? صورتش پر است از بوسه... - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

یکشنبه 28 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 10:53 ب.ظ

صورتش پر است از بوسه...

داشتم کف دستهایم را روی تخت می کشیدم

گفت چکار می کنی؟!

گفتم یک بوسه ی داغ دیشب همین ساعتها از رو لب هایمان سر خورد و افتاد همین جاها!

دنبالش می گردم

با مهربانی و شیطنت نگاهم کرد و گفت صبح پیدایش کردم، اینجاست، بیا برش دار!

چشم هایش را بست، عطر موهایش را

به اتاق پاشید و یک نرگس کوچک روی لبهایش کاشت!

چشمهایم از شیطنت برق زد وقتی دیدم همه جای

صورتش پر است از بوسه...

با لبخند گفت باااااز چکار می کنی؟

گفتم خب دنبال همان دیشبی می گردم

مجبورم همه را بچشم تا همان پیدا شود!

او که خندید

دنیا خندید

عشق خندید

خدا هم خندید و من...

مثل باران یک ریز بوسیدمش!


"حامد نیازی"


برچسب‌ها: اشعار حامد نیازی
نظرات (2)
+ اورانوس
سلام
خیلی ممنونم ازتون
وبلاگتون رو خیلی دوست دارم
پر از آرامشه ...
دوشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 09:28 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 12:52 ق.ظ
امتیاز: 1 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :