? برچسب شعر پنجره - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:32 ق.ظ

با من حرف بزن 2

پریشانم

پنجره ها را باز گذاشته ام

و باد

اندوه را از هر سرزمینی

به خانه ام می آورد!

عشق

زخم های مرا خوب می کند اما

دردهای جهان را نه...

 

"مهسا چراغعلی"

 

از کتاب: جنگل گریان / بخشی از شعر بلند 13

چهارشنبه 30 دی‌ماه سال 1394 ساعت 07:38 ق.ظ

پنجره

شعری جدید از محسن حسینخانی:

 

می خواستم

از پنجره ی تو

به دنیا نگاه کنم

پرده ای که کنار زدم اما

 آغاز غمگین ترین نمایش جهان بود

و سکوت

 ماندگارترین دیالوگش...

 

روز اول

هر کدام یک حلقه داشتیم

با هر حرفی که نمی زدیم

حلقه ای به حلقه ها  اضافه می شد

و نمایش غمگین تر.

ما سکوت کردیم

و صدای زنجیرها که پایمان بستیم

موسیقی پایانی این نمایش شد.

 

"محسن حسینخانی"


یکشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 01:02 ب.ظ

قطره ای بر گونه ی تو

از ماه
لکه ای بر پنجره مانده است
از تمام آب های جهان
قطره ای بر گونه ی تو
و مرزها آنقدر نقاشی خدا را خط خطی کردند
که خون خشک شده
دیگر نام یک رنگ است

از فیل ها 
گردنبندی بر گردن هایمان
و از نهنگ
شامی مفصل بر میز
فردا صبح
انسان به کوچه می آید
و درختان از ترس
پشت گنجشک ها پنهان می شوند.

 

"گروس عبدالملکیان"

دوشنبه 28 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 07:46 ق.ظ

پنجره ی خوابت را باز بگذار

پنجره ی خوابت را باز بگذار عشق من!

امشب هم می آیم.

پیرهن نارنجی تنت کن 

چکمه قهوه ای بپوش

موهات را بریز دور شانه ات 

و راه بیفت

امشب می خواهم در بارسلونا قدم بزنیم 

یا در فلورانس

شاید بخواهی کنار برج ایفل 

یا شهری دیگر

هر جا تو خواستی 
هر جا که شد 
با سرنوشت نمی توان در افتاد 
پنجره ی خوابت را باز بگذار... 


"عباس معروفی"

یکشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 01:59 ب.ظ

دوستت دارم

دوستت دارم
و پنهان کردنِ آسمان
پشتِ میله‌های پنجره آسان نیست...

 

"لیلا کردبچه"