نقشههای جهان به چه درد میخورند
نقشههای تو را دوست دارم
که برای من میکشی
خطوط مرزی و رودخانهها ... متروها ... خانهها
نقشهی کوچکات را دوست دارم
که دیدهبانان چهار سویش
از برج مراقبه با صدای بلند با هم صحبت میکنند
و من اینسو تا آنسویش را
با غلتی طی میکنم .
"شمس لنگرودی"
---------------------------------------------------
دفتر عشق:
سر به هوا نیستــــم امــــا
همیشـــــه
چشــــم به آسمان دارم
حال عجیبـــیست
دیدن همان آسمانی که
شاید تو
دقایقی پیش به آن نگاه کـــرده باشی ...
زیبااامثل تمام شعرهاشون
واقعا سروده های ساده زیبا وپر معنایی هستند .
الفبا را یاد گرفته که اسم تو را بنویسیم
همان چهار حرف جادویی اسمت که کنار هم معجزه می کند
الفبایی که با دلم بازی می کند
می دانی من عنصر طبیعت را یکی می دانم و آن تویی
تو گرمایت بیشتر از آتش است
ارامش صدایت بیشتر از آبهای آبی
باد هم که نفسهای توست به روی گردنم ...
خاک هم که زیر پای توست
...
من حتی هوایی را که تو را آن نفس میکشی دوست دارم
سلام ممنون که به کلبه کوچیک من سرزدید
انتخابهای خوبی از شمس داری.
تصورم در مورد شعرهاش خیلی عوض شده.
درود بر شما
) توی شهرستان چاپ شده ؛ قرار بود که توی تهران پخش بشه ولی واقعا نمیدونم که شد ... نشد ... چی شد ...
خیلی ممنون که به وبلاگم سر زدین ... و بی نهایت ممنون بابت نظرات زیباتون !!!
کتاب (کتاب کوچولوم
حالا براتون مشخصاتشو میگم اگه بود باعث افتخاره که بخونیدش ... البته خیلی از شعرها برای اوایل نوشتنمه که پخته نیستن و بنابراین بالا و پایین زیادی توی شعرها هست !!!
اسم کتاب: سوگند که شاهزاده ی من سوار بر اسب سیاه بود...
شاعر : نسترن نصرالهی
مشخصات نشر: قزوین، سایه گستر 1391
شماره کتابشناسی ملی: 2751497