? دسته‌بندی سایر شاعران - کوچه باغ شعر

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

سه‌شنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 07:55 ق.ظ

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺧﻮﺩ ﯾﮏ ﺩﯾﻮﺍﺭ-ﮊﺍﻥ ﭘﻞ ﺳﺎﺭﺗﺮ

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺧﻮﺩ ﯾﮏ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﮐﺸﯿﺪ،
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﯽ،
ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺭﺍ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ!

"ﮊﺍﻥ ﭘﻞ ﺳﺎﺭﺗﺮ"
از کتاب: دست های آلوده

ترجمه جلال آل احمد


یکشنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 08:48 ب.ظ

صدای تو

شب رسیده است
و ستارگان سلامی دوباره می کنند
و من در جستجوی صدایی از تو
کهکشان را ورق می زنم!

تو صدای بی تشبیه جهان این زنی
آن جا که هیچ کس شبیه تو نبود!

آن زمان که در قلبش،
در گمنامی مطلق به سر می بردی!

صدای تو بوسیدنی است
صدای تو در آغوش گرفتنی است!
صدای تو،
برخورد موج ها بر صخره هاست!

 

"لیلا هنگروانی"

 

یکشنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 08:44 ب.ظ

انگشتانت بوی انار می دهند-فریده برازجانی

انگشتانت

بوی انار می دهند

بهشت را

دانه

دانه

بر لبانم بگذار.

 

"فریده برازجانی"

یکشنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 08:39 ب.ظ

خورشید هر صبح از پلک هایت می تابد-سمیه طهماسب

خورشید هر صبح از پلک هایت می تابد

اشک هایت راهی دریاچه ای می شوند

که هزار بار در آن ستارگان را شمرده ام...

و می دانم پرندگان

هر فصل با نگاهت کوچ می کنند...

و فصل ها با خواب هایی که می بینی

عوض می شوند...

و ماه ها، ماه ها... با...

ببخش عزیزم

ادامه اش را به یاد ندارم

از من نخواه پنجره را باز کنم

من از چشم های تو افتاده ام

و حالا دیگر

دنیا باید جای ترسناکی شده باشد.

 

"سمیه طهماسب"

 

برگرفته از وبلاگ: سه نقطه های دلم

http://noghtehchinhayedelam.blogfa.com

 

سه‌شنبه 28 فروردین‌ماه سال 1397 ساعت 07:57 ق.ظ

ماه دوست داشتنی من-1-زهره غفاری

سه شعر از زهره غفاری:


ماه دوست داشتنی من!

در این سرزمین هیچ کس مثل تو تکرار نخواهد شد
هیچ کس، هیچ کس به ترکیب خوش رنگی تو تکرار نخواهد شد
تنهایی این روزهایم آسمانی می خواهد

به خوش رنگی آغوش تو...

***

ماه دوست داشتنی من!
مرزهایی که بین من و تو فاصله انداخته

با مهر سکوت تو پرتر می شود
بیا مهرش را بشکن
شاید سبک شد پاقدم این فاصله و

همه چیز بین من و تو از نو آغاز شود.

***

ماه من!
آنقدر شاعرانه هایت زیباست

که تمام کلمات به احترامت پیوسته می ایستند
و تنها منم که مدتها دور شاعرانه ات می گردم و

نمی توانم بلندترین عاشقانه هایت را درست معنا کنم...

 

"زهره غفاری"


برچسب‌ها: اشعار زهره غفاری
چهارشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1396 ساعت 01:30 ب.ظ

دوباره دوستت خواهم داشت

دوباره سنگ زاده خواهم شد
و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت

دوباره باد زاده خواهم شد
و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت
 
دوباره موج زاده خواهم شد
و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت
 
دوباره آتش زاده خواهم شد
و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت

دوباره مرد زاده خواهم شد
و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت

"خوان رامون خیمنس"

(شاعر اسپانیایی)
مترجم: مهدی فتوحی

 

برگرفته از وبلاگ: قلب من چشم تو

http://negahi-yadi.blogsky.com/

 

شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1396 ساعت 06:46 ب.ظ

نهان دل

گفتی که از نهان دلت باخبر نیَم!

 تو در دلی!

کدام نهان بر تو فاش نیست؟

 

"طالب آملی"

 

برگرفته از کانال "باران دل"

@baran_e_del


سه‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 07:14 ق.ظ

همه خاطرات تو

از چمدانت بیش از خودت گلایه دارم

آنقدر بزرگ بود

که همه روز های خوبم را بردی

آنقدر کوچک بود

که همه خاطراتت را جا گذاشتی...

 

"پدرام مسافری"

پنج‌شنبه 28 دی‌ماه سال 1396 ساعت 08:37 ق.ظ

مرا با حقیقت بیازار

مرا با حقیقت بیازار

اما هرگز با دروغ

آرامم نکن!

 

"رومن رولان"

 

 

رومن رولان (Romain Rolland)‏ (۱۸۶۶- ۱۹۴۴) نویسنده فرانسوی.


سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1396 ساعت 08:04 ق.ظ

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟

گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟

 

نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی

گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی

 

گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو

من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟


"عراقی"

--------------------------------------------------------


متن کامل شعر:

 

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟

گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟

 

نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی

گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی

 

گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو

من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟


بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال

عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی

 

همه عالم به تو می‌بینم و این نیست عجب

به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی

 

پیش ازین گر دگری در دل من می‌گنجید

جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی

 

جز تو اندر نظرم هیچ کسی می‌ناید

وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی

 

گفتی: "از لب بدهم کام عراقی روزی"

وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی.

 

"عراقی"

 

برگرفته از کانال:
@baran_e_del

برچسب‌ها: اشعار عراقی
سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1396 ساعت 07:57 ق.ظ

بفرما به سرایم

یا بفرما به سرایم
یا بفرما به سَر، آیم

غرضم وصل تو باشد
چه تو آیی، چه من آیم

گر بیایی دهمت جان
ور نیایی کُشَدم غم

من که بایست بمیرم
چه بیایی، چه نیایی

"کشکول طبسی"

برگرفته از کانال:
@raziel_kh

برچسب‌ها: اشعار کشکول طبسی
سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1396 ساعت 07:54 ق.ظ

مثل کوهیم

مثل کوهیم و از این فاصله هامان چه غم است
لذت عشق من و تو نرسیدن به هم است

ما دو مغرور، دو خودخواه، دو بد تقدیریم
عاشقى کردن ما شرح عدم در عدم است

مثل یک تابلوى نیمه ى نفرین شده اى
دست هر کس که به سوى تو بیاید قلم است

عشق را پس زدى اى دوست ولى پیش خدا
هر که از عشق مبّرا بشود ، متهم است

مى روى دور نرو قبل پشیمان شدنت
فکر برگشتن خود باش و زمانى که کم است

قبل رفتن بنشین خاطره اى زنده کنیم
بنشین چاى بریزم ، بنشین تازه دم است

"سید تقی سیدی"

برگرفته از کانال:
@raziel_kh

سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1396 ساعت 07:53 ق.ظ

هیچ می‌گویی اسیری داشتم ...

هیچ می‌گویی
اسیری داشتم حالَش چه شد...؟

خسته‌ی من نیمه جانی داشت،
احوالش چه شد؟

"محتشم کاشانی"

برگرفته از کانال:
@raziel_kh

شنبه 16 دی‌ماه سال 1396 ساعت 12:37 ب.ظ

نگاهت می کنم

نگاهت می کنم
حواست به من نیست!
و من
 
دوستت دارم را تکرار می کنم
نگاهت می کنم
حواست به من نیست!
بسان برگ خشکی
توی دست باد،
که هرچه بیشتر برقصد
زودتر از چشم درخت خواهد افتاد...

"صفا سلدوزی"

شنبه 16 دی‌ماه سال 1396 ساعت 12:36 ب.ظ

حرفی از آسمان نیست

حرفی از آسمان نیست،
حرفی ازینکه آغوشت را بغل کنم و اوج بگیرم نیست...
این پرنده همان شب رفتنت،
بالهایش را زیر باران جا گذاشت و خانه نشین شد!
و زندگی در آنجا چشمهایش را بست
که هزار پرنده در پلک هایش غرق شدند!
حالا سالهاست این پرنده ی غمگین
مثل یک آدم معمولی زندگی می کند...
هر شب ماه را از خانه اش بیرون می کند
هر شب برای خودش دلتنگی دم می کند
هر شب با یک طعم جدید
نبودنت را به خورد رویاهایش می دهد!
عزیزم...
امشب هم بی بال و پر در خیالت اوج می گیرم
قرارمان سر ساعت گریه های همیشگی ام
امشب،
با طعم جدیدی از انتظار منتظرت هستم...


"صفا سلدوزی"

سه‌شنبه 7 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 01:03 ب.ظ

سهمِ دستانم از تو ...

حیف! با این‌که دوستت دارم

سهمِ دستانم از تو پرهیز است

 

قسمت‌ام نیستی و این یعنی:

زندگی، واقعا غم انگیز است...

 

 

"امید صباغ نو"

 

برگرفته از کانال: "دیوارنامه"

@DivarNaMeH1358

پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 12:59 ب.ظ

ناچار!

اگر یک روز

 مجبور شوم

که تو را ترک کنم

کوچک بودن عشقم را نه،

بزرگ بودن ناچاری‌ام را باور کن...

 

"آتیلا ایلهان"


پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 12:57 ب.ظ

معجزه ی پاییز

این روزها

سخت درگیرِ عشقم!

بگذار شکوفه دهد دست هایم

روی تنِ خیالت!

 

بگذار بگویند معجزه ی این پاییز

همین شکوفه هاست!

تا از فردا شعر هایم

با عطرِ شکوفه های پاییزی...

همه را عاشق‌ کند!

 

"رضا ضراب"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

چهارشنبه 1 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 08:11 ق.ظ

جز تو یاری نگرفتیم

جز تو یاری نگرفتیم

و نخواهیم گرفت

بر همان عهد که بودیم

بر آنیم هنوز...

 

"ادیب نیشابوری"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

دوشنبه 22 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 04:53 ب.ظ

بگذار در آغوش تو آرام بگیرم

بگذار در آغوش تو آرام بگیرم

از جذبه ی چشمان تو الهام بگیرم

 

دریای منی این همه بی وقفه و زیبا

من ساحلی لب تشنه ام و کام بگیرم

 

چشمان تو تاکی ست پر از مستی انگور

از شط شراب تو منم جام بگیرم

 

عمری ست دلم گمشده در عمق نگاهت

بگذار سراغ از دل گمنام بگیرم

 

آمیزه ای از شعری و شوری و تماشا

باید که من از عشق تو سرسام بگیرم

 

لبخند بزن،شعر بپاش حضرت ماهم

بگذار در آغوش تو آرام بگیرم

 

"رضا قریشی نژاد"


1 2 3 4 5 ... 29 >>