببخش و در یک قدمىِ دوست داشتن این پا و آن پا نکن ؛

دیگر نمى خواهم فعل هایم ماضى شوند ؛

نمى خواهم "دوستت دارم" ، "دوستت داشتم" شود ؛

در هر حال اما ،

ببخشید که من دوستت دارم ...


 "بهنود فرازمند"


برگرفته از وبلاگ:

http://alisate.mihanblog.com


1 2 3 4 5 ... 27 >>