? کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
سامانه پیام کوتاه

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 07:10 ب.ظ

(پست ثابت)

توجه: وبلاگ "کوچه باغ شعر" هیچ کانالی در تلگرام ندارد.
---------------------------------------------------
تشکر (94.11.17):
از دوستانی که برای اصلاح نام شاعران پیام می‌گذارند، سپاسگزارم.
----------------------------------------------------
ارسال شعر (94.11.27):
شاعران و عزیزانی که تمایل به ارسال شعر و درج آن در وبلاگ دارند، لطفا در وبلاگ کامنت و یا پیام گذاشته و یا ایمیل نمایند. لطفا درخواست اعلام نظر در مورد اشعار را نفرمایید که به دلیل کمبود وقت، شرمنده شما بزرگواران خواهم شد. مطمئن باشید که همه اشعار و کامنت ها خوانده می شود. اگر با شعر ارتباط برقرار کرده و آنرا مناسب وبلاگ دیدم حتما در وبلاگ درج خواهد شد. سپاس

ادامه مطلب
پنج‌شنبه 6 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 10:33 ق.ظ

آدم ها یک بار عمیقا عاشق می شوند

آدم ها

یک بار عمیقا عاشق می شوند.

چون فقط یک بار نمی ترسند

که همه چیز خود را از دست بدهند؛

اما بعد از همان یک بار

ترس آنها آنقدر عمیق می شود

که عشق دیگر دور می ایستد!

 

"آلبر کامو"

 

 

+ آلبر کامو (فرانسوی: Albert Camus; زادهٔ ۷ نوامبر ۱۹۱۳ - درگذشتهٔ ۴ ژانویه ۱۹۶۰). نویسنده، فیلسوف و روزنامه‌نگار فرانسوی بود. او یکی از فلاسفهٔ بزرگ قرن بیستم و از جمله نویسندگان مشهور و خالق کتاب بیگانه و برنده جابزه نوبل ادبی است.


چهارشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 04:04 ب.ظ

کاش ...

کاش جاى آینه اتاقت بودم تا تو را هر صبح و شام تمام قد می‌دیدم!
کاش دستم جاى دستگیره در اتاقت بود که به گرمی می‌فشردیش!
کاش تنم جاى دیوارى بود که هر صبح تا رسیدن اتوبوست به آن تکیه می‌کنى!
کاش جاى قاب عکس کودکی‌ات بودم که هر بار با دیدنم لبخند بر چهره می‌آوردى!
کاش جاى پیراهنت بودم که صبح تا عصر بدون آنکه از من خسته شوى در آغوشت مى گرفتم!
کاش جاى پنجره اتاقت بودم که از دریچه چشمان من دنیا را می‌دیدى!
کاش حنجره ام جاى آهنگ محبوبت بود که با آن سرخوشانه هم آواز مى شدى!
کاش...
کاش آنگاه که فرصت داشتم با اسم کوچکت صدایت می‌کردم...

در گوشت دوستت دارم را زمزمه می‌کردم...
کاش عشق را ساده تر می‌گرفتم...
کاش...

 

"ناشناس"


برچسب‌ها: عاشقانه‌ها
چهارشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 03:36 ب.ظ

اسارت شیرین

دست‌هایت را

به گردنم حلقه کن

من

این اسارت شیرین را دوست دارم...

 

"محسن حسینخانی"

 

از کتاب: باران، بعد رفتنت بند نمی آید / نشر فحوا 1394

---------------------------------------------------


+ کتاب "باران بعد رفتنت..." رو که امروز ورق میزنم تا به شعر 25 که رسیدم فکر کنم حداقل 10 شعر از این 25 شعر رو قبلا در وبلاگم پست کردم و این از نظر خودم آمار خیلی خوبی برای یک کتاب هست. دست مریزاد آقا محسن. قلمت ماندگار


سه‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 09:11 ق.ظ

گل مهر تو

گلی را که دیروز
به دیدار من هدیه آوردی ای دوست
دور از رخ نازنین تو
امروز پژمرد
همه لطف و زیبایی اش را
که حسرت به روی تو می خورد و
هوش از سر ما به تاراج می برد
گرمای شب برد .
صفای تو اما ، گلی پایدار است
بهشتی همیشه بهار است
گل مهر تو در دل و جان
گل بی خزان
گل، تا که من زنده ام ماندگار است.

فریدون مشیری

 

از مجموعه: لحظه ها و احساس


سه‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 08:25 ق.ظ

آفتاب روی تو

من
روز خویش را
با آفتاب روی تو
کز مشرق خیال دمیده است
آغاز می کنم!


من
با تو می نویسم و می خوانم
من

با تو راه می روم و حرف می زنم
وز شوقِ این محال
که دستم به دست توست

من
جای راه رفتن
پرواز می کنم !

آن لحظه ها که مات
در انزوای خویش
یا در میان جمع
خاموش می نشینم
موسیقی نگاه تو را گوش می کنم!

گاهی میان مردم
در ازدحام شهر
غیر از تو هرچه هست
فراموش می کنم ..!

"فریدون مشیری"


سه‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 08:11 ق.ظ

سینه چاک

گفتی:

عاشق می شوم

اما سینه چاک هرگز!

 

عزیز من!

تو عاشق شو

سینه چاکی اش با من.

 

"روشنک آرامش"

 

از کتاب: هیچ اعتمادی به ساعت شماطه دار نیست

سه‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 08:05 ق.ظ

دلم تنگ می شود

دلم تنگ می شود

برای تنها چیزی که از تو می شناسم

دست‌هایت..!

 

"روشنک آرامش"

 

از کتاب: هیچ اعتمادی به ساعت شماطه دار نیست / انتشارات کتاب کوله پشتی

سه‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 07:35 ق.ظ

می پرسم چرا

می‌پرسم

چرا، چرا، چرا

و صورتم را در دست‌هایم پنهان می‌کنم

چرا این دست‌ها

نتوانستند کاری کنند

جز پنهان کردنِ صورتم..!

 

"شهاب مقربین"

 

از کتاب: سوت زدن در تاریکی

دوشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 02:13 ب.ظ

هیچ کس!

محبوب من
از دوست داشتنم می ترسد
از داشتنم می ترسد
از نداشتنم هم می ترسد!
با این همه اما
مبادا گمان کنید مرد شجاعی نیست
وطنش بودم اگر
به خاطر من می جنگید
و مادرش اگر
بخاطر من جان  ...
من اما
هیچ کسش نیستم
من
هیچ کسش هستم!

 

"رویا شاه حسین زاده"

 

از کتاب: صدای زنگ در آمد / نشر نیماژ / چاپ اول 1395

 

دوشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 02:04 ب.ظ

چقدر قلبم برای تو تند می زند

چقدر قلبم برای تو تند می زند!

و من

هیچ وقت نتوانستم طپش هایم را

با نبض احساس تو تنظیم کنم

چقدر ما از هم دوریم

و عشق فقط گریبان مرا گرفت...!

 

"سارا قبادی"


از کتاب: بی تو تمام عاشقانه های دنیا بوی مرگ می دهند

انتشارات کوله پشتی


دوشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 02:01 ب.ظ

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته

{طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته
شعر می گویم به یادت در قفس غمگین و خسته
من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی
ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شب های مستی{*

خیال کردم بری میری از یادم
تو رفتی و نرفت چیزی از یادم
تو رفتی تازه عاشق تر شدم من
از اونی هم که بود بدتر شدم من.

 

صبح تا شب این شده کارم، که واسه‌ی چشات بیدارم
تو خدای عاشقایی، تو تموم کس وُ کارم
تو به داد من رسیدی، وقتی تنهاییم وُ دیدی
تو نذاشتی برم از دست، اگه چیزی هم هنوز هست.


نازنینم امید شیرینم، من به جز تو کسی نمی بینم
از اون روزی که رفتی، یه روز خوش ندیدم
به جز دستای گرمت، پناه و خوش ندیدم
زندگیم وُ به پای تو دادم، اون روزا رو نمیره از یادم
نازنینم برس به فریادم.


صبح تا شب این شده کارم، که واسه چشات بیدارم
تو خدای عاشقایی، تو تموم کس و کارم
تو به داد من رسیدی، وقتی تنهاییم وُ دیدی
تو نذاشتی برم از دست، اگه چیزی هم هنوز هست.

 

ترانه سرا: "مسعود امینی"

---------------------------------------------

 

* به نظر می رسد که بخش نخست {داخل گیومه} مربوط به ترانه اصلی نبوده و بعدا امید در کنسرت به آن اضافه نموده است.

 

+ دانلود آهنگ بسیار زیبای "شکستنی" با صدای امید (نسخه کنسرت 2004)

از آلبوم سربلند / سال انتشار: 1999


چهارشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 09:52 ق.ظ

چرا با من

چرا با من، فقط با من
نمیشه چلچراغ چشم تو روشن
چرا با تو، فقط باتو
نگاه من، نمیشه لایق خواستن

 

نگاه کن من چه بی اندازه از عشقِ تو پر هستم
چگونه در سیاهی دو چشمای تو گم هستم
چگونه می رسم با تو به دنیای شکوفایی
چگونه می شکنم بی تو در اندوه شکیبایی
چگونه می کِشم با تو به دوشم بارِ تنهایی
چگونه می برم با تو امروز و به فردایی
نذار تا اینهمه خواستن
سبب سازِ جدایی شه
دلیلِ مرگ یک عشقه
هنوز با تو خدایی شه

 

چرا با من فقط با من
نمیشه چلچراغ چشم تو روشن
چرا با تو فقط با تو
نگاه من نمیشه لایق خواستن
نگاه من نمیشه لایق خواستن.

 

"همایون هشیارنژاد"

--------------------------------------------------

 

+ دانلود آهنگ فوق العاده زیبا و شنیدنی امید به "نام چرا با من"


آهنگساز: حسن شماعی زاده ، تنظیم: زنده یاد عبدی یمینی

از آلبوم پرسه های عاشقانه / سال انتشار 1377

 

 

چهارشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 08:10 ق.ظ

چشمان تو

چشمان تو
سلام بهاری ست
در خشکسالی بیداد
که یارای دشنه گرفتن نیست اما
آواز تو
گلوله ی آغاز
که بال گشودست به جانب دیوار
دیوارها اگر که دود نگشتند
آواز پاک تو
رود بزرگ میهن
این رود، در لوت می دمد
تا در سرتاسر این جزیره ی خونین
سروها و سپیدار
سایه سار تو باشد.

 

"خسرو گلسرخی"

 


چهارشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 07:46 ق.ظ

بگو کجای خیال تو بمیرم

اول سراغِ چشم هایت رفتم
چشم های تو!
گفتم مبادا بسوزد 
و ناز خواب تو کابوس شود

بعد سراغ موهایت رفتم
موهای تو ناز بود وُ باز بود
آن‌قدر که گفتم
مبادا که سفت بگیرد این دستهای چغرَم
بعد تو دردت بیاید وُ

خواب از سرت بپرد!

 
بعد سراغِ لب‌هایت
لب هایِ تو داغ بود
خیلی داغ!
آن‌قدر که نمی شد نبویید، نبوسید


گفتم مبادا که سردیِ تنم
لبانِ گرم تو را یخ کند
مبادا که بوسه ام
لب لطیف تو را زخم کند
مبادا که وقتِ بوسه

خیال خوش تو را خَش کند
مبادا مبادا که...
اصلن خودت بگو

می خواهی کجای خیال تو بمیرم!؟

"افشین صالحی"

 

از کتاب: کاش جایی بود؛ که نبود / نشر مهر نوروز


سه‌شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 08:29 ق.ظ

28 اردیبهشت، روز بزرگداشت خیام

یک عمر به کودکی به استاد شدیم
یک عمر ز استادی خود شاد شدیم
افسوس ندانیم که ما را چه رسید
از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم.

 

***

در کارگه کوزه گری بودم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
هر یک به زبان حال با من گفتند
کو کوزه گر و کوزه خرو کوزه فروش.

 

***

در هر دشتی که لاله زاری بوده است
آن لاله ز خون شهریاری بوده است

چو برگ بنفشه کز زمین می روید 
خالی‌ست که بر رخ نگاری بوده است.

 

"خیام"

 

 

+ 28 اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم عمر خیام، گرامی باد.

 

سه‌شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 08:16 ق.ظ

درخت پشت پنجره دوستت دارد

درخت پشت پنجره دوستت دارد

دارد دست‌هایش را تکان می دهد

دارد می رقصد

تو نیز برخیز

برگ‌های سبزت را تکان بده

میوه های شیرینت را فرو بریز

برقص... برقص

تا دنیا از تو یاد بگیرد

زیبا باشد.

 

"شهاب مقربین"

 

از کتاب: سوت زدن در تاریکی / نشز چشمه / چاپ اول بهار 89



دوشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 10:57 ق.ظ

بیدار شو

بیدار شو!

من تمام شب را

با لالایی عشق تو

بیدار مانده ام

بیدار شو!

مرا احساس کن

ببین

جای بوسه هایم

روی لب هایت شکوفه داده اند

و تو ....

از فردا

انگشت نمای تمام مردم شهر خواهی بود

بیدار شو...

 

"سارا قبادی"

 

از کتاب: شانه هایم گل داده اند / نشر کوله پشتی / چاپ اول ١٣٩٥

نام شعر: تکثیر



دوشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 07:53 ق.ظ

دلتنگ کسی هستم

دلتنگ کسی هستم

که برای بوسیدنم

لب ندارد

برای در آغوش کشیدنم، دست

و نه حتی صدا

که بگوید:

رویا!

از وقتی مرده ام

عاشق‌ترت شده ام.


"رویا شاه حسین زاده"

 

از کتاب: صدای زنگ در آمد / نشر نیماژ / چاپ اول 1395

-----------------------------------------------------


+ در این شرایط نبودم اما این شعر راحت می تونه اشک آدم رو دربیاره!


++ تولد 5 سالگی وبلاگم مبارک! :)


یکشنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 02:23 ب.ظ

تو می روی و دل ز دست می رود

تو می روی و دل ز دست می رود
مرو که با تو هر چه هست می رود

 

"هوشنگ ابتهاج"


1 2 3 4 5 ... 131 >>