کوچی ها سقفی بر سر ندارند.
پرستوها مرزها را نمی شناسند .
اما کولی ها
و کوچی ها و پرستوها در سفر همراه دارند.
همراهان. بیشماران.
قاصدک ها
تنها سفر می کنند.
من پای سفر
ندارم. دلی هم ندارم تا قوی دارمش .
من باز هم به
سفر می روم...
یادت می آید؟
می گفتی
خانهُ باد در گودی دستهای رنگ پریده و پشت رگهای آبی بازوان من است .
می دانی؟
دیگر فرقی هم
نمی کند.
دستهایم
یادگار بی خانمانی منند اما هنوز توان آن را دارند که اشکی را از گونه ای پاک کنند.
حالا هم
دوباره وقت رفتن است جان دلم ...
سلام مرا به خدایت
که نگهدار توست برسان.
از: کیکاووس یاکیده
کوه ها، قصه هایی سبز
اما این را نمیدانم
که زنبق ها از کجا بر دشت باریدهاند؟
دریا، آرزوی آبی من است
با آوای مغمومش
و باد، کلام شیرینم
که گونه ات را میبوسد
و لای گیسویت میپیچد.
شب، سکوت توست
روز، لبخندت.
شبهایی که بی تو میگذرند
از گیسوی تو درازترند.
"فکرت قوجا"
(ترجمه از رسول یونان)
بی شباهت است
چشمهـــای تو
به تمام مردمکان سیاهی
که دنیا زاییــده است
بر پلکهای تو
موجی سوار است
آرام و سبک
که این را
توفانهای سهمگــین اقیانوس
ناگزیر میدانند
بخشش عظیمیست دستهای تو ...
دستهای تو
کودکیست که قلبش
برای خورشید میتپد
و بادبادکش را
به باد میدهد ...!
"بابک رضایی"
(وب دریا گوشه)
...
من فرق کرده ام
باید باشی و ببینی
اختلاف سر و دستم را
دعوای پیشانی مرا با مشت
باید باشی و ببینی
هر دکمه ای که می افتد
سوزنی به فکر پیراهنم فرو می رود.
با این آتشی که به پا کرده ام
از میان من ای کاش ای کاش
رود خانه ای می گذشت.
"غلامرضا بروسان"
از کتاب: مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است
شلوغی پیاده رو
بهانه ی خوبیست که
دست های کسی
را برای همیشه گم کنی!
درست در لحظه
ای که
تکه ای از "دوستت دارم"
هنوز در دهانت است.
"لیلا
کرد بچه"
-------------------------------------------------------------
دانلود ترانه زیبای AmiTiRata
+ این ترانه رو سال گذشته توی وبلاگ گذاشته بودم. امروز که آمار دانلودش رو دیدم برام جالب بود. تا به امروز 476 بار دانلود شده! خواننده اش نمیدونم کیه و به چه زبانی خوانده شده! اما قشنگه. پیشنهاد میکنم که دانلود کرده و گوش کنید.
اگر کسی خواننده این ترانه رو میشناسه ممنون میشم اطلاع بده.
++ این هم نظر خانم مهرنوش در مورد این ترانه:
ترانه
ظاهرن به زبان رومانیاییست. با عنوان
"خاطره ی تو" و توسط Liviu Guta & Florin اجرا شده و البته هم شعر و هم موسیقیش زیباست.
فریاد می کشم:
"تو را دوست دارم"
تمام کبوتران
سقف کلیساها را
رها می کنند
تا دوباره در لابلای گیسوان من
لانه بسازند.
"سعاد الصباح"
ساحل
رویای رسیدن
به تو نباشد.
در دریا
چاره جز
عاشق بودن
نیست.
از: کیکاووس یاکیده
--------------------------------------------------------
نقد جالب روزنامه همشهری در مورد فیلم «هوش سیاه» را اینجا بخوانید:
+ چند سالیاااااان اخیر به ندرت پیش اومده که
من پای تی وی بشینم و سریال ایرانی ببینم. مگر سریال های ارزشمند و تاریخی که ارزش
دیدن داشته باشن. اما سریال هوش سیاه الحق و والنصاف (درست نوشتم!؟
) خوش ساخت و دیدنیه. بنظر میرسه وقتی که تونسته
امثال من سریال نبین رو پای تی وی بنشونه لابد از ضریب نفوذ و طرفداران زیادی در
بین بینندگان تلوزیون ملی برخوردار باشه.
هر چند که نویسنده روزنامه همشهری در مورد انتخاب آقای یاکیده برای این نقش انتقاد داشته و ایشان رو برای این نقش ایده آل ندانستند! اما من به شخصه نمره قبولی رو به آقای یاکیده برای ایفای نقش اول در این سریال میدم.
همه ی شهرهای دنیا
در نقشه ی جغرافیا
به نظرم نقطه های خیالی اند
مگر یک شهر
شهری که در آن عاشق ات شدم
شهری که بعد از تو وطنم شد...
"سعاد الصباح"
--------------------------------------------------------------

زندگی نامه سعاد الصباح:
دکتر سعاد محمد صباح، نویسنده، منتقد و از شاعران معروف عرب، در ماه مه سال 1942 در کویت به دنیا آمده است.
وی دارای مدرک دکترا در رشتههای علوم سیاسی و اقتصاد بوده و بجز عربی، مسلط به زبانهای فرانسوی و انگلیسی نیز هست. وی خانهٔ نشر و توزیع سعاد را در سال ۱۹۸۵ تاسیس کرد. سعاد الصباح توانست جوایز بسیاری از کشورهای مختلف در زمینههای شعر، دستاوردهای ادبی، سیاست و اقتصاد دریافت کند.
ترجمه فارسی اشعار سعاد الصباح:
1. «براده های یک زن»، مترجم: یوسف عزیزی بنی طرف، نشر: ابتکار نو
2. «برگهایی از خاطرات بانوی خلیج»، برگزیده شعرهای "سعاد الصباح"، مترجم: علیرضا یگانه، نشر: موید ، بیژن
3. «عشق سروده ها»، مترجم: آمنه جهانگیر اصفهانی، ناشر : جهاد دانشگاهی واحد تهران
4. ...
باید می دانستم
عشق مرداب نیست
و آغوش
زمینگیرت نمی کند
دوست دارم
دوباره
دستم را که دراز می کنم
آسمان توی مشتم باشد
شبها ستاره بچینم
دلم که گرفت
با گنجشکها پرواز کنم
تو شاید به این حرفها بخندی
اما قلبم گواهی می دهد
عشق یعنی همین
دیگر، هرگز
به آغوشت باز نمی گردم
"گیلدا ایازی"
------------------------------------------------
دفتر عشق:
زندگی چون قفس است
قفسی تنگ پر از تنهایی
و چه خوب است دم غفلت ِ آن زندانبان
و سپس بال و پر عشق گشودن
بعد از آن هم پرواز...
"منبع: نت"
--------------------------------------------------------------
+ دانلود ترانه زیبای "نگرانت میشم" با صدای ابی، سال انتشار: زمستان 91
تا صبح نشده
باید حرف هایمان را زده باشیم
این که تو می خواستی
روی هر درخت
پرنده ای بنشانی درست!
یا من به کبوترهایم گفته بودم
از درز پیراهنت به آن طرف
زمین امن نیست!
شاید تصادفی که دست هایت را
کشاند توی سرنوشت این شناسنامه
دختری بود
که انتهای تمام عشق های کتاب را
گریه کرده بود!
..."ناهید عرجونی"
(متن کامل شعر در ادامه مطلب)
لبهایت به جان دیگری می افتد
درد هایت به شب من
این مشروب ها بی تو سری را گیج بی کسی نمی کنند
تو از تمام جمع های بی من تا می توانی لذت ببر
من به دراکولایی قناعت کرده ام که از بی کسی
تنها خون خودش را می خورد!
"هومن شریفی"
-----------------------------------------------------
دفتر عشق:
دیری است
مثل ستاره ها چمدانم را
از شوق ماهیان و تنهایی خودم
پُر کرده ام ، ولی
مهلت نمی دهند که مثل کبوتری
در شرم صبح پَر بگشایم
با یک سبد ترانه و لبخند
خود را به کاروان برسانم .
اما ،
من عاقبت از اینجا خواهم رفت .
منبع: وبلاگ "گفتگوهای تنهایی"
خودت را مثال
برف !
آرام آرام میباری بر من
و در بهار آب
خواهی شد !
"ناشناس"
+ این شعر زیبا از کیه؟؟؟
ریسمان پاره را می توان دوباره گره زد
دوباره دوام می آورد
اما هر چه باشد ریسمان پاره ای است.
شاید ما دوباره همدیگر را دیدار کنیم
اما در آنجا که ترکم کردی
هرگز دوباره مرا نخواهی یافت!
"برتولت برشت"
باران میآمد
مردمان در
خوابِ خانه
از آبِ رفته
به جوی ... سخن میگفتند،
همهمهی یک
عده آدمی در کوچه نمیگذاشت
لالاییِ
آرامِ آسمان را آسوده بشنوم ...
اصلا بگذار
این ترانه
همین حوالیِ
بوسه تمام شود!
من خستهام
میخواهم به
عطرِ تشنهی گیسو و گریه نزدیکتر شوم،
کاری اگر
نداری ... برو!
ورنه نزدیکتر
بیا
میخواهم
ببوسمت.
...
از: سید علی صالحی
دفتر: ساده بودم، تو نبودی، باران بود
(متن کامل شعر، در ادامه مطلب)
ادامه مطلب ...همه ی سنگ های جهان را
به پنجره ای می زنی
که شیشه ندارد.
اسمم را بخوان
اگر شکستن
خیال تو نیست.
"شیدا نوذری"
----------------------------------------------------------
دفتر عشق:
در آغوشم بگیر
بگذار گرمی دستت را حس کنم
و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم
نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان
قلبم به پایت افتاده است
لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن
تنها تو را می خواهم
بگذار در نگاهت غرق شوم
و بگذار در آغوشت بخواب روم
"منبع: نت"
تو به زندگی
میمانی
!
به نوشیدن
جرعهای آب در فاصلهی دو رؤیا !
به بوییدن
عطرِ یکی نامهْ پیش از گشودنش !
به سلام هر
سپیدهدم
!
به فرونشاندن
عطش اطلسیها
!
به زنگ بیهنگامِ
تلفن ،
با خبری
گوار یا ناگوار
!
...
"یغما گلرویی"
در پیاله ای
به رنگ چشمان تو
غرق خواهم شد.
فردا
در ساحل پیالهی خواب
ریشه خواهم داد.
تو خواهم بود...!
از: کیکاووس یاکیده
معشوق من
با تو به هیچ کجا نخواهم آمد
اینجا گربه ایست محتاج من
بگو چگونه حرف رفتن میزنی
وقتی با خبری که شبها
برادران وزارت عشق
با صدای من به خواب می روند
آنهنگام که باتو
عاشقانه ی فروغ میخوانم
اصلا فکرت چگونه به رفتن است
وقتی از گامهامان در مسیر ترقی خواهی،باخبری
زمانیکه میدانی در این خاک ماندن هر سال
پانصدوچهل هزار تومان از پولهای مسروقه ات را باز میگرداند
و یا شجاعت بازخرید اوراق مشارکت دولتی و خرید دلار
مشتی اساسی است بر پالان خر
معشوق من
ما در این مسیر تنها نیستیم
همراهانمان هزاران مرد کُردند
که شناسنامه ی دخترانشان را به فاطمه میگیرند
و در دل روژانند دلبرکانشان
و هزاران زن تهرانی
که پرچم های اعتراضشان
کاکل های مش کرده و شلوارهای پاره ایست
که همجنسان سیاه پوش چون شلوارهایشان را
غرق خشم میکند
و حتی ته کوچههای بن بست سیگار میکشند
و اینجا پر است از بچههای معصوم لواشک فروش در مترو
که وقتی اجناسشان را به جرم ندادن مالیات میگیرند
به اشکی سوزناک، همه را به لعنت دولت وا میدارند
باورت نمیشود اما زنها
از این که بیحیا شوند نمیترسند
و کلم به سری را که در شلوغی مترو
به کابین راننده خزیده است، مادر فلان خطاب میکنند
من، حتی مردی را می شناسم
که جریمههایش را پاره میکند
و هنگام فروش ماشینش
با پرداخت جریمه های یکجای دو برابر شده
پاره می شود
اینجا پر است از مردمان هوشمندی
که برای ضرر زدن به نظام
بنزین مانده در کارتهای سوختشان را مصرف نمیکنند
و بنزین آزاد هفتصد تومانی می خرند
تا وقت از راه رسیدن بنزین هزار تومانی
بنزین چهارصدتومانی در خورجین داشته باشند
معشوق من
اینجا تمامی مردم
به وقت قضای حاجت
مبارزان سیاسیاند
و هنوز با گرانی دلار و ابسولوت و نایابی سیگار بی برچسب
با عرق سگی و سیگار برچسبدار،
مست میکنند
و نا مرغوبی عرق و سیگار را
با خمیر چیپس و ماست موسیر
به عنوان والاترین اقدام سیاسی
قِی میکنند
مبارزات سیاسی مردم، بی محاباست!
باور کن رفیق
اینجا یک مستراح عمومی است
با مردم و سیاستمدارانی
که به اسهالی تاریخی، دچارند
بابا لنگ دراز عزیزم
لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن
و بگذار دوستت بدارم...
"برگرفته از رمان بابا لنگ دراز / نوشته جین وبستر"
(متن کامل در ادامه مطلب)
![]()
+ جین وبستر (به انگلیسی: Alice Jane Chandler Webster) (۱۸۷۶ - ۱۹۱۶) بانوی رماننویس و نمایشنامهنویس آمریکایی بود.
-----------------------------------------------------------
+ دانلود ترانه زیبای "رنگ بوسه" با صدای "خانم راز" و همخوانی حامد، از آلبوم "راز"، سال انتشار: 1389
باید اشاره کنم که خانم راز همان خواننده ترانه معروف "شهزاده قصه من" هستند که 2-3 سال پیش به نام گلشیفته فراهانی و شهاب حسینی منتشر شده بود!
ادامه مطلب ...
خیال می کنم
پشت در ایستاده ای و در میزنی
اینقدر این
در کهنه را باز و بسته کرده ام که لولایش شکسته است
لولای شکسته
در را عوض میکنم
انگار کسی در
میزند
در را باز می
کنم و در خیالم تو را می بینم که پشت در ایستاده ای
می گویم :
بانو خوش
آمدی
ولی تو نیستی
پشت در
تنهاییست
در را می
بندم و باز دوباره باز میکنم
ولی هنوز هم
نیستی
اینقدر باز
میکنم و می بندم که لولای در دوباره می شکند
کاش می آمدی
می دانم چشم
خسته ام بسته خواهد شد
قلبم خسته ام
خواهد ایستاد
ولی تو
نخواهی آمد
بانو
بانو
بانو جان
تا آخر عمر
فقط همین خواهد بود
من و در و
لولای شکسته
و حسرت دیدار
تو
فقط همین
از: کیکاووس یاکیده
--------------------------------------------------------------