سلام ؛ حال من خوب است
ملالی نیست جز گم شدن
گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . . .
با این همه اگر عمری باقی بود
طوری از کنار زندگی می گذرم
که نه دل کسی در سینه بلرزد
و نه این دل نا ماندگار بی درمانم
. . .
تا یادم نرفته است بنویسم:
دیشب در حوالی خواب هایم ، سال پر بارانی بود
. . .
خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم
دعا کردم که بیایی
با من کنار پنجره بمانی ، باران ببارد
اما دریغ که رفتن ، راز غریب این زندگیست
رفتی پیش از آن که باران ببارد
. . .
می دانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است
!
انگار که تعبیر همه رفتن ها ، هرگز باز نیامدن است
بی پرده بگویمت :
می خواهم تنها بمانم
در را پشت سرت ببند
بی قرارم ، می خواهم
بروم ، می خواهم بمانم ؟!
هذیان می گویم ! نمی دانم
. . .
نه عزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشد
ساده باشد ، بی کنایه و ابهام
پس از نو می نویسم:
سلام! حال من خوب است
اما تو باور نکن
. . .
شاعر: ناشناس
با اقتباس از شعر سید علی صالحی
--------------------------------------------------
+ شعر سید علی صالحی را اینجا بخوانید.
سلام
ممنون از انتخاب شعرهای زیبا
این شعر از سید علی صالحی است در مجموعه اشعارش چاپ شده و از دفتر شعر نامه ها هست.
که این شعر و الباقی دفتر شعر را خسرو شکیبایی هم به زیبایی دکلمه کرده است
این شعر متفاوت از شعر سید علی صالحی هست. همانطور که در ذیل شعر آمده: "با اقتباس از شعر سید علی صالحی" گفته شده.
سپاس
به به !!!

عالی بود
مرسی از نظری که گذاشتی . حرفت واسم جالب بود
سلام.من هروز وبتونو نیگا میکنم
عالیه
ظاهراً این روزها حال خوب کسی را نباید باور کرد .