-
میبوسمت
جمعه 23 مردادماه سال 1394 15:57
اگر لازم باشد زنانه فکر می کنم و چون سوزنی در خیالت فرو می روم به دکمه های لباست دست می کشم و زندگی را بیدار می کنم. میبوسمت؛ آنقدر که دهانم را با دهان تو اشتباه بگیرند. "غلامرضا بروسان" از کتاب: مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است / انتشارات فرهنگ تارا
-
امان از تو!
جمعه 23 مردادماه سال 1394 15:37
من برای دوست داشتنت مدت هاست آماده ام اما امان از تو! امان از زن ها که همیشه دیر حاضر می شوید. "شهریار بهروز"
-
تو ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ
جمعه 23 مردادماه سال 1394 14:37
تقدیم به تنها عشق زندگیم: تو ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺜﻞ ﮐﻮﻩ؛ ﮐﻮﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪﺑﺮﻑ ِ ﻧﻮﮎ ﻗﻠﻪ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺁﺏ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ مثل جاده؛ جاده هایی که مسیرشان رو به توست ﻣﺜﻞ ﻣﻮﻫﺎﺕ؛ ﻣﻮﻫﺎﺕ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭﺷﺎﻥ می زنی و ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ. "ﻣﺤﺴﻦ ﺣﺴﯿﻨﺨﺎﻧﯽ" از مجموعه در دست چاپ "زمین گرفتگی"
-
در انتظار کدام فصل درنگ کنم
پنجشنبه 22 مردادماه سال 1394 15:08
-
جایی که باد نمی وزد
پنجشنبه 22 مردادماه سال 1394 14:52
جایی که باد نمی وزد آدم ها دو دسته می شوند: آنهایی که بادبادکشان را جمع می کنند و آنهایی که می دوند تا بادبادکشان بالا بماند. "ناشناس"
-
کمی نزدیک تر بیا
پنجشنبه 22 مردادماه سال 1394 14:44
امروز در خیابانی بلند عابری بودم که دنبال صورتش می گشت وسط حیاطی بزرگ شیر آبی بودم که خیره به دیوار رو به رویش چکه چکه غمگین تر می شد امروز در اتاق کتابخانه ی کوچک را بارها به هم ریختم و کلمه ها در حرارت دست هایم ذوب می شدند این بار بیا کمی نزدیک تر کنار هم دراز بکشیم پیش از آن که مرگ لب هایمان را از ما بگیرد...
-
چیزی درون توست
چهارشنبه 21 مردادماه سال 1394 18:17
چیزی درون توست که زمان را به عقب برمی گرداند به میوه های نیافتاده از درخت به قطره های جدا نشده از ابر به دقیقه های قبل و قبل تر از آن که مادر هنوز مقابل آینه ایستاده بود با گونه هایش... دو مهتاب گم شده در خانه و گیسویش که تاریکی را جابه جا می کرد تو زنده ای و تمام جهان با نگاه ها و صداهایش درون تو به رقص در آمده ست تو...
-
برای خوشبخت شدن ..
چهارشنبه 21 مردادماه سال 1394 17:58
برای خوشبخت شدن با یک مرد کافی ست او را باور کنی ، حتی اگر دوستش هم نداشته باشی .. و برای خوشبخت شدن با یک زن کافی ست او را دوست داشته باشی .. حتی اگر باورش نداشته باشی ! "پائولو کوئیلو"
-
بگذار دوباره با تو متولد شوم
چهارشنبه 21 مردادماه سال 1394 17:32
بانو من شاه نیستم و هیچ میدانی به نامم نیست اما تو عجیب شبیه کاشی های نقش جهانی وقتی فواره های چشم هایم از شوق آمدنت به راه می افتند و کالسکه های قلبم برای تو تند تند می دوند وقتی رنگین کمان چهارفصل چهره ات به برگ برگ تقویم زندگی ام رنگ می پاشد و فیروزه چشمهایت آسمان را آبی و آبی تر می کند آه...! بانو من شاه نیستم و...
-
انگار هزار پاره شده ام
دوشنبه 19 مردادماه سال 1394 11:29
-
پشتم را خالی میکنی
دوشنبه 19 مردادماه سال 1394 11:05
پُشتم را خالی میکنی؛ میمیرم، نمیافتم ... "سیدمحمد مرکبیان" -------------------------------------------------------- دفتر عشق: به فکر نوازش دست های منی بی آنکه بدانی دلم است که تنها مانده دست هایم، دو تا هستند...! "ناشناس"
-
وقتی کسی زیاد از رفتن حرف می زند
دوشنبه 19 مردادماه سال 1394 11:03
وقتی کسی زیاد از رفتن حرف می زند قبلا رفته است فقط می خواهد مطمئن شود چیزی از او در تو جا نمانده کمک کن چمدانش را ببندد چترش را به او پس بده لبخندش را آوازهایش را همینطور سایه اش را که و بیگاه از پشت پنجره ات گذشته بود... "رسول یونان"
-
غرق شدن در نبودنت
چهارشنبه 14 مردادماه سال 1394 07:57
همین که پنجره را این همه می بندم و باز می کنم تا اتاق پر بشود از پروانه ها همین که می نشینم تار بلند موهای خورشید را به هم گره می زنم همین هرروز غرق شدنم در نبودنت شده است زندگی ام ... "فرناز خان احمدی" آذر ماه 1391
-
زخم هایت را یکی یکی می بوسم
چهارشنبه 14 مردادماه سال 1394 07:55
-
روزی که برای اولین بار تو را ببوسم
سهشنبه 13 مردادماه سال 1394 08:02
نا امید نیستم دیر یا زود عاشقانه هایم را باور خواهی کرد روزی که برای اولین بار تو را ببوسم و تو برای اولین بار کشف کنی مردی که زندگی اش را شعر و سیگار گرفته است حتمن عاشق است که بوسه هایش عطر بهار نارنج می دهد. "بهرام محمودی" --------------------------------------------------- دفتر عشق: نگاهت را گره بزن به...
-
بی واسطه
سهشنبه 13 مردادماه سال 1394 08:00
کیفِ پستچی جای "سلام های من به تو" نیست ! این حرف ها این بوسه ها این باده ها بی واسطه گیرا ترند ...! " مهدیه لطیفی "
-
ﺩﺭ ﺁﻏوش ﺑﮕﯿﺮم
دوشنبه 12 مردادماه سال 1394 09:20
ﺩﺭ ﺁﻏـــــــوش ﺑﮕﯿﺮم ﭼﻮﻥ ﭘﯿﺮﺍﻫﻨﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻢ ﺭﺍ ﻭ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻬﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻓﺼﻞ ﻫﺎ ﺩﻭﺭﯼ ... "هانی محمدی" ------------------------------------------------------ دفتر عشق: دلم می گیرد وقتی می بینم او هست.. من هستم.. اما قسمت نیست! "ناشناس"
-
تنم آغشته به برگ هاست
دوشنبه 12 مردادماه سال 1394 09:11
تنم آغشته به برگ هاست برگشته ام از جنگل و تازه فهمیده ام دوستی ام با شاخه ها به هزارسال پیش برمی گردد ما همدیگر را نشناخته خواهیم مرد در سرزمینی که غم خیابان ها را جارو می زند.. تنها چهره ی درخت ها برایم آشناست در خانه ای با اتاق های کوچکِ درهم که خاطره ها چراغ آویزان از سقف را خاموش می کند به انتظار باد می نشینم که...
-
سیبی هستی آویزان
یکشنبه 11 مردادماه سال 1394 08:22
سیبی هستی آویزان از شاخهای در آسمان باور کن عابد نیستم عاشقی ناگزیرم که چنین دستهایم را به چیدن تو بلند کردهام. "ابوالقاسم تقوایی"
-
گاهی تصور کن
یکشنبه 11 مردادماه سال 1394 08:09
گاهی تصور کن زنی را نه زشت نه زیبا درست شبیه به من! زنی که چشم هایش هنوز دوره گردِ نگاهِ تـوست و هر شب پرسه گردِ خیالی است که بی تـو به رویایی ختم نمی شود! زنی که هر روز خودش را دار می زند با مژه هایت و جان می سپارد در شبِ چشم هایِ تـو! زنی که بیگانه شد با خود وقتی که دیگر لب هایت نامش را به نجوایی درآغوش نکشید! زنی...
-
از چرخ به هر گونه همی دار امید
یکشنبه 11 مردادماه سال 1394 08:05
از چرخ به هر گونه همی دار امید وز گردش روزگار میلرز چو بید گفتی که پس از سیاه رنگی نبود پس موی سیاه من چرا گشت سفید "حافظ"
-
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ...
شنبه 10 مردادماه سال 1394 08:30
ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ... ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻛﺎﺵ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭﯼ ﺑﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﺭﻧﺠﯿﺪﻩ ﺍﯼ! ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ... ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺵ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭﯼ ﻛﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﺗﻮ ﺩﺭﺩ ﺍﺳﺖ! ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ... ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﻛﻪ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭ ﻛﻪ ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﻫﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﺏ ﺍﻧﺪ ﻣﺮﺍ...
-
آستین خیس پیراهنم
شنبه 10 مردادماه سال 1394 08:28
آستین خیس پیراهنم طعم شور عشق می دهد گریه کجا بود! یادت رفته سفر سه روزه ات را !؟ دلتنگی ات، جاده ها را چقدر بارانی کرد!؟ بعد گفتی: مرد که گریه نمی کند! گفتم: گریه نیست عزیزکم فقط چشم هایم به دور شدنت کمی آلرژی دارند! حالا دور شدنت خیلی طولانی شده می ترسم، تمام جاده ها را آب ببرد! "محسن حسینخانی"
-
تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست
شنبه 10 مردادماه سال 1394 08:27
تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست تا بندهٔ تو شدهست تابنده شدهست زان روی که از شعاع نور رخ تو خورشید، منیر و ماه تابنده شدهست. "حافظ"
-
نقدی بر وبلاگ
چهارشنبه 7 مردادماه سال 1394 15:38
دوست عزیزی نظر شان را در مورد وبلاگ و اشعار گزینش شده در چند کامنت عنوان کردند. کامنت ها و پاسخ بنده به آنها را به صورت پست اینجا می گذارم تا دیگر دوستان هم ببیند و بخوانند و اگر نظر یا انتقادی بود همینجا عنوان فرمایند. سپاس. کامنت اول: برای پست: http://n-poems.blogsky.com/1392/02/01/post-580/ دوست عزیز شما...
-
ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﻨﺸﯿﻦ
چهارشنبه 7 مردادماه سال 1394 07:55
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻟﺐ ﻫﺎﺕ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩﻩ؟ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺩﻟﺘﻨﮓ "ﺗـــﻮ" ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ؟ یکبار ﺑﺨﻮﺍﺏ، ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﻨﺸﯿﻦ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺁﺭﺍﻣﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ... "ﻋﺒﺎﺱ ﻣﻌﺮﻭﻓﯽ" ----------------------------------------------------- دفتر عشق: ... گاهی اگر از خواب میپرم و به تو خیره میشوم یعنی صبح به این زودی در...
-
نام تو ...
چهارشنبه 7 مردادماه سال 1394 07:40
نام تو مرا همیشه مست می کند بهتر از شراب بهتر از تمام شعرهای ناب...! "فریدون مشیری"
-
بعضی ها را بدرقه کنید
چهارشنبه 7 مردادماه سال 1394 07:27
بعضی ها را بدرقه کنید حتی اگر لایق بدرقه نباشند.. بدون کنار زدن پنجره.. بدون سربرگرداندن به عقب.. بعضی ها را بدرقه کنید و بگذارید به قلب هایی بروند در اندازه ی خودشان.. حتی اگر مطمئن باشید روزی با چشمانی وحشت زده و بی پناه بر خواهند گشت.. زخم های خاطراتشان را ببندید.. بودن های ناروایشان را بشویید.. غرور و دروغ و...
-
تنها تو اهمیت داری
سهشنبه 6 مردادماه سال 1394 10:46
غمگین، میان درختان نشسته ای .. این عکس باید در جنگل های شمال گرفته شده باشد اما شمال و جنوب نقشه اهمیتی ندارد و فرقی نمی کند چه روز و چه ماه و چه سالی بوده ... تنها تو اهمیت داری و چشمان ابری ات که گویی سوختن جنگلی را می نگریسته اند ! تنها تو اهمیت داری ! سفیدبرفی رفته با شهزاده ی قصه که من یکی از هفت کوتوله زندگی ات...
-
دست هایت خوشه های انگور
سهشنبه 6 مردادماه سال 1394 10:43
دست هایت خوشه های انگورِ گس شراب می شود مست می کند پیاله های پی در پی ترانه هایی که می ریزد توی رگ هایم سلول هایم دست هایت میخانه ای قدیمی است دنج و آرام پناهم می دهد دیوانه ام می کند مست می شوم ! "ناشناس"