X
تبلیغات
بازی تراوین

در کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 07:10 ب.ظ

(پست ثابت)

سلام...

از دوستان نازنینم و همه عزیزانی که در این مدت سر زدند، کامنت گذاشتند و جویای احوال خودم و وضعیت وبلاگ -در زمان فیلتر- بودند، بی نهایت سپاسگذارم.

مهرتان ماندگار

نیما - 14 تیر 93

--------------------------------------------

یک نکته و توصیه بسیار مهم:

اگر می خواهید وبلاگتان دچار فیلتر اتوماتیک نشود، از گذاشتن لینک های فیلتر شده در وبلاگ خودداری کنید.

-------------------------------------------


+ دوستان عزیز؛ قطع کن موزیک در گوشه سمت چپ وبلاگ (بالای بنر خرید کارت شارژ) وجود دارد.

پنج‌شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 11:06 ق.ظ

جدایی را از یاد ببر

کاش اینجا بودی و می‌توانستم هر آنچه را که بر دلم سنگینی میکند در نگاهت زمزمه کنم.

نه!... اگر بودی می‌دانم باز هم تنها سکوت می‌کردم. 

بعضی چیزها را نمی‌توان بر زبان راند... 

مثلا پچ‌پچ گل‌های باغچه عشق و یا راز دلدادگی من به تو...

بعضی از حرف‌ها همیشه پشت سکوت جا خوش می‌کنند. 

شاید می‌ترسند سکوت را بشکنند و بعد از آن غروری را هم به مرداب فراموشی بسپارند.

...

دیشب پا به پای آسمان گریستم.

می‌دانم... در این شهر پر از خاکستر از باران خبری نبود اما آسمان دل نازنینت بارانی بود...

آسمان دل من، به هوای دل شکستهء شقایق می‌گریست...

و چشم بیمار من، به هوای روح پاک مریم‌گونهء تو...

می‌خواستم آنقدر اشک بریزم که با قطرات آن بتوانم غم دوری از تو را حل کنم.

اما غم دوری از تو آنقدر عظیم بود که حتی با بارش آسمان هم حل نمی‌شد...

...

بارها به این اندیشیدم که ای کاش، هیچ‌گاه دل به تو نداده بودم؛ اما بعد پشیمان شدم.

آخر اگر دل به تو نداده بودم که تا حالا بارها جان داده بودم.

لبخند بزن... نازنینت دل داده است تا جان نبازد...

می‌دانم که باز هم در خیالت به این می‌اندیشی که

چگونه باور کنی دختری را که دلش را به تو بخشیده است...

می‌دانم باز هم به نتیجه همیشگی می‌رسی! مهم نیست.

مهم این است که دل من آنجاست...

می‌دانم رسم امانت داری را به جا می‌آوری...

باورت می‌شود که نازنینت به تو بیشتر از خودش ایمان دارد؟

می‌دانم باور می‌کنی...

به روی نوشته‌هایم عطر یاس پاشیده‌ام تا شاید، باز تو را به یاد من بیندازد...

اگر دوست نداری بگو تا بعد از این عطر هر گلی را که تو دوست داری برویشان بپاشم...


"شهره روحبانی"

 

برگرفته از وبلاگ شاعر:

تمام دفترهایم به خاطر تو ورق خورده‌اند

 

متن کامل در ادامه مطلب:

 
ادامه مطلب

برچسب‌ها: اشعار شهره روحبانی، عاشقانه‌ها
پنج‌شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 08:22 ق.ظ

زندگی از پنجره های بسته رد نمی شود

گیرم همه جای جهان جهنم!

گیرم دست های زمین
بی بذر و
بی خنده
گیرم چنته ی زمان
بی عشق و
بی "هر چه تو می گویی" اصلا!

کافی بود کمی
فقط کمی
پنجره را باز کنی...!
زندگی

از پنجره های بسته رد نمی شود!

 

"مهدیه لطیفی"

 

از کتاب: برف روی خط استوا / نشر فصل پنجم / شعر پنجاه و یک

برچسب‌ها: اشعار مهدیه لطیفی، برف روی خط استوا
پنج‌شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 07:34 ق.ظ

من خوب نیستم...

مکالمه های کوتاه
کفاف گلایه های بلند مرا نخواهد داد
تا کی سلام کنیم
حال هم را بپرسیم
و به هم دروغ بگوییم که خوبیم

دروغ هایمان از سیم های تلگراف و کوهها و دشت ها عبور کنند

و صادقانه به هم برسند
ما فقط
دروغهایمان به هم می رسد
من خوب نیستم...
اصلا.

"رویا شاه حسین زاده"

برچسب‌ها: اشعار رویا شاه حسین زاده
پنج‌شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 07:31 ق.ظ

باید به موقع می‌خوابیدم

برای چشم به خوبی زیبایی

برای گوش به خوبی لالایی
و برای دل به خوبی هدیه ...
تو از کجا می‌آیی ای پری؟
راه گم کرده ای بر این خاک،
یا مسافری؟
و من باید به موقع می‌خوابیدم
تا خواب تو را می‌دیدم ...
پیامبر عشق تو
این همه که از تو می‌گویم
بیهوده نیست
هر کس که به چیزی یقین کند
می‌خواهد تمام عمر
و هر کجا
پیامبر این یقین باشد ...
 

"آنتوان دوسنت اگزوپری"

برچسب‌ها: اشعار آنتوان دوسنت اگزوپری
چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 08:50 ق.ظ

ایستگاه

خیلی زود می فهمی

همه چیز را در آغوش من جا گذاشتی

مثل مسافری

که تمام زندگیش را

در یک ایستگاه بین راهی جا می گذارد !

 

"نسترن وثوقی"

 

 برگرفته از وبلاگ:

http://sayehtanhaei.blogfa.com

برچسب‌ها: اشعار نسنرن وثوقی
چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 08:47 ق.ظ

گنج

در زیر سکوت تو گنجی است

خاموش و مغرور
همچون میراث یک دهکدۀ دور
گنجی پنهان
در خطر هجوم غارتگران
گنجی که من دیده ام
و خود را به ندیدن می زنم ...

 

"آنتوان دوسنت اگزوپری"

 

برچسب‌ها: اشعار آنتوان دوسنت اگزوپری، شعر سکوت
چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 08:46 ق.ظ

چشمان تو

گیرم تمام دنیا بگویند ما مال هم نیستیم

ما به درد هم نمی خوریم
گیرم برای زیر یک سقف رفتن عشق، آخرین معیار این جماعت باشد
گیرم دوست داشتن بدون سند

حرام باشد، عجیب باشد، باور نکردنی باشد
گیرم تا آخر عمر تنها بمانم
گیرم دستانت در دستانم هرگز قفل نشود
من اما...
گیر این گیرها نیستم
من تا ابد گیر چشمان توام
گیر دوست داشتنت...

 

"ناشناس"

منبع: نت

سه‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 08:47 ق.ظ

سخنی از محمود دولت آبادی

گاهی باید از دیگران فاصله بگیری

اگر اهمیت دادند ارزشت را خواهی فهمید
و اگر اهمیتی ندادند
خواهی فهمید کجا ایستاده ای...!

"
محمود دولت آبادی "

برچسب‌ها: محمود دولت آبادی
سه‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 08:45 ق.ظ

هزار سال

هزار سال

پیش از آنکه جاده را رفتن آموخته باشند     

دلتنگِ تو بودم،

انگار

هزار سال منتظر بودم

بیایی پشت پنجرۀ اتوبوس

برایم دست تکان بدهی،

تا این شعر را برایت بنویسم.

 

 "لیلا کردبچه"

 

برگرفته از وبلاگ:

http://sayehtanhaei.blogfa.com

سه‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 08:44 ق.ظ

دلتنگم و دیدار تو درمان من است

دلتنگم و دیدار تو درمان من است

بی رنگ رخت زمانه زندان من است

بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی

آنچه کز غم هجران تو بر جان من است

 

"مولانا"

برچسب‌ها: اشعار مولوی
دوشنبه 30 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 02:44 ب.ظ

پرستو

تو شبیه پرستوها هستی
وقتی با کوچ بی‌هنگامی بهار را به خانه‌ام می‌آوری
وقتی با کوچ بی‌هنگامی بهار را از خانه‌ام می‌بری

بخوان
با هر زبانی که عاشقانه‌تر است
آهنگین‌تر است
و واج‌های صمیمی‌تری دارد
بخوان
حتی اگر شده اندازۀ پنجره‌ای
که بیش از حوصلۀ بهار بسته مانده‌ست
آنقدر بسته مانده‌ست
که اسمش را گذاشته‌اند دیوار.

 

"لیلا کردبچه"

 

از کتاب: صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر / نشر فصل پنجم / 1393

------------------------------------------------------------

 

+ سالروز شکفتنت مبارک خانم کردبچه

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، تولد لیلا کردبچه، صدایم را از پرنده های مرده پس بگ
دوشنبه 30 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 11:00 ق.ظ

قرار

بی قرار هیچ قراری نبوده ام
مگر قراری که با تو بستم و
هرگز نیامدی


"فرامرز سدهی "

برچسب‌ها: اشعار فرامرز سدهی
دوشنبه 30 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 10:54 ق.ظ

چنان به موی تو آشفته‌ام

چنان به موی تو آشفته‌ام، به بوی تو مست

که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست

 

"سعدی"

برچسب‌ها: اشعار سعدی، غزل، غزلیات سعدی
دوشنبه 30 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 09:31 ق.ظ

هیچ چیز تکرار نمی شود

هیچ چیز تکرار نمی شود 

و تکرار نخواهد شد 

به همین دلیل ناشی به دنیا می آییم!

و خام می میریم!  

حتی اگر کودن ترین شاگرد مکتب زندگی بودیم   

هیچ زمستانی و تابستانی را تکرار نمی کردیم! 

هیچ روزی تکرار نمی شود!  

دو شب به هم شبیه نیستند!  

دو نگاه یکی نیستند!  

نگاه قبلی به نگاه بعدی شبیه نیست! 

دیروز وقتی کسی در حضورِ من نام تو را آورد  

طوری شدم که انگار   

یک گُلِ رز از پنجره به اتاقم افتاده باشد!  

امروز که با هم هستیم، از دیوار می پرسم: 

رُز؟ 

رُز چه شکلی دارد؟ 

رز گُل است یا قلوه سنگ؟  

ای ساعتِ بد هنگام!  

چرا با هراسِ بی دلیل می آیی؟  

هَستی! پس می گذری!  

زیبایی در همین است!  

هر دو در کنار هم خندانیم و می کوشیم، آشتی کنیم!  

گرچه با هم متفاوتیم!   

مثل دو قطرۀ شبنم!   

 

"ویسلاوا شیمبورسکا"

برچسب‌ها: اشعار ویسلاوا شیمبورسکا
دوشنبه 30 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 09:30 ق.ظ

من و تو ...

فرقی نمی کند باران ببارد یا نه

فرقی نمی کند چشمان تو چه رنگ باشد
به خانه می رسم یا نه
مهم نیست!
من کلاهی ندارم که از سر بردارم
یا دندانی نمانده ست تا لبخندی بسازم
من و تو خاطرات درختان یک کوچه ایم ...

"کیکاووس یاکیده"


از کتاب: کولی، پیراهن تنگ یک خواب بلند / نشر قطره / چاپ سوم، 1390

برچسب‌ها: اشعار کیکاووس یاکیده
یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 07:46 ق.ظ

مرا ببخش

مرا ببخش

اگر در آغوشت باز

دلتنگت می‌شوم !

 

"سپیده داوودی"

برچسب‌ها: اشعار سپیده داوودی
یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 07:44 ق.ظ

نگاهت!

نگاهت!
نگاهت چه رنج عظیمی ‌است،
وقتی به یادم می‌آورد
که چه چیزهای فراوانی را
هنوز به تو نگفته‌ام ...

 

"آنتوان دوسنت اگزوپری"

برچسب‌ها: اشعار آنتوان دوسنت اگزوپری
یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 07:30 ق.ظ

مرا در آغوش بگیر

ساده به دستت نیاورده بودم،
که یک روز
بغضم را همسفرت کنم،
چمدانت را به دستت بدهم؛
و به خدا بسپارمت.
ساده به دستم نیاورده بودی،
که از سر ایوانت بپرم...
به روی خودت نیاوری،
و دیگر
هیچ گاه،
روی هره برف گرفته،
برایم خورده نان نریزی.

برو
ولی نگو مرا نمی شناسی.
سایه واژه هایم،
همیشه بر سر اندوه توست.
وقتی هنوز
نیمه های شب،
از خواب می پری؛
و نمی دانی
گنجشکی
که روزی عاشقت بود
چرا در سینه ات بال بال می زند؟

چمدانت را برندار؛
قبل از رفتن،
مرا در آغوش بگیر.

"نیلوفر لاری پور"

برچسب‌ها: اشعار نیلوفر لاری پور، شعر آغوش
یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 07:21 ق.ظ

شب چشم هات

هرچه قدم هایم را می شمارم
به آخر نمی رسم
چه بی انتهاست
شب چشم هات!

"
رضا کاظمی"

برچسب‌ها: اشعار رضا کاظمی
1 2 3 4 5 ... 71 >>


درباره

نام: نیما، متولد: 9 اسفند 54، محل سکونت: تهران، وضعیت تاهل: متاهل ............................................................ ایمیل: nima_m406@yahoo.com ..................................................................... در میان باور همه که کوچه های عشق خالی از تک درخت های عاشق است، من درختی یافته ام که هر روز بر روی پیکره اش مشق عشق با نوک مهر می زنم، در میان باور همه که می گویند اگر از عشق بگویی سکوتی مبهم تو را قورت خواهد داد، ولی من با فریاد عشق در میان این کوچه باغ پر هیاهو فریاد زدم، فریاد زدم که دوستت دارم ای ستاره همیشه مهتابی من، چرا که در این کوچه ها تنها پروانه ها قدم می گذارند که رقص شاپرکها را به وادی عشق تنها به عشق هایی مثل تو تقدیم کنند. و به راستی که عجب رنگارنگ شدن از طبیعت عشق قشنگ است... .....................................................................

موضوعات

آمار

  • بازدیدکنندگان: 1566935

---------------------------

جستجو در صفحات وبلاگ

Google

---------------------------

---------------------------