? کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 07:10 ب.ظ

(پست ثابت)

توجه: وبلاگ "کوچه باغ شعر" هیچ کانالی در تلگرام ندارد.
---------------------------------------------
ارسال شعر:
شاعران و عزیزانی که تمایل به ارسال شعر و درج آن در وبلاگ دارند، لطفا در وبلاگ کامنت و یا پیام گذاشته و یا ایمیل نمایند. لطفا درخواست اعلام نظر در مورد اشعار را نفرمایید که به دلیل کمبود وقت، شرمنده شما بزرگواران خواهم شد. مطمئن باشید که همه اشعار و کامنت ها خوانده می شود. اگر با شعر ارتباط برقرار کرده و آنرا مناسب وبلاگ دیدم حتما در وبلاگ درج خواهد شد.

ادامه مطلب
دوشنبه 30 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:24 ق.ظ

آغوش تو آدم را پرنده می کند

به تو فکر می کنم و

بی اختیار لبخند می زنم

تو منظره ی همان دشتی

که بارها سرتاسر رویاهایم را

دیوانه وار در آن دویده ام

 

پروانه ها

از گلوی تو پرواز می کنند

صدای قلبت

صدای بافتن پیله هاست!

عطرها، دست از سر پیراهنت بر نمی دارند...

 

شبیه زنی خوشبخت دوستت دارم

شبیه زنی که مقابل آینه

گوشواره هایش را می اندازد و آواز می خواند...

 

روی سینه ات به خواب رفته ام و

می دانم از جایم که برخیزم

صدای النگوهایم

صدای بال پروانه هاست...

 

آغوش تو

آدم را پرنده می کند، دشت بزرگ!

آغوش تو

مرا بلند پروازتر می کند...

 

"مهسا چراغعلی"

 

از کتاب: جنگل گریان

 

دوشنبه 30 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:14 ق.ظ

تو را دوست دارم

تو را دوست دارم

و زیبایی ام را به جهان تسلیم می کنم

تا هر لبی که تو را می بوسد

من باشم ...

 

"مهسا چراغعلی"

 

از کتاب: جنگل گریان


یکشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 03:20 ب.ظ

تو را با یک بوسه

تو را با یک بوسه

تو را با یک بغل انتظار

تو را با تمام دوست داشتن های زنانه ام

به سپیده دم خورشید می سپارم

تو را

به بوسه های مهتابی ات می سپارمت

تو را باید

به انعکاس صدای سکوت آینه سپرد...

با تو باید

فقط به لهجه ی گل های بهاری حرف زد

که در آستین های مردانه ات

پنهان کرده ای...

و من

تمام آغوشم

انتظار می شود

تا تو بیایی

و عطر صدایت را

از گرمای تمام تن تو

بو بکشم...

 

"علیرضا اسفندیاری"


از کتاب: جایی حوالی باران

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

یکشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 03:09 ب.ظ

بگو چگونه بمیرمت

بگو چگونه بمیرمت

که اینگونه در من نفس می کشی

بگو چگونه وابسته ی بودنت نباشم

که اینگونه زندگی ام را با من قدم می زنی

و خنده ات را بیخ گوشم جا می گذاری

بگو چگونه در تو حبس نباشم

که اینگونه در من جاری هستی

تو بگو چگونه ترسِ از دست دادنت را نداشته باشم

که اینگونه با تو حالم خوب است.

 

"شیما سبحانی"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

پنج‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 01:49 ب.ظ

حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس

حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس

آنچ رفت از عشق او بر ما مپرس

 

گوهر اشکم نگر از رشک عشق

وز صفا و موج آن دریا مپرس.

 

"مولانا"

 

برچسب‌ها: اشعار مولوی
پنج‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 12:54 ب.ظ

من هنوز دوستت دارم

بین ما

همه چیز تمام‌شده است

غیر از یک چیز

که من هنوز

"دوستت دارم".

 

"پریسا سمیعی"

 

برگرفته از کانال:

@kafetanhay

پنج‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 12:50 ب.ظ

دلتنگی

دلتنگی

پیراهن نیست

که عوضش کنی و

حالت خوب شود !

دلتنگی گاهی

پوست تن آدمی ست ...

 

"معصومه صابر"

 

برگرفته از کانال:

@kafetanhay

پنج‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 12:47 ب.ظ

مرا تنگ در آغوش بگیر

مثل یک شعر

مرا تنگ در آغوش بگیر

که هوای غزلم

سخت شبیه تن توست...


"ناشناس"

---------------------------------

پ.ن: این شعر برای "کامران رسول زاده" نیست!! قبلا در همین وبلاگ در دفتر عشق یکی از پستهای رسول زاده  منتشر شده و زیرش خورده بود"ناشناس". متاسفانه مثل خیلی از موارد به دلیل عدم دقت در وبلاگها و کانالها به نام کامران رسول زاده منتشر شده.

http://n-poems.blogsky.com/1395/01/16/post-2534



برچسب‌ها: شعر آغوش
چهارشنبه 25 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:51 ق.ظ

دهانم پیله ی پروانه هاست

دهانم پیله ی پروانه هاست

این حرف های ناگفته

این سکوت طولانی

یک روز شعر بلندی خواهد شد

عشق من!

 

با انگشت هایم

به تو فکر می کنم

و این خطوط، آغوشند...

 

پشت این جمله ها

زنی پنهان شده است

که اگر صدایی داشت

حرفی نمی زد

چیزی نمی نوشت

تنها بلند بلند

آواز دوستت دارم سر می داد!

 

"مهسا چراغعلی"

 

از کتاب: جنگل گریان


سه‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 08:02 ق.ظ

همین که مرا می فهمی خوب است

همین که مرا می فهمی وُ اجازه می دهی قلبم بر گودی دستت آرام بگیرد، خوب است. همین که هر از گاهی شانه هایم را به دستانِ نخیِ بادبادک‌های بهار می سپاری، خوب است. همین که می گویی "می روم" وُ شبیهِ آمدنت قدم بر می داری، خوب است. همین روزگاری که تو در حاشیه اش، پرُ رنگتر از متنِ زندگی هستی، خوب است. همین که تو انسانی وُ من شبیهِ تو تنها می شوم، مثالِ تو می گریم وُ نزدیکِ تو می خندم، خوب است. همین، همین های کوچکی که جدی تر از اخبار مهمِ روز است، برای دلهُره‌ی آینه و فردای من، خوب است.

 

"سیدمحمد مرکبیان"

--------------------------------------------

پیشنهاد موزیک

+ دانلود آهنگ "اخماتو وا کن" از بهنام بانی


سه‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:49 ق.ظ

عطر صدای تو دلتنگم می کند

عطر صدای تو دلتنگم می کند
انگار پرتقالی را بارها چیده ام
دوباره بچینم
و منتظر باشم
عده ای برای شکستن شاخه هایم بیایند...
صدای تو
پونه ای خشک است
در دستانم
که هر چه بیشتر خُردش می کنم
بیشتر عطرش زندگی را برمی دارد.

...

 

"رسول پیره"


برگرفته از کانال:

@baran_e_del

---------------------------------------------

پیشنهاد موزیک

+ دانلود آهنگ "چه بخوای، چه نخوای" از بهنام بانی.


 

دوشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 01:42 ب.ظ

مثل پیراهنت

چه احوال خوبی ست

مثل پیراهنت

اسیر آغوش تو باشم

 

"امیر وجود"


دوشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 01:41 ب.ظ

سرخ‌ترین سیب

چون سرخ‌ترین سیب

در آغوش درختی

سخت است تو را دیدن و

از شاخه نچیدن!

 

"امیر توانا املشی"


یکشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 06:16 ب.ظ

چیزهای بسیاری در زندگی چشمگیرند

چیزهای بسیاری در زندگی چشمگیرند

اما معدودی قلب شما را تسخیر خواهند کرد،

آنها را دنبال کنید.

 

"ناشناس"


برچسب‌ها: سخنان حکیمانه
یکشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 06:08 ب.ظ

رفاقت

فکر نکنید هر کس که از راه رسید

هر کس که با شما خندید

هر کس که چند صباحی گیر داد و پیگیر شد

می تواند رفیق شما باشد...

رفاقت جریانی ست توی خون آدم

که یکباره می جوشد،

وقت هایی که بداند بودنش لازم است،

همین به موقع بودن،

چگونه بودن؛

می شود اصالتِ یک رفاقت...

 

"پریسا زابلی پور"


یکشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 06:06 ب.ظ

لبخند بزن

لبخند بزن

به شقایق‌ها

به نیلوفرِ آبی

و نرگس‌ها و قاصدک‌ زیبا

 

لبخند بزن

به همه گل‌های زیبای عالم

که از زمینی سخت می‌رویند

و جهانت را، زیبا می سازند.

لبخند بزن ...

 

"ناشناس"




برچسب‌ها: سخنان حکیمانه
یکشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 06:03 ب.ظ

زیبایی ِ تو

دستم را

به زیبایی تو نزدیک می کنم

و خواب از سرم می پرد

حتما که نباید

فنجان را سر کشید

گاهی قهوه از چشم ها

در جان می چکد.

 

"یاور مهدی پور"



یکشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 05:59 ب.ظ

دنیای من

وقتی دنیایم

مقیاس عجیبی یافت

فهمیدم

عاشق شده ام

اکنون سالهاست در

عکس سه در چهار تو

زندگی می کنم.

 

"بهمن زارع"


یکشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 05:53 ب.ظ

تو عشق بودی که آمدی

می توانستم گنجشک کوچکی باشم

از دست های هر کسی دانه بخورم

پشت هر پنجره ای بنشینم

و روی هر درختی لانه کنم ...

می توانستم تنهایی ام را از تنم در بیاورم

زیبایی ام را بپوشم

خانه ای داشته باشم ...

می توانستم به شاخه ای بیاندیشم

به چراغی دل ببندم

و ستاره ای را دوست نداشته باشم ...

اما نشد!

 

تو عشق بودی که آمدی

آسمانی که تو نشانم دادی بال و پرم داد

خورشیدی که بعد از تو درآمد

روز دیگری بود

 

لبخندها در قاب ها می میرند

پرنده ها در قفس

زندگی در تکرار ...

من اگر تو را نمی شناختم

در خود می مردم!

 

دیوانگی

نام دیگر زنی ست که دست های کوچکش

آرزوهای بزرگی در سر دارند

می ترسم عزیزم

از فردای مه آلود

از ابرهایی که در چشم هایم پنهان کرده ام

و از بارانی که در پیش است ...

 

تو کوه بلندی هستی که

سر به هوایی ام را می شناسد!

تو آسمانم را نمی گیری

رویایم را نمی دزدی

در آغوشم می گیری و

از ترس های من نمی ترسی ...

 

گریه می کنم

و شاخه ها صدایم می زنند

که به لانه بازگردم ...

تو اینجایی

نمی گذاری فراموشت کنم

زیر گوشم زمزمه می کنی:

«ای پرنده ی غمگین، از بلندی نترس

روی همان قله ای که نشسته ای، بمان!

آسمانی در پیش است»

 

"مهسا چراغعلی"

 

از کتاب: جنگل گریان

 

پ.ن: خیلی کتاب خوبیه. محاله چند صفحه رو ورق بزنی و یک شعر خوب نخونی. دست مریزاد خانم چراغعلی


1 2 3 4 5 ... 168 >>