دلخــــور که میشوم
بغض میــکنم ...
می آیم پشت صفحه ی مانیتورم ...
کامنت مینویسم و
صورتک میگذارم ...
صورتکی که میخندد ":D"
و پشتش قایم میشوم
که فکر کنی میخندم
و بخندی...
اشکهایم میـــــــآیند و من
مدام با صورتک مجازی ام میخندم ...
تو که میــخندی
باورم میشـــود ...
شاد میشوم
اشکهام روی گونه ام می خشکند ...
"منبع: اینترنت"
http://sami-chat.ir
سلام بسیار عالی و قشنگ بود واقعا میگم
ولی من ؛
دلخور که می شوم ،
به دریای آبی چشمان تو می نگرم
از پشت قاب شیشه ایی هراس و تردید
آه !چه آرامم !
نسیم زلف تو طراوتی روح بخش بر صورتم می پاشد و
چشمه ی اشکم ،
بر دریای چشمان تو سرازیر می شود
دشت گونه هامان به یکی شدن می رسد
رانشی ست عجیب !....
سلام .احوال شما با غلط ها تایپی ما؟منو ببخشین من معمولا یا زمانی می نویسم که خیلی خستهم یا سر صبح باور کنید وقتم خیلی کمه همین نوشتن برام سرگرمی ولی سعی میکنم حواسم بیشتر جمع کنم.
منتظر حضورتون هستم
هر که رفت پاره ای از قلب مرا با خود برد.....
درد مشترک !
مدت هاست احساس میکنم
کر و لال شدم ...
بخاطر اینکه این روزها
صدای احساساتم رو فقط
صفحه ی کیبورد لب تاپم میشنوه ...!