کوچه باغ شعر

«بهترین شعرهایی که خوانده‌ام» - شعر کلاسیک، شعر نو، شعر سپید، شعر جهان ...-

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرهایی که خوانده‌ام» - شعر کلاسیک، شعر نو، شعر سپید، شعر جهان ...-

در آب‌ها دری باز شد - غلامرضا بروسان

در آب‌ها دری باز شد
و مهربان‌ترین بادها
از لاله‌ی گوش تو گذشتند
چیزی در سکوت جا‌به‌جا شد
و آب چون پروانه‌ای بزرگ بود

***

تو زیبا بودی
چون ماه کوچه و بازار
پر رمز و راز
چون آبی که در شب می گذرد
در زندگی دیده می شدی
چون شاخه ای که از آب بیرون می زند ، دیده می شدی
در تو انگار چیزی بود که برق می زد
و طلا را از مس جدا می کرد
می دانستم می دانستم،
این بهار که بیاید تو را چشم می زنند

"غلامرضا بروسان"

 از کتاب: در آب ها دری باز شد

غلامرضا بروسان (۲۲ آذر ۱۳۵۲، مشهد –۱۵ آذر ۱۳۹۰) شاعر و برگزیده «جایزه شعر نیما» و «جایزه شعر خبرنگاران».

بروسان به همراه همسر شاعرش الهام اسلامی و دخترش لیلا در سانحهٔ رانندگی در جاده قوچان، در ۱۴ آذرماه ۱۳۹۰، در سن ۳۸ سالگی؛ درگذشت.

هر که دلارام دید - سعدی

گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی

حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت

"سعدی"

متن کامل شعر در ادامه مطلب  

ادامه مطلب ...

دل کندن - مریم فرهمندی

تو یادت نیست
سالها پیش راه خانه ام را گم کرده ام
آن روز سرد برفی
که دستهایت را در جیب کت مخملی ات پنهان کردی
و هیچ به آغوش یخ زده ام فکر نکردی.
تو یادت نیست
تمام راه نامم فراموشم شد
و حتی ردپای جا مانده ام روی برف
مرا به من نرساند.
شعرهایم را آتش زدم
دل کندم
و تو یادت نمی آید
دل کندن در زمستان یعنی جان دادن.

"مریم فرهمندی"

از کتاب: ساعت شنی / چاپ اول، پاییز 1396

 

سفر آدمی را پایانی نیست - عباس کیارستمی

راه بیان رفتن آدمی است در پی توشه و زاد؛ و راه تحرک جان است که آرام ندارد و جسم مرکب جان است تا از منزلی به منزلی سفر کند و هرکه از مرکب خود غافل شود، سفر او به پایان نخواهد رسید و سفر آدمی را پایانی نیست و راه‌های ما، چون ماست: گاه سنگلاخ، گاه آباد، گاه پیچ‌واپیچ، گاه راست و راه‌هایی که بر زمین می‌کشیم، خراشی است بر زمین و ما راه‌هایی دیگر در خود داریم؛ راهی از اندوه، راهی از شادمانی، راهی از دوست‌داشتن، راهی از اندیشیدن، راهی از رستن و گاهی راهی که انزجار ماست؛ راهی که شکست آدمی است؛ راهی که به هیچ‌جا نمی‌رود. راه بی‌فرجام؛ چنان رودی به مرداب. راه، زندگی است. راه، خود آدمی است و آدمی راهی است هرچند کوچک، روان بر صفحه بی‌کران هستی؛ گاه بی‌فرجام، گاه نیک‌فرجام.

دکلمه فیلم کوتاه "جاده ها" / عباس کیارستمی / 2005

شاعر: ؟

 پ.ن: این شعر را برخی در فضای مجازی به سهر.ا.ب س.پهر.ی نسبت داده اند که فکر نکنم صحیح باشد.

عباس کیارستمی (۱ تیر ۱۳۱۹ - ۱۴ تیر ۱۳۹۵) فیلم‌ساز و عکاس برجسته ایرانی.

نزدیکی چون لب هایم - محمود درویش

نزدیکی

چون لب هایم به من

دوری

چون بوسه ای

که هرگز نمی رسد.

"محمود درویش"

محمود درویش و معشوقه اسرائیلی‌اش ریتا با نام اصلی تمار بن عامی

فراموشی - محمود درویش

زندگی از من می‌خواهد
که فراموشت کنم
و این چیزی‌ست که
دلم نمی‌تواند بفهمد

"محمود درویش"

----

با تشکر از خانم سمیرا برای ارسال شعر.

محمود درویش ( ۱۹۴۱  - ۲۰۰۸) شاعر و نویسنده فلسطینی.

تو خنده ی دوری در یاد - حسین غیاثی

تو خنده ی دوری در یاد، تو قاصدکی دور از باد
من زخمی قبل از مردن، من ساکت قبل از فریاد
داد از دل من داد ای داد
عکسی که پر از رویا بود، در خاطره ای تار افتاد
عکسی که در آن خندیدم، از سینه ی دیوار افتاد
داد از دل من داد ای داد
آمده ام تو به داد دلم برسی
تو سکوت مرا بشنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به داد دلم برسی
چو پرنده ی زخمی بی پر و بال رها شده از قفسی
باید که شبی برسی به قرارم، ایمان منی به خدا نسپارم
می ترسم از اینکه زمان نگذارد، چون دسته گلی برسی به مزارم
آمده ام تو به داد دلم برسی
تو سکوت مرا بشنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به داد دلم برسی
چو پرنده ی زخمی بی پر و بال رها شده از قفسی.

 "حسین غیاثی" 

 

دانلود آهنگ بی گناه (لینک)

خواننده: علیرضا قربانی | آهنگساز: علیرضا افکاری | تنظیم: بامداد امینی | شاعر و ترانه سرا: حسین غیاثی | سال انتشار: 1401

دوری تو - شمس لنگرودی

دوریت

آنقدر هم که تصور می‌کردم

مشکل نبود

زنده بوده باشم اگر،

تحمل من خوب بود.

 "شمس لنگرودی"

 از دفتر: لب خوانی های قزل آلای من

کتاب: شعر زمان ما / شمس لنگرودی / انتشارات نگاه

شبنم زلف تو - مهدی اخوان ثالث

کاش از عمر شبی تا به سحر چون مهتاب

شبنم زلف تو را نوشم و خوابم نبرد

"مهدی اخوان ثالث"

متن کامل شعر در ادامه مطلب  

ادامه مطلب ...

روز خواهد شد - نزار قبانی

روز خواهد شد

و درآن تو را دوست خواهم داشت

روز خواهد شد

پس نگران نباش اگر بهار

تاخیر کرده است

و غمگین نباش اگر باران

متوقف شده است.

...

روز خواهد شد

آن روز خواهم دانست چرا تمدن، زنانه است

و چرا شعر، زنانه است

و چرا نامه‌های عاشقانه زنانه هستند

و چرا زنان، هنگامی که عاشقند

به گنجشک و نور و آتش

بدل می‌شوند!

 "نزار قبانی"

(ترجمه از یدالله گودرزی)

بلقیس الراوی در کنار نزار قبانی، اندکی پیش از مرگش.

بلقیس الراوی همسر دوم نزار، زنی عراقی بود که عربی تدریس می‌کرد. نزار بلقیس را عاشقانه دوست داشت و او مخاطب اغلب شعرهای عاشقانه نزار است. بلقیس در بمب‌گذاری سفارت سوریه در سال ۱۹۸۱ میلادی در بیروت کشته شد.

متن کامل شعر در ادامه مطلب 

ادامه مطلب ...

کوک قلبم با نگاهت - بهناز صفری

کوک قلبم با نگاهت ناگهان تنظیم شد

عاشقی بعد از نگاهت این چنین ترسیم شد

چشم محجوب مرا دنبال چَشمت می کشی

نطق کورم بعد از این دلداگی ترمیم شد

 هُرم عشقت آنچنان، بر جانُ و دل تاثیر کرد

جانُ و دل از هم گسستُ و پیش تو تقسیم شد

 عشقِ زیبا آمدُ و من ماندم و دلدادگی

بس عجب دارم غرورم، پای تو تسلیم شد

 تا به دستانت رسیدم، بند بند تن گسست

بعد از آن دلدادگی ،  دست از تنت تحریم شد

 من چنین دل دادم اما زخم جان خوردن چه بود؟

باز هم اجزای دل  یک جا به تو تقدیم شد

 تا نفس دارم هوایت در سرم شوریدگی است

قصه ی دلتنگی ات، بر جان و دل تفهیم شد.

 "بهناز صفری" 

صفحه اینستاگرام شاعر:

https://instagram.com/_behnaz_safari

ای موی پریشان تو - طارق خراسانی

دیدم پی آن زلف پریشان تو افواج
در فکر و خیالات تو حیرت زده ای، واج
ای خاک رهت بر سر شاهان جهان، تاج

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

آن چشمه ی چشمت بودم باده ی جوشان
یک جرعه بر این تشنه ی درمانده بنوشان
گیسوی خود از عاشق دلداده مپوشان

ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج

با جمع حریفان سحر تا تو دویدیم
جز محنت و اندوه در این راه ندیدیم
نازم به میِ آه، به میخانه کشیدیم

یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج

ای از لب خاتون خمی کام نبرده
از باده ی توحید یکی جرعه نخورده
منصور انالحق زده ی عشق، نمرده

 
ای کشته ی سوزانده ی بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج

دُرجی ست پُر از راز دلِ دلشدگانی
در بحر فرو رفته و زان نیست نشانی
ای موسی عمرانی خود را تو امانی

یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه‌ای را که رها گشته در امواج

 

"طارق خراسانی"

پی نوشت: مخمس با تضمین از غزل آقای فاضل نظری (لینک)

مخمس:

تعریف اول: مخمس یا تخمیس به مسمط پنج‌مصراعی می‌گویند که چهار مصراع اول آن هم قافیه (مصرع) هستند. معمولاً دو مصراع آخر مخمس تضمینی از یک غزل مشهور است.

تعریف دوم: مسمط پنج‌مصراعی که دو مصراع آخر هر بند، یک بیت از غزل شاعر دیگر است.

وبسایت شخصی طارق خراسانی: http://hoodeh.blogfa.com/

چشم تو - فاضل نظری

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
ای موی پریشانِ تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج

"فاضل نظری"

 متن کامل شعر در ادامه مطلب  

ادامه مطلب ...

می خواهم تو را - عمران صلاحی

مست می خواهم تو را من مست می خواهم تو را

از قدح سرشارتر، در دست می خواهم تو را

 با حریفان روشن و با دوست ابر آلوده ای

آسمانا! آبی و یکدست می خواهم تو را

 من نمی خواهم تو باشی همنشین خار و خس

من برون از آنچه اینجا هست می خواهم تو را

 مثل آن شبنم که نورانی شد و پرپرزنان

رفت و با خورشیدها پیوست می خواهم تو را

 مثل آن پیچک که در طوفان جنگل های زرد

خویش را بر شاخ سبزی بست می خواهم تو را

 مثل آن چشمه که با اندیشه ی دریا شدن

ناگهان از خاک بیرون جست می خواهم تو را

 نیستم قانع به این دیدارهای بیش و کم

قصه را کوته کنم، دربست می خواهم تو را!

 "عمران صلاحی"

تهران، 64.05.02

از کتاب: پشت دریچه جهان / انتشارات نیلوفر

عمران صلاحی (۱۳۲۵ - ۱۳۸۵) متولد امیریه تهران. 

هر که دلارام دید - سعدی

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت

چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت

 گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی

حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت

 "سعدی"

 متن کامل شعر در ادامه مطلب  

ادامه مطلب ...

جز به دیدار توام - سعدی

جز به دیدار توام دیده نمی‌باشد باز

گویی از مهر تو با هر که جهانم کینی ست

 سر مویی نظر آخر به کرم با ما کن

ای که در هر بن موییت دل مسکینی ست

 "سعدی"

 متن کامل شعر در ادامه مطلب 

ادامه مطلب ...

خاطرات - مریم فرهمندی

نزدیک شو
با هر دور شدنت
زایش عشق به تاخیر خواهد افتاد
باور کن
با گفتن هر دوستت دارمت
قیامتی عظیم در من برپا خواهی کرد.
نمی دانی عصر که می شود
هجوم خاطراتت
چگونه دل ریش مرا تنگ می کند،

من از سهم نبودنت همیشه پرم. 

"مریم فرهمندی"

از کتاب: ساعت شنی / چاپ اول، پاییز 1396

مرا نگاه کن - مریم فرهمندی

به اندازه تمام ثانیه هایی

که از من دور بوده ای،

مرا نگاه کن

نگاهت آرامش نگریستن به دریاست

به اندازه تمام نوازش هایی که به من بدهکاری،

مرا ببوس

بوسه هایت رهایی در باد است

به اندازه تمام شب های تنهایی ام،

برایم حرف بزن.

من شاعرانه های بسیاری ست

که نسروده ام.

"مریم فرهمندی"

از کتاب: ساعت شنی / چاپ اول، پاییز 1396

بیوگرافی شاعر:

متولد 19 آبان 1359 ، دکترای - زبان و ادبیات فارسی

آثار چاپ شده:

آخرین ترانه خداحافظی از توست (1383)

می خواستم دوباره ببینمت

دردهای حاصلخیز

ساعت شنی

اسب ها پشت پنچره می میرند (1401)

لب سرخ تو - فاضل نظری

ای کاش شب مرگ در آغوش تو باشم
زهری که بنوشم ز لب سرخ تو داروست 

"فاضل نظری"


ما دو سرویم - فاضل نظری

ما دو سرویم، در آغوش هم افتاده به خاک

چشم بگشا که گره خورده به هم ریشه ی ما

 "فاضل نظری"

دکتر فاضل نظری متولد سال 1358 شهر خمین استان مرکزی است. وی دانش آموخته دانشگاه امام صادق(ع) و دانشگاه شهید بهشتی در رشته‌ی معارف اسلامی و مدیریت و استاد ادبیات دانشگاه امام صادق تهران می باشد. فاضل نظری با انتشار «گریه‌های امپراتور» در سال ۸۲ که بیش از ۴۵ چاپ خورد خود را به جامعه ادبی تحمیل کرد.

---------------------

 متن کامل شعر در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...