با
بودنت
خدا
هم هست
و
زمین میچرخد به دور خورشیدی
که
تویی.
@
دوستت
دارم
تا
ابد مال تو
باهاش
نان بخر
باهاش
دور بزن در میدان شهر
مثل
پلاک بینداز به گردنت
پلاک
جنگ؟
جنگ...
میدانی چیست؟
هشت
سال به گردنت بیاویزم
از
من خسته میشوی؟
پلاک
جنگ نه
گل
میخک
برگ
زیتون
گوشهی
موهات...
دوستت
دارم
تا
ابد مال تو
باهاش
ستاره رصد کن
باهاش
برام نامه بنویس.
@
می آیی همه دنیا را خاموش کنیم؟
و بعد
تو همه اش را روشن کنی؟
اصلاً
میآیی خورشید را
برای
خدا پس بفرستیم
و
تو ببینی که حضورت کافیست؟
@
هرجا
باشی
برای
دیدن تو
شهر
به شهر خواهم آمد
آنقدر
که از پرتگاه زندگی بیفتم.
@
دستهات!
دستهات
را از من نگیر.
وقتی
شیفته در رویاهام
دنبال
تو میگردم
چیزی
ته دلم زیر و زبر میشود
سرم
را توی بغلم میگیرم
حیف
که نیستی
حیف
که برای من
شمع
هم نمیتوانی روشن کنی!
@
فرقی
دارد کجا باشم؟
خندان در آینه
یا منتظرت کنار پنجره...
هر جا که باشی
در آغوش منی
خودت هم این را می دانی.
"عباس معروفی – پونه ایرانی"
از کتاب: نامه های عاشقانه / نشر گردون / برلین 2011 / (نسخه PDF/ص126)
------------------------------------------------------
پی نوشت: متاسفانه این شعر زیبا با ترکیب های دیگه هم در برخی وبلاگ ها منتشر شده است که بعضا شالوده اصلی شعر بهم ریخته و حتی گنگ شده است خصوصا انتهای شعر. و واقعا برای من سوال هست که چرا و چطور این اتفاق می افتد!؟ احتمالا سهل انگاری یک نفر و کپی کاری بقیه!
در هر حال متن فوق از روی نسخه اصلی کتاب (نسخه PDF) نوشته شده است.
سلام اقا نیما
ممنون از توجه و لطف تون
(دیگه مهم نیست )
خوشحالم با وبلاگ شما اشنا شدم
نوشته ها ، پیوندها ، و اشعاری که انتخاب کرده اید عالی ست و من همه رو می خونم و با اجازه تون در جاهای دیگه ازشون با ذکر منبع استفاده می کنم
ممنون از حسن نیت شما
برقرار باشید
سلام اقای نیما
ممنون و بسیار تشکر از پی گیری مهربانانه شما
اقا نیما من 51 سال دارم و دلنوشت های من به سالیان گذشته بر می گردد وچند وقتی در وبلاگ های مختلف دلنوشت های ام را می گذاشتم تا سال 90 که وبلاگ به رنگ یاقوت را راه اندازی کردم و در سایت دلشکسته هم عضو فعال هستم و این سروده هم انجا نوشته شده ............کاری به باور دیگران ندارم ولی چون اشعار اقای معروفی را دوست دارم و پیگیری می کنم تحت تاثیر اشعار ایشان چند سروده دیگر هم دارم ...... به ان خانم هم یکبار تذکر دادم ولی ایشان هم با رفتار غیر منطقی نوشت : ( حالا خوبه ادم معروفی نیستی ) ..........برای من همین مهمه که می دانم این دلنوشت از دل من ست .......... ............و در اخر باز هم سپاس فراوان از لطف و محبت شما
سلام
نمی دونم چی بگم. شما برای ادعاتون باید مدرک ثبت شده ارائه کنید..
ببخشید در پاسخ به کامنت قبلی شما نویسنده آن وبلاگ رو خانم فرناز خان احمدی ذکر کرده بودم که تصییح میکنم خانم گیلدا ایازی.
سلام اقا نیما
به طور اتفاقی این وبلاگ را پیدا کردم
شعری از اقای عباس معروفی دیدم
(هر جا که باشی
در آغوش منی
خودت هم این را می دانی )
من دلنوشتی دارم که در وبلاگ خودم هم نوشته ام
( شاعر نیستم فقط برای دل خودم گاهی می نویسم)
....
نمیدانم از دلتنگی عاشقترم
یا از عاشقی
دلتنگتر!
فقط میدانم
در آغوش منی
بی آنکه باشی
و رفتهای
بی آنکه نباشی
.......
که تحت تاثیر همین سروده اقای معروفی است .
شما ظاهرا راجع به ایشان زیاد می دانید
لطفا کتاب کاملی از اشعار ایشان رو در همین وبلاگ معرفی کنید تا من بتوانم انرا تهیه کنم
ممنون از توجه و لطف شما
سلام. آقای معروفی تا جایی که من اطلاع دارم فقط یک مجموعه شعر چاپ کردن به نام عاشقانه ها و ... سال 2011 در آلمان که نسخه پی دی اف این کتاب اگر در اینترنت سرچ کنید، فکر کنم پیدا بشه.
بقیه اشعار ایشان از فضای مجازی و یا جسته گریخته از کتابهای داستانشان برگرفته شده است.
این شعر سروده شماست!؟ :
نمی دانم از دلتنگی عاشق ترم
...
شما در وبلاگتان تاریخ 23 بهمن 1390 این شعر رو پست کردین در حالی که در وبلاگ خانم گیلدا ایازی همین شعر مرداد ماه 1390 پست شده.
چطور میشه اونوقت!؟؟؟
لینک وبلاگ شما:
http://berangeyaghoot.blogfa.com/9011.aspx
لینک وبلاگ خانم گیلدا ایازی:
http://mathilda.blogfa.com/cat-22.aspx
سلام جناب نیمای عزیز...من کم کامنت میذارم ولی همیشه پیگیر نوشته های زیباتون هستم....توی وبلاگ کوهنوردیتون فرمودین به جا نمیارین...حق دارین!آخه فقط یک بار افتخار داشتم باهاتون هم صحبت بشم و کامنت بذارم....زنده باشین و پایدار....

مهرتان ماندگار خانم سهیلا
زنده باشین جناب نیمای عزیز....وبلاگتون فوق العاده است و زیبا....همیشه بهتون سر میزنم ولی نظر نذاشتم تا حالا...مانا و پایدار باشین ....
برقرار باشید
سلام آقا نیما عزیز
روز به خیر
دوست عزیز چگونه می توانم به پی دی الف کتاب عباس معروفی که شما بهش اشاره کردید دسترسی پیدا کنم لطفا مرا راهنمایی کنید
موفق باشید
با مهر فراوان
احمد زیادلو
➰〰 ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺍﻣﺸﺐ میخوام همه را ببخشم 〰➰
ﺧﺐ ﺑﺎ ﻛﺪﻭﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﻨﻢ ؟!؟!
.
.
.
.
آهـــا✔✔
↩ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺍﻭﻧﻜﻪ ﺑﻬﻢ میگفت ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻌﺪ ﺭﻓﺖ ﺑﺎ ﻳﻜﻲ دیگه و ﺍحساسمو ازم گرفت ؟ ↪
عیب ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺑﺒﺨﺸﺶ ...✔
ﺧﺪﺍ ﺟﻮﻧﻢ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻓﻴﻘﻤﻮ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﻡ ﺑﻮﺩ ؟
ﻳﺎﺩﺗﻪ ﻣﻨﻮ ﻓﺮﻭﺧﺖ بخاطر جنس مخالف ؟
آره ؟!
ﺑﺒﺨﺸﺶ ...✔
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﻳﻜﻲ دیگه ﺑﻮﺩ ﻭﻗﺘﻲ ﺩﻋﻮﺍﻣﻮﻥ ﻣﻴﺸﺪ دست ﻣﻴﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻧﻘﻄﻪ ﺿﻌﻔﺎﻡ ؟!
ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ ﺷﺪﻡ یه آدم ﻛﻴﻨﻪ ﺍﻱ !!!
ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺒﺨﺶ ...✔
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺑﻬﻢ ﺩﺭﻭﻍ گفتن ؟
ﻣﻨﻢ ﺑﻪ ﺭﻭﺷﻮﻥ نیاﻭﺭﺩﻡ ﺗﺎ ﺭﻭ ﺑﺸﻪ ؟!؟!
ﺑﺒﺨﺸﺸﻮﻥ ... ✔
⏪ خدا جونم این خاصه ... ؛ ⏩
یادته اون که عاشقش بودم حتی احساسمو یه لحظه هم بروش نیاورد ؟
طوری نیست ... اونم ببخش ...!!!✔
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻣﻦ ﺑﺨﺸﻴﺪﻡ ...
↩ ﺣﺎﻻﺗﻮ ﺑﺒﺨــﺶ ↪
تو ببخش ﻛﻪ ؛
ﺍﺯ ﻣﻦ ﻳﻪ آﺩﻡ ﺑﻲ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻭ ﻛﻴﻨﻪ ﺍﻱ ﻭ ﺑﻲ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﻣﺰﺧﺮﻑ ﺳﺎﺧﺘﻦ ...!!!
⏳ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻣﻴﺨﻨﺪﻳﺪﻡ ؟
⏳ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻡ دوست ﺩﺍﺷﺘﻨﻮ ؟
⏳خدﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﻣﻨﻢ ﺧﻮﺏ بودنو بلد ﺑﻮﺩم ؟
بــــد ﺷﺪﻡ
خدایا به خاطره بعضی ها من الان خیلی بد شدم ...!!!
ﺗﻮ ﺑﺒﺨـــﺶ ... ؛ من این نبودم !!!
☆ باختم به مرد مانت☆
می آیی همه دنیا را خاموش کنیم؟
و بعد
تو... همه اش را روشن کنی؟
هر جا که باشی

در آغوش منی
خودت هم این را می دانی.
=====
بسیار زیبا نیما جان.
انتخابات عالین . از وقتی به اینجا میام عاشق عباس معروفی شدم
امروز میرم یکی از کتاباشو میخرم حتما.