نمی دانم این کلمات منجمد
از ذهنم چه می خواهند
تنها می دانم
بی آنکه بگویی
دوستت دارم
دهان تو را می بوسند.
"راحله شوقی جمیل"
از کتاب مشتی توت نارس / نشر آثار برتر - 1400
.jpg)
دوش دور از رویت ای جان، جانم از غم تاب داشت
ابر چشمم بر رخ از سودای دل سیلآب داشت
"سعدی" / دیوان اشعار / غزلیات

(متن کامل شعر در ادامه مطلب)
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بیخبر شدم
"سعدی" / دیوان اشعار / غزلیات

(متن کامل شعر در ادامه مطلب)
1)
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم
2)
خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست
3)
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
که سر به کوه و بیابان تو دادهای ما را
4)
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
"حافظ"
