X
تبلیغات
بازی تراوین

در کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

شنبه 4 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 11:29 ق.ظ

ننه آقا

از شهرهای بزرگ

که در قصه های تو نبودند می ترسم

از خیابان هایی که پایم را

به راه های نرفته بسته اند

و عشق های کوچکی که دلم را

به پنجره های وامانده ی لعنتی

  

می ترسم

از روزهایی که با تنور تو روشن نمی شوند

و شب هایی که با هزار و یک روایت گوناگون

چشم های مرا نمی بندند

 

دلم هوای خانه ی کاگلی ات را کرده

با پستوی تنگ و تاری

که عطر آغوش پدربزرگ را در آن حبس کرده بودی

دلم هوای تو را کرده

که برایم چای بریزی

و دوباره بگویی چگونه صورت من شصت سال پیش

جوانی کُرد را عاشق تو کرد

  

برایم چای بریز ننه آقا

و اشک هایم را

با گوشه ی گلدار چارقدت پاک کن

خسته ام ،

خسته

و هیچ کس آنقدر زن نیست

که ساعت ها بشود برایش گریست

 

"لیلا کردبچه"

 

از کتاب: صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر

----------------------------------------------------------------


دلنوشت: بیاد مادریزرگ عزیزم که چند سالیه از نگاه مهربانش محرومم. روحش قرین شادی.

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، مادربزرگ
سه‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 08:45 ق.ظ

هزار سال

هزار سال

پیش از آنکه جاده را رفتن آموخته باشند     

دلتنگِ تو بودم،

انگار

هزار سال منتظر بودم

بیایی پشت پنجرۀ اتوبوس

برایم دست تکان بدهی،

تا این شعر را برایت بنویسم.

 

 "لیلا کردبچه"

 

برگرفته از وبلاگ:

http://sayehtanhaei.blogfa.com

دوشنبه 30 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 02:44 ب.ظ

پرستو

تو شبیه پرستوها هستی
وقتی با کوچ بی‌هنگامی بهار را به خانه‌ام می‌آوری
وقتی با کوچ بی‌هنگامی بهار را از خانه‌ام می‌بری

بخوان
با هر زبانی که عاشقانه‌تر است
آهنگین‌تر است
و واج‌های صمیمی‌تری دارد
بخوان
حتی اگر شده اندازۀ پنجره‌ای
که بیش از حوصلۀ بهار بسته مانده‌ست
آنقدر بسته مانده‌ست
که اسمش را گذاشته‌اند دیوار.

 

"لیلا کردبچه"

 

از کتاب: صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر / نشر فصل پنجم / 1393

------------------------------------------------------------

 

+ سالروز شکفتنت مبارک خانم کردبچه

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، تولد لیلا کردبچه، صدایم را از پرنده های مرده پس بگ
دوشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ساعت 11:14 ق.ظ

هنوز در رگ‌های من کسی هست

مرگ

تنها دری است

که تا به تو فکر می کنم باز می شود

هر بار بدم می آید از خانه ای که در آن نیستی

و بعد به هر دری می زنم عزرائیل پشتش است

و بعد

طناب یعنی اتفاقی که نمی افتد را

به کدام سقف بیاویزم

و تیغ

یعنی این تویی که هنوز در رگ هایم جریان داری

 

مرگ

چیزی شبیه دست های من است

که حتی با ده انگشت نمی توانند

یک ذره از گرمی دست های تو را نگه دارند

و چیزی شبیه صدایم

که هربار دوستت دارم

تارهای صوتی ام را عنکبوت ها تنیده اند

 

و چه انتظار بزرگی است

این که بدانی

پشت هر «دوستت دارم» چقدر دوستت دارم.

...

 

"لیلا کردبچه"

 

از کتاب: حرفی بزرگتر از دهان پنجره

نشر فصل پنجم / چاپ سوم 1392 / صفحه 64

--------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

نسخه قدیمی تر این شعر را می توانید در ادامه مطلب بخوانید.

بنظر می رسد که خانم کردبچه برای چاپ شعر در کتاب، آن را ویرایش کرده و بنظرم این ویرایش کاملا مثبت و رو به جلو بوده است..

به عنوان مثال: توجه کنید به استفاده از "سقف" به جای "درخت" در این بخش از شعر:

«طناب یعنی اتفاقی که نمی افتد را

به کدام سقف بیاویزم»

و سایر تغییرات که بنظرم ساختار شعر را محکم تر و پخته تر کرده است.

برای این تغییرات به جا و این پختگی باید به خانم کردبچه آفرین و تبریک گفت.

این یعنی حرکت رو به جلو...

در کل، شعر جدید کوتاه تر شده و بخش های پایانی حذف شده. در واقع کمی از سیاهی شعر هم کم شده است.

قلمت ماندگار خانم کردبچه عزیز

 


ادامه مطلب
برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، حرفی بزرگتر از دهان پنجره
پنج‌شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 10:14 ق.ظ

بلاتکلیفی!

همه چیز از جایی شروع شد
که گفتی دوستم داری
گاهی برای یک عمر بلاتکلیفی
بهانه ای کافیست.

 

"لیلا کردبچه"

 

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه
چهارشنبه 30 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 08:22 ق.ظ

بومرنگ

می‌ترسیدم عاشقت شده باشم

مثل زمین

که می‌ترسید زیرِ برکۀ کوچکی غرق شود

و آسمان

که می‌دانست یک شب، پرنده‌ای

تمام بادهایش را به مسیرِ دیگری می‌بَرد

 

می‌ترسیدم

و عشق در تمامِ خواب‌هایم می‌غلتید

می‌ترسیدم

و ملافه‌ها حالتِ تهوّع داشتند

 

گاهی

برای ترسیدن دیر می‌شود

آنقدر که دست‌هایت را

با تمامِ پنجره‌ها باز می‌کنی

و یادت می‌رود از هر زاویه‌ای پرت شوی

دوباره به آغوش خودت برمی‌گردی

 

خودت را به خواب بزن

پیش از آنکه ناچار شوی

برای خودت قصه‌های تازه ببافی

از اتفاق‌هایی که هرطور می‌افتند

باید بشکنی.

 

"لیلا کردبچه"

از مجموعه: صدایم را از پرندههای مرده پس بگیر

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، صدایم را از پرندههای مرده پس بگی
سه‌شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:51 ق.ظ

سنگ

سنگ شده‌ام

و برای تراشیدنِ شاعری از سنگ هم

مردِ میدان نیستی

سنگ شده‌ام

و کلاغ‌ها هر بلایی که خواستند،

تکه‌تکه بر سرم بیاورند

اگر قلب این مجسمه یک‌بارِ دیگر بتپد.

 

"لیلا کردبچه"

از مجموعه: حرفی بزرگتر از دهان پنجره

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، حرفی بزرگتر از دهان پنجره
یکشنبه 23 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 08:20 ق.ظ

هزار سال منتظر بودم

هزار سال

پیش از آنکه جاده را رفتن آموخته باشند     

دلتنگِ تو بودم،

انگار

هزار سال منتظر بودم

بیایی پشت پنجرۀ اتوبوس

برایم دست تکان بدهی،

تا این شعر را برایت بنویسم.

 

"لیلا کردبچه"

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه
دوشنبه 10 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 07:50 ق.ظ

حسودم...

حسودم،

به انگشت‌هایت

وقتی موهایت را مرتب می‌کنند

حسودم،

به چشم‌هایت

وقتی تو را در آینه می‌بینند

و حسودم،

به زنی که رد شدن از لنزهای رنگی‌اش 

رنگ پیراهنت را عوض می‌کند

 

چه کار کنم؟

من زنِ روشنفکری نیستم

انسانی غارنشینم،

که قلبم هنوز در سرم می‌تپد؛

- که بادی که پنجره‌های خانه‌ام را به هم می‌کوبد،

روزی اگر موهای دیگری را پریشان کرده باشد چه؟

و بارانی که باریده و نباریده تورا یادم می‌آورد،

روزی اگر دیگری را یادت بیاورد چه؟ -

 

حسودم

و هی می‌ترسم از تو 

از خودم 

از او

می‌ترسم و هی شماره‌ات را می‌گیرم

و صدای زنی ناشناس

که شاید عطر تو از گل‌های پیراهنش می‌چکد

که شاید بوی تو از انگشتانش می‌چکد

که شاید حروف نام تو از لبانش می‌چکد

هر لحظه از دسترسم دورترت می‌کند

 

تو دور می‌شوی 

من 

فرو 

می‌روم در غار تنهایی‌ام

کنار وهمِ خفاشی که این روزها 

دنیایم را وارونه کرده‌ست

 

"لیلا کردبچه"

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه
سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 11:34 ق.ظ

شلوغی پیاده رو

گاهی

شلوغی پیاده رو

بهانه ی خوبیست که
دست های کسی را برای همیشه گم کنی!
درست در لحظه ای که

تکه ای از "دوستت دارم"

هنوز در دهانت است.


"
لیلا کرد بچه"

-------------------------------------------------------------

  

دانلود ترانه زیبای AmiTiRata


+ این ترانه رو سال گذشته توی وبلاگ گذاشته بودم. امروز که آمار دانلودش رو دیدم برام جالب بود. تا به امروز 476 بار دانلود شده! خواننده اش نمیدونم کیه و به چه زبانی خوانده شده! اما قشنگه. پیشنهاد میکنم که دانلود کرده و گوش کنید.

اگر کسی خواننده این ترانه رو میشناسه ممنون میشم اطلاع بده.


++ این هم نظر خانم مهرنوش در مورد این ترانه:

ترانه ظاهرن به زبان رومانیاییست. با عنوان
"خاطره ی تو" و توسط
Liviu Guta & Florin اجرا شده و البته هم شعر و هم موسیقیش زیباست.

 

برچسب‌ها: دانلود آهنگ
شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 07:43 ق.ظ

جایی که اینجا نیست

راه دوری برای رفتن ندارم

جای نزدیکی برای ماندن

و بلاتکلیفی پاهایم راه به هرجا می­برند،

تنهایی‌ام

چمدانم را برمی دارد و دنبالم می آید

همین است که کفش

کشفِ پیش پا افتاده ای می شود

چمدان

گوش سنگینی که ازاین حرف ها پُر است

و قطاری که دور می شود

شاید

شاید به سرزمین دیگری برسد

همین است

که خیابان وطنم می شود

و هرکه سراغم می آید

- به من دست نزنید آقا!

آوارگی واگیر دارد

یکی بیاید

سیگاری میان لب هایم روشن کند

از خانه که بیرون می آمدم انگشتانم را جا گذاشتم

گذاشتم مشق های دخترم را بنویسند

وقتی از مدرسه برمی­گردد

و سراغِ لانه ی خالیِ پشت پنجره می رود

یکی بیاید

پیش پایم را ببیند

از خانه که بیرون می آمدم چشم هایم را جا گذاشتم

گذاشتم در انتظار پرستوی کوچکی باشند

که امسال هم از کوچ جا خواهد ماند

یکی بیاید

بگوید اگر غیر از اینجا جای دیگری نیست،

قطاری که دور می شود

چرا دور می شود؟

 

"لیلا کردبچه"

از مجموعه: کلاغمرگی

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، کلاغمرگی
یکشنبه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 09:20 ق.ظ

دادگاه خانواده

از امروز

جهنم زیر پایت است

از امروز که هر لحظه هزار بار

سینه هایت را میان تنت گم می کنی

و شیرت در تمام قوطی های جهان خشک می شود

بغض می کنی

و دود اجاق های کور دنیا به چشمت می رود

روی شکمت دست می کشی

و ترک های حاملگی جای پنجه های ببری عقیم اند

که هرشب دشت های گرسنه را به خانه می آورد

و ناخن های پس از معاشقه اش را سیر می لیسید

 

از امروز

هیچ فردایی را با روز دیگری اشتباه نمی گیری

و تمام زندگی ات را

در امروزی جهنمی و طولانی فکر می کنی

به بهشتی که در چشم هایت آب می رود

آب می رود

آب می رود

آب می رود

آب می رود .

 

"لیلا کردبچه"

(دادگاه خانواده)

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، دادگاه خانواده
یکشنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 07:07 ق.ظ

گفتی می آیی

گفتی می آیی

و یاد اخبار هواشناسی افتادم

که لذت باران های بی هنگام را می برد

 

گفتی می آیی

و یاد تمام روزهایی افتادم

که بیهوده چتر برداشته بودم!

 

"لیلا کردبچه"

از مجموعه: "صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر" / انتشارات دفتر شعر جوان

--------------------------------------------------


پی نوشت:

شاعر این شعر را آقای "سینا علیمحمدی" نیز گفته اند! کدام درست است، نمی دانم!

یکی از منابع معتبر:

وبلاگ خانم مهدیه لطیفی، پست اسفند 1388

http://heliya1382.persianblog.ir/post/343/

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، صدایم را از پرنده های مرده...، چتر، سینا علیمحمدی
دوشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 09:23 ق.ظ

جاده‌ها

جاده ها جایی اگر برای رفتن داشتند
تکان دادن دست
دو معنای کاملاً متفاوت نداشت
غربت
با پوشیدن کفش هایت آغاز نمی شد
و دستی که پشت سرت آب می ریخت
جاده ها را به زمین کوک نمی زد

@
یک روز برمی گردی که باد
تمام آدم ها را برده است
جاده ها مثل کلاف سردرگمی دور خود پیچیده اند
و زمین
یک گلوله ی کاموایی بزرگ شده است
که برای تنهایی عصرهای یخ بندانت
خیالبافی می کند .


"لیلا کردبچه"

 

از مجموعه: حرفی بزرگتر از دهان پنجره

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، شعر جاده، حرفی بزرگتر از دهان پنجره
دوشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 09:22 ق.ظ

دلم تنگ است

دلم تنگ است
مثل لباس سال‌های دبستانم
مثل سال‌های مأموریت‌های طولانیِ پدر
که نمی‌فهمیدم
وقتی می‌گویند کسی دورَست
...

یعنی چقدر دورَست

 

"لیلا کردبچه"

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، شعر دلتنگی
یکشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 01:59 ب.ظ

تنهایی من عمیق ترین جای جهان است

انگشتت را
هرجای نقشه خواستی بگذار
فرقی نمی کند

تنهایی من
عمیق ترین جای جهان است
و انگشتان تو هیچ وقت
به عمق فاجعه پی نخواهند برد

 

"لیلا کردبچه"

از مجموعه: صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، انگشتان تو
یکشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 01:59 ب.ظ

دوستت دارم

دوستت دارم
و پنهان کردنِ آسمان
پشتِ میله‌های پنجره آسان نیست...

 

"لیلا کردبچه"

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، شعر پنجره
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 09:50 ق.ظ

معشوقه ات برای تو می خواند

عاشقت نشدم

که صبح ها

در خواب ساکت خانه ای

بی پنجره ، بی در . . . مانده باشی

و تلفن

صدایم را پشت گوش انداخته باشد

عاشقت نشدم

که عصرها

دست خودت را بگیری و ببری پارک

انقراض نسلت را روی تاب های خالی تکان بدهی

و فراموش کرده باشی

چقدر می توانستم مادر بچه های تو باشم !

عاشقت نشدم

که شب ها لبانم را

میان حروف کوچک بی رحم تقسیم کنم

گرمی آغوشم را

صدای نفس هایم را

و آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را

باید برای گوشی همراهش تعریف کند

بوسه هایم هرشب

در نیمه راه پیغام ها تمام می شوند

و آنچه با تأخیری طولانی به تو می رسد

خواب سنگینی است

که باید کمر تخت را بشکند

عاشقت نشدم

عاشقت نشدم که ناچار باشم برای دوستت دارم هایم

مجوز بگیرم

دوستت دارم هایم را منتشر کنم

و بعد تصور کنم این شعر را

معشوقه ات برای تو می خواند .

 

"لیلا کردبچه"
(شعر برگزیده ی انجمن غزل 89)

---------------------------------------------------------------


دفتر عشق:

ماه به خاک نگاه کرد و گفت:
شب ها چشم هایم را باز و بسته میکنم
تا شاید نگاهم کنی و بگویی "دوستت دارم"
نمی دانم شاید خزان،
فانوس های بیشتری برای دوست داشتن دارد
او همیشه در آغوش صبر توست...

"منبع: نت"

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، شعر ماه، شعر فانوس، شعر بوسه
سه‌شنبه 15 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 07:22 ق.ظ

من سردم است...

...

من سردم است

و تمام رنگ های گرم دنیا را

زنان دیگری شال گردن بافته اند

من سردم است

و زمستان

تنها نام زنی عریان است

که هر شب هوس می کند با فندک یک مرد بسوزد!


"لیلا کردبچه"

از مجموعه: حرفی بزرگتر از دهان پنجره

-----------------------------------


شعر کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، شعر زمستان، حرفی بزرگتر از دهان پنجره
یکشنبه 10 دی‌ماه سال 1391 ساعت 07:59 ق.ظ

میان بازوان تو...

من از رعد و برق نمی ترسم

اما میان بازوان تو امنیتی هست

که ترس را زیبا می کند.

 

از: لیلا کردبچه / کلاغمرگی

------------------------------------------------------

دفتر عشق:

ناشناسی بی‌کس

نیمه شب هم حتی

اگر از کوچه تنهایی قلبم گذرد

عطر بدرود و درودش سالی

در دلم خواهد ماند

تو که دیریست در این کوچه اقامت داری...

برچسب‌ها: اشعار لیلا کردبچه، کلاغمرگی
1 2 >>


درباره

نام: نیما، متولد: 9 اسفند 54، محل سکونت: تهران، وضعیت تاهل: متاهل ............................................................ ایمیل: nima_m406@yahoo.com ..................................................................... در میان باور همه که کوچه های عشق خالی از تک درخت های عاشق است، من درختی یافته ام که هر روز بر روی پیکره اش مشق عشق با نوک مهر می زنم، در میان باور همه که می گویند اگر از عشق بگویی سکوتی مبهم تو را قورت خواهد داد، ولی من با فریاد عشق در میان این کوچه باغ پر هیاهو فریاد زدم، فریاد زدم که دوستت دارم ای ستاره همیشه مهتابی من، چرا که در این کوچه ها تنها پروانه ها قدم می گذارند که رقص شاپرکها را به وادی عشق تنها به عشق هایی مثل تو تقدیم کنند. و به راستی که عجب رنگارنگ شدن از طبیعت عشق قشنگ است... .....................................................................

موضوعات

آمار

  • بازدیدکنندگان: 1574894

---------------------------

جستجو در صفحات وبلاگ

Google

---------------------------

---------------------------