? هیچ می دانستی... - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

یکشنبه 16 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 08:56 ق.ظ

هیچ می دانستی...

این بار که از زیر داربست انگور و ماه

برمی گردی

دستمالی بیاور

هیچ می دانستی

مهربانی ام دارد خاک می خورد؟

یا هیچ می دانستی

دوستت که دارم

زیباتری؟

 

"مهدیه لطیفی"

----------------------------------------------------

دفتر عشق:

خواب هایم بوی تن تو را می دهد!
نکند
آن دورتر ها
نیمه شب
در آغوشم میگیری؟!

"لورکا"

نظرات (3)
+ بهــ ـار
انتخابتون بسیار زیباست
دوشنبه 17 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 08:20 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ دخترپاییز http://mamanana.blogfa.com
سلام ...
دیر یا زودش مهم نیست ... به هر حال خوش اومدین

براتون آشنا هستن چون خیلی هاشون مال فروغ ، کیکاووس یاکیده ، سید علی صالحی ، یغما گلرویی یا ... هستند ؛ خیلی های دیگه هم حالتی داشتن که منو به یاد اینها می انداختن!

یه زمانی شعرهای خودمو فقط مینوشتم (البته بعد وبو حذف کردم و دوباره ساختمش) همین موضوع باعث شد کلی با ناشرم در مورد مسائل اقتصادی به مشکل بربخوریم ... به هر حال نیت هردومون متفاوت بود !!!

این وبلاگ منو با کسایی مرتبط می کنه که خیلی خاصن ، کلا خیلی جنبه ی عمومی نداره و حرفام و پست هام مخاطب خاص داره ... که این منو مجبور می کنه احساسی که دارمو سعی کنم به بهترین شیوه بیان کنم... از اونجایی که خشونت ذاتی رشته ی تحصیلی من و مشغله ی بسیار وحشتناک این روزهای من باعث دور شدنم از نوشتن میشه و به مرور چند جمله در ذهنم بسنده می کنم ... منو توی این موقعیت قرار میده که با استفاده از نوشته های سایرین احساسمو بیان کنم که البته مخاطب خاص من اینقدر اطلاعات بالایی داره که حتی بیوگرافی شاعر مربوطه رو هم میدونه !!!

خیلی ممنون که سر زدین ...
و البته من همیشه از سر زدن و گشت زدن توی وبلاگتون بی نهایت لذت می برم

موفق باشید ...

راستی !!!!
نظرتونو دی ماه تایید می کنم !!!!!!
یکشنبه 16 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 09:43 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ مقدم
سلام و درود
خیلی وقت است مشتری وبلاگتان هستم اما همیشه خوانده ام وهیچگاه نظر نگذاشتم. امروز دیدم بی انصافی است!
هزار بار ممنونم با این اشعار و نوشته ها زندگی میکنم واقعا که زیبا انتخاب می کنید موفق و شاد باشید.
از ابتدا ما برای هم ساخته شدیم
این را زمانی دانستم که درست کفش عشق تو اندازه پاهای قلبم بود.
هرعصر جمعه اسیرت یک قرن پیرتر می شود از ندیدنت.....

تا سلام.....
یکشنبه 16 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 07:10 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :