روزی از بار سنگینی که روی شانههام سنگینی میکرد، حرف
خواهم زد. از اینکه چطور هر صبح مثل سایهای، خودم را خیابان به خیابان و در
مسیرهای خلاف قاعدهی احساس و باورم میکشاندم، در همان حالی که داشتم لبخند میزدم،
آرام راه میرفتم، آرام به کارهام میرسیدم و ظاهرا همه چیز خوب بود...
روزی از رنجهای زیستهای خواهم گفت که مرا تا لبهی عمیقترین پرتگاههای جهان برد و به من جسارت پرواز داد و مرا بزرگتر کرد.
روزی تعریف خواهمکرد که این روزها چقدر خسته بودم و چقدر دوام آوردم...
"نرگس صرافیان"
می توانم با واژه ی خوشبختم
تمام اشکهایم را مخفی کنم
می توانم با لبخندی بگویم:
آری، آسمان به وسعت صداقت های سوخته زیباست
و چشمه های خشکیده ی پاکی هنوز هم جاری ست.
آری، می توانم بار دیگر دور واژهای بارانی ام را خط بکشم
و خودم، وجودم را زیر هزاران واژه فریب دهم
آری می توانم، می توانم...
ولی میدانی، من از فریب واژها خسته ام!
من اگر اینجا شاد باشم و چتر بارانی ام را از نگاهم دور کنم
دیگر واژها با من بیگانه می شوند
آن وقت دیگر من تنهاترین نیستم
من خسته ترین می شوم
که با هر بار نفس کشیدن آرزوی پرواز دارم به یک آسمان دیگر.
هیچ مهم نیست اگر نباشم، هیچ مهم نیست اگر پرشکسته پرواز کنم
هیچ مهم نیست که قانون تلخ هستی باز ستوهای وجودم را در برابر هیچ بلرزاند
هیچ مهم نیست...
بقول نادر ابراهیمی:
اگر پرنده را در قفس بیندازی مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی
و پرنده ای که قاب گرفته ای فقط تصور باطلی از پرنده است!
"ناشناس"
-----------------------------
پ.ن: این متن فکر کنم برای حدود 10-12 سال پیش باشه که امروز اتفاقی توی آرشیوم پیداش کردم. به زبان محاوره نوشته شده بود که به زبان ادبی ویرایش کردم. نمی دونم یادگاری از یک دوست هست که برام ارسال کرده بود یا برداشتی از اینترنت آن موقع. ولی الان که سرچ کردم هیچ ردی ازش در گوگل نبود! اما هرچه که هست غم قشنگی داره.
وقتی بدانید که کدام یک هستند، خواهید دانست که برای آن فرد چه باید بکنید.
وقتی شخصی به خاطر مقصودی به زندگی شما میآید، معمولاً برای آن است که نیازی را که بیان داشتهاید برآورده سازد
آنها آمدهاند که به شما برای حل مشکلی کمک کنند، راهنما و حامی شما باشند و یا به لحاظ جسمی، احساسی و معنوی یاریتان رسانند.
آنها فرستادگان خدا به نظر میرسند و واقعاً هم هستند. بنابراین آنها به دلیل نیازی که داشتهاید نزد شما هستند.
سپس بدون این که گناهی از شما سر زده باشد و در زمانی که فکرش را نمی کنید این شخص به شما چیزی خواهد گفت یا کاری خواهد کرد که رابطه به پایان برسد، گاهی آنها میمیرند، گاهی میروند.
گاهی به گونهای غیرمعقول عمل می کنند و مجبورتان می کنند جبههگیری کنید.
آنچه باید دریابیم این است که ما به آرزویمان رسیدهایم. کار ایشان انجام شده است.
دعایی که به سوی آسمان روانه کرده بودید پاسخ داده شده و اینک موقع حرکت است.
بعضی افراد برای یک دوره خاص به زندگی شما می آیند چرا که نوبت شماست که مشارکت کنید، رشد کنید و یاد بگیرید.
آنها آرامش به شما هدیه میکنند و شما را میخندانند.
ممکن است چیزهایی یادتان دهند که پیش از آن هرگز انجام ندادهاید.
معمولاً شادی باورنکردنی به شما میبخشند، باورش کنید این واقعی است، اما فقط برای یک فصل و دوره خاص.
روابط همیشگی به شما درسهایی برای تمام زندگی میدهند.
چیزهایی که بر اساس آن باید بنیان احساسی محکمی بسازید.
کار شما پذیرش درس است.
به او عشق بورزید و آنچه را یاد گرفتهاید در سایر روابطتان و مراحل زندگیتان به کار گیرید.
به این دلیل است که میگویند عشق کور است اما دوستی دارای بینش است.
متشکرم
که پارهای از زندگی من شدهای،
چه برای
انجام یک مقصود، یا
یک دوره، یا
برای همیشه.
-------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
این متن زیبا رو چند سالی هست که توی آرشیوم دارم. هر از گاهی که چشمم بهش می افته، میخونمش و هر بار لذت میبرم. نمیدونم چه کسی این رو گفته. اما بسیار زیباست و من بهش ایمان دارم. تقدیم به شما خوبان و متشکرم...