-
کاش ...
چهارشنبه 5 خردادماه سال 1395 16:04
کاش جاى آینه اتاقت بودم تا تو را هر صبح و شام تمام قد میدیدم ! کاش دستم جاى دستگیره در اتاقت بود که به گرمی میفشردیش ! کاش تنم جاى دیوارى بود که هر صبح تا رسیدن اتوبوست به آن تکیه میکنى! کاش جاى قاب عکس کودکیات بودم که هر بار با دیدنم لبخند بر چهره میآوردى ! کاش جاى پیراهنت بودم که صبح تا عصر بدون آنکه از من خسته...
-
اسارت شیرین
چهارشنبه 5 خردادماه سال 1395 15:36
دستهایت را به گردنم حلقه کن من این اسارت شیرین را دوست دارم... "محسن حسینخانی" از کتاب: باران، بعد رفتنت بند نمی آید / نشر فحوا 1394 --------------------------------------------------- + کتاب "باران بعد رفتنت..." رو که امروز ورق میزنم تا به شعر 25 که رسیدم فکر کنم حداقل 10 شعر از این 25 شعر رو...
-
گل مهر تو
سهشنبه 4 خردادماه سال 1395 09:11
گلی را که دیروز به دیدار من هدیه آوردی ای دوست دور از رخ نازنین تو امروز پژمرد همه لطف و زیبایی اش را که حسرت به روی تو می خورد و هوش از سر ما به تاراج می برد گرمای شب برد . صفای تو اما ، گلی پایدار است بهشتی همیشه بهار است گل مهر تو در دل و جان گل بی خزان گل، تا که من زنده ام ماندگار است . فریدون مشیری از مجموعه:...
-
آفتاب روی تو
سهشنبه 4 خردادماه سال 1395 08:25
من روز خویش را با آفتاب روی تو کز مشرق خیال دمیده است آغاز می کنم! من با تو می نویسم و می خوانم من با تو راه می روم و حرف می زنم وز شوقِ این محال که دستم به دست توست من جای راه رفتن پرواز می کنم ! آن لحظه ها که مات در انزوای خویش یا در میان جمع خاموش می نشینم موسیقی نگاه تو را گوش می کنم ! گاهی میان مردم در ازدحام شهر...
-
سینه چاک
سهشنبه 4 خردادماه سال 1395 08:11
گفتی: عاشق می شوم اما سینه چاک هرگز! عزیز من! تو عاشق شو سینه چاکی اش با من. "روشنک آرامش" از کتاب: هیچ اعتمادی به ساعت شماطه دار نیست
-
دلم تنگ می شود
سهشنبه 4 خردادماه سال 1395 08:05
دلم تنگ می شود برای تنها چیزی که از تو می شناسم دستهایت..! "روشنک آرامش" از کتاب: هیچ اعتمادی به ساعت شماطه دار نیست / انتشارات کتاب کوله پشتی
-
می پرسم چرا
سهشنبه 4 خردادماه سال 1395 07:35
میپرسم چرا، چرا، چرا و صورتم را در دستهایم پنهان میکنم چرا این دستها نتوانستند کاری کنند جز پنهان کردنِ صورتم..! "شهاب مقربین" از کتاب: سوت زدن در تاریکی
-
هیچ کس!
دوشنبه 3 خردادماه سال 1395 14:13
محبوب من از دوست داشتنم می ترسد از داشتنم می ترسد از نداشتنم هم می ترسد ! با این همه اما مبادا گمان کنید مرد شجاعی نیست وطنش بودم اگر به خاطر من می جنگید و مادرش اگر بخاطر من جان ... من اما هیچ کسش نیستم من هیچ کسش هستم! "رویا شاه حسین زاده" از کتاب: صدای زنگ در آمد / نشر نیماژ / چاپ اول 1395
-
چقدر قلبم برای تو تند می زند
دوشنبه 3 خردادماه سال 1395 14:04
چقدر قلبم برای تو تند می زند! و من هیچ وقت نتوانستم طپش هایم را با نبض احساس تو تنظیم کنم چقدر ما از هم دوریم و عشق فقط گریبان مرا گرفت...! "سارا قبادی" از کتاب: بی تو تمام عاشقانه های دنیا بوی مرگ می دهند انتشارات کوله پشتی
-
طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته
دوشنبه 3 خردادماه سال 1395 14:01
{طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته شعر می گویم به یادت در قفس غمگین و خسته من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شب های مستی { * خیال کردم بری میری از یادم تو رفتی و نرفت چیزی از یادم تو رفتی تازه عاشق تر شدم من از اونی هم که بود بدتر شدم من. صبح تا شب این شده کارم، که واسهی چشات بیدارم تو...
-
چرا با من
چهارشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1395 09:52
چرا با من، فقط با من نمیشه چلچراغ چشم تو روشن چرا با تو، فقط باتو نگاه من، نمیشه لایق خواستن نگاه کن من چه بی اندازه از عشقِ تو پر هستم چگونه در سیاهی دو چشمای تو گم هستم چگونه می رسم با تو به دنیای شکوفایی چگونه می شکنم بی تو در اندوه شکیبایی چگونه می کِشم با تو به دوشم بارِ تنهایی چگونه می برم با تو امروز و به...
-
چشمان تو
چهارشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1395 08:10
چشمان تو سلام بهاری ست در خشکسالی بیداد که یارای دشنه گرفتن نیست اما آواز تو گلوله ی آغاز که بال گشودست به جانب دیوار دیوارها اگر که دود نگشتند آواز پاک تو رود بزرگ میهن این رود، در لوت می دمد تا در سرتاسر این جزیره ی خونین سروها و سپیدار سایه سار تو باشد. "خسرو گلسرخی"
-
بگو کجای خیال تو بمیرم
چهارشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1395 07:46
اول سراغِ چشم هایت رفتم چشم های تو ! گفتم مبادا بسوزد و ناز خواب تو کابوس شود بعد سراغ موهایت رفتم موهای تو ناز بود وُ باز بود آنقدر که گفتم مبادا که سفت بگیرد این دستهای چغرَم بعد تو دردت بیاید وُ خواب از سرت بپرد ! بعد سراغِ لبهایت لب هایِ تو داغ بود خیلی داغ! آنقدر که نمی شد نبویید، نبوسید گفتم مبادا که سردیِ...
-
28 اردیبهشت، روز بزرگداشت خیام
سهشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1395 08:29
یک عمر به کودکی به استاد شدیم یک عمر ز استادی خود شاد شدیم افسوس ندانیم که ما را چه رسید از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم. *** در کارگه کوزه گری بودم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش هر یک به زبان حال با من گفتند کو کوزه گر و کوزه خرو کوزه فروش. *** در هر دشتی که لاله زاری بوده است آن لاله ز خون شهریاری بوده است چو برگ...
-
درخت پشت پنجره دوستت دارد
سهشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1395 08:16
درخت پشت پنجره دوستت دارد دارد دستهایش را تکان می دهد دارد می رقصد تو نیز برخیز برگهای سبزت را تکان بده میوه های شیرینت را فرو بریز برقص... برقص تا دنیا از تو یاد بگیرد زیبا باشد. "شهاب مقربین" از کتاب: سوت زدن در تاریکی / نشز چشمه / چاپ اول بهار 89
-
بیدار شو
دوشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1395 10:57
بیدار شو! من تمام شب را با لالایی عشق تو بیدار مانده ام بیدار شو! مرا احساس کن ببین جای بوسه هایم روی لب هایت شکوفه داده اند و تو .... از فردا انگشت نمای تمام مردم شهر خواهی بود بیدار شو... "سارا قبادی" از کتاب: شانه هایم گل داده اند / نشر کوله پشتی / چاپ اول ١٣٩٥ نام شعر: تکثیر
-
دلتنگ کسی هستم
دوشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1395 07:53
دلتنگ کسی هستم که برای بوسیدنم لب ندارد برای در آغوش کشیدنم، دست و نه حتی صدا که بگوید: رویا! از وقتی مرده ام عاشقترت شده ام. "رویا شاه حسین زاده" از کتاب: صدای زنگ در آمد / نشر نیماژ / چاپ اول 1395 ----------------------------------------------------- + در این شرایط نبودم اما این شعر راحت می تونه اشک آدم...
-
تو می روی و دل ز دست می رود
یکشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1395 14:23
تو می روی و دل ز دست می رود مرو که با تو هر چه هست می رود "هوشنگ ابتهاج"
-
ابریشم سیاه دو چشمت
یکشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1395 08:15
ابریشم سیاه دو چشمت یاد آور شبی زمستانی است من بی ردا بدون وحشت دشنه شادمانه خواب می رفتم ابریشم سیاه دو چشمت خانه ی من است آن خانه ای که در آن خواب می روم و می میرم. "خسرو گلسرخی"
-
چه پیراهن قشنگی پشت ویترین بود
یکشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1395 08:07
چه پیراهن قشنگی پشت ویترین بود که کس دیگری باید برای کس دیگری میپوشید. تو رفته بودی و دیگر قشنگی هیچ پیراهنی به درد تنم نمی خورد. "رویا شاه حسین زاده" از کتاب: صدای زنگ در آمد / نشر نیماژ / چاپ اول 1395 ------------------------------------------------------------------- پی نوشت: در کتاب به این صورت است: چه...
-
در من همیشه تو بیداری
شنبه 25 اردیبهشتماه سال 1395 13:02
در من همیشه تو بیداری ای که نشسته ای به تکاپوی خفتنِ من در من همیشه تو می خوانی هر ناسروده را ای چشم های گیاهانِ مانده در تن خک کجای ریزش باران شرق را خواهید دید؟ اینک میان قطره های خون شهیدم فوج پرندگان سپید با خویش می برند غمنامه ی شگفت اسارت را تا برج خون ملتهب بابک خرم آن برج بی دفاع. "خسرو گلسرخی"
-
شال سبز
پنجشنبه 23 اردیبهشتماه سال 1395 12:01
که ایستاده به درگاه ... ؟ آن شال سبز را ز شانه ی خود بردار بر گونه های تو آیا شیارها زخم سیاه زمستان است... ؟ در رزیش مداوم این برف هرگز ندیدمت زخم سیاه گونه ی تو از چیست؟ آن شال سبز را ز شانه خود بردار در چشم من همیشه زمستان است. "خسرو گلسرخی"
-
نشانی چشمهای تو
پنجشنبه 23 اردیبهشتماه سال 1395 09:06
وقتی به بچه های جهان یاد دادم اسمت را هجی کنند دهانشان به درخت توت بدل شد تو، عشق من ! وارد کتاب های درسی و جعبه های شیرینی شدی. تو را در کلمات پیامبران پنهان کردم در شراب راهبان در دستمال های بدرقه آیینه های رویا چوب کشتی ها... وقتی به ماهی ها نشانی چشمهات را دادم نشانی ها را از یاد بردند وقتی به تاجران مشرق زمین...
-
جغرافیای بوسه ی من، کجایی؟
پنجشنبه 23 اردیبهشتماه سال 1395 08:50
روزی نو آغازی نو جغرافیای بوسه ی من، کجایی؟ تا در سپیده های تو پهلو گیرم عطر گل شب بو کجایی؟ دلم می خواهد چنان بنوشمت که در استخوانم حل شوی آسمان آب شده در تنگ بلورین من موجی کف بر لبم که به اشتیاق تو تا ساحل می دوم و لب پر زنان به بستر خود می روم بی آنکه تو را ببینم روزی تو آغازی نو جغرافیای خانه ی من، کجایی؟...
-
بهار آوردهام ...
چهارشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1395 14:51
در زمستانی که بیهنگام آمده بود و ابرهایی که ناغافل، تو بهار را به پنجرهام هدیه کردی و ماه مهربان را به دستهایم . حالا کجا ماندهای دوباره بیایی کنار پنجرهام بگویی: سلام، بهار آوردهام، نمیخواهی؟ ! " رضا کاظمی " بیست و نهمین نمایشگاه کتاب تهران، غرفه انتشارات مهر نوروز، 19 اردیبهشت 1395 از راست به چپ:...
-
این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند
چهارشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1395 14:48
پرپرواز ندارم اما دلی دارم و حسرت درناها و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ی ماهتاب پارو می کشند خوشا رها کردن و رفتن خوابی دیگر به مردابی دیگر خوشا ماندابی دیگر به ساحلی دیگر به دریایی دیگر خوشا پر کشیدن خوشا رهایی خوشا اگر نه رها زیستن مردن به رهایی! آه! این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند. "احمد شاملو"...
-
گوشه تنهایی
چهارشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1395 14:38
شب اگر باشد و مـِی باشد و مـن باشم و تـو به دو عـالـم ندهم گوشـهی تنـــهایی را ... " حسین منزوی"
-
در میان من و تو فاصله هاست
چهارشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1395 09:24
در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی آن را دارد که مرا زندگانی بخشد چشمهای تو به من می بخشد شور عشق و مستی و تو چون مصرع شعری زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی "حمید مصدق" (متن کامل شعر در ادامه مطلب) متن کامل شعر: در...
-
این روزها به آرامی دوستت دارم
سهشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1395 07:47
این روزها به آرامی دوستت دارم جوری کنار تو می آیم مبادا که ناز خوابِ شیرینت بیاشوبد کابوس شود وَ بترسد طوری سلام می کنم مبادا که فکر قشنگت خش گیرد وُ او را بد بیند این روزها به آرامی دوستت دارم وقتی نگاهت می کنم که حوصله ات پیش کسی نباشد حواست پرت شود برنجد از کسی که برایت اوست این روزها من، به آرامی دوستت دارم!...
-
دستت مثل یک شعر سیاسی گرم است
دوشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1395 15:55
... تنها تو وقتی صدا می زنی نامم دهان به دهان می چرخد ماه کامل می شود و با ده انگشت می تابد. بلبلی پشت سنگ می خواند با رگه هایی از طلا. دستت مثل یک شعر سیاسی گرم است. "غلامرضا بروسان" از کتاب: مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است / انتشارات فرهنگ تارا / چاپ پنجم 1394 --------------------------------------...