? نامت را به من بگو... - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 01:32 ب.ظ

نامت را به من بگو...

درخت با جنگل سخن می‌گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می‌گویم ...
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه های تو را دریافته‌ام...
با لبانت برای همه لب ها سخن گفته‌ام
و دست‌هایت با دستان من آشناست.


"احمد شاملو"

برچسب‌ها: اشعار شاملو
نظرات (19)
+ سولی جووون http://soolinnafas.blogfa.com
سلام عزیزم وبلاگت خوبه افتتاحیه ی وبلاگمه به من سربزن ونظر یادت نره بای تا های حتما بیای هاااااااا
جمعه 5 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 11:39 ب.ظ
امتیاز: 0 1
سلام مثل همیشه با دقت میخونی.راستی اگه نظرتو راجه به وبم بگی تا بهتر بشه ممنون میشم و دعای خیر دوستای وبلاگیم پشت سرت
پنج‌شنبه 24 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 08:40 ب.ظ
امتیاز: 1 0
+ مهسا
برای پروانه شدن پیله‌ی دستان تو کافی‌ست...
من را محکم‌تر در آغوش بگیر.

این شعر از خانوم مریم ملک دار است از کتاب نام دیگر حوا
درست نیست همین جور بدون منبع بنویسیم.
ممنون
یکشنبه 20 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 12:53 ب.ظ
امتیاز: 0 0
شعر و آینه ای
و امید،
عطر توست
که نفسم می دهد
برای روزهای آینده.
بوی توست،
همراه همیشگی روزهام.
تو بخواب!
گرمای نفس ات
زین راه دور هم
با من است
سه‌شنبه 8 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 05:43 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام نیما .خوبی ؟ کلید اون خونه روستایی رو گرفتی ‍؟
سه‌شنبه 8 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 01:43 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 02:59 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام نیما.خوبی ‍؟
جغرافیای کوچک من بازوان توست ...
دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:49 ق.ظ
امتیاز: 2 0
تقویم ِ دل ِ من

نسبتی با تقویم های جهان ندارد

میان ِ برگ ریزان ِخزان

وسط ِ چله ی زمستان هم

می بینی نوشته اند بهار!

آن لحظه که توخندیدی
دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 12:08 ق.ظ
امتیاز: 0 0
این عصرهای پائیزی

عجـیب بـوی ِ نـفس هـای ِ تـو را می دهـد ...!

گـوئـی ... تـو اتـفاق می افـتی

و مـن دچـار می شـوم ...
یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:58 ب.ظ
امتیاز: 0 0
ا خیالت

زندگی می‌کنم

و با خودت

عاشقی.



کاش دو بار زاده می‌شدم

یکی برای مردن در آغوش تو
یکی برای تماشای عاشقی کردنت.
یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:55 ب.ظ
امتیاز: 0 0
دیدی؟
دیدی در این قمار چیزی عایدم نشد؟
دیدی دلم را به تو باختم؟
می‌برم تو را
از این شهر تو را می‌برم
اینجا دیگر جای نفس کشیدن نیست.
یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:53 ب.ظ
امتیاز: 1 0

چرا وقتی می‌روی
همه جا تاریک می شود؟
انگار از اول مرده بودم
و ترسیده بودم
و تو هم نبودی
...
نه اینکه گریه کنم، نه
فقط دارم تعریف می‌کنم چرا بغض کرده بودم
و آرام نمی‌گرفتم
یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:50 ب.ظ
امتیاز: 1 0
چوب ِ حراج زدیمـــــــ

به آخرین تکه ـهاے خاطراتمان . . .

ارزان نخواهیمــــــــ فروخت . . .

تکه اے به قیمت ِ یک دنیا عشق . . .


یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:42 ب.ظ
امتیاز: 1 0
قلب کال مـَن ،

دَر فصل دستـهای تـــو می رسَــد

فصـلی برای تمـام رؤیـاها

دستــی برای تمـام فصل ها ..
یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:41 ب.ظ
امتیاز: 1 0
خسته ام
از مراعات یاس های خجل
بیا عاشقی کنیم
به رسم شجاعانۀ شقایق ها
تا کی اسیر ماسۀ ساحل ؟!
تماشای دریاها ؟!
بیا عاشقی کنیم
دورتر از تمام قایق ها

"پرویز صادقی"
یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 04:18 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ آبجی سولماز http://sr69.blogfa.com
خدایا
تـــــــو!
همان شقایق مـعروفـــــ شعرِ خوب سهـرابــی!

تا تو هستـی،زندگی باید کرد...
یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 02:58 ب.ظ
امتیاز: 0 1
چقدر حرفهایت فریبنده است
مرا بردی از راه با دین خود
اگر کار تو کشتن من است
بسوزان مرا طبق آیین خود
یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 02:39 ب.ظ
امتیاز: 0 0
به دلم سالهاست نزدیکی
خواب شیرین چشمه عسلی
می شوی بر زبان من جاری
مثل ابیات خوب یک غزلی
یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 02:38 ب.ظ
امتیاز: 0 0
قلبت را به من بسپار امانت داری بهتر از من نخواهی یافت من آن را در انتهایی ترین قسمت قلبم می سپارم تا ابد .... تا همیشه
یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 02:37 ب.ظ
امتیاز: 1 2
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :