آن چنان صبورانه عاشقت شدم
و زیر درگاه
خانهات،
به انتظار
گردش چشمانت نشستهام
که نسیم هم
حسودی میکند!
پیدا که میشوی
سرانگشتانم
مست میشوند
سبز میشوند
من امشب
پروانههایی
را که
از دریچههای
بارانی چشمانت پرواز کردند،
گردهم آوردم
تا ببینند
که من دیوانه
تو هستم
و چشم بسته
کنار خیالت زندگی میکنم
تو در وجودم
میرویی
آن چنانکه
علفهای تازه در لابهلای
سنگفرشهای
مخروبهای میروید
من میآیم تا
تو را بر شانهام بگذارم
و از میان
سایههای غلیظ تنهایی
و لحظه های
عاجز زندگی بدون عشق
و سراب خاطرهها و روزمرگی لرزان
بیرون ببرم
آخر میدانی
جویباریست که
به ابدیت میریزد
همیشه و به
هر شکلی به راه خود خواهد رفت
چیزی توان
توقف آن را ندارد
عشق را میگویم
عشق...
عشق نام دیگر
توست.
"منبع: اینترنت"
------------------------------------
دفتر عشق:
پیراهنت را رو به باد بگذار، این چشمها آفتاب نگاهت را کم دارد...
salam
ziba bood
age ba tabadole link moafeghin khosh hal misham khabaram konin
mamnoon
برو ای خوب من همرنگ دریا شو "خداحافظ"
ساعت کامنت دادن ببین 1!!!!خوشحال شدی ؟؟؟
میگن سحر خیز باش راست میکن
برو با بی کسی هایت هم اوا شو "خداحافظ"
تو را با "من" نمی خواهم که "ما"معنا کنم دیگر
برو با یک "من" دیگر بمان "ما" شو "خداحافظ"
خدا جون بلا خره توی وب پر از نظرت یه ابر اولین نفرم نظر میدم
تو راحس میکنم هر دم...
که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی...
من از شوق تماشایت...
نگاه از تو نمیگیرم....
تو زیباتر نگاهم میکنی این بار....
ولی...افسوس...این رویاست....
تمام آنچه حس کردم،تمام آنچه میدیدم....
تو با من مهربان بودی...
واین رویا چه زیبا بود....
ولی.... افسوس.... که رویا بود....
سلام.خوبی نیما؟
خیلی خوبه که اینطوری پیگیر شعر هستی .لذت می برم
عشق نام دیگر توست.....
نیمای عزیز فوق العاده زیبا بود..
اولین بار که تو را احساس کردم
در من روییدی ...
آهسته آهسته....
ضربان قلبم با گرمای دستانت میزان بود و
نبض دستانم با طپش قلب عاشقت
تو من شدی
ومن تو
افسوس !
تقدیر تو من نبودم وتقدیر من ....
زبانم به ادامه واژه ها نمی چرخد
بگذار با خاطرات شیرینمان دلخوش باشم
تو را نمیدوانم
اما هنوز
دل من در میان است و
در تمنای گرمای حضورت
باش وعاشقی کن
تنها برای من