? برچسب شاعران ترکیه - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 12:59 ب.ظ

ناچار!

اگر یک روز

 مجبور شوم

که تو را ترک کنم

کوچک بودن عشقم را نه،

بزرگ بودن ناچاری‌ام را باور کن...

 

"آتیلا ایلهان"


شنبه 25 دی‌ماه سال 1395 ساعت 09:11 ب.ظ

چشم های تو ...

چشم های تو ...
خواه در زندان به دیدارم بیایی  خواه در مریض خانه
چشم های تو هماره در آفتابند
آنسان که کشتزاران اطراف آنتالیا
در صبحگاهان اواخر ماه مِی

چشم های تو ...
بارها در برابرم گریستند
خالی شدند
چونان چشم های درشت کودکی شش ماهه
اما یک روز هم بی آفتاب نماندند

چشم های تو ...
بگذار خمار آلوده و خوشبخت بنگرند، چشم های تو
و تا جایی که در می یابند،
دلبستگی انسان ها را به دنیا ببینند
که چگونه افسانه ای می شوند و زبان به زبان می چرخند.

چشم های تو ...
بلوط زاران "بورصه" اند در پاییز
برگ های درختانند بعد از باران تابستان
و "استانبول" اند ـ در هر فصل و هر ساعت ـ
 
چشم های تو ...
گل من! روزی خواهد رسید
روزی خواهد رسید که
انسان های برادر
با چشم های تو همدیگر را خواهند نگریست
با چشم های تو خواهند نگریست ...

"ناظم حکمت"
ترجمه: قادر دلاورنژاد
چهارشنبه 22 دی‌ماه سال 1395 ساعت 08:21 ق.ظ

روزی اگر ببینم آمده ای

روزی اگر ببینم آمده ای
بسان کبوتری خسته از دیاران دورست، یار!
با زیبایی بی پایانی در چشمهایت
و بهاری در گیسوانت...

 
روزی اگر ببینم آمده ای
با نسیمی خنک در لبخنده ات
و دست هایی زیبا، به اندازه گذشته ها زیبا
شکوفه می دهند تمام درهایی که کوفته ای ...


روزی اگر ببینم آمده ای
با حسرت بی حسابت در درونم
به ناگهانی که خویش را گم کرده ام
به ناگهانی که چاره ای ندارم
تمام ستارگان آسمان در دلم سرازیر می شوند...


روزی اگر ببینم آمده ای
نه بر رخساره ات سایه ای نشسته
نه بر زبانت گلایه ای
غبار کفش‌هایت را به دیده می کشم
و دنیا از آن من می شود.

 

"یاووز بولنت باکیلر"

(شاعر معاصر ترک)

 

ترجمه: قادر دلاورنژاد

 

برگرفته از وبلاگ مترجم:

http://delavarnejad.blogfa.com

دوشنبه 13 دی‌ماه سال 1395 ساعت 11:05 ق.ظ

دروازه‌های شهرت را به رویم بگشا

دروازه‌های شهرت را به رویم بگشا
با تو آنقدر حرف دارم که
با گفتن تمام نشود
سال‌هاست من لحظاتی را زیسته‌ام که
گره به نام تو خورده
دروازه‌های شهرت را به رویم بگشا
من در آن‌جا با تو
شهرهای دیگر را تصاحب خواهم کرد
این خانه‌ها
این کوچه‌ها
این میدان‌ها
کفایت هر دویمان را نمی‌کند.

"اُزدمیر آصف"
ترجمه: قادر دلاورنژاد

 

برگرفته از وبلاگ مترجم:

http://delavarnejad.blogfa.com


دوشنبه 13 دی‌ماه سال 1395 ساعت 10:39 ق.ظ

با شناختن تو ...

دیگر نه هراسانم نه ناامید

روزگارانم را عوض کردم

با آنچه که برایم دادی

روزگارانی که در خورت نبودند

و دور انداختم هر چه را که لایقت نبود

اکنون بادهایند

که جای آن تیرگی ها می وزند

تو به تعریف دوباره‌ی آموخته های مقدسم آمدی

سرزمینم را در نگاهی به زیبایی ات پیوند زدی

دست‌هایم را به دوردست‌ها رساندی

پنهان‌ترین دریاها را به کشتی هایم گشودی

تنها تویی که می توانی

رفتگان عادی را

به شعری بخوانی که

کلماتش نمی میرند.

 

"کمال اوزر"

(شاعر معاصر ترک)

 ترجمه: قادر دلاورنژاد


برگرفته از وبلاگ مترجم:

http://delavarnejad.blogfa.com

پ.ن: قسمت های آبی رنگ نسبت به اصل ترجمه اندکی تغییر یافته اند. (بدون تغییر درمعنی و مفهوم)


یکشنبه 15 آذر‌ماه سال 1394 ساعت 08:20 ق.ظ

سن یک زن

هرگز نمی توانی
سن یک زن را از او بپرسی
چرا که او هم نمی داند
سنش با شب هایی که
بغض کرده و گریسته
چقدر است.

"ایلهان برک"