? چشمانت آخرین چیزی است که از میراث عشق به جا مانده‌است - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 01:42 ب.ظ

چشمانت آخرین چیزی است که از میراث عشق به جا مانده‌است

چشمانت آخرین چیزی است که از میراث عشق به جا مانده ‌است

آخرین چیزی است که از نامه‌های عاشقانه باقی است

و دستانت... آخرین ِ دفتر‌های حریری است...

بر روی‌شان...

شیرین‌ترین سخنی که نزد من است ثبت شده‌

مرا عشق پرورده ‌است، مانند لوح توتیا

و محو نشدم...

در حالی ‌که شعر باخنجرش طعنه می‌زند مرا،

رها کنم تا که توبه کنم

دوستت دارم...

ای کسی که دریاهای جنوب را در چشمانش اندوخته

با من باش

تا دریا به رنگ آبی‌اش بماند

و هلو تا همیشه بوی خوشش را نگه ‌دارد

شمایل فاطمه همیشگی شود

و مانند کبوتر، زیر نور غروب پرواز کند

با من باش... چه بسا حسین بیاید

در لباس کبوتر‌ها، و همانند مه و  رایحه‌ی خوش

و از پشت سر او مناره‌ها می آیند، و سوگند به پروردگارم

و همه‌ی بیابان‌های جنوب...

 

"نزار قبانی"

نظرات (17)
+
mahsa
پنج‌شنبه 28 دی‌ماه سال 1391 ساعت 08:15 ب.ظ
امتیاز: 0 0
آن شب ...

که مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را ...

تماشا می کرد ...

آن شب که شب پره ها ..

عاشــقـــانه تر ..

نــــور را می جســـتند ...!

و اتاقم ..

سرشار از عطر بوسه و ترانه بود... !

دانستم..


تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی...!
شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 03:18 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ لیلا
- خاطره ای در درونم است
چون سنگی سپید درون چاهی
سر ستیز با آن را ندارم ، توانش را نیز
برایم شادی است و اندوه

در چشمانم خیره اگر شود کسی
آن را خواهد دید
غمگین تر از آنی خواهد شد
که داستانی اندوه زا را شنیده باشد.

می دانم...
خدایان انسان را
بدل به شیئی می کنند، بی آنکه روح را از او برگیرند.
تو نیز بدلبه سنگی شده ای در درون من
تا اندوه را جاودانه سازی.
( آنا آخماتووا)
شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 10:27 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ شاهزاده جوان
لب را چه کنی خسته به پرخاش که ما را
خاموشی آن چشم سخنگوی جوابست!
شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 05:57 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام بر نیمای عزیز . آدینه شب شما بخیر . لحظه هایتان مملو از عشق و دوستی
جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 11:30 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام علیکم..............
رفتم درستش کردم....یادم رفت خب!!!!
چرا غر میزنی آخه!!!!!!
برای پوست صورتت خوب نیستا!!!!!!
از ما گفتن بود......
هفته خوبی داشته باشی
بای.
جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 07:00 ب.ظ
امتیاز: 0 0
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ
الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

چون بندگان من در باره من از تو بپرسند ،
بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند
پاسخ می دهم پس به ندای من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند

بقره186

هدیه نداشتم جز

فقط کمی سکوت و یاد او را برایت اورده ام

تا دلت ارام شود

و پیام مهربانی او..

یادگاری از من......
جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 06:58 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام نیما جان ممنون به خاطر حظورت در ماه واژه من نام شاعرها رو برات نوشتم بسر بخون/مرسشی
جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 10:12 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ رهگذر
من رازی ندارم ...قلب من کتابی گشوده
خواندن آن برای تو دشوار نیست
محبوبم زندگی من
از روزی آغاز می شود که دل به تو سپردم
نزار قبانی
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 11:20 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ ناشناس
این پیام مال من نیست ولی بخونش: تو رو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون.دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کس دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست............ 20 روز دیگه منتظر معجزه باش.
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 07:44 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
: بابا بیخیال!
اما برام جالبه که توو سال 2012 هنوزم عده ای این پیامها رو جدی میگیرن و به دیگران ارسال میکنن!!!
نـیـسـتـﮯ و

ایـن حـرف هـآﮮِ نـگـفـتـﮧامـ بـﮧ تـو،

مـﮯشـود غـَمـ

مـﮯشـود بـُغـض

لابـﮧ لایِ واژه هـآیـمـ . . .

پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 05:15 ب.ظ
امتیاز: 0 0
گاهی هوای گریه دارم

بغض می کنم

می آیم لب پنجره

و منتظر بهانه ای٬

بارانی٬

اما

یا دل آسمان نمی شکند

یا بغض من
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 03:18 ب.ظ
امتیاز: 0 0
حالا که نیستـی ،


حالا که فاصـله هسـت ،


حالا که تنهـا رفیـق َ م کلـمه هـا هستنـد ،


از لـج ِ نبـودنـت


بیــن ِ کلــمه هـا هـم فـ اصلـ ه می انـدازم ؛


دل تنــگ ...


غـم گیـن ...


تـن هـا ...


دل گیـر ...


بی ت و ...


ت و ...


ت و ..
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 03:16 ب.ظ
امتیاز: 0 0
چه صادقانه پذیرفتی!

چه فریبنده !

آغوشم برایت باز شد !

چه ابلهانه!

با تو خوش بودم !

چه کودکانه !

همه چیزم شدی !

چه زود !

به خاطره یک کلمه مرا ترک کردی !

چه ناجوانمردانه !

نیازمندت شدم !

چه حقیرانه!

واژه غریبه خداحافظی به میان آمد!

چه بیرحمانه!

من سوختم
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 02:23 ب.ظ
امتیاز: 0 0
وقتی چشمـانم را روی هم می گذارم

خواب مـرا نمی بـــرد

تـــو را می آورد !

از میان فرسنگــــها

فاصله
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 02:17 ب.ظ
امتیاز: 1 0
سلام نیمای عزیز
امیدوارم تعطیلات خوش گذشته باشه..
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 02:15 ب.ظ
امتیاز: 0 0
چقد غمگین ...
پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 01:44 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :