-
مرا کم دوست داشته باش!
یکشنبه 23 شهریورماه سال 1393 07:36
مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش ! این وزن آواز من است : عشقی که گرم و شدید است زود می سوزد و خاموش می شود من سرمای تو را نمی خواهم و نه ضعف یا گستاخی ات را ! عشقی که دیر بپاید ، شتابی ندارد گویی که برای همه ی عمر ، وقت دارد . مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش ! این وزن آواز من است : اگر مرا...
-
نابینای توام
یکشنبه 23 شهریورماه سال 1393 07:27
نابینای توام نزدیک تر بیا فقط به خط بریل می توانم که تو را بخوانم، نزدیک تر بیا که معنی زندگی را بدانم . "محمد شمس لنگرودی" 18 تیر 1384 از کتاب: حکایت دریاست زندگی (گزینه اشعار) مجموعه: ملاح خیابان ها
-
چشم های تو
یکشنبه 23 شهریورماه سال 1393 07:26
چشمت ستاره اش را چندان چراغ وسوسه خواهد کرد تا من به آفتاب بگویم: نه! بانوی رنگ های شکوفان! رنگین کمان! پل بسته ای که عشق آفاق را به هم بردوزد آفاق را به رنگ تو می بینم و چشم هایت آن سوی مه همچون چراغ های دریایی می سوزد. "حسین منزوی"
-
چقدر خوب است...
شنبه 22 شهریورماه سال 1393 15:52
چقدر خوب است اینکه اینجایی و حالا دیگر می دانم که می شود کسی را بی التفاتِ مرزهای تنش عاشق بود. "سیاوش میرزایی"
-
قهر نکن عزیزم!
شنبه 22 شهریورماه سال 1393 10:03
قهر نکن عزیزم! همیشه که عشق پشت پنجره هامان سوت نمی زند گاهی هم باد شکوفه های آلوچه را می لرزاند دنیا همیشه قشنگ نیست پاشو عزیزم! برایت یک سبد ،گل ِ نرگس آورده ام با قصه ی آدم ها روی پل آدم ها روی پل راه می روند آدم ها روی پل می ترسند آدمها روی پل می میرند. "ویسلاوا شیمبورسکا"
-
شهرزاد من!
شنبه 22 شهریورماه سال 1393 09:26
شهرزاد من ! وقتی نیستی فکر میکنم تو آمدهای من هم آمدهام ولی شکل نیافته هستی هنوز جهان را نساختهاند و من به دنبال زمین میگردم که با انگشت روی زمین خط بکشم بر تنت و بگویم خانهی ما اینجاست . "عباس معروفی"
-
ماه و ماهی
چهارشنبه 19 شهریورماه سال 1393 08:29
تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی.. اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی! آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی.. پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی! ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار! هشدار! که آرامش ما را نخراشی.. هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم! اندوه بزرگی ست چه باشی.. چه...
-
تو را چه بنامم؟
چهارشنبه 19 شهریورماه سال 1393 08:18
... تو را چه بنامم؟ تا دریچه را رو به باغی بگشاید که صدای پرپر شدنش به زمزمه های تو در عصرهای دلتنگی می ماند نامت، رازی است که سنگ را به نسیم و نسیم را به توفان بدل میکند و آتش در گلستانِ ابراهیم میافکند مرا زهرهی آن نیست که نامت را به زبان آرم در تو مینگرم و میمیرم. "حسین منزوی"
-
در روشنای کمرنگ نان
چهارشنبه 19 شهریورماه سال 1393 08:16
در روشنای کمرنگ نان نمی شود در ستایش خورشید چیزی نوشت من نتوانستم اجدادم نیز نتوانسته بودند ما در ظلمت رنج ها زندگی می کنیم هیچکس نمی تواند با الفبای تاریکی در وصف روشنی بنویسد! "رسول یونان" برگرفته از وبلاگ: http://angst.persianblog.ir / از کتاب: چه زود مهمانی تمام شد / گزینه اشعار رسول یونان / نشر چشمه...
-
نیمهی خالی تخت
سهشنبه 18 شهریورماه سال 1393 08:25
نیمهی خالیِ این تخت، هر شب خوابِ تو را میبیند، دیر فهمیدم که تمامِ اتفاقهای عاشقانهی جهان فقط رویِ تختخوابهایِ تک نفره میافتند! "نسترن وثوقی" --------------------------------------------------------------------- دفتر عشق: وقتی شهامت دوست داشتن او را نداشته باشی دیر یا زود سر و کله یک فرد شجاع پیدا...
-
راز سر به مهر
سهشنبه 18 شهریورماه سال 1393 08:16
... نازنینم! به تو و احساسی که بین ما شکل گرفته می اندیشم می دانم که این احساس زیبا را نباید بروز دهم تا کسی ابعاد آنرا نداند و نفهمد و چشم نامحرمی آنرا گزند نزند ترسِ از دست دادنت بی تابی ام را صد چندان می کند و منطق سالیان دراز مرا خدشه دار باید راز دوست داشتنت را از همه دور کنم در مکانی بسیار دور در دریایی آبی و یا...
-
ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ؟
سهشنبه 18 شهریورماه سال 1393 08:13
آنان که بیشتر دوستشان داری بیشتر دچار سوء تفاهم با تو اند بی آنکه بخواهی و بدانی، بیشتر می رنجانیشان بیشتر می رنجانندت بیشتر به یادشان هستی ولی ... کمتر عشق می گیری کمتر عشق می گیرند ! چشم به هم می زنی و می بینی عزیزترین ها با یک برداشت نادرست از هم هر روز از هم دور و دور تر میشوند ... غافل از اینکه بهترین روزهایشان...
-
قاب عکس
دوشنبه 17 شهریورماه سال 1393 08:13
من، یک جای دنیا خیلی خوشبختم در چارچوب قاب عکس دونفرهمان! "نسترن وثوقی" -------------------------------------------------------------- دفتر عشق: می روی و من پشت سرت آب نمی ریزم وقتی هوای رفتن داری دریا را هم به پایت بریزم برنمی گردی … "ناشناس"
-
دستم را بگیر
دوشنبه 17 شهریورماه سال 1393 08:10
دستم را بگیر! جیب ها گاهی عمق تنهایی را نمی فهمند... "دلآرام امیر مستوفیان"
-
کی صبح خواهد شد؟
دوشنبه 17 شهریورماه سال 1393 08:08
آسمان از شمارش ستارگان سادهاش به خواب میرود آلوی وحشی از شمارش رگبرگهای بیرازش به خواب میرود دریا از شمارش موج و مَدِ خویش به خواب میرود کوه از شمارش رویاهای بلوطبنان به خواب میرود شهر از شمارش اهل خواب، به خواب میرود خانه از نازکایِ نبض سکوت خویش، به خواب میرود و من از شمارش این همه هنوز در بازی سرانگشتان...
-
گنجشک
یکشنبه 16 شهریورماه سال 1393 08:13
مثل گنجشک کوچکی هستم خسته از حوضهای نقاشی، میشود آسمان من باشی؟ "نیلوفر جهانگیر"
-
بیا کمی شبیه باران باشیم
یکشنبه 16 شهریورماه سال 1393 08:12
تو که میدانی، همه ندانند، لااقل تو که میدانی! من میتوانم از طنین یکی ترانهی ساده گریه بچینم. من شاعرترینم! تو که میدانی، همه ندانند، لااقل تو که میدانی! من میتوانم از اندامِ استعاره، حتی پیراهنی برای بابونه و ارغنون بدوزم. من شاعرترینم! تو که میدانی، همه ندانند، لااقل تو که میدانی! من میتوانم از آوایِ مبهم...
-
عطر یاد تو
یکشنبه 16 شهریورماه سال 1393 08:03
می سوزم و عطر یادهای تو را می دهم عطر بال پرنده ای تازه سال که به اشتیاق قوس قزح پر گرفت و به خانۀ خود برنگشت. یادهای تو دریاست و من نهنگ گمشده ای که در پی قویی در جویی غرق شد! یادهای تو بارانی سرکش است که به اشتیاق دهانم مست می کند و سر به شیشۀ آسمان می کوبد، صبحی ژاله بار است که می بارد بر من بیدارم می کند و آفتاب...
-
تنهایی
شنبه 15 شهریورماه سال 1393 11:35
گاهی تنهایی آواز غمگین پرنده ای است که هر روز جفتش را می خواند و نمی داند که آخرین بازمانده از نسل خویش است! "علی داوری" ---------------------------------------------------------- پیشنهاد موسیقی: دانلود آهنگ جدید مرتضی پاشایی با نام "قلبم رو تکراره" + این آهنگ ریتمش شاده و کمی متفاوت نسبت به کارهای...
-
ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم
شنبه 15 شهریورماه سال 1393 10:19
بگذار هر چه نمی خواهند بگوئیم بگذار هر چه نمی خواهیم بگویند باران که بیاید از دست چترها کاری بر نمی آید ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم. "نصرت رحمانی" برگرفته از وبلاگ: http://nagvayeasheghi.blogfa.com /
-
از عشق زاده شدی
شنبه 15 شهریورماه سال 1393 10:17
سنتوری زیر پا می گذارم تا برای تو از رف پایین آرم قدیمی ترین ترانه ای را که گلوی انسانی خوانده است. نخستین شاعر نخستین آهش را برای تو کشید و انسانی غارنشین نخستین گل را به دیوار با شرم گونه های تو تصویر کرد از عشق زاده شدی در خویش قد کشیدی با مرگ بالیدی میان مثلث ایستاده ای در نقطه ی تلاقی خطوطی که از زوایای...
-
نام تو، نام آسمان است
پنجشنبه 13 شهریورماه سال 1393 08:43
بادی که از شمال غربی می آید و بوی شانه های تو را دارد دیوار های سیمانی را ویران می کند آنگاه با گردبادی از نام هایت می چرخم و چرخ چرخ چرخزنان با شوق و با غبار و با امید و شب می آمیزم و در هوای تو از خاک و خار کنده می شوم نامت این بار آبی تر و زلال ترین نام در بین نام های جهان است این بار ای یار نام تو آسمان است ....
-
سورپرایز
پنجشنبه 13 شهریورماه سال 1393 08:41
بیا یک ماه عاشق هم شویم. بعد، دوباره به سر کار خود بر می گردیم. و فقط به هم سلام می کنیم. مثل دیروز. اگر موافقی.. وقتی همه به خانه شان برگشتند؛ حوالی همین پرسه های هر روزه منتظرم بمان.... من معنای این نگاه مردد را، نمی فهمم. لطفا یک بار دیگر، در لحظه ای که نمی دانم؛ با بوسه ای مرا غافلگیر کن. "نیلوفر لاری...
-
چرا جهان را دوست میدارم؟
پنجشنبه 13 شهریورماه سال 1393 08:40
برای چیدن گل سرخ، نه ارّه بیاور، نه تبر ! سرانگشتِ سادهی همان ستاره بیآسمانم ... بس، تا هر بهار به بدرقهی فروردین، هزار پاییز پریشان را گریه کنم . - هم از اینروست که خویشتن را دوست میدارم . برای کُشتن من، نه کوه و نه واژه، اشارهی خاموش نگاهی نابهنگامم ... بس . تا معنی از گل سرخ بگیرم و شاعر شوم . - هم از این...
-
نام تو
چهارشنبه 12 شهریورماه سال 1393 08:03
بی هیچ نام می آیی اما تمام نام های جهان با توست وقت غروب نامت دلتنگی ست وقتی شبانه چون روحی عریان می آیی نام تو وسوسه است زیر درخت سیب نامت حوا ست و چون به ناگزیر با اولین نفس که سحر می زند، می گریزی نام گریزناکت رویاست . "حسین منزوی"
-
دستهای تو
چهارشنبه 12 شهریورماه سال 1393 07:39
موســیقی دلنــوازی ست دستهـــای ِتو وقــتِ نوازش موهـــایِ من. "نیلوفر ثانی"
-
می خواهم گوش باد را بگیرم
چهارشنبه 12 شهریورماه سال 1393 07:35
می خواهم گوش باد را بگیرم که این همه دور موهایت نپیچد و با زندگی ام بازی نکند . تو هم کاری بکن مثلا دکمه پیراهنت را ببند مثلا دامنت را جمع کن و فکر کن پیاده رو خیس است. "غلامرضا بروسان" از کتاب: مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است
-
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
سهشنبه 11 شهریورماه سال 1393 17:02
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست در من طلوع آبی آن چشم روشن یاد آور صبح خیال انگیز دریاست گل کرده باغی از ستاره در نگاهت آنک چراغانی که در چشم تو برپاست بیهوده می کوشی که راز عاشقی را از من بپوشانی که در چشم تو پیداست ما هر دُوان خاموش خاموشیم، اما چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست...
-
خسته ام ...
سهشنبه 11 شهریورماه سال 1393 12:02
خسته ام از شبهایی که می آیند ُو عطر تو را برخواب هایم نمی پاشند ... "نیلوفر ثانی" ----------------------------------------------- دفتر عشق: تمام شهر، تو را می خوانند تنها منم که تو را می نویسم ...! "ناشناس" (منبع: نت)
-
مسافر سرزمین اسرار
سهشنبه 11 شهریورماه سال 1393 11:57
مسافر سرزمین اسرار تو از سرزمین اسرار آمده ای و من از تو می ترسم ... آری، آدمی همیشه از اسرار می ترسد ... باید به موقع می خوابیدم برای چشم به خوبی زیبایی برای گوش به خوبی لالایی و برای دل به خوبی هدیه ... تو از کجا می آیی ای پری؟ راه گم کرده ای بر این خاک، یا مسافری؟ و من باید به موقع می خوابیدم تا خواب تو را می دیدم...