? برچسب شعر دلتنگی - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 07:45 ق.ظ

دلتنگی ، قوی ترین، واقعی ترین - نیکی فیروزکوهی

دلتنگی

قوی ترین،

واقعی ترین

و زیباترین حس دنیاست.

خوش بخت ترین آدمها کسانی هستند

که کسی را در زندگی

و جایی در قلبشان دارند

برای دلتنگ شدن.
هر بار که قلبم در سینه می لرزد.

هر بار که عطش دیدار دوباره تو

نفس گیرتر از روزهای قبل می شود.

هر بار که مست لحظه های با تو هستم

فکر می کنم چقدر خوشبختم ....

"نیکی فیروزکوهی"

 

برگرفته از کانال: باران دل

@baran_e_del

چهارشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 07:37 ق.ظ

آمدم یاد تو از دل + اخوان ثالث

آمدم یاد تو از دل

به برونی فکنم

دل برون گشت

ولی یاد تو با ماست هنوز ...!

 

"مهدی اخوان ثالث"

 

برگرفته از کانال: باران دل

@baran_e_del

 

پنج‌شنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 11:48 ب.ظ

دلتنگ شده ام - نزار قبانی

دلتنگ شده ام!
به من بیاموز
که ریشه ی عشقت را
از ته بزنم.
به من بیاموز
که اشک
چطور جان می دهد
در خانه چشم.
به من بیاموز
که قلب چگونه می میرد
و دلتنگی
خود را می کشد.

 

"نزار قبانی"

پنج‌شنبه 16 فروردین‌ماه سال 1397 ساعت 11:18 ق.ظ

دلتنگم

سر به سرم نذار،

سر بر شانه‌ام بگذار،

دلتنگم!

 

"ناشناس"

 

برگرفته از کانال: دیوارنامه

@DivarNaMeH1358

برچسب‌ها: شعر دلتنگی
دوشنبه 2 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 12:33 ب.ظ

به بدرقه ات

به بدرقه ات

من آب ریختم

و هنگامى که رفتنت را تماشا مى کردم

دیدم تمام درختان کوچه

وقتى از کنارشان رد مى شوى

پشت پایت برگ مى ریزند

و تمام پرندگان زمین

وقتى از مقابل شان مى گذرى

پر مى ریزند

 

تو رفتى...

همه تنها شدیم

من

درخت ها

پرنده ها ...

 

"علیرضا روشن"

 

برگرفته از کانال: دیوارنامه

@DivarNaMeH1358

جمعه 12 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 07:15 ق.ظ

بعد از تو

بعد از تو

تا همیشه

شب ها و روزها

بی ماه و مهر می گذرند از کنار ما

اما ...

پشت دریچه ها

در عمق سینه ها

خورشید ِ قصه های تو 

همواره روشن است ...


"فریدون مشیری"


پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 09:37 ق.ظ

دوست دارم در این شب دلپذیر- شمس لنگرودی

دوست دارم
در این شب دلپذیر
عطر تو
چراغ بینایی من شود
و محبوبه شب راهش را گم کند

دوست دارم
شب، لرزان از حضورت
پایش بلغزد
در چاله ای از صدف که ماهش می خوانند
و خنده آفتاب دریا را روشن کند

اما نه آفتاب است و نه ماه
عصرگاهی غمگین است
و من این همه را جمع کرده ام
چون دلتنگ توام

"شمس لنگرودی"

پنج‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 07:44 ق.ظ

حرف هایم را با نگاهی دیگر معنی کن

‍ من در سلول انفرادیِ تنم

بسیارمستعدِ آلوده شدن

 به بی خوابی هایت شدم

این شب ها،

شب های بی بازگشتِ من به خودم ...

با خیالِ تو... بیداری را نقاشی می کنم

چه برمن گذشته؟

منِ مرا ندیده ای؟

بیدار می مانم تا تو را به خواب ببینم

شاید در آخرین دقایقِ بودنِ شب

آخرین خاطرهٔ بوسه ات

مرا به صبح بدوزد

ویروس نگاهت، درد به جانم می ریزد

و باز همان نگاه

درد از من می برد

تو کیستی؟ 

که مرا در خواب هایم بیدار می کنی!

حرف هایم را با نگاهی دیگر معنی کن

شاید این بار درست معنی شدم.


"راضیه خدابنده"


سه‌شنبه 25 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 01:14 ب.ظ

امشب با خیال تو ...

امشب

با خیال تو در این پیراهن هم آغوشم!

به خدا نوشتم ...

نسیم نوزد!

ماه تاب‌ نتابد!

ستاره ها ندرخشند!

مرغ سحر نخواند!

چشمه نجوشد!

و یاس های باغچه عطر نیفشانند!

به خدا نوشتم...

صدای پایش در کوچه نپیچد!

خورشید راه فردا را‌ گم ‌کند!

و جهان بایستد از حرکت!

خدا پاسخ داد

تو پنجره را برایم باز بگذار

تا خلقت عشق را تماشا‌ کنم...

باقی اش با من!

امشب با خیال تو ...

در این ‌پیراهن عشق را خلق میکنم!

باقی اش با خدا!

 

"حامد نیازی"


سه‌شنبه 25 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 08:04 ق.ظ

بیا و مرا هم‌ با خود بیاور از رویا!

بیا،

و مرا هم‌ با خود بیاور از رویا!

بیا،

و دستم را بگیر تا‌ گُم ‌نکنم‌‌ جاده ی برگشت را!

بیا،

که این سفر تنها به آمدن ختم می شود!

بیا و بگذار ماجرای‌مان شنیدنی شود

بگذار پرستوها از ما بیاموزند کوچِ حقیقی ‌را،

بیا تا رویایی بنفش بسازیم

بیا تا آمدن معنا پیدا ‌‌کند

برای باران

برای پاییز

برای عشق

بیا تا عشق بیاید

بیا تا خدا برایمان تمام شهر را آذین ببندد

تا برگها زیر ‌پایت فرش شوند

و پاییز عاشقانه به جهانمان سلام‌ کند

بیا تا نشان بدهیم به خدا

پاییز بی رنگِ‌ بنفش زیبا نیست!

بیا و مرا هم با خود بیاور از رویا!

 

#حامد_نیازی

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

سه‌شنبه 25 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 07:52 ق.ظ

قلب من گواه بر تو دارد

قلب من گواه بر تو دارد

دشوار است

فراموشی لبخند تو ...

 

"احمدرضا احمدی"


شنبه 1 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 07:32 ق.ظ

دلتنگم

نسبتم را با تمام اطرافیانم فراموش کرده ام

و تو بهتر می دانی

آدم های «بی وطن» راحت تر زمین می خورند...

 

دلتنگم،

با دست هایم که دست هایت را نگرفت

لکنتی از هزار واژه ی غریب را کنارِ هم وصله می کنم

و تو چگونه می توانی پشت پنجره ای که ایستادِه ای دلتنگم نباشی؟

و چگونه می توانی بلند شوی از خوابِ کسی که از تو برخاسته بود

بلند شوی، بلند شوی بروی و

دلتنگ چیزی که اسمش زندگی ست نشوی؟

 

و من چگونه، 

چگونه توانستم

بی تفاوت به بغضِ چشمان کسی خیره بمانم

و در انبوهی از روزهای غریب گم شوم و

از درد آغوشی مبتلا به باران

در خود تمام نشوم؟

 

چگونه توانستم

بی تفاوت به بغضِ چشمان کسی خیره بمانم

که من نبود ...!

 

"امیرمحمد مصطفی زاده"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

پنج‌شنبه 23 شهریور‌ماه سال 1396 ساعت 01:08 ب.ظ

خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام

خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام
بی قرار تو و چشمان خمارت شده ام


خبرت هست دلم مست حضور تو شده
عاشق و شیفته ی زنگ صدایت شده ام


خبرت هست که باران بهارم شده ای
چون پرستوی مهاجر نگرانت شده ام


خط به خط زنده گی ام پر شده از بودن تو
خبرت نیست و شادم که فدایت شده ام.

 

"ناشناس"



برچسب‌ها: شعر دلتنگی
پنج‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 12:50 ب.ظ

دلتنگی

دلتنگی

پیراهن نیست

که عوضش کنی و

حالت خوب شود !

دلتنگی گاهی

پوست تن آدمی ست ...

 

"معصومه صابر"

 

برگرفته از کانال:

@kafetanhay

چهارشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 11:18 ق.ظ

آرام گرفته ام

آرام گرفته ام
آنقدر که دریا
می تواند با موج هایش
در آغوشم به خواب رود
بی آنکه آب در دلش تکان بخورد
آرام گرفته ام
و دیگر عبور هیچ فصلی
شب های دلتنگی ام را بلندتر نمی کند!
این را تنها زنی می فهمد
که هر شب
جای ناخن هایش
"
دوستت دارم" های تاریخ گذشته را
از خاطرات یواشکی اش لاک می گیرد
زنی که دیگر
هیجان هیچ عاشقانه ای
عادتش را به تاخیر نمی اندازد!

"بهرام محمودی"


دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:49 ق.ظ

صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم

صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم

که ز دیدن تو بی‌هوش و ز گفتن تو مستم

 

دل تنگ خویشتن را به تو می‌دهم، نگارا

بپذیر تحفهٔ من، که عظیم تنگ دستم.

 

"اوحدی مراغه ای"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

 

چهارشنبه 21 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 06:08 ب.ظ

نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی

نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی

چه شود کز دلم امروز گره بگشایی

ور تو آیی نشود چارهٔ تنهایی من

که من از خوبش روم چون‌ تو ز در بازآیی

 

"قاآنی"

 

 برگرفته از کانال:

@baran_e_del

--------------------------------

+ میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن، از شعرای نامدار عهد قاجار است

شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 01:05 ق.ظ

دلم کمی بهار می خواهد

جوانه زده

گلدان کوچکم

دلم کمی بهار می خواهد

نمی آیی؟


"معصومه صابر"


یکشنبه 8 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 01:38 ب.ظ

دلتنگی آدم را به خیابان می کشد

دلتنگی آدم را به خیابان می کشد

دلتنگم!
و مردم نمی فهمند
قدم زدن -گاهی-
از گریه کردن غم انگیز تر است!    
...


"اهورا فروزان"


چهارشنبه 28 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 09:14 ق.ظ

فراموشت کرده ام!

فراموشت کرده ام

و حالا

همه چیز عادی شده

باران که می بارد

پنجره را می بندم

دیگر یادم نیست

غروب جمعه

چه ساعتی بود !

پاییز را

تنها از روی تقویم می شناسم !

فراموشت کرده ام 

اما ...

گاهی دلم برای دلتنگ ِ تو شدن

تنگ می شود ...

 

"مرتضی شالی"


1 2 3 >>