-
سخنی از نلسون ماندلا
یکشنبه 22 شهریورماه سال 1394 07:51
انسان ها آفریده شده اند که به آنها عشق ورزیده شود و اشیا ساخته شده اند که مورد استفاده قرار بگیرند! دلیل آشفتگی های دنیا این است که به اشیا عشق ورزیده می شود و انسان ها مورد استفاده قرار می گیرند! "نلسون ماندلا"
-
طعم دست هایت ...
یکشنبه 22 شهریورماه سال 1394 07:49
طعم دست هایت را لای انگشتانم جا گذاشته ای... برای لمس حضورت اسیر در زمانم و تو غافل از این خسته دور می شوی ... می دانم یک روز پیدایت می کنم و هوایت را پس می دهم اما تو و کوچه و باران در خیال همیشه آبستن من زنده خواهید ماند ... "شیدا علیپور ریژنه" ۱۳۹۱/۲/۱۴ - پیرانشهر
-
دستم را اگر نگرفته بودی
شنبه 21 شهریورماه سال 1394 22:30
دستم را اگر نگرفته بودی چگونه می آموختم در غیبت خورشید هم می شود خندید ؟ ! صدایت که ببارد یک قطره ماه هم در کاسه ی آبم بیفتد کافی ست : من نور می شوم … " ماندانا زندیان"
-
من و تنهایی
پنجشنبه 19 شهریورماه سال 1394 15:22
روی ملحفه هایی که هنوز بوی تو را می دهند غلت میزنم.. میخواهم از صفر شروع کنم درست مثل همه بازنده ها و بی خیال، روی طبل بی عاری ضرب بگیرم حتی میتوانم لبخند بزنم اتفاق خاصی نیافتاده جز اینکه رفته ای و این اصلن اهمیتی ندارد! ببین دارم با تنهایی در ملحفه هایی با بوی تو عشق بازی می کنم من و تنهایی با هم، به ریش دنیا...
-
یک جای تقدیر می لنگد
پنجشنبه 19 شهریورماه سال 1394 15:05
فرقی نمی کند موهایت را پشت گوش بیاندازی یا حرف های مرا! یک جای تقدیر می لنگد که آینه روی تنهایی ات چشم هیز می کند و آغوشت به عروسک هایی ارث رسیده که هیچ گاه کوک نمی شوند از تو برایم بگویند حالا منم و انگشت های جنون زده ای که به درد وفادارترند تا به استخوان انگشت هایی که به سبیل نیچه نمی رود با قلم سر گوشواره هایت یکی...
-
مرا ببخش که روزی سنگم و روزی آتش
پنجشنبه 19 شهریورماه سال 1394 14:47
زمین عاشق شد و آتشفشان کرد و هزار هزار سنگ آتشین به هوا رفت. خدا یکی از آن هزار هزار سنگ آتشین را به من داد تا در سینهام بگذارم و قلبم باشد. حالا هر وقت که روحم یخ میکند، سنگ آتشینم سرد میشود و تنها سنگش باقی میماند و هر وقت که عاشقم، سنگ آتشینم گُر میگیرد و تنها آتشاش میماند. مرا ببخش که روزی سنگم و روزی آتش....
-
سخنی از مارتین لوتر کینگ
چهارشنبه 18 شهریورماه سال 1394 10:09
حتی اگر بدانم فردا جهان نابود میشود، باز هم درخت سیبم را خواهم کاشت . " مارتین لوتر کینگ " + مارتین لوتر کینگ جونیور ( Martin Luther King, Jr. ) ( ۱۹۲۹- ۱۹۶۸) رهبر سیاهپوست جنبش حقوق مدنی ایالات متحده آمریکا بوده است. مارتین لوتر کینگ در سال ۱۹۶۳ بهعنوان مرد سال ازسوی مجله تایم برگزیده شد و در سال ۱۹۶۴...
-
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
چهارشنبه 18 شهریورماه سال 1394 10:04
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلن به تو افتاد مسیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم . "فاضل نظری" ---------------------------------------------------- شعر کامل: در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلن به تو افتاد مسیرم که بمیرم یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا...
-
عشق یعنی ...
چهارشنبه 18 شهریورماه سال 1394 09:49
عشق یعنی از من دور باشی دکمه های پیراهنت را با انگشت های من باز کنی .. از تو دور باشم چایم را با لب های تو بنوشم خوابم را با چشم های تو ببینم و نفسم بسته به نفس های تو باشد ... عشق یعنی سرم را برگردانم، تو از فاصله های دور برایم دست تکان بدهی ... و من بی پروا دستت را بگیرم..! "ناشناس" + این شعر زیبا رو...
-
این شعرها به چشم های تو وفادارترند
سهشنبه 17 شهریورماه سال 1394 13:52
تقصیر من نیست نازنین ! بی خوابی های تو از سر فریادهایی ست که شعرهای من بر سرت می زنند وگرنه از دختر هزار ساله ی باران جز مشتی سکوت چیزی در نمی آید .. ! کاش هرگز شاعر نمی شدم که این شعرها به چشم های تو وفادارترند تا خیال ترک خورده ی من .. کاش دیگر ننویسم آخر می دانی؟ من از این دوباره نوشتن دوباره نخواندن و آن همه سکوت...
-
رمز خوشبخت زیستن
سهشنبه 17 شهریورماه سال 1394 10:31
رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم، بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم، دوست داشته باشیم. "گابریل گارسیا مارکز"
-
با یاد دو چشمانت ...
سهشنبه 17 شهریورماه سال 1394 10:14
با یاد دو چشمانت، میمیرم و میدانم تا صبح قیامت من، از غیر گریزانم پیمانه دوچندان کن، ای شاهد بازاری من مست می ناب و بی دوست پریشانم "محمد علی ناطقی" برگرفته از وبلاگ شاعر http://www.alinateghi.blogfa.com/post/123
-
یاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بود
سهشنبه 17 شهریورماه سال 1394 08:53
یاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بود دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود در دلم بود که بی "دوست" نباشم هرگز چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود. "حافظ"
-
تا آخر دنیا
دوشنبه 16 شهریورماه سال 1394 09:16
به اندازۀ تمام شعرهای نگفته ام به لب هایت بدهکارم بوسه هایی را که طعم شاتوت و شکلات می دهند به اندازۀ وزن تمام کوله پشتی های پر از کتاب و دلتنگی سنگینی سرم را به شانه هایت سبکی نفسم را به گونه هایت بدهکارم قلبت را به من بدهکاری قدر تمام روزهای سکوت و بی خبری نگاهت را به اندازۀ تمام تیله های سبزآبی دنیا بدهکاری به چشم...
-
تا آخر دنیا
دوشنبه 16 شهریورماه سال 1394 09:16
به اندازۀ تمام شعرهای نگفته ام به لب هایت بده کارم بوسه هایی را که طعم شاتوت و شکلات می دهند وزن تمام کوله پشتی های پر از کتاب و دلتنگی سنگینی سرم را به شانه هایت سبکی نفسم را به گونه هایت بده کارم قلبت را به من بده کاری قدر تمام روزهای سکوت و بی خبری نگاهت را اندازۀ تمام تیله های سبزآبی دنیا بده کاری به چشم هایم...
-
مرگ قشنگ!
دوشنبه 16 شهریورماه سال 1394 07:41
فکرَش را بکن چه مرگ قشنگی می تواند باشد! تو از کوچه مرا صدا بزنی و من از شدت ِ شوق در و پنجره را با هم قاطی کنم!! "داریوش حسن پور"
-
دنیای آروم ...
یکشنبه 15 شهریورماه سال 1394 13:41
لبخند معصومت، دنیای آرومت خورشید تو چشمات، قدرشو می دونم! موهای خرماییت، دستای مردادیت شهریور لبهات، قدرشو می دونم! خورشیدم، خانومم، من با تو آرومم… رویامی، دنیامی، دستاتو می بوسم خورشیدم، خانومم، من با تو آرومم… دنیامی، رویامی، دستاتو می بوسم زیبایی، محجوبی، مغروری، جذابی! چشماتو می بندی، با لبخند می خوابی تا وقتی...
-
بغلم کردن و هی ناز کشیدن، ممنوع!
چهارشنبه 11 شهریورماه سال 1394 07:22
بغلم کردن و هی ناز کشیدن، ممنوع! دست دور کمرم حلقه، اکیدن ممنوع! روی زانو بنشینی و به صدها ترفند از لبم مزه ی گیلاس چشیدن، ممنوع! مثل یک مار که اطراف طلا می لغزد تو در آغوش من اینگونه خزیدن، ممنوع! مرغ عشق منی! آواز بخوان، ولوله کن پر پرواز من! از لانه پریدن ممنوع! باغبانی و منم غنچه ی خوش رنگ و لعاب غنچه را دست زدن،...
-
مرغ دلم پر میکشد اندر هوای دیدنت
چهارشنبه 11 شهریورماه سال 1394 07:19
مرغ دلم پر میکشد اندر هوای دیدنت آرام جان باز آ، که من مشتاق آن خندیدنت به ماتم ماندهام با صد هزاران آرزو آغوش بازم، مضطرب در حسرت بوییدنت. "ناشناس"
-
دستم را بگیر!
سهشنبه 10 شهریورماه سال 1394 08:16
دستم را بگیر! همین دست برایت ترانه عاشقانه نوشته؛ همین دست سوخته در حسرت لمس دست های تو؛ همین دست پاک کرده اشک هایی را که در نبودت به گونه دویدند ... این دست بوی ترکه های کلاس سوم را می دهد هنوز؛ این دست پینه بسته از نوشتن مداوم نام تو .. . دستم را بگیر و از خیابان زندهگی بگذران مرا ... "یغما گلرویی" از...
-
همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود
سهشنبه 10 شهریورماه سال 1394 07:52
همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود آه از این راه که باریکتر از موی تو بود! رهرو عشق از این مرحله آگاهی داشت که ره قافلهی دیر و حرم، سوی تو بود . "فروغی بسطامی" (شعر کامل در ادامه مطلب) شعر کامل: همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود آه از این راه که باریک تر از موی تو بود رهرو عشق از این مرحله آگاهی داشت که ره...
-
در مسیر باد باش و بوسه هایم را بگیر
سهشنبه 10 شهریورماه سال 1394 07:48
در مسیر باد باش و بوسه هایم را بگیر تو همیشه شاد باش و غصه هایم را بگیر مستم از جام لبت، اى جانِ من هر روز و شب جانِ من ارزانیت اما تو جامم را نگیر چشمهایت مجمر و برق نگاهت آتش است فرصت رقصیدنِ با شعله هایم را نگیر بوسه هاى ماهى تُنگِ بلورین را ببین من مثال ماهیم، راهِ هوایم را نگیر بین تو یا زندگى، البته ترجیحم به...
-
نشانی قلبت را هرگز از یاد نبرده ام
دوشنبه 9 شهریورماه سال 1394 07:48
ماه من! نشانی قلبت را هرگز از یاد نبرده ام فرسنگ ها هم که دور باشی هوایت که به سرم بزند می نشانمت کنار رویا هایم دست های دلواپسم را قفل می کنم به بودنت.. "تو" همان جان منی که گاهی می رسی به لبهایم... "ناشناس" ------------------------------------------------
-
چین و چروک های صورتم
دوشنبه 9 شهریورماه سال 1394 07:43
چین و چروک های صورتم را که ادامه دهی به رفتنت می رسی به زمستانی سخت به برف که سال هاست جای سایه ات روی سرم می نشیند. "محسن حسینخانی"
-
در آن نفس که بمیرم...
دوشنبه 9 شهریورماه سال 1394 07:38
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم. "سعدی"
-
نام تو شمال را زنانه می کند
یکشنبه 8 شهریورماه سال 1394 00:17
با طلوع نام تو روی حرفِ "سینِ" سر خوشانه اش شاد مانه، یک ترانه، سبز می شود. آن ترانه را جویبارِ روشنی، روانه می کند -زیرِ پای بوته های چای نام تو "شمال" را زنانه می کند. "رضا مقصدی" --------------------------------------------------- دفتر عشق: بوسه چیدن ز لبت سلسله در سلسله هاست اصلا این...
-
سخت است
یکشنبه 8 شهریورماه سال 1394 00:02
سخت است همزیستی دائم با کسانی که دغدغه هایت را نمی فهمند اما عزیزان تواند! "گابریل گارسیا مارکز" ---------------------------------------- + کار قشنگ دوست عزیزم آقا نیما بهبودیان را اینجا ببینید: وبلاگ ایدئولوژی پنهان
-
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
شنبه 7 شهریورماه سال 1394 23:43
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم "سعدی"
-
اولین بار نیست
شنبه 7 شهریورماه سال 1394 09:10
اولین بار نیست که این غروب لعنتی غمگینات کرده است آخرین بار نیز نخواهد بود. به کوری چشمش اما خون هم اگر از دیده ببارد بیش از این خانهنشینمان نخواهد کرد .. کفش و کلاه کردن از تو خنده به لب آوردنات از من .. "عباس صفاری"
-
ای پیر خرابات که میخانه ندیدی
پنجشنبه 5 شهریورماه سال 1394 17:14
ای پـــــــــــــــــیر خرابات که میخــــانه ندیدی! ویرانه دل مــــــــــــــاست تو ویــــرانه ندیدی! ای رند غزل پـــوش، که بر ســـــنگ، سرت خورد از دوست چه دیدی که ز بــــــــــــیگانه ندیدی؟ "مسیحا هاشمورزی" (شعر کامل در ادامه مطلب) ------------------------------------------------- ای پـــــــــــــــــیر...