-
باران برای تو می بارد
چهارشنبه 28 آبانماه سال 1393 07:59
این برگهای زرد به خاطر پاییز نیست که از شاخه میافتند قرار است تو از این کوچه بگذری و آنها پیشی میگیرند از یکدیگر برای فرش کردنِ مسیرت ... گنجشکها از روی عادت نمیخوانند، سرودی دستهجمعی را تمرین میکنند برای خوشآمد گفتن به تو ... باران برای تو میبارد و رنگینکمان ـ ایستاده بر پنجهی پاهایش ـ سرک کشیده از پسِ...
-
زن اگر بخواهد...
سهشنبه 27 آبانماه سال 1393 07:51
یک زن اگر بخواهد حتی می تواند با صدایش تو را در آغوش بگیرد ! " ایلهان برک " برگرفته از وبلاگ: http://loveberg.mihanblog.com --------------------------------------------------------- دفتر عشق: بهترین آدمهای زندگی ... همان هایی هستند که وقتی کنارشان می نشینی چایی ات سرد می شود و دلت گرم! "ناشناس"
-
وقتی میآمدی
سهشنبه 27 آبانماه سال 1393 07:49
دلم میخواست وقتی میآمدی خواب باشی بعد من درچشمهای تو نگاه میکردم وُ خودم را میدیدم میخواستم وقتی بیایی هوا خوب باشد شب اگر بود ماه داشته باشد _آنهم قشنگ وَ روز اگر بود، روزیش هم، همراهِ خودش بود وُ آفتابَش ناز تابیده بود وقتی میآمدی دلم میخواست بهار شده باشد یا پاییز یا زمستان یا.. هرچی! وقتی میآمدی دلم...
-
ترانه آرامش با صدای عارف
سهشنبه 27 آبانماه سال 1393 07:46
کنار تو فقط آروم می شم پر از دلشوره ام هر جای دیگه تو تقدیر منی بی لحظه ای شک چشات اینو بهم هر لحظه میگه تو می خندی پر از لبخند می شم تموم زندگیم خوشرنگ می شه صدای پای تو تو خونه هر روز واسه من بهترین آهنگ می شه تو که باشی همه دنیا شبیه آرزوم می شه روزای سرد تنهایی تو که باشی تموم می شه چقدر خوشبختی نزدیکه کنار من که...
-
عاشق که میشوی
دوشنبه 26 آبانماه سال 1393 08:21
عاشق که میشوی قشنگ میشوی! قشگ مثلِ روزهایِ آفتابی روزهایی که آفتاب میآید و هوا برایِ دیدن داغ میشود قشنگ مثل وقتی کهمیگویی؛ گرمم است! بیا بریم طرفِ جایی کنارِ چشمهای، لبِ دریایی قشنگ مثلِ رفتنهایِ زیر یک درخت دراز به دراز شدن وُ روبه آسمان بههم نگاه کردن قشنگ! نه مثل وقتی که تو را در ابری سوار ببینم وُ...
-
زنها گاهی...
دوشنبه 26 آبانماه سال 1393 08:20
زنها گاهی تمامی ِ دنیایشان را میان ِ چاردیـواری ِ آغوش یک مرد جستجو می کنند زنی که خنده ها و گریه هایش؛ ناز و بهانه هایش همه و همه، تنها آغوش ِ خالص ِ مردانه ات را می خواهد که مبادا برای لحظه ای دست از مردانگی ات برداری! زنها گاهی دلتنگی هایشان را بی صدا فریاد می زنند که اگر دلتنگی هایشان درمان نشود ... زندگی هرچقدر...
-
تنهایی
دوشنبه 26 آبانماه سال 1393 08:14
می شود تنهایی بچگی کرد تنهایی بزرگ شد تنهایی زندگی کرد تنهایی مُرد ولی قهوه ی غروب های دلگیر جمعه را که نمی شود تنهایی خورد! "مریم نوابی نژاد" از کتاب: یک جنگل مداد حرف داشتم اگر ...
-
پاییز
یکشنبه 25 آبانماه سال 1393 08:04
پاییز آرام آرام قد مى کشد اما هنوز بوى بهار مى آید از کوچه اى که تو در آن مرا بوسیدى . " سیاوش خاکسار"
-
گونه هایم اگر باغچه داشت
یکشنبه 25 آبانماه سال 1393 08:01
خدا انگار چیزی می دانست می دانست که شب چه سر عجیبی دارد .. می دانست که اگر بشر ایمان نداشته باشد که "همه شب ها صبح می شوند " شب های زندگی اش را تاب نمی آورد .. خدا می دانست که عاشقت خواهم شد .. می دانست که اشک را آفرید و چشمان مرا .. گونه هایم اگر باغچه داشت؛ بهترین تمشک دنیا را تولید می کرد ... "عادل...
-
بیا بر سر رنگها نجنگیم
یکشنبه 25 آبانماه سال 1393 07:59
بیا بر سر رنگها نجنگیم آبی یا سفید در اگر تو بازش کنی رخنهیی است در دیوارهای سنگ و پیشانی همسایه سنگ میاندازد و گیلاسها در حوض خالی میافتند سنگها خواب کودک را به هم میزنند کبوتر را میپرانند اما سرانجام فرو می افتند ساعت از صدای هیچ زنگی نمیهراسد و عشق با سوت هیچ پاسبانی توقف نمیکند پایمال آفتاب در خیابان و...
-
شمعدانی
شنبه 24 آبانماه سال 1393 08:15
من را شمعدانیئی بدان در گلدانی کوچک که بیشتر از آب و آفتاب به تو نیاز دارد. "عباس حسین نژاد" ---------------------------------------------- + درگذشت خواننده خوب و محبوب نسل جوان، مرتضی پاشایی عزیز رو به همه دوستداران و عاشقانش تسلیت میگم. واقعا حیف بود مرتضی. خیلی زود از میان ما رفت. روحش شاد و یادش گرامی...
-
انتخاب
شنبه 24 آبانماه سال 1393 08:14
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﯿﻦ ﺩﻭﺗﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﺮﺩﺩ ﺑﻮﺩﯼ ﺷﯿﺮ ﯾﺎ ﺧﻂ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺷﯿﺮ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﯾﺎ ﺧﻂ ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺳﮑﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺭﻭ ﻫﻮﺍ ﻣﯽﭼﺮﺧﻪ ﯾﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﺑﻔﻬﻤﯽ : ﺩﻟﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ می خواد ﺷﯿﺮ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﯾﺎ ﺧﻂ؟ "ناشناس"
-
زندگی من ...
شنبه 24 آبانماه سال 1393 08:13
زندگی من یعنی شیب خط گردنت وقتی به پهنای شانه ات می رسد یعنی رگ برجسته ی دست هایت وقتی آنها را در هوا تکان می دهی یعنی مهربانی شباهنگام و خواب آلودت وقتی که می پرسی: "سردت نیست؟" یعنی رگه های قرمز چشمانت وقتی خستگی در چشمانت موج می زند یعنی موهای خیس روی پیشانیات که به عطسه می اندازدت زندگی من یعنی... تو!...
-
بری شتایش تو...
سهشنبه 20 آبانماه سال 1393 07:59
-
ﭼﻮﻥ ﺩﻭﺳﺘﺶ دارم...
سهشنبه 20 آبانماه سال 1393 07:46
ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ! ﻣﺜﻼ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﮐﻪ می گوﯾﻨﺪ : ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺷﺪﻡ ﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮﯼ می گوﯾﺪ: ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﯾﺎ ﭼﻪ می داﻧﻢ ﻫﺮﭼﻪ! ﺍﺻﻼ ﻣﻌﻨﯽ ﻧﺪﺍﺭد! ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ می پرﺳﺪ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﻨﯽ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﯽ: ﭼﻮﻥ "ﺩﻭﺳﺘﺶ دارم"... "ناشناس"
-
باید از من گذشت تا به ما رسید
سهشنبه 20 آبانماه سال 1393 07:44
این روزها گفتن دوستت دارم ! آنـقدر ساده است که می شود آن را از هر رهگذری شنید اما فهمش یکی از سخت ترین کارِهای دنیاست سخت است اما زیبا ! زیباست برای اطمینانِ خاطر یک عمر زندگی تا بفهمی و بفهمانی ... هر دوره گردی "لیلی" نیست هر رهگذری "مجنون " و تو شریک زندگی هرکسی نخواهی شد ! _تا بفهمی و بفهمانی...
-
روزهای زلال زنبق و رازقی
دوشنبه 19 آبانماه سال 1393 15:49
وقتی کبوتر واژه یی تور بی طناب ترانه می افتند بر می دارمش می بوسمش و رهایش می کنم همان بوسه برای تداوم ترانه ام کافی ست به زدودن اشکی از زوایای گریه ها رضایت نمی دهم نمی خواهم شعرم را به خط خوش بنویسم نمی خواهم از پی واژه ها تا پلکان کتاب و کوره راه لغت نامه ها سفر کنم تنها می خواهم دمی سر بر شانه یی بگذارم و به...
-
مردم مدام از تو سوال می کنند
دوشنبه 19 آبانماه سال 1393 10:42
مردم مدام از تو سوال می کنند لبخند می زنم و می گویم: نه، نه، چیزی بین ما نیست! دروغ که نگفته ام مگر چیزی بین من و توست جز یک "پیراهن" ؟! "مهدی صادقی"
-
بعضی ها...
یکشنبه 18 آبانماه سال 1393 08:25
بعضی ها؛ شبیه یک انجیر رسیده می مانند که یکهو؛ از آسمان می افتند در دامن رنگ و وارنگ زندگی ات ... آن قدر بی هوا که اصلا نمیدانی چه شد... چگونه شد... اصلا خودت را می زنی به کوچه علی چپ و از بودنش لذت می بری . بعضی ها؛ شبیه عطر بهارنارنج هستند در کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ دلت، نفس می کشی... آنقدر عمیق؛ که عطر بودنشان...
-
بعضی شوخی ها خنده دار نیستند!
یکشنبه 18 آبانماه سال 1393 07:58
پسرک ها شوخی شوخی به قورباغه ها سنگ می پرانند و قورباغه ها جدی جدی می میرند دردناک است! نه؟ "اریش فرید" (شاعر معاصر اتریشی)
-
خدایا معصومیت کودکی را به ما بازگردان
شنبه 17 آبانماه سال 1393 09:51
سجاده ات را بگیر سمت بی کسی های خدا سرت را آنقدر پایین نگه دار که چشمت به حواس از نفس افتاده اش نیافتد دستت که به دامنش رسید... از عفت بر باد رفته دنیا بگو گریه هایت را کش بده تا دوباره خدا بودنش را باور کند تا شاید دستی به سر و روی دنیا بکشد فقط یادت باشد به روی خودت هم نیاوری کسانی روی غیبتش آنقدر حساب کرده اند که...
-
مرا جانانه در آغوش بگیر
شنبه 17 آبانماه سال 1393 09:51
مرا جانانه در آغوش بگیر موهایم را با آن دست های نازنینت نوازش کن و سرم را چون نوزادی دو ماهه روی سینه ات بگذار می خواهم تمام عمر نفسم از جای گرم بلند شود ... "مهدی صادقی"
-
میگویند تنهایی پوست آدم را کلفت میکند
چهارشنبه 14 آبانماه سال 1393 09:16
میگویند تنهایی پوست آدم را کلفت میکند میگویند عشق دل آدم را نازک میکند میگویند درد آدم را پیر میکند ... آدم ها خیلی چیزها میگویند و من، امروز کرگدن دلنازکی هستم که پیر شده است! "مهدی صادقی"
-
دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور
چهارشنبه 14 آبانماه سال 1393 09:13
دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور، کجا ، یا چه وقت....؟! چه آسان دوستت دارم، بی هیچ غرور یا دشواری "تو" را اینگونه دوست دارم چون طریقی دیگر برایش نمی دانم. آن چنان به هم نزدیکیم که دست های تو بر گردنم گوئی دست های من است و آن طور در هم تنیده ایم که وقتی چشمانت را می بندی من به خواب می روم.... "پابلو...
-
زنده باد بال خدا
یکشنبه 11 آبانماه سال 1393 10:15
زنده باد بال خدا که فرو می افتد و درست روی شانۀ من می نشیند، زنده باد! زنده باد آفتاب سحر که سرش را می چرخاند، پیدایت می کند و تلالو اولش را برای تو پست می کند، زنده باد! زنده باد دفتر مشق من که بین این همه کاغذ فقط برای تو شعر جذب می کند، زنده باد! زنده باد سنگ های خیابان که بین این همه کفش فقط از کفش تو عکس می گیرند...
-
گاه یاد همان چند ستارهی دور که میافتم
یکشنبه 11 آبانماه سال 1393 10:13
گاه یاد همان چند ستارهی دور که میافتم میآیم نزدیک شما برخاستنِ دوبارهی باران را تمرین میکنم اما باد میآید و من گاهی اوقات حتی بدترین آدمها را هم دوست میدارم . دیگر کسی از من سراغ آن سالهای یقین و یگانگی را نمیگیرد سرم را کنار همسرم میگذارم و میمیرم در انجماد این دیوارها دیگر یادآورد هیچ آسمانی میسر نیست....
-
بلند شو دست معشوق خود را بگیر...
یکشنبه 11 آبانماه سال 1393 09:11
بلند شو دست معشوق خود را بگیر و با خودت به خیابان ببر و فراموش کن زمانی نصف این شهر عاشقت بود فراموش کن چشم هایی را که خیره می کردی لب هایی را که می سوزاندی و خیابان هایی را که بند می آوردی به معشوق خود لبخندی بزن و در سطر بعد از کنار راوی این شعر به آرامی عبور کن طوری که هیچکس نفهمد زمانی عاشقش بودی! "یزدان...
-
هر روز صبح ...
شنبه 10 آبانماه سال 1393 14:46
هر روز صبح بند کفشهایت را که میبندی بند دلم پاره می شود و تا شب که برگردی دلم با کفش های تو ، هزار راه می رود قربانت گردم دیگر خوب میدانم به پای تو که نه به دست تو پیر خواهم شد! "مهدی صادقی"
-
من تو را دوست دارم !
شنبه 10 آبانماه سال 1393 14:45
من تو را دوست دارم ! حرفِ ساده ای ست هم گفتنش آسان است هم شنیدنش اما فهمش ساده ترین دشوار دنیاست .. پای دوست داشتن که میان می آید حواست باشد ! تا یادآور شوی هر روز که "اویِ" زندگی ات را عاشقانه می خواهی و بفهمانی که آغوشت تنها برایِ او امن و آرامش است حواست باشد به وقتِ بغض ِ گاه و بیگاهش دستانش را بگیری در...
-
بی تو
چهارشنبه 7 آبانماه سال 1393 07:58
بی تو هر پارهی دلام را به نام کسی دیگر کردهام به نام هرکسی که کمی یا دمی شبیه تو بود .. "سیدعبدالحمید ضیایی" برگرفته از وبلاگ: http://nazoniaz92.blogfa.com / ------------------------------------------------------------------------- + 7 آبان، روز جهانی کوروش بزرگ گرامی باد.