? برچسب شعروگرافی - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

یکشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1396 ساعت 08:22 ق.ظ

خنک آن روز

خنک آن روز

که در پای تو

جان اندازم.

 

"سعدی"

 


-----------------------------------------------

 

متن کامل شعر:

 

خنک آن روز که در پای تو جان اندازم

عقل در دمدمه خلق جهان اندازم

 

نامه حسن تو بر عالم و جاهل خوانم

نامت اندر دهن پیر و جوان اندازم

 

تا کی این پرده جان سوز پس پرده زنم

تا کی این ناوک دلدوز نهان اندازم

 

دردنوشان غمت را چو شود مجلس گرم

خویشتن را به طفیلی به میان اندازم

 

تا نه هر بی‌خبری وصف جمالت گوید

سنگ تعظیم تو در راه بیان اندازم

 

گر به میدان محاکای تو جولان یابم

گوی دل در خم چوگان زبان اندازم

 

گردنان را به سرانگشت قبولت ره نیست

چون قلم هستی خود را سر از آن اندازم

 

یاد سعدی کن و جان دادن مشتاقان بین

حق علیم است که لبیک زنان اندازم.

 

"سعدی"

 

دوشنبه 30 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 07:56 ق.ظ

من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟

من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟

نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟

 

چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟

من چه کردم که ز وصل تو جدا افتادم؟

 

جرمم این دان که ز جان دوست‌ترت می‌دارم

از پی دوستی تو به بلا افتادم

 

"عراقی"

 

برگرفته از کانال "باران دل"

@baran_e_del


-------------------------------------------------

 

متن کامل شعر:

 

من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟

نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟

 

چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟

من چه کردم که ز وصل تو جدا افتادم؟

 

جرمم این دان که ز جان دوست‌ترت می‌دارم

از پی دوستی تو به بلا افتادم

 

حاصلم از غم عشق تو نه جز خون جگر

من بیچاره به عشق تو کجا افتادم؟

 

پایمردی کن و از روی کرم دستم گیر

که بشد کار من از دست و ز پا افتادم

 

تا چه کردم، چه گنه بود، چه افتاد، چه شد؟

چه خطا رفت که در رنج و عنا افتادم؟

 

چند نالم ز عراقی؟ چه کند بیچاره؟

که درین واقعهٔ بد ز قضا افتادم.

 

"عراقی"

یکشنبه 24 دی‌ماه سال 1396 ساعت 05:26 ب.ظ

به سودای تو مشغولم

به سودای تو مشغولم

ز غوغای جهان فارغ ...

 

"وحشی بافقی"

 

 

یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1396 ساعت 08:39 ق.ظ

ای نفس باد سحر

به دلارام بگو ای نفس باد سحر

کار ما همچو سحر

با نفسی افتاده‌ست...

 

"سعدی"


 

متن کامل شعر:

 

اتفاقم به سر کوی کسی افتاده‌ست

که در آن کوی چو من کشته بسی افتاده‌ست

 

خبر ما برسانید به مرغان چمن

که هم آواز شما در قفسی افتاده‌ست

 

به دلارام بگو ای نفس باد سحر

کار ما همچو سحر با نفسی افتاده‌ست

 

بند بر پای تحمل چه کند گر نکند

انگبین است که در وی مگسی افتاده‌ست

 

هیچکس عیب هوس باختن ما نکند

مگر آن کس که به دام هوسی افتاده‌ست

 

سعدیا حال پراکندهٔ گوی آن داند

که همه عمر به چوگان کسی افتاده‌ست.

 

"سعدی"

دیوان اشعار / غزلیات

پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 10:05 ق.ظ

گرچه می‌گفت که زارت بکشم

گرچه می‌گفت که زارت بکُشم، می‌دیدم

که نهانش نظری با من دلسوخته بود

 

"حافظ"

 


متن کامل شعر:

 

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود

تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود

 

رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی

جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

 

جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست

و آتش چهره بدین کار برافروخته بود

 

گر چه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم

که نهانش نظری با من دلسوخته بود

 

کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین دل

در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود

 

دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت

الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود

 

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد

آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود

 

گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ

یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود

 

"حافظ"


سه‌شنبه 7 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 01:28 ب.ظ

دل من در هوس روى تو اى مونس جان

دل من در هوس روى تو اى مونس جان

خاک راهی‌ست

که در دست نسیم افتاده‌ست ...

 

"حافظ"

 

برگرفته از کانال: "دیوارنامه"

@DivarNaMeH1358


چهارشنبه 10 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 09:15 ق.ظ

آغوشت ...

تمام جان و تنم را

بکش در آغوشت

مرا که طاقت یک پیرهن

جدایی نیست...!!

 

"علی شکری"

 

 

پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 10:00 ق.ظ

در زیر سایه ی مژه ات

در زیر سایه ی مژه ات

خوابم آرزوست...


"فریدون مشیری"

 

 

متن کامل شعر:

 

همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوست
چون باده ی لب تو می نابم آرزوست


ای پرده پرده ی چشم توام باغ های سبز
در زیر سایه ی مژه ات خوابم آرزوست


دور از نگاه گرم تو، بی تاب گشته ام
بر من نگاه کن، که شب و تابم آرزوست


تا گردن سپید تو گرداب رازهاست
سر گشتگی به سینه ی گردابم آرزوست


تا وارهم ز وحشت شب های انتظار
چون خنده ی تو، مهر جهانتابم آرزوست.

"فریدون مشیری"

پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 09:45 ق.ظ

روی در روی و نگه بر نگه

روی در روی و

نگه بر نگه و

چشم به چشم!

حرف ما و تو

چه محتاج زبانست امروز؟

 

"وحشی بافقی"

 

پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 01:02 ب.ظ

دوش می‌گفت که فردا ...

دوش می‌گفت

که فردا بدهم کام دلت

سببی ساز خدایا

که پشیمان نشود.

 

"حافظ"

 

 

+ با تشکر از خانم هدی برای ارسال شعر.

پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 07:53 ق.ظ

شور شراب عشق تو

شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر

کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو


شاه‌نشین چشم من تکیه گه خیال توست

جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو

 

"حافظ"

----------------------------------------------

 

+ 20 مهرماه، روز بزرگداشت حافظ گرامی باد.

 

 

چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 06:38 ب.ظ

آمدم از تو ستانم دل ...

آمدم

از تو ستانم دل نافرمان را،

دیدمت روی و به فرمان تو کردم

جان را ...

 

"عاشق اصفهانی"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

 

چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 05:25 ب.ظ

ما نباشیم

که باشد

که جفای تو کشد...

 

"وحشی بافقی"

 

چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 05:16 ب.ظ

بر بی کسی من نگر ...

بر بی کسی من نگر و

چارهٔ من کن

زان کز همه کس

بی کس و بی‌یارترم من.

 

"وحشی بافقی"

 

دوشنبه 10 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 05:38 ب.ظ

از گل شنیدم بوی او


از گل شنیدم بوی او

مستانه رفتم سوی او

 

تا چون غبار کوی او

در کوی جان منزل کنم.

 

"رهی معیری"


دوشنبه 10 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 05:05 ب.ظ

پنهان اگر چه داری چون من هزار مونس

پنهان اگر چه داری

چون من هزار مونس

 

من جز تو کس ندارم

پنهان و آشکارا...

 

"اوحدی مراغه ای"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

 

 

یکشنبه 2 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 05:41 ب.ظ

حیران

مدتی هست

که حیرانم و تدبیری نیست..

 

"وحشی بافقی"

 


یکشنبه 2 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 05:40 ب.ظ

ترک ما کردی

ترک ما کردی،

برو هم صحبت اغیار باش

یار ما چون نیستی،

با هر که خواهی یار باش...

مستِ حُسنی،

با رقیبان میلِ مِی خوردن مکن

بد حریفانند آنها،

گفتمت، هشیار باش!

 

"وحشی بافقی"


 

شنبه 1 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 07:48 ق.ظ

گر بدانی حال من

گر بدانی حال من،

گریان شوی بی اختیار

 

ای که منع گریه‌ی

بی اختیارم می‌کنی...

 

"وحشی بافقی"


شنبه 1 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 07:45 ق.ظ

هجران تو

شده نزدیک

که هجران تو ما را بکشد

اشتیاقِ تو مرا سوخت

کجایی؟

بازآ ...

 

"وحشی بافقی"

 

 

 

1 2 3 4 >>