خورشید را می
دزدم
فقط برای تو!
می گذارم توی
جیبم
تا فردا بزنم
به موهایت
فردا به تو
می گویم چقدر دوستت دارم!
فردا تو می
فهمی
فردا تو هم
مرا دوست خواهی داشت. می دانم!
آخ ... فردا!
راستی چرا
فردا نمی شود؟
این شب چقدر
طول کشیده
چرا آفتاب
نمی شود؟
یکی نیست
بگوید خورشید کدام گوری رفته؟
"شل سیلور استاین"
برگرفته از وبلاگ:
و افسوس که هیچ وقت نخواهد فهمید که خودش مسئول نیامدن فرداست...
سلام دوست عزیز.واااااااااااااقعا ممنون وبلاگ زیباتون .خیلی ازخوندن شعرهامسرورشدم ولذت بردم.اگه اجازه بدین میخوام تووبلاگم لینکتون کنم
برخی وقت ها ما آدم هایی را دوست داریم که
دوستمان نمی دارند
همان گونه که آدم هایی نیز یافت می شوند که
دوستمان دارند ، اما ما دوستشان نداریم
به آنانی که دوست نداریم اتفاقی در خیابان بر می خوریم و
همواره بر می خوریم
اما آنانی را که دوست می داریم
همواره گم می کنیم و
هرگز اتفاقی در خیابان به آنان بر نمی خوریم
شل سیلور استاین