? رباعیات سعدی - 1 - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

سه‌شنبه 3 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 07:27 ق.ظ

رباعیات سعدی - 1

1)

هر ساعتم اندرون بجوشد خون را

و آگاهی نیست مردم بیرون را

الا مگر آنکه روی لیلی دیدست

داند که چه درد می‌کشد مجنون را؟

2)

ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب

صاحبنظران تشنه و وصل تو سراب

مانند تو آدمی در آباد و خراب

باشد که در آیینه توان دید و در آب

3)

آن شب که تو در کنار مایی روزست

و آن روز که با تو می‌رود نوروزست

دی رفت و به انتظار فردا منشین

دریاب که حاصل حیات امروزست

نظرات (5)
ممنونم عالی بود...
چهارشنبه 4 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:13 ب.ظ
امتیاز: 0 0
یار در آمد زباغ بیخود و سرمست دوش
توبه کنان توبه را سیل ببردهست دوش
عاشق صدساله ام توبه کجا من کجا
توبه صدساله را یار در اِشکست دوش
باده خلوت نشین در دل خم مست شد
خلوت وتوبه شکست مست برون جست دوش
ولوله در کو فُتاد عقل در آمد که « داد »
محتسب عقل را دست فرو بست دوش
( حضرت مولانا )
سه‌شنبه 3 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:57 ب.ظ
امتیاز: 0 0
از در صلح آمده یا از خلاف؟ باقدم خوف روم...
سه‌شنبه 3 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:30 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام. خوبی شما؟ شکر خدا ... چه عجب شما را صبح دیدیم اینجا...

راستی سعدی را دوست داشتم ...کلا شعرای قدیم را دوست داشتم تا ..تاقبل از خواندن کتاب شاهد و شاهد بازی دکتر شمیسا!
سه‌شنبه 3 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:40 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ مریم
سلام و صبحت طلایی
باور میکنی که خوبی ...
باور میکنم که اینگونه باشی
سه‌شنبه 3 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:11 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :