نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسه
به خاطر سایهی بام کوچکش
به خاطر ترانهای کوچکتر از دستهای تو
نه به خاطر جنگلها، نه به خاطر دریا
به خاطر یک برگ
به خاطر یک قطره
روشنتر از چشمهای تو
نه به خاطر دیوارها -به خاطر یک چپر
نه بخاطر همه انسانها -به خاطر نوزادِ دشمنش شاید
نه به خاطر دنیا -به خاطر خانهی تو
به خاطر یقینِ کوچکت
که انسان دنیایی ا ست
به خاطر آرزوی یک لحظهی من که پیشِ تو باشم
به خاطر دست های کوچکت در دست های بزرگِ من
و لب های بزرگ من بر گونههای بیگناه تو
به خاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو هلهله میکنی
به خاطر شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفته ای
به خاطر یک لبخند، هنگامی که مرا در کنار ِ خود ببینی
به خاطر یک سرود
بخاطر یک قصه در سردترینِ شب ها، تاریکترینِ شبها .
به خاطر عروسک های تو، نه به خاطر انسان های بزرگ .
به خاطر سنگفرشی که مرا به تو میرساند
نه به خاطر شاهراههای دوردست
به خاطر ناودان، هنگامی که میبارد
به خاطر کندوها و زنبورهای کوچک
به خاطر جارِ بلند ابر در آسمانِ بزرگ آرام
به خاطر هر چیز کوچک و هر چیز پاک
به خاطر تو...
...
"شاملو"
سال 1334
از مجموعه: هوای تازه
-----------------------------------------------------
موسیقی : النی کارایندرو . قطعه آداجیو . ابوا و ارکستر زهی
موسیقی فیلم "چشم اندازی در مه" (فیلمی از تئو آجلوپلوس)
دریافت کنید، فایل صوتی با صدای شاملو ، 1MB با فرمت wma
منبع ، با تشکر از کاوه
شعر کامل:
نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسه
به خاطر سایهی بام کوچکش
به خاطر ترانهای کوچکتر از دستهای تو
نه به خاطر جنگلها، نه به خاطر دریا
به خاطر یک برگ
به خاطر یک قطره
روشنتر از چشمهای تو
نه به خاطر دیوارها -به خاطر یک چپر
نه بخاطر همه انسانها -به خاطر نوزادِ دشمنش شاید
نه به خاطر دنیا -به خاطر خانهی تو
به خاطر یقینِ کوچکت
که انسان دنیایی ا ست
به خاطر آرزوی یک لحظهی من که پیشِ تو باشم
به خاطر دست های کوچکت در دست های بزرگِ من
و لب های بزرگ من بر گونههای بیگناه تو
به خاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو هلهله میکنی
به خاطر شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفته ای
به خاطر یک لبخند، هنگامی که مرا در کنار ِ خود ببینی
به خاطر یک سرود
بخاطر یک قصه در سردترینِ شب ها، تاریکترینِ شبها .
به خاطر عروسک های تو، نه به خاطر انسان های بزرگ .
به خاطر سنگفرشی که مرا به تو میرساند
نه به خاطر شاهراههای دوردست
به خاطر ناودان، هنگامی که میبارد
به خاطر کندوها و زنبورهای کوچک
به خاطر جارِ بلند ابر در آسمانِ بزرگ آرام
بخاطر تو
بخاطر هر چیز کوچک و هر چیز پاک به خاک افتادند
به یاد آر
عموهایت را می گویم،
از مرتضی سخن میگویم
"احمد شاملو"
سال 1334
از مجموعه: هوای تازه / عموهایت
هیچ نگاهی لذت بخش تر از نگاه عاشقانه به زندگی نیست...همواره چنین باشی
یک عالم بی تعلق ممنونم...
چوخ ممنون
بهتون تبریک میگم
بسیار عالی
آپم بدو بیااااااا.....
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥0.00000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
__*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
_______________,*-:¦:-*
___0♥0♥_____♥0♥0,*-:¦:-*
_0♥0000♥___♥0000♥0,*-:¦:-*
0♥0000000♥000000♥0,*-:¦:-*
0♥00000000000000♥0,*-:¦:-*
_0♥000000000000♥0,*-:¦:-*
___0♥00000000♥0,*-:¦:-*
_____0♥000♥0,*-:¦:-*
_______0♥0,*-:¦:-*
_____0,*-:¦:-*
____*-:¦:-*_____0♥0♥____♥0♥0
__*-:¦:-*____0♥0000♥___♥000♥0
_*-:¦:-*____0♥0000000♥000000♥0
_*-:¦:-*____0♥00000000000000♥0
__*-:¦:-*____0♥000000000000♥0
____*-:¦:-*____0♥00000000♥0
______*-:¦:-*_____0♥000♥0
_________*-:¦:-*____0♥0
______________,*-:¦:-*
آخر داستان که میشود...
دل آدم مثل سقوط از بلندی میریزد پایین.....
وقتی یاد آوری میکنی حرفهایش را دوست دارم بکوبی بر سرت که چه که زود گول خوردی.....
چه بی تکیه گاهی بودی ... من ندانسته تکیه بر باد کردم....
چه زود پشتم خالی شد....
هیچ بن بستی جز آغوش تو پروانه ام نمیکند!
شراکت من و بال و باد را فسخ میکنم
این بن بست پیله ای تمام لذت پرواز را به سهم من
اضافه میکند همین حبس عاشقانه تن تو می ارزد
به تمام بال های آزادی !
بگذار تمام شهر من آغوش خودت باشد
هیچ بن بستی به جز آغوش تو
پروانه ام نمیکند.........
سهم من ازتو هیچ چیز نبود جز صدای ساعت که هر شب وهر روز منتظر آمدنت بود....
سهم من از عشق تو هیچ چیز نبود جز دوستی صاده برای دوسال با اسمی بر شناسنامه ام تنها...
برفی و سرده دل من ، می خونه ناودون خونه
بغض سنگین سکوتم ، باز داره همش بهونه
نبض بد صدای قلبم ، کند ترازتیک تاک ساعت
می گیره قاب نگاتو ، واسه لحظه ایی امانت
یاد اون غروب سرد و ثانیه های پُر از درد
که از اون نبودن تو ، خسته شد عاشقِ شبگرد
......
لم باران میخواهد
به من پنجره ای بدهید
تا به وقت باران
از پشت آن
به انتظار آمدنش بنشینم
می روی ؛
تمام که نمی شوی ...
تنها می روی !
و من به رد پایت که روی زندگی ام مانده
خیره می شوم
بروزم[گل]
سلام دوست خوبم
ببخشید دیر رسیدم
چقدر ناز////
عالی بود
عالی
چرا دروغ بگویم
نه بخاطر تو
نه بخاطر مهربانی ات
نه بخاطر لحظات خوب
نه بخاطر تنهایی ات
نه بخاطر عشق
من تو را فقط به خاطر خودم می خواهم
ای که برماه از خط مشکین نقاب انداختی
لطف کردی سایه ای بر آفتاب انداختی
تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت
حالیا نیرنگ نقشی خوش بر آب انداختی
گوی خوبی بردی از خوبان خلخ شادباش
جام کیخسروطلب کافراسیاب انداختی
هر کسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت
زان میان پروانه را در اضطراب انداختی
سلام

خوبین؟وبلاگ زیبایی دارین و
شعرای خیلی قشنگی مینویسید
.
شما قبلا وبم اومده بودید برام شعر کیکاووس یاکیده نوشته بودید من الان متوجه نظرتون شدم
شاید هم قبلا دیدم نمیدونم به هر حال ببخشید که نتونستم بیام وبتون
فعلا
از بیداری تا خوابــــــ
از خوابــــــ تا رؤیــــا
تمام فصلها را قدم زدم
و تـــــــــو را نیافتم
ساده فهمیدم که تــــــــو
در قلبـــــ من پنهانی . . . !
معجزه ای بود زَمزَمِ چشم هایت...
که سیرابم کرد...
تا همیشه دنیا...
و حالا حجِ همیشه من شده است...
طوافِ چشم های تو....
دلم را پرواز داده ام...
تا آسمان نگاهِ تو...
و حالا
هرشب...
رقص عاشقانه دلم ...
در ستاره بارانِ آسمانِ نگاهِ تو...
چه دیدنیست....
هر شب در رؤیای من
قدم می نهی !
بیدار که می شوم ...
چشم من از تو خالیست !
و نگاهم ... درد می گیرد ازین بیداری
تنها ... اگر در رؤیای من می پایی
بگذار تا ابد بخوابم !
دست مرا بگیر, که باغ نگاه تو
چندان شکوفه ریخت که هوش از سرم ربود
من جاودانی ام , که پرستوی بوسه ات
برروی من دری ز بهشت خدا گشود!
اما , چه میکنی
دل را , که در بهشت خدا هم غریب بود.....!
چه دشوار است،
راز چشمانِ ترا
دانستن و خموش از کنارَت گذشتن!
از گریبانِ تنگِ غنچه ها بپُرس
غوغای دل تنگی ام را!
این تندیس ِ محزونِ من است