بانوی من
اگر دست من بود
سالی برای تو میساختم
که روزهایش را
هرطور دلت خواست کنار هم بچینی
به هفتههایش تکیه بدهی
و آفتاب بگیری!
و هرطور دلت خواست
بر ساحل ماههای آن بدوی.
بانوی من
اگر دست من بود
برایت پایتختی
در گوشهی زمان میساختم
که ساعتهای شنی و خورشیدی
در آن کار نکنند
مگر آنگاه که
دست های کوچک تو
در دستان من آرمیدهاند.
"نزار قبانی"
سلام
خسته نباشید و دستتون دردنکنه بخاطراین همت بلند سایت بسیار عالیست
درود بر شما
اشعارشون همه زیباااااااااااااااااااا
سلام.

.
عالیییی
ممنون از انتخابهای زیباتون
عالی



