? دست هایت را که میگشایی... - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 09:51 ق.ظ

دست هایت را که میگشایی...

دست هایت را که میگشایی
انگار در آغوش تو است همه افق
چشمهایت را می بندی
چه گرم و لذت بخش است
این هم آغوشی با صحرا
زیر چشمان دختر خورشید
انگار سالهاست
این صحرا با کسی نبوده است
که این چنین
هرم گرمایش
همه چیز را آب می کند
و تو نیز آب می شوی
در این شمارش تند لحظه ها

 

"حمید هوشمندی"

---------------------------------------------------------------

دفتر عشق:

شعرهایم را میخوانی ... میگویی پیچیده است، قبــــول !
امـــا ... مــن فقط ... چشــــم های تو را مینویــسم .

برچسب‌ها: حمید هوشمندی، آغوش تو
نظرات (2)
و چه چشمانش زیباست
یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:08 ب.ظ
امتیاز: 0 0
چه چشم های پیچیده ای ..

خوبی نیما ؟ چه عجب بعد این همه مدت؟

خیلی خوشحالم که هستی ها !

کامنت نوشته ویرایش نمی شود
یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 09:55 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :