? کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
بازی پارس آنلاین

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 07:10 ب.ظ

(پست ثابت)

پیشنهاد: عضویت در سایت اهدای عضو 

لینک: خرید مستقیم شارژ سیم کارت

چهارشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 07:22 ق.ظ

بغلم کردن و هی ناز کشیدن، ممنوع!

بغلم کردن و هی ناز کشیدن، ممنوع!

دست دور کمرم حلقه، اکیدن ممنوع!

 

روی زانو بنشینی و به صدها ترفند

از لبم مزه ی گیلاس چشیدن، ممنوع!

 

مثل یک مار که اطراف طلا می لغزد

تو در آغوش من اینگونه خزیدن، ممنوع!

 

مرغ عشق منی! آواز بخوان، ولوله کن

پر پرواز من! از لانه پریدن ممنوع!

 

باغبانی و منم غنچه ی خوش رنگ و لعاب

غنچه را دست زدن، جامه دریدن، ممنوع!

 

چهره ام گل، بدنم گل و سروپا همه گل

گل برایم ز سر کوچه خریدن، ممنوع!

 

عصر یک جمعه بیا بهر ملاقات ولی

سر ساعت به قرارم نرسیدن ممنوع!

 

"فاطمه دشتی"

-------------------------------------------


+ دوست داشتم این شعر رو. متفاوت بود! درود خانم دشتی


برچسب‌ها: اشعار فاطمه دشتی
چهارشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 07:19 ق.ظ

مرغ دلم پر می‌کشد اندر هوای دیدنت

مرغ دلم پر می‌کشد اندر هوای دیدنت
آرام جان باز آ، که من مشتاق آن خندیدنت

به ماتم مانده‌ام با صد هزاران آرزو
آغوش بازم، مضطرب در حسرت بوییدنت.


"ناشناس"

برچسب‌ها: رباعی
سه‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 08:16 ق.ظ

دستم را بگیر!

دستم را بگیر!
همین دست
برایت ترانه عاشقانه نوشته؛
همین دست سوخته
در حسرت لمس دست های تو؛
همین دست
پاک کرده اشک هایی را
که در نبودت به گونه دویدند...


این دست
بوی ترکه های کلاس سوم را می دهد هنوز؛
این دست پینه بسته
از نوشتن مداوم نام تو...


دستم را بگیر
و از خیابان زنده‌گی

بگذران مرا...

 

"یغما گلرویی"

از کتاب: باران برای تو می بارد

-----------------------------------------------


پ.ن: کتاب‌هایی را که دوست دارم می گذارم دم دست، روی میز کارم که جلوی چشم باشد تا هر از گاهی ورقی بزنم و بخوانم. معمولا هم زمان یک یا دو کتاب بیشتر نیست. کتاب "باران برای تو می بارد" را نمایشگاه کتاب پارسال خریدم. از آن روز تا حالا این کتاب همیشه پای ثابت میز کارم بوده تا هر وقت دلم شعر خوب خواست بازش کنم و با خودم زمزمه کنم:  ممنون که هستی یغمای عزیز!

سه‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 07:52 ق.ظ

همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود

همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود

آه از این راه که باریکتر از موی تو بود!

 

رهرو عشق از این مرحله آگاهی داشت

که ره قافله‌ی دیر و حرم، سوی تو بود.

 

"فروغی بسطامی"



(شعر کامل در ادامه مطلب)

 
ادامه مطلب

سه‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 07:48 ق.ظ

در مسیر باد باش و بوسه هایم را بگیر

در مسیر باد باش و بوسه هایم را بگیر

تو همیشه شاد باش و غصه هایم را بگیر

 

مستم از جام لبت، اى جانِ من هر روز و شب

جانِ من ارزانیت اما تو جامم را نگیر

 

چشمهایت مجمر و برق نگاهت آتش است

فرصت رقصیدنِ با شعله هایم را نگیر

 

بوسه هاى ماهى تُنگِ بلورین را ببین

من مثال ماهیم، راهِ هوایم را نگیر

 

بین تو یا زندگى، البته ترجیحم به توست

وقت مردن، خود بیا، با بوسه جانم را بگیر.

 

"ناشناس"

دوشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 07:48 ق.ظ

نشانی قلبت را هرگز از یاد نبرده ام

ماه من!

نشانی قلبت را هرگز از یاد نبرده ام
فرسنگ ها هم که دور باشی
هوایت که به سرم بزند
می نشانمت کنار رویا هایم
دست های دلواپسم را
قفل می کنم به بودنت..
"تو"

همان جان منی
که گاهی می رسی به لبهایم...

 

"ناشناس"

------------------------------------------------


برچسب‌ها: عاشقانه‌ها
دوشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 07:43 ق.ظ

چین و چروک های صورتم

چین و چروک های صورتم را

که ادامه دهی

به رفتنت می رسی

به زمستانی سخت

به برف

که سال هاست

جای سایه ات

روی سرم می نشیند.

 

"محسن حسینخانی"

دوشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 07:38 ق.ظ

در آن نفس که بمیرم...

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم

به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم.

 

"سعدی"

 

 

یکشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 12:17 ق.ظ

نام تو شمال را زنانه می کند

با طلوع نام تو
روی حرفِ "سینِ" سر خوشانه اش
شاد مانه، یک ترانه، سبز می شود.
آن ترانه را جویبارِ روشنی، روانه می کند
-زیرِ پای بوته های چای
نام تو "شمال" را زنانه می کند.

"رضا مقصدی"

---------------------------------------------------

دفتر عشق:
بوسه چیدن ز لبت سلسله در سلسله هاست
اصلا این بوسه دوای غم کم حوصله هاست.


برچسب‌ها: اشعار رضا مقصدی
یکشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 12:02 ق.ظ

سخت است

سخت است
همزیستی دائم با کسانی که
دغدغه هایت را نمی فهمند
اما
عزیزان تواند!

"گابریل گارسیا مارکز"

----------------------------------------


+ کار قشنگ دوست عزیزم آقا نیما بهبودیان را اینجا ببینید:

وبلاگ ایدئولوژی پنهان


شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 11:43 ب.ظ

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

"سعدی"


شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 09:10 ق.ظ

اولین بار نیست

اولین بار نیست

که این غروب لعنتی غمگین‌ات کرده است

آخرین بار نیز نخواهد بود.

به کوری چشمش اما

خون هم اگر از دیده ببارد

بیش از این خانه‌نشین‌مان

نخواهد کرد ..

کفش و کلاه کردن از تو

خنده به لب آوردن‌ات از من ..

 

"عباس صفاری"

برچسب‌ها: اشعار عباس صفاری
پنج‌شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 05:14 ب.ظ

ای پیر خرابات که میخانه ندیدی

ای پـــــــــــــــــیر خرابات که میخــــانه ندیدی!
ویرانه دل مــــــــــــــاست تو ویــــرانه ندیدی!

ای رند غزل پـــوش، که بر ســـــنگ، سرت خورد

از دوست چه دیدی که ز بــــــــــــیگانه ندیدی؟


"مسیحا هاشم‌ورزی"


(شعر کامل در ادامه مطلب)

-------------------------------------------------

 


ادامه مطلب
پنج‌شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 04:48 ب.ظ

به دیدارم بیا هر شب

به دیدارم بیا هر شب،
در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی‌ها
دلم تنگ است
بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده، وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده‌ام با این پرستوها و ماهی‌ها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی
بیا ای همگناه ِ من درین برزخ
بهشتم نیز و هم دوزخ

به دیدارم بیا، ای همگناه، ای مهربان با من

...

"مهدی اخوان ثالث"


(شعر کامل در ادامه مطلب) 

------------------------------------------------


ادامه مطلب
برچسب‌ها: اشعار اخوان ثالث
پنج‌شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 04:29 ب.ظ

از یه جایی به بعد



از یه جایی به بعد

به همه چیز و همه کس

بی اعتنا می شی!

دیگه نه از کسی می رنجی

نه به عشق کسی دل می بندی...


"گابریل گارسیا مارکز"

چهارشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 08:26 ق.ظ

دوستت دارم

دوستت دارم

چو بوی تازه ی نان، به وقت افطار

دوستت دارم

چو عطر تند پدربزرگ، به وقت نماز

دوستت دارم

چو یاس های ترمه ی بی بی

چو شب بو های باغچه ی حیاط

چو گلبرگ سرخ میان کتاب

دوستت دارم

و هر بار بجای گفتنش؛

بو می کشم

تمام عطرهای جهان را

که از تن ات

بارها جا گذاشته ای.

 

"حمید جدیدی"

------------------------------------------------------


+ پیراهنت را باز می‏کنی.. و منی دیگر که به تاراج می‏رود... ماری کلر بانکوار

چهارشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 08:23 ق.ظ

لب های تو

لب های تو
روزهای قرمز تقویم منند!
برای بوسیدنشان
باید همه چیز را
تعطیل کرد!

"محسن حسینخانی"

چهارشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 08:08 ق.ظ

ما هرگز به هم نمی رسیم

می دانم
عمری ست کنارِ هم و
هرگز به هم نمی رسیم
درست مثل ریل هایی
که رؤیاهای ما را

به سر منزلِ ممکن رسانده اند

نازنین!
هرگز نخواه که روزی به هم برسیم
همچون واگن های بی قرارِ هر قطاری
واژگون خواهیم شد
آن وقت همه می فهمند
ما حامل چند گفت و گوی عاشقانه
چند نامه ی ناخوانده و
چند بوسه ی بی ریا بوده ایم.

"شیرکو بی کس"

سه‌شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 07:14 ق.ظ

تسبیح می سازم

تسبیح می سازم

از اسم زیبایت

هر صبح

نام تو را صدبار می بوسم...

 

"سیدعلی میرافضلی"

------------------------------------------------------------

 

دفتر عشق:

چقدر سخته
دلتنگ صدایی باشی

که قول دادی

هیچ وقت مزاحمش نشی...!

1 2 3 4 5 ... 103 >>