? برچسب شعر دلتنگی - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

شنبه 1 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 07:32 ق.ظ

دلتنگم

نسبتم را با تمام اطرافیانم فراموش کرده ام

و تو بهتر می دانی

آدم های «بی وطن» راحت تر زمین می خورند...

 

دلتنگم،

با دست هایم که دست هایت را نگرفت

لکنتی از هزار واژه ی غریب را کنارِ هم وصله می کنم

و تو چگونه می توانی پشت پنجره ای که ایستادِه ای دلتنگم نباشی؟

و چگونه می توانی بلند شوی از خوابِ کسی که از تو برخاسته بود

بلند شوی، بلند شوی بروی و

دلتنگ چیزی که اسمش زندگی ست نشوی؟

 

و من چگونه، 

چگونه توانستم

بی تفاوت به بغضِ چشمان کسی خیره بمانم

و در انبوهی از روزهای غریب گم شوم و

از درد آغوشی مبتلا به باران

در خود تمام نشوم؟

 

چگونه توانستم

بی تفاوت به بغضِ چشمان کسی خیره بمانم

که من نبود ...!

 

"امیرمحمد مصطفی زاده"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

پنج‌شنبه 23 شهریور‌ماه سال 1396 ساعت 01:08 ب.ظ

خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام

خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام
بی قرار تو و چشمان خمارت شده ام


خبرت هست دلم مست حضور تو شده
عاشق و شیفته ی زنگ صدایت شده ام


خبرت هست که باران بهارم شده ای
چون پرستوی مهاجر نگرانت شده ام


خط به خط زنده گی ام پر شده از بودن تو
خبرت نیست و شادم که فدایت شده ام.

 

"ناشناس"



برچسب‌ها: شعر دلتنگی
پنج‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 12:50 ب.ظ

دلتنگی

دلتنگی

پیراهن نیست

که عوضش کنی و

حالت خوب شود !

دلتنگی گاهی

پوست تن آدمی ست ...

 

"معصومه صابر"

 

برگرفته از کانال:

@kafetanhay

چهارشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 11:18 ق.ظ

آرام گرفته ام

آرام گرفته ام
آنقدر که دریا
می تواند با موج هایش
در آغوشم به خواب رود
بی آنکه آب در دلش تکان بخورد
آرام گرفته ام
و دیگر عبور هیچ فصلی
شب های دلتنگی ام را بلندتر نمی کند!
این را تنها زنی می فهمد
که هر شب
جای ناخن هایش
"
دوستت دارم" های تاریخ گذشته را
از خاطرات یواشکی اش لاک می گیرد
زنی که دیگر
هیجان هیچ عاشقانه ای
عادتش را به تاخیر نمی اندازد!

"بهرام محمودی"


دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:49 ق.ظ

صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم

صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم

که ز دیدن تو بی‌هوش و ز گفتن تو مستم

 

دل تنگ خویشتن را به تو می‌دهم، نگارا

بپذیر تحفهٔ من، که عظیم تنگ دستم.

 

"اوحدی مراغه ای"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

 

چهارشنبه 21 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 06:08 ب.ظ

نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی

نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی

چه شود کز دلم امروز گره بگشایی

ور تو آیی نشود چارهٔ تنهایی من

که من از خوبش روم چون‌ تو ز در بازآیی

 

"قاآنی"

 

 برگرفته از کانال:

@baran_e_del

--------------------------------

+ میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن، از شعرای نامدار عهد قاجار است

شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 01:05 ق.ظ

دلم کمی بهار می خواهد

جوانه زده

گلدان کوچکم

دلم کمی بهار می خواهد

نمی آیی؟


"معصومه صابر"


یکشنبه 8 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 01:38 ب.ظ

دلتنگی آدم را به خیابان می کشد

دلتنگی آدم را به خیابان می کشد

دلتنگم!
و مردم نمی فهمند
قدم زدن -گاهی-
از گریه کردن غم انگیز تر است!    
...


"اهورا فروزان"


چهارشنبه 28 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 09:14 ق.ظ

فراموشت کرده ام!

فراموشت کرده ام

و حالا

همه چیز عادی شده

باران که می بارد

پنجره را می بندم

دیگر یادم نیست

غروب جمعه

چه ساعتی بود !

پاییز را

تنها از روی تقویم می شناسم !

فراموشت کرده ام 

اما ...

گاهی دلم برای دلتنگ ِ تو شدن

تنگ می شود ...

 

"مرتضی شالی"


شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 07:49 ق.ظ

دلتنگی

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می‌داشت
تا به جانش می‌خواندی:
نام کوچکی
تا به مهر آوازش می‌دادی،
همچون مرگ
که نام کوچکِ زندگی‌ست.
...

"
احمد شاملو"
9
مرداد 68

از دفتر: مدایح بی صله
کتاب: گزینه اشعار/احمد شاملو ، انتشارات مروارید ، چاپ دهم 1388

چهارشنبه 21 بهمن‌ماه سال 1394 ساعت 10:02 ق.ظ

دلم تا برایت تنگ می شود

دلم تا برایت تنگ می شود
نه شعر می خوانم
نه ترانه گوش می دهم
نه حرفهایمان را تکرار می کنم

دلم تا برایت تنگ می شود
می نشینم
اسمت را
می نویسم
می نویسم
می نویسم
بعد می گویم
این همه او
پس دلتنگی چرا ؟

دلم تا برایت تنگ می شود
میمِ مالکیت به آخرِ اسمت اضافه می کنم
و باز عاشقت می شوم


"ناشناس"

(منسوب به گروس عبدالملکیان)

 

+ با سپاس از خانم "فرزانه" برای ارسال شعر


برچسب‌ها: شعر دلتنگی
سه‌شنبه 13 بهمن‌ماه سال 1394 ساعت 08:16 ق.ظ

بیا مرا آغوش باش

بیا
مرا آغوش باش
و به اندازه ی

تمام دوستت دارم هایی که بدهکاری
به خود بچسبان .
نگاهم کن
و از چشم هایم
ناگفته هایم را بخوان
تو
نبودی
و من با چشم هایت زندگی کرده ام
از لب هایت بوسه نوشیده ام
و در هوای داشتنت نفس کشیده ام

دلتنگم
بیا تا دلتنگی ام را
در گهواره ی دستانت تاب دهم
و تنهایی ام را
در بستر آغوشت خواب کنم
بیا
مرا آغوش باش.

"سارا قبادی"

پنج‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1394 ساعت 08:32 ق.ظ

سفر

و آغاز سفر یادم نیست

و می اندیشم

کدامین دست مرا

چنین آغشتۀ عشق

در ایستگاهی پیاده کرده است

که ریل هایش

از زاویه خارج شده اند

و من

به آخر دنیا رسیده ام

بی آنکه سفر کرده باشم.

 

چمدان دلتنگی ام را

زیر سر خستگی هایم می گذارم

و بر نیمکتی دراز می کشم

که آسمانش

پر از سوت قطار است هنوز

پلک هایم ترمز می کنند

و در خوابی می افتم

که تمام ایستگاه را 

برای پیاده شدنت 

با آغوش انتظار

آذین بسته است.

 

و تو در قطار افکار من

در راهی

بوی گل گرفته چشمانم

می شنوی ؟!

 

"پرویز صادقی"

سه‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1394 ساعت 08:06 ب.ظ

آن قدر دلتنگم ...

آن قدر دلتنگم
که می توانم هزار دریا را
به شوق دیدارت وارونه شنا کنم
و آن قدر بی رمق
که گاه ِ رسیدن به یاد بیاورم
ضربه های تبری را
که با دستهایت بر تنم فرود آمده اند !

آن قدر به ما شدنی دوباره خوشبینم
که می توانم جوانه هایی
که بر زخم هایم روییده اند را هم ببینم
و آن قدر ناامید
که خواب ِ آخرین برگ ِ مانده بر شاخه هایم را
دلیلی برای سررسیدن زمستان تعبیر کنم !

با من بگو چگونه فراموشت کنم
وقتی که زخم های عمیق ترم بیشتر تو را به یادم می آورند
و بهار را چگونه باور کنم
وقتی که زمستانت در من شکوفه داده است!

"ﻣﺼﻄﻔﯽ ﺯﺍﻫﺪﯼ"
یکشنبه 17 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 07:52 ق.ظ

دلتنگی ...

دلتنگی

رودخانه ای ست

که به هیچ دریایی

 نمی ریزد.

 

"سارا شاهدی"

 

برگرفته از وبلاگ: کافه دلتنگی


یکشنبه 21 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 08:39 ق.ظ

غروب جمعه را دوست دارم

غروب جمعه را دوست دارم

به خاطر دلتنگی ات ...

که آرام آرام

سرت را

روی شانه ام می گذارد.

 

"محسن حسینخانی"


از کتاب: باران، بعد رفتنت بند نمی آید / نشر فحوا 1394 

-------------------------------------


دفتر عشق:

رویاهایم را دوست دارم

چون تنها جایی‌ست که

همه چیز روبراه است...

"ناشناس"

 

دوشنبه 8 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 08:19 ق.ظ

دلتنگی

دلتنگی
رودی نیست که به دریا بریزد!
دلتنگی
ماهی کوچکی ست
که برکه اش را
از چهار طرف
سنگچین کرده باشند...!

 

"ناشناس"

برچسب‌ها: شعر دلتنگی
شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ساعت 08:28 ق.ظ

روزهای انتظار

از خلاصه ی روزهای انتظار

که می دانم حوصله به خرج نمی دهی
تا تمامی حرف‌هایم را بشنوی
فقط این را می گویم:


دلتنگی ام
آنقدر بزرگ شده است
که اگر ببینی
شاید نشناسی!

 

"بهرنگ قاسمی"

یکشنبه 2 فروردین‌ماه سال 1394 ساعت 09:14 ق.ظ

دلتنگی های نبودنت

کاش می توانستم

دلتنگی های نبودنت را شماره کنم

مانند عیدی های کودکی هایم

و صدای مادر را بشنوم:

"آنقدر نشمار... کم می شود!!" 

و من باور کنم

و باز دلتنگی هایم را شماره کنم تا کم شود...

کاش باور کنم.


"ناشناس"


برگرفته از وبلاگ:

http://dokhtareroyaei.blogfa.com/

برچسب‌ها: شعر دلتنگی
چهارشنبه 13 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 08:23 ق.ظ

ترس

می بینی
ترسِ نبودنت چه به روزم آورده است؟
و وحشت گم کردن دستی گرم
چگونه تا مغز استخوانم نفوذ کرده است ؟
دیگر چگونه بگویم چقدر دلتنگ توأم؟
وقتی دندان هایم از ترس یا سرما
چه فرق می کند اصلاً ؟
واژه هایم را تکه تکه می کنند
و ناچارم

بریده بریده

د و س ت ت  د ا ش ت ه  ب ا ش م.



"لیلا کردبچه"

 

از کتاب: حرفی بزرگتر از دهان پنجره

 

1 2 >>