-
روزهای انتظار
شنبه 5 اردیبهشتماه سال 1394 08:28
از خلاصه ی روزهای انتظار که می دانم حوصله به خرج نمی دهی تا تمامی حرفهایم را بشنوی فقط این را می گویم : دلتنگی ام آنقدر بزرگ شده است که اگر ببینی شاید نشناسی! "بهرنگ قاسمی"
-
آدمی ست دیگر ...
شنبه 5 اردیبهشتماه سال 1394 08:24
خب آدمی ست دیگر دلش تنگ میشود حتی برای کسی که دو ساعت پیش برای اولین بار دیده الان باید علامت تعجب بگذارم جلوی این جمله؟ آدم ها از یک جایی در زندگی ات پیدا می شوند که فکرش را نمیکنی از همانجا که گم می شوند تعدادشان هم کم نیست هی می آیند و می روند اما این تویی که توی آمدن یکیشان گیر میکنی و وای به حالت اگر که او...
-
خیانت ...
چهارشنبه 2 اردیبهشتماه سال 1394 08:48
برای خیانت هزار راه وجود دارد ولی هیچکدام به اندازه ی تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست! "بهومیل هرابال"
-
ﻧﯿﻤﮑﺖﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺪ ﭼﯿﺪﻩﺍﻧﺪ!
چهارشنبه 2 اردیبهشتماه سال 1394 08:43
ﺗﻮ ﺭﻭﯼ ﻧﯿﻤﮑﺘﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺴﯽﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺳﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭﯼ ﻧﯿﻤﮑﺘﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﻮﯾﯽ! ﻧﯿﻤﮑﺖﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺪ ﭼﯿﺪﻩﺍﻧﺪ ...! "زویا پیرزاد" + زویا پیرزاد (زاده ۱۳۳۱ در آبادان) نویسنده معاصر ارمنیتبار ایرانی است. او در سال ۱۳۸۰ با رمان "چراغها را من خاموش میکنم"...
-
دلتنگم
سهشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1394 08:36
دلتنگم و این درد کمی نیست که پشت هیچ خط تلفنی صدای تو نیست...! "ساره دستاران"
-
روز و شب بر سر کوی تو نشینم
سهشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1394 06:56
روز و شب بر سر کوی تو نشینم به گدایی در عبور از من و جانم ؛ این چنین سرد چرایی ؟ لب تو بر لب جام و جان من بر لب سردم چشم و دل غرقه ی خون و به عیادت تو نیایی منم آن کشتی حسرت ، در گِل آلود زمانه وَه که از سینه ی گرمت ، ساحلی را ننُمایی عمر من طی شد و یک دم ، نشدی محرم رازم همه را طاقت من هست ، نبوَد تاب جدایی شده ام شب...
-
دوست داشتنت را فریاد بزن
دوشنبه 31 فروردینماه سال 1394 09:48
به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی چون زمانی که از دستش بدی مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی او دیگر صدایت را نخواهد شنید...! "پابلو نرودا"
-
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ
دوشنبه 31 فروردینماه سال 1394 08:27
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ ﺩﻟﻢ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽﻃﻠﺒﺪ ... ﺍﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺛﺎﻧﯿﻪﻫﺎ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯽﮔﺬﺭﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺗﻮﺳﺖ ﻭ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻭﺍﺝﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﺷﮑﻮﻫﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ... ﺑﮕﺬﺭﯾﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﺎﺱﻫﺎﯼ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻣﯽﺷﮑﻔﻨﺪ ﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻬﺎﺭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﯽﺭﻗﺼﻨﺪ ﺷﻤﻌﺪﺍﻧﯽﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻋﻄﺮﺁﮔﯿﻦ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻫﻮﺍ ﺭﺍ ﭼﻠﭽﻠﻪﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ...
-
به من نگو گلم!
یکشنبه 30 فروردینماه سال 1394 17:59
به من نگو گلم! من از سرنوشت گلبرگهای خشک شدهی لای دفترت می ترسم... "ناشناس"
-
ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺗﺨﺖ
یکشنبه 30 فروردینماه سال 1394 10:06
ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺗﺨﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺗﺼﺎﺩﻓﺎً ﺭﺩ ﺷﺪﯼ ﺳﻌﯽ میکنم ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺮﺳﻢ ﮐﻪ ﻫﻮﺱ ﮐﻨﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻋﺎﺷﻘﻢ ﺷﻮﯼ!... "ناشناس" ----------------------------------------- دفتر عشق: آنگاه که تسلیم آغوشت می شوم جغرافیایی خلق می شود به نام آرامش... "ناشناس"
-
بعضی چیزها نیاز به دل ندارند
شنبه 29 فروردینماه سال 1394 12:48
بعضی چیزها نیاز به دل ندارند مثل همین تک درخت دود گرفته ی کنار پیاده رو که می خواهد یک تنه برای این خیابان شلوغ اکسیژن بسازد . ... "محسن حسینخانی" از مجموعه: این عاشقانه های کوچک یک روز بزرگ می شوند مجموعه شعر آقای محسن حسینخانی در نمایشگاه کتاب / اردیبهشت 94 / غرفه نشر اقلیما + بیست و هشتمین نمایشگاه بین...
-
همیشه زود رسیدم!
شنبه 29 فروردینماه سال 1394 12:09
چند سال زودتر رسیده بودم به ایستگاه و مسافرم نیامده بود ... در نقاشیهای پنج سالگیام خطوطِ اندامِ دختری پیدا بود که در کنار شیروانی خانهای آمدن مردی را انتظار میکشید ! در ده سالهگی به مدرسه میرفتم برای اینکه بتوانم نامه ای برای تو بنویسم ! در پانزده سالهگی زنگهای آخر تمام روزهای هفته را از مدرسه می گریختم چون...
-
بارها به دنیا آمده ام
شنبه 29 فروردینماه سال 1394 07:00
بارها به دنیا آمده ام تا دست کم یکی از من مرگ را در آغوشت تجربه کرده باشد. "روزبه سوهانی" از کتاب: کشوری با دکمه های باز ------------------------------------------------------ + دلتنگم..! به اندازه همه دلتنگیهایی که فقط تو میدانی...
-
منم درختی که ...
چهارشنبه 26 فروردینماه سال 1394 08:26
منم درختی که برگ هایش را ریخت تا تو ماه را از میان شاخه هایش تماشا کنی. "علیرضا روشن"
-
آرامش...
چهارشنبه 26 فروردینماه سال 1394 08:14
ﺁﺭﺍﻣﺸﯽ ﮐﻪ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺩﺍﺭﻡ ... ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ . " ﺳﯿﻠﻮﯾﺎ ﭘﻼﺕ"
-
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭘﺮﻧﺪﻩ
سهشنبه 25 فروردینماه سال 1394 09:13
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻏﻤﮕﯿﻨﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﻔﺲِ ﺧﺎﻟﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ... "ﮔﺮﻭﺱ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﻠﮑﯿﺎﻥ" ﺍﺯ ﻣﺠﻤﻮﻋﮥ "ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻦ" / نشر چشمه / چاپ اول اسفند 1393
-
ﺗﻦ ﺗﻮ ﭼﻮﻥ ﺑﺮﻑ ﺑﻮﺩ
سهشنبه 25 فروردینماه سال 1394 09:07
ﺗﻦ ﺗﻮ ﭼﻮﻥ ﺑﺮﻑ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺗﻦ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺗﻮ ﺁﺏ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﻣﻦ ﺧﺎﻣﻮﺵ ... "ﻣﺠﯿﺪ ﭘﺮﻭﺍﺯﯼ" طرح از: خانم پری پورصادق
-
گاهی باید از نو شورع کرد
سهشنبه 25 فروردینماه سال 1394 09:03
ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﮐﻪ ﺍﺷﮏ ﻫﺎ ﺧﺸﮏ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺗﻦ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﯿﻦ ﺭﺍ ﭼﻼﻧﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺩﻓﺘﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺯﺩ ﺑﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺎﻫﺎ ﺭﺍ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﻮ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ . "ﺁﻧﺎ ﮔﺎﻭﺍﻟﺪﺍ"
-
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
یکشنبه 23 فروردینماه سال 1394 14:36
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه پر کن قدح باده که معلومم نیست کاین دم که فرو برم برآرم یا نه "خیام"
-
نامه های مریم حیدرزاده / نامه چهارم
یکشنبه 23 فروردینماه سال 1394 14:27
سلام عطر گیج کننده ی بهار نارنج های اواسط اردیبهشت. چشم شیطان دور! خوبی که سراغ از ما نمی گیری٬ مگر نه؟ همین مهم است وگرنه آواره ای مثل من که سراغ گرفتن ندارد. حق با توست بروی کجا؟ پی چه کسی سراغم را بگیری؟! چه نشانی هایی بدهی٬ بگویی ببخشید آقای محترم٬ آن دخترکی که به هوای من هر شب پشت پنجره، مو پریشان می کند را...
-
دوباره به من دروغ بگو!
یکشنبه 23 فروردینماه سال 1394 10:44
دوباره به من دروغ بگو بگو که رویاهایت میان مرگ و من پرسه نمی زند تن ات را چند بار خلاصه کرده ای میان تن آب و طناب؟ چند بار مرد شده ای به مرگ فکر کرده ای چند بار به من به پیراهن ام که نباشد؟ دروغ بگو قهرمان مگر یک مرد چقدر می تواند راست بگوید!؟ "ناهید عرجونی"
-
...
شنبه 22 فروردینماه سال 1394 16:30
ﺯﻧﻰ ﻛﻪ ﮔﻠﻮﺑﻨﺪﻯ ﺍﺯ ﺑﻬﺎﺭ ﻧﺎﺭﻧﺞ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺭﻳﺤﺎﻥ ﻭ ﻧﻌﻨﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﻏﭽﻪ می کارد ﺑﺮﺍﻯ ﻗﻤﺮیها ﺩﺍﻧﻪ می پاشد ﻭ ﺑﺎ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺣﺮﻑ می زﻧﺪ ﻧﺎخنهایش ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﻨﺎ ﺭﻧﮓ می کند ﻭ ﮔﻴﺴﻮﺍﻥ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﻭﺑﺎنهای ﺭﻧﮕﻰ می بندد ﻧﻪ ﺍﺯ ﺧﺰﺍﻥ ﮔﻠﻪ ﺩﺍﺭﺩ، ﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﺍغ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺯﻣﺴﺘﺎنهاﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﺭ می بافد ﻭ، ﺑﻬﺎﺭﻫﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍﻭ ﺯنیست ﻛﻪ ﺗﺎﺭ ﻭ ﭘﻮﺩﺵ...
-
مرا با بوسه ای تقدیس کن
چهارشنبه 19 فروردینماه سال 1394 09:15
از مجموعه شعر "شعرهای ممنوعه" / 2014 / لندن / انتشارات H&S Media
-
درباره گزینش شعرها
چهارشنبه 19 فروردینماه سال 1394 09:05
کامنت یک دوست: سلام برادرم، امروزها فقط چسبیده ای به شعرهای یک عده ی خاص ... که اگر دستی رویشان بکشی یکی دو تا از شعر ها حرف دارند ... از خانم سلبی ناز رستمی شاعر آذربایجان هم شعر بگذار ... من هم برای خواندن اشعار ایشان وقت می گذارم و هم بیشتر به حسن درایت شما یقین دارم. از خانم رویا شاه حسین زاده هم ...! صبا کاظمی...
-
آغوش تو
سهشنبه 18 فروردینماه سال 1394 08:16
شبها می شود از کنار رودخانه به آغوش تو آمد می شود کنار رودخانه را بوسید آغوش تو را جاری کرد می شود حتی آنقدر درون آغوش تو ماند تا رودخانه ای جاری شود شبها می شود یک گره کور روی گردن خود زد و درون رودخانه افتاد اما وقتی که افتادی تازه خواهی فهمید که آغوش تو بوده شبها می شود از کافه تا خانه را سوار قایقی شد که روی...
-
در چشم من
سهشنبه 18 فروردینماه سال 1394 07:39
در چشم من _این آرامگاه ابری باران های زیادی مرده اند... برای تسلی که آمدی شاخه ای بوسه آرام برسنگ گونه ام بگذار... "مینا آقازاده" از مجموعه: با چتر به خواندنم بیا / ۱۳۹۳ / نشر فصل پنجم ------------------------------------------------------------ دفتر عشق: هر بار که کودکانه دستی را گرفتم گم شدم آنقدر که در من...
-
بیا رو در روی هم ...
سهشنبه 18 فروردینماه سال 1394 07:33
اندوه دار من! راه چشمانت را که گم می کنم از بیراهه ی «حرفها» وارد نشو من و تو را واژه سیراب نمی کند بیا رو در روی هم به نیت یکی شدن، خسته شویم! "مینا آقازاده" مجموعه: از من کوچ نکن / ۱۳۸۳/ نشر الهه ناز برگرفته از وبلاگ الهه الهام درباره شاعر: مینا آقازاده متولد 2 مرداد 1357، دارای مدرک دکترای تخصصی در رشته...
-
حسادت می کنم
دوشنبه 17 فروردینماه سال 1394 11:43
حسادت می کنم به کودکی که قرار است برایم به دنیا بیاوری حسادت به آینه ای که ترس تو را از زیبایی خودت به تو می رساند حسادت می کنم به حماقتم برابر تو به عشقم نسبت به تو به فناشدنم در تو به آنچه از تو می سرایم، که انگار رسوایی ست به رنجی که در تو می کشم رنجی که از رنج کِشندگان شیواتر است غیرت دارم به صدایت، به خوابت به...
-
دوست داشتن تو
دوشنبه 17 فروردینماه سال 1394 07:31
تو پولدار تر از منی لباس های گرانقیمت می پوشی و با ماشین، هر کجا دوست داشته باشی می روی من اما کافی ست هوا ابری شود یا به مترو نرسم و یا زور تلفن ام حتی به تک زنگ نرسد آن وقت تنها می شوم، تنها می مانم و مدام غصه می خورم دوست داشتن ات مثل بوسیدن ماه است من هیچ وقت نمی توانم ماه را ببوسم ! "بهرنگ قاسمی"
-
می ترسم چشم بردارم
دوشنبه 3 فروردینماه سال 1394 01:43
چقدر صدای دویدنت از کوچه دور شده می ترسم چشم بردارم و تلافی تمام قایم باشک های گذشته را سرم در آورده باشی می ترسم این زمانه لعنتی آنقدر بزرگت کرده باشد که دیگر زیر چادر مادرت جا نشوی می ترسم دور شده باشی آنقدر که خودت را پشت مردی غریبه پنهان کرده باشی نه! چشم بر نمی دارم می خواهم تمام ده، بیست، سی، چهل های عالم را به...