? برچسب شعر بوسه - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

چهارشنبه 29 شهریور‌ماه سال 1396 ساعت 09:36 ب.ظ

جایی برای بوسه

آنقدر عاشقم کرده ای

که میدانم یک روز

خواهم گفت...

در این سالها من تو را بیشتر بوسیده ام

و تو کمتر!

آنقدر عاشق شده ای که خواهی گفت

تو هم کمتر در آغوشم گرفته ای!

آن قدر عاشقیم که قهر میکنیم و

با هم از خانه میزنیم بیرون!

راستی زیبا...

یک جای خوب برای قهر دوتایی سراغ داری؟

جایی که هوایش

هوای بوسه باشد و آغوش و عشق!؟


"حامد نیازی"


یکشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 03:20 ب.ظ

تو را با یک بوسه

تو را با یک بوسه

تو را با یک بغل انتظار

تو را با تمام دوست داشتن های زنانه ام

به سپیده دم خورشید می سپارم

تو را

به بوسه های مهتابی ات می سپارمت

تو را باید

به انعکاس صدای سکوت آینه سپرد...

با تو باید

فقط به لهجه ی گل های بهاری حرف زد

که در آستین های مردانه ات

پنهان کرده ای...

و من

تمام آغوشم

انتظار می شود

تا تو بیایی

و عطر صدایت را

از گرمای تمام تن تو

بو بکشم...

 

"علیرضا اسفندیاری"


از کتاب: جایی حوالی باران

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

چهارشنبه 21 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 06:46 ب.ظ

مرا ببخش که دوستت دارم

...

دوستت دارم

با خاطره ای که هرگز به خاطرم نیست

با قدم هایی که هنوز

قدم های تندِ نخستین دیدار است

با بوسه ای که هنوز

نخستین بوسه است

و دست هایی که کودکانه

جای شعر و نوازش را اشتباه می گیرند...

 

مرا ببخش که گریزانم

که از تمام عکس ها به آینه فرار کرده ام

مرا ببخش که نمی توانم کاری کنم تا فراموشم نکنی!

 

مرا ببخش که دوست دارم از تمام دوستت دارم هایمان

تنها لبخند تو را نگه دارم

و سال ها با ترانه ی نخستین مهمانی ات برقصم!

 

بگذار زمان هر چقدر می خواهد

به تنهایی من اضافه کند

تو مرا تنها به اندازه ی کوتاه ترین شعرم

زیبا به خاطر بسپار!

 

"مهسا چراغعلی"

 

از کتاب "جنگل گریان"


سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 12:53 ق.ظ

خرم آنروز که مستم

خرم آنروز که مستم

ز در حجره درآئی

وز لبت بوسه شمارم

بشماری که تو دانی.


"خواجوی کرمانی"


شنبه 3 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 09:04 ب.ظ

سفر

از سفر

برای من یک میز کوچک،

کمی آغوش نرسیده و

مقداری بوسه ی نشکفته سوغات بیاور

و من از حالا تا روزی که برگردی

مدام می نویسمت؛

جوهر قلمم که تمام شد

وقتی مات نشستم و در پیچ و تاب اندامت غلت زدم!

برس

قلمم و بگیر و پرتاب کن پیش حواسم!

با ناز روی میز دراز بکش و بگو

حالا هنرت را نشان بده

بگو بوسه را چطور می نویسند!


"حامد نیازی"

(نامه های سوخته)


دوشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 08:09 ب.ظ

زخم های این خانه

زخم های این خانه را چه چیز التیام خواهد بخشید!؟

جز بوسه های تو!؟ 

بال های قاصدک را که به زیر اتش خاکستر کشیدی

بافه های  سرخ، رنگ باختند ، 

پروانه در آتش شد و پّرِ مذابش به زیر ریخت.

از ناودان دل که سرریز می شد

می خراشید و زخم می زد! 

زخم های این خانه را چه چیز التیام خواهد بخشید!؟

جز بوسه های تو !؟


"امیر معصومی" / آمونیاک


پ.ن: با اشاره به شعر سیلویا پلات

یکشنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1396 ساعت 03:07 ب.ظ

مثل بوسه ی پیش از خداحافظی

مثل بوسه ی پیش از خداحافظی

تکلیفت روشن نیست

من چقدر ساده ام

که هنوز فکر می کنم

روزهای آخر پاییز

تمام طلسم ها باطل می شود

و تو مرا فتح خواهی کرد.

 

هنوز بوی عطرت را دوست دارم

هوای مرددِ لبخندت را

و این همه سال را

که در هر نگاه گذرا

رازی را کشف کردیم

که جز من و تو

همه از آن بی خبرند.

 

شاید برای پرسه زدن با تو

زمستان فصل بهتری باشد

اگر فراموش نکنی

من

ادامه ی خواهشی گم شده ام

که یک روز به آغوشت

باز خواهم گشت.

 

"نیلوفر لاری پور"

 

از کتاب: بی من فروغ نخوان / نشر: فصل پنجم /  چاپ اول: 1395


شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 12:52 ق.ظ

بهار یعنی جای بوسه های تو

بهار که رفتن اسفند و

آمدن فروردین نیست!

بهار یعنی

جای بوسه‌های مردی

که تو باشی

روی گونه‌های زنی

که من باشم

شکوفه بدهد!


"فاطمه بهروزفخر"


برگرفته از کانال:

@kafetanhay


شنبه 30 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 09:47 ب.ظ

ای لبانم بوسه گاه بوسه‌ات

ای لبانـــم بــــوسه گاه  بوسه‌ات،

خیــره چشمانــم به راه بوسه‌ات...!


چون تب عشقم چنین افروختی،

لاجــرم شعــرم به آتش سوختی.!


"فروغ فرخزاد"


سه‌شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 03:11 ب.ظ

بوسه هایم ابری می شوند

بوسه هایم ابری می شوند

و پشت سرت

آسمان، آسمان فرو می ریزند

و مثل پرستویی

کنار پنجره ی اتاقت می خوابند و

سراغت را می گیرند

هر جا که بوی تو باشد

همان جا فرو می ریزند

بوسه هایم نیز مثل خودم

نه مادر دارند، نه وطن

و نه کسی که غمخوارشان باشد

بوسه هایم تکه ابری بی مرزند

و گردباد سبز عشق

که یک‌سر سراغ تو را می گیرند

اگر شبی زمستانی و یخبندان

صدایی از پشت در خانه ات شنیدی

بدان بوسه های من است

که دارد در خانه ات را می کوبد.

 

"لطیف هلمت"

(شاعر کردستان عراق)

(Latif Halmat)

 

برگرفته از وبلاگ:

http://lastsamurai.persianblog.ir

پنج‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 08:59 ق.ظ

پرنده خیال

پرنده های خیالم

سر به بالش وصل تو می سایند...

این زن

به معراج نمی رسد

مگر از سینه ی تو...

 

آغوش که می گشایی

پریان قصه

غبطه می خورند

به بوسه هایی که

به ابریشم تنم می نشانی.

 

"روشنک آرامش"


دوشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 08:28 ق.ظ

پل صراط

سر پل صراط

یقه ات را می گیرم

نترس

می خواهم آخرین لحظه هم

ببوسمت.

 

"رسول ادهمی"

شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 01:31 ب.ظ

بوسه

ﺑﻮﺳﻪﻫﺎ

ﺁﻭﺍﺭﻩﺗﺮﯾﻦ ﻣﺨﻠﻮﻗﺎﺕ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻧﺪ

ﺑﺮ ﺑﺎﺩ

ﺑﺮ ﺩﺭ

ﺑﺮ ﺧﻮﺩ

ﺑﺮ ﺣﺴﺮﺕ

ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﻟﺐ

ﻛﺴﻲ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﻲﻛﻨﺪ

ﻟﺒﺨﻨﺪﺵ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺴﺖ

ﭘﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ

ﻛﻪ ﺟﻤﻌﻪ ﺭﺍ

ﺑﻪ ﻫﻤﻪﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻫﻔﺘﻪ

ﭘﻴﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﺪ ...

 

"ﺍﺣﻤﺪﺭﺿﺎ ﺍﺣﻤﺪﯼ"


(برگرفته از کانال "کافه تنهایی": @kafetanhay)

 

جمعه 23 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 03:57 ب.ظ

می‌بوسمت

اگر لازم باشد زنانه فکر می کنم

و چون سوزنی در خیالت فرو می روم

به دکمه های لباست دست می کشم

و زندگی را بیدار می کنم.


می‌بوسمت؛

آنقدر که

دهانم را با دهان تو

اشتباه بگیرند.


"غلامرضا بروسان"

از کتاب: مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است / انتشارات فرهنگ تارا


چهارشنبه 24 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 07:21 ق.ظ

رود عسل

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ

ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻮﺳﯿﺪﻡ

ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ

ﮐﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ

ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺩﯼ ﺍﺯ ﻋﺴﻞ

ﭼﻄﻮﺭ ﺷﺐ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ...

 

"حافظ ایمانی"


یکشنبه 16 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 07:17 ق.ظ

مرا ببوس!


مرا ببوس!

روزهای سختی در پیش است

 بگذار تو را

کمی پس‌انداز کنم.

 

"رضا کاظمی"

-----------------------------------------------------------


پ.ن:

آقای رضا کاظمی رو فکر کنم بشه گفت "شاعر بوسه".

بوسه، در اشعار ایشون بسیار بکار برده شده. بیشتر از هر شاعری.

درود آقای کاظمی عزیز و گرانقدر

سه‌شنبه 26 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 08:13 ق.ظ

بوسه هایت ...

بوسه‌هایت
مرگ را به تأخیر می‌اندازند.
مرا ببوس!

 

"رضا کاظمی"

پنج‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 08:47 ق.ظ

مرا با بوسه ای تقدیس کن

نان و شراب،

در لب های تو است.
مرا
با بوسه ای تقدیس کن!

 

"رضا کاظمی"

سه‌شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:50 ق.ظ

حاصل بوسه های تو

حاصل بوسه های تو
اکنون منم
شعری
که از شکوفه های بهاری سنگین است
و سر به سجده بر آب فرود آورده
دعا می خواند.

 

"شمس لنگرودی"

برگرفته از: وبلاگ «میخانه خاموش»

دوشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 08:00 ق.ظ

مرا ببوس

مرا ببوس!

بگذار جهان
شعر تازه‌ای بخواند...

 

"رضا کاظمی"

1 2 >>