? برچسب نام تو - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

جمعه 4 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 11:58 ب.ظ

بهار؛ می تواند نام تو باشد

بهار؛

می تواند نام تو باشد 

وقتی

که در همهمه یِ سبزِ دلم

دوستت دارم هایت 

شکوفه می زنند.


"سارا قبادی"


چهارشنبه 23 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 08:23 ق.ظ

نام تو را نمی ­دانم

وقتی که کوه ها

آوار می شوند

نام تو را نمی دانم

ورنه با آهوان دامنه می گویم

تا حرز رستگاری شان باشی

نام تو را

حتی به کوه می گویم

تا کوه پر درآرد و پرنده شود

£

نام تو را نمی دانم

تنها نه من که هیچ

هیچ کسی نام تو را نمی داند

غیر از من مثالی من

که گاه گاه با مرکب شهابش

آفاق خواب های مرا می پیماید

افسوس!

من چرا

به خواب خویش نمی آیم؟

تا کوه پر درآرد و پرنده شود

و پر زنان، عروج کند

تا اوج

£

نام تو را نمی دانم

اما می دانم

که نامت از کلام رهایی مشتق است

و ریشه اش

به معنی وسیع شکفتن

در سال های گل بر می گردد

و با کلید آبی زیبایی

تفسیر می شود

نام تو را نمی دانم

آری

اما می دانم

گل ها اگر که نام تو را می دانستند

نسل بهار از این سان

رو سوی انقراض نمی رفت.

 

"حسین منزوی"

 

برگرفته از وبلاگ:

http://hosseinmonzavi.blogfa.com

چهارشنبه 19 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 08:18 ق.ظ

تو را چه بنامم؟

...

تو را چه بنامم؟

تا دریچه را

رو به باغی بگشاید

که صدای پرپر شدنش

به زمزمه­ های تو

در عصرهای دلتنگی می­ ماند


نامت، رازی است

که سنگ را به نسیم و

نسیم را به توفان

بدل می­کند

و آتش

در گلستانِ ابراهیم می­افکند

مرا زهره­ی آن نیست

که نامت را به زبان آرم

در تو می­نگرم و می­میرم.

 

"حسین منزوی"

پنج‌شنبه 13 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 08:43 ق.ظ

نام تو، نام آسمان است

بادی که از شمال غربی می آید
و بوی شانه های تو را دارد
دیوار های سیمانی را ویران می کند
آنگاه با گردبادی از نام هایت می چرخم
و چرخ چرخ چرخ‌زنان
با شوق و با غبار
و با امید و شب می آمیزم
و در هوای تو
از خاک و خار
کنده می شوم
نامت
این بار
آبی تر و زلال ترین نام
در بین نام های جهان است
این بار
ای یار
نام تو آسمان است.

"حسین منزوی"

 

برگرفته از وبلاگ:

www.delsh0degan.blogfa.com

------------------------------------------------


پیشنهاد موزیک:

دانلود آهنگ جدید علی اصحابی به نام حس بیرحم

سه‌شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 12:32 ب.ظ

نام تو

نامت

از ساق هایم شروع می شود

از دلم عبور می کند
و دهانم را به آتش می کشد


چطور می تواند مرگ

از تو

تنها گودالی را پر کند!

 

"غلامرضا بروسان"


از کتاب: مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است


چهارشنبه 23 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 08:39 ق.ظ

هر حرف نام تو را...

هر حرف نام تو را

با عطر گلی می آمیزم

هر خواب گندمزاری را

با نسیم نگاهم

بر تنت می نوازم

هر آوای پرنده ای را

از موهای تو می گذرانم

هر شراب نابی را

با مستی لبهای تو

مزه مزه می کنم

صدای تو

باد را برمی گرداند

گل قشنگم!

برمی گردم

پیش از آن که تو را بشناسم برمی گردم

و در ابتدا و انتهای ذهنت ورق می خورم

می خواهی قبل و بعد ذهنت را ببوسم؟

 

"عباس معروفی"

چهارشنبه 20 دی‌ماه سال 1391 ساعت 07:13 ق.ظ

به حرف تو رسیده ام...

به حرف تو رسیده ام
به حروفِ نام تو
باقی حرف ها را برای چه اختراع کرده اند
ترکیب شان
جز دروغی برای ادامه زندگی نیست!

"شمس لنگرودی"