این که به تو نمیرسم حرف تازهای نیست
مسیر آمدن و رفتن تو را آنقدر آمدم و دست خالی برگشتم
که کفشهایم از التماس نگاهم شرمنده شدند!
این که دیگر نمیآیی و من بیهوده این لحظههای خسته ملول را انتظار میکشم
تا شاید فردایی بیاید که تو دوباره برگردی
چیز کمی نیست
و تو هیچ گاه برنمیگردی تا ببینی
اینکه هیچ کس نمیداند من در انتهای سکوت حنجره ام آوازهای قدیمی تو را
به سوگ نشستهام و لحجه دروغین نفرتم روی لحظههای خوش گذشتهام چنبر زده
درد کمی نیست
خورشید هیچ گاه در سرزمین یخبندان قلب تو طلوع نکرد نتابید
و دریاچه قطبی چشمان تو را آب نکرد
هیچ پرنده ای روی شاخههای دلت ننشست، نخواند و نپرید
و من بیهوده در انتظار آخرین معجزه بودم و چه دیر فهمیدم.....!؟
"منبع: نت"---------------------------------------------------------------------------
دفتر عشق:پیــراهنــی را کــه بــوی تــو مــیداد، در آوردم! حــالا تــو بگــو، بــا تنــم چــه کنــم!
بسیار زیبا...سپاس
شـآیــَد تـــــُ
سُکوت مـیآن ِ کـَـلآمـَـم بـآشے
دیده نـِـمـیشـَـوے
امآمـن، تُـــــ را اِحـساس مـیکـَنم
شـ ـایـ ـد تُــــــ
هیاهـوے قـــَلبـم باشے
شِنیدهـ نمیشوے
اما من، تـُـــ را نـفس مـیکشم ....
سلام....به تازگی با وبلاگتون اشنا شدم و باید بگم که وبلاگ خوب و پرمحتوایی هست...دستتون درد نکنه...ادامه بدید....بسیار عالی
سلااااااااااااااام احوال شما خوبی؟؟؟