? برچسب صدای تو - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

سه‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:49 ق.ظ

عطر صدای تو دلتنگم می کند

عطر صدای تو دلتنگم می کند
انگار پرتقالی را بارها چیده ام
دوباره بچینم
و منتظر باشم
عده ای برای شکستن شاخه هایم بیایند...
صدای تو
پونه ای خشک است
در دستانم
که هر چه بیشتر خُردش می کنم
بیشتر عطرش زندگی را برمی دارد.

...

 

"رسول پیره"


برگرفته از کانال:

@baran_e_del

---------------------------------------------

پیشنهاد موزیک

+ دانلود آهنگ "چه بخوای، چه نخوای" از بهنام بانی.


 

یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:31 ق.ظ

با من حرف بزن 1

غم نام های بسیاری دارد

مرا ببخش که غمگینم

و به هر نامی که صدایم می زنی

گریه ام می گیرد!

 

با من حرف بزن

صدایت هم نوایی تمام سازهاست

کودکان هنوز در گلویت می رقصند

و چیزی از جنگ نمی دانند...

 

مرا ببخش که خوشبخت نیستم

و نمی توانم از جهان

تنها به عکس های زیبایی که برایم فرستادی

دل خوش کنم ...

 

"مهسا چراغعلی"

 

از کتاب: جنگل گریان / بخشی از شعر بلند 13


چهارشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 08:22 ق.ظ

حتا در خواب

می خواهم همه ی دنیا باشم

در آغوش تو

می خواهم همه ی دنیایم

آغوش تو باشد

آقای من!

دنیایم را از من نگیر.

@

همینجور که ساده نگاه کنی

یا اخمالو

حتا در خواب

گوشه های لبهات

می خندد

نگاهت می کنم نگاهت می کنم

و مست به خواب می روم.

@

می شود صدایت را

همیشه در خواب من

جا بگذاری؟

 

"عباس معروفی"

چهارشنبه 23 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 08:39 ق.ظ

هر حرف نام تو را...

هر حرف نام تو را

با عطر گلی می آمیزم

هر خواب گندمزاری را

با نسیم نگاهم

بر تنت می نوازم

هر آوای پرنده ای را

از موهای تو می گذرانم

هر شراب نابی را

با مستی لبهای تو

مزه مزه می کنم

صدای تو

باد را برمی گرداند

گل قشنگم!

برمی گردم

پیش از آن که تو را بشناسم برمی گردم

و در ابتدا و انتهای ذهنت ورق می خورم

می خواهی قبل و بعد ذهنت را ببوسم؟

 

"عباس معروفی"

یکشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 07:43 ق.ظ

داشتم نگاهت می کردم

داشتم نگاهت می کردم
نگاهت می کردم...
گفتم وای! چه زیبا شده ای! بانوی من!
دستم را گرفتی
خدا گفت: چه لحظه‌ی باشکوهی!
شماها عشقبازی کنید, من هم خدا می شوم و...
خلقت جهان را شروع کرد
سه روزش صرف اندام تو شد
سه روزش خرج دست های من
روز هفتم صدای تو را جوری درآورد که تا ابد دلم بریزد...

"عباس معروفی"

پنج‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 07:33 ق.ظ

زیبایی تو، سینی چای را برمی‌گرداند!

زیبایی تو
سینی چای را برمی‌گرداند

غمگینم
بی آنکه کودکی به دنیا آورده باشم، غمگینم

مرا دوست داشته باش
چنان باورت می‌کنم
که شاخه‌هایت به شکستن امیدوار شوند
من دختر یک کشاورزم
آب باش و با من مهربانی کن
سرکشی نکن
قلب من از قدم‌های تو پیشی می‌گیرد

بگذار شب بیاید و خیابان را خلوت کند
تا تو را در آغوش بگیرم

تو دیواری هستی که هیچ دری از غمگینی‌ات کم نمی‌کند
همیشه چای می‌خوری و شعر می‌خوانی
صدای تو دلتنگم نمی‌کند
تنهایم می‌کند.

 

"الهام اسلامی"