-
بی قرار
چهارشنبه 11 مردادماه سال 1396 12:28
ای که گفتی بیقراریهای من بازیگریست بیقرارم کردهای اما دلت با دیگریست "حسین دهلوی" + با تشکر از خانم هدی برای ارسال شعر.
-
صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم
دوشنبه 9 مردادماه سال 1396 07:49
صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم که ز دیدن تو بیهوش و ز گفتن تو مستم دل تنگ خویشتن را به تو میدهم، نگارا بپذیر تحفهٔ من، که عظیم تنگ دستم. "اوحدی مراغه ای" برگرفته از کانال: @ baran_e_del
-
به سوی تو ...
دوشنبه 9 مردادماه سال 1396 07:43
با خویشتن و سفر شادمانه باز میگردم، با کوهها، طوفان و شن که معبود من بودند باز میگردم با خویشتن، سفر و آنچه معبود من بودند، تنها به سوی تو ... "آنتوان دو سنت اگزوپری" + آنتوان دو سنتاگزوپری (۲۹ ژوئن ۱۹۰۰ - ۳۱ ژوئیهٔ ۱۹۴۴) نویسنده و خلبان اهل فرانسه بود.
-
آنتوان دوسنت اگزوپری
دوشنبه 9 مردادماه سال 1396 07:40
سالروز درگذشت آنتوان دوسنت اگزوپری 31 جولای 1944 ، 9 مرداد 1323 + آنتوان دو سنت اگزوپری (به فرانسوی: Antoine de Saint-Exupéry ) (۲۹ ژوئن ۱۹۰۰- ۳۱ جولای ۱۹۴۴) نویسنده و خلبان اهل فرانسه بود. ------------------------------------------------------ سالروز درگذشت خالق شازده کوچولو هواپیماهای انگلیسی به سمت هدف های آلمانی...
-
به چشمانِ تو محتاجم
یکشنبه 8 مردادماه سال 1396 07:40
به چشمانِ تو محتاجم، نگاهت را نگیر از من در این آبادیِ ویران، سلامت را نگیر از من دلم سودایِ عشقت را، کماکان زیر سر دارد از این چشمِ خمارآلود، شرابت را نگیر از من تو ساحر باشی و من هم، قلندر تاسحر بیدار در این شب های ظلمانی، چراغت را نگیر از من به زیرِ بارشِ مهرت، دلم خیسِ تمنا شد تو از گنجِ درونِ خویش، لبانت را نگیر...
-
با من حرف بزن 3
یکشنبه 8 مردادماه سال 1396 07:34
من تمام شهرهای ویران شده ام سربازهای بسیاری در چشم هایم شکست خورده اند و آغوش تو تنها جای دنیاست که هنوز دوستش دارم. مرا ببخش که غمگینم و وقتی می گویم دوستت دارم گریه ام می گیرد... مرا ببخش که فقط می نویسم و کاری از دستم بر نمی آید! "مهسا چراغعلی" از کتاب: جنگل گریان / بخشی از شعر بلند 13
-
با من حرف بزن 2
یکشنبه 8 مردادماه سال 1396 07:32
پریشانم پنجره ها را باز گذاشته ام و باد اندوه را از هر سرزمینی به خانه ام می آورد! عشق زخم های مرا خوب می کند اما دردهای جهان را نه... "مهسا چراغعلی" از کتاب: جنگل گریان / بخشی از شعر بلند 13
-
با من حرف بزن 1
یکشنبه 8 مردادماه سال 1396 07:31
غم نام های بسیاری دارد مرا ببخش که غمگینم و به هر نامی که صدایم می زنی گریه ام می گیرد! با من حرف بزن صدایت هم نوایی تمام سازهاست کودکان هنوز در گلویت می رقصند و چیزی از جنگ نمی دانند... مرا ببخش که خوشبخت نیستم و نمی توانم از جهان تنها به عکس های زیبایی که برایم فرستادی دل خوش کنم ... "مهسا چراغعلی" از...
-
پروانه
یکشنبه 8 مردادماه سال 1396 07:05
به من فکر کن قبل از خواب در لحظه های مکاشفه در آخرین ثانیه هشیاری بگذار پروانه ای که روی شانه ات نشسته عطر گیسوان مرا نفس بکشد در آن سوی مرزهایی که بین ما فاصله انداخته ... قبل از خواب مرا با چشم های دیروزم به یاد بیاور با همان خنده ها و رنگین کمانی که در رگ هایم جریان داشت هر شب در لحظه مردد بین خواب و بیداری پروانه...
-
به رسمِ هر روز
شنبه 7 مردادماه سال 1396 13:52
امروز به رسمِ هر روز نشستم حساب کردم که تا به حال چقدر برایت مرده ام. آغوش ها را شمردم، دوستت دارم ها را. نشستم و یادم آمد چقدر مشغولم به تو. به عشق به چشمهایت ... فکر کردم به شمعدانی های پشتِ پنجره به فنجانِ چای به دستگیره ی در به آینه به دستهایم ... و به هرچیزی که ردِ انگشتانت روی آنها مانده بود. خیره ماندم به...
-
دیگر منتظر کسی نیستم
شنبه 7 مردادماه سال 1396 13:43
دیگر منتظر کسی نیستم هر که آمد ستاره از رویاهایم دزدید هر که آمد سفیدی از کبوترانم چید هر که آمد لبخند از لبهایم برید منتظر کسی نیستم از سر خستگی در این ایستگاه نشستهام ! "رسول یونان" + با تشکر از خانم هدی برای ارسال شعر.
-
همه وجودم خواهش توست
پنجشنبه 5 مردادماه سال 1396 16:03
مثل درختی که به سوی آفتاب قد می کشد همه وجودم دستی شده است و همه دستم خواهشی: خواهشِ تو... "احمد شاملو"
-
گرماى مردادىِ تنِ تو
پنجشنبه 5 مردادماه سال 1396 16:00
گرماى مردادىِ تنِ تو نفسِ هرکسى را مى گیرد و منم چه عاشقانه گرم مى شوم مى سوزم و دوباره هر مرداد عاشقت مى شوم انگار... "علیرضا اسفندیارى" برگرفته از کانال: @ baran_e_del
-
واژه را ورق بزن
پنجشنبه 5 مردادماه سال 1396 15:57
-
کاش که او صحنه نمایی کند
پنجشنبه 5 مردادماه سال 1396 15:54
کاش که او صحنه نمایی کند در دلِ من باز خدایی کند روز و شبم را غم و هیهات بُرد کاش خدا شعبده بازی کند از قفسِ سردِ تنم شاکی ام کاش دمی بنده نوازی کند رو به کجا می روَد این قلبِ من کاش که او اهلاً و هادی کند بال و پرم را غمِ غربت شکست کاش دراین میکده بازی کند شاد نِی ام از شرر خفتگان کاش که وِی دست درازی کند هرچه نویسم...
-
پیش تو بسی از همه کس خوارترم من
دوشنبه 2 مردادماه سال 1396 13:59
پیش تو بسی از همه کس خوارترم من زان روی که از جمله گرفتارترم من روزی که نماند دگری بر سر کویت دانی که ز اغیار وفادار ترم من بر بی کسی من نگر و چارهٔ من کن زان کز همه کس بی کس و بییارترم من "وحشی بافقی"
-
دست هایم چقدر می آیند به رنگِ تنت
یکشنبه 1 مردادماه سال 1396 16:20
دستهایم، چقدر به دو طرفِ صورتت می آیند وقتی عاشقانه تماشایم میکنی؛ دستهایم، چقدر به دست هات می آیند! به دکمه های پیراهنت! به قوسِ قَزحِ اندامت! به این دوستت دارم ها که دانه دانه روی لبهات میکارم! دست هایم چقدر می آیند به رنگِ تنت وقتِ عشق بازی! دست هایم چقدر میآیند به من! وقتی تو را هر لحظه با ذوق به چشمهایم...
-
حمید جدیدی - نامه شماره 15
یکشنبه 1 مردادماه سال 1396 16:02
محبوبم از بوسه هایی که ذخیره کرده بودم از عطر موهایی که استنشاق ... از لمس دست هات، میان دستانم چندتایی بیشتر نمانده ! زمستان سردی پیش روست و من از همیشه پیر و خسته تر ... گاهی صدای سایش استخوان هایم را می شنوم که توامان با صدای باد بر پنجره دوری ات را سخت تر می کند ! زمستان سردی پیش روست ... و یخبندان عصرهای جمعه...
-
فقط پنج دقیقه
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1396 08:41
اجازه بده پنج دقیقه فقط پنج دقیقه سرم را روی شانهات بگذارم چشمها را ببندم و زمین از نو آرام شود . "سعاد الصباح"
-
من ز فکر تو به خود نیز نمیپردازم
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1396 08:35
من ز فکر تو به خود نیز نمیپردازم نازنینا تو دل از من به که پرداختهای؟ "سعدی"
-
از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1396 08:33
از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت بگذاشت مرا و جستجوی تو گرفت اکنون ز منش هیچ نمیآید یاد بوی تو گرفته بود خوی تو گرفت. "ابوسعید ابوالخیر"
-
از نبودنت حالم خوب نیست
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1396 08:30
چرا فلسفه ببافم؟ ساده بگویم: از نبودنت حالم خوب نیست..! "نگین رزاقی"
-
موهایم را کوتاه کرده ام
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1396 08:09
موهایم را کوتاه کرده ام؛ میدانی؟ زیبا ترم کرده است: گونه های رنگ پریده موی آشفته و چشمانی که دیگر برای تو نخواهند گریست. نگران چه هستی؟ دنیا به آخر نرسیده است عزیزم. پس از من باز هم به زمستان های تازه ای که از راه می رسند عادت خواهی کرد. به لبخند همسایه ات، موشی که در دیوار خانه ات لانه کرده، پس از من به عطر تمام...
-
مرا ببخش که دوستت دارم
چهارشنبه 21 تیرماه سال 1396 18:46
... دوستت دارم با خاطره ای که هرگز به خاطرم نیست با قدم هایی که هنوز قدم های تندِ نخستین دیدار است با بوسه ای که هنوز نخستین بوسه است و دست هایی که کودکانه جای شعر و نوازش را اشتباه می گیرند... مرا ببخش که گریزانم که از تمام عکس ها به آینه فرار کرده ام مرا ببخش که نمی توانم کاری کنم تا فراموشم نکنی! مرا ببخش که دوست...
-
مرا با رنگین ترین پیراهنم به یاد بیاور
چهارشنبه 21 تیرماه سال 1396 18:45
گذشته ام را به باد داده ام تا اندوهم را نشناسی مرا با رنگین ترین پیراهنم به یاد بیاور ای عشق من تمام فصل های سالام که در حیاط خانه ی تو رنگ به رنگ می شوم تو لحظه به لحظه در من زندگی کرده ای چگونه فراموشت کنم وقتی هرگز تو را به خاطر نسپرده ام!؟ تو در من جریان داری دشت چگونه رودی را که از دلش عبور می کند به یاد می...
-
نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی
چهارشنبه 21 تیرماه سال 1396 18:08
نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی چه شود کز دلم امروز گره بگشایی ور تو آیی نشود چارهٔ تنهایی من که من از خوبش روم چون تو ز در بازآیی "قاآنی" برگرفته از کانال: @ baran_e_del -------------------------------- + میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن، از شعرای نامدار عهد قاجار است
-
در بیداری خواب دیدم
چهارشنبه 21 تیرماه سال 1396 07:44
در بیداری خواب دیدم آمده ای می خندی مهربانی ات نور می پاشد به دل تاریک و خسته ی من ... تو را که آسمان استعاره ای از پشت پلک های توست چه نیازی ست به کبوتر بال و پر شکسته ای چون من ... "دنیا غلامی"
-
چشمانت از سرزمینی دلخواه باز آمده اند
سهشنبه 20 تیرماه سال 1396 07:59
چشمانت از سرزمینی دلخواه باز آمده اند جایی که هرگز کسی در آن ندانست یک نگاه چیست و نه زیبایی چشم ها را شناخت، نه زیبایی سنگ ها همچنان که زیبایی قطره های آب را، این مروارید های نهان. سنگ های عریان و بی پیکر، ای تندیس من آفتابی که کور می کند تو را به جای آیینه می گزیند. آرزوی ناجنبای من آخرین پشتیبان توست و من بر تو...
-
پیشانی تو
سهشنبه 20 تیرماه سال 1396 07:51
پیشانی تو را به گاه تنهایی با خود می کشم همچون درفشی گم گشته در کوچه های سرد در اتاق های تاریک فریاد کشان از تیره بختی نمی خواهم رها کنم دستان روشن و پیچیده ات را دستانت را که زاده شده اند در آینه ی بسته ی دستان من. آنچه مانده کامل است آنچه مانده هنوز بیهوده تر است از زندگی زمین را زیر سایه ات بکَن سفره ای آب کنار...
-
مرا ادامه بده
سهشنبه 20 تیرماه سال 1396 07:20
مرا ادامه بده تا این جاده به آخر برسد بگذار مِه روی گیسوان من بنشیند روی لب های تو روی خاطرات ما حتی اگر همین فردا آلزایمر بگیریم امروز را زندگی کردیم ای کاش سفر انتهای جهان بود تا کسی در من مدام نگران نباشد که باید برگردیم. آیا روزی دوباره به امروز باز خواهیم گشت؟ چرا همیشه تو را باور می کنم وقتی هنوز دروغ های دیروزت...