? برچسب زیباترین اشعار مولانا - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

پنج‌شنبه 23 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 09:49 ق.ظ

پوشیده چون جان می روی ...

پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من

سرو خرامان منی ای رونق بستان من

 

چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو

وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من

 

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم

چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

 

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم

ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

 

بی پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا

در پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من

 

از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم

ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

 

گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو

ای شاخ‌ها آبست تو ای باغ بی‌پایان من

 

یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی

پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من

 

ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها

ای آن بیش از آن‌ها ای آن من ای آن من

 

منزلگه ما خاک نی گر تن بریزد باک نی

اندیشه‌ام افلاک نی ای وصل تو کیوان من

 

مر اهل کشتی را لحد در بحر باشد تا ابد

در آب حیوان مرگ کو ای بحر من عمان من

 

ای بوی تو در آه من وی آه تو همراه من

بر بوی شاهنشاه من شد رنگ و بو حیران من

 

جانم چو ذره در هوا چون شد ز هر ثقلی جدا

بی‌تو چرا باشد چرا ای اصل چار ارکان من

 

ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من

ای فارغ از تمکین من ای برتر از امکان من

 

"مولانا"

(دیوان شمس / غزلیات)

سه‌شنبه 23 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 10:42 ق.ظ

خود ممکن آن نیست که بردارم دل

خود ممکن آن نیست که بردارم دل
آن به که به سودای تو بسپارم دل

گر من به غم عشق تو نسپارم دل
دل را چه کنم بهر چه میدارم دل.

 

"مولانا"

دوشنبه 22 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 07:20 ق.ظ

من بودم و دوش آن بت بنده نواز

من بودم و دوش آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود و از وی همه ناز

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه گنه حدیث ما بود دراز...

 

"مولانا" یا "ابوسعید ابوالخیر" !!؟؟

سه‌شنبه 16 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 10:02 ق.ظ

از درد تو هیچ روی درمانم نیست

در عشق تو هر حیله که کردم هیچ است
هر خون جگر که بی تو خوردم هیچ است

از درد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان که کند مرا که دردم هیچ است.

 

"مولانا"

شنبه 13 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 07:48 ق.ظ

ای که تو ماه آسمان

ای که تو ماه آسمان، ماه کجا وُ تو کجا
در رخ مَه کجا بوَد این کر و فر و کبریا

جمله به ماه عاشق وُ ماه اسیر عشق تو
ناله کنان ز دردِ تو، لابه کنان که ای خدا

سجده کنند مهر و مَه پیش رخِ چو آتشت
چونکه کند جمال تو با مه و مهر ماجرا.

"
مولانا"

دوشنبه 8 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 09:24 ق.ظ

ای نور دل و دیده

ای نور دل و دیده و جانم چونی
وی آرزوی هر دو جهانم چونی

من بی لب لعل تو چنانم که مپرس
تو بی رخ زرد من ندانم چونی.

 

"مولانا"

جمعه 5 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 05:54 ب.ظ

سیر نمی‌شوم ز تو

سیر نمی‌شوم ز تو، ای مه جان فزای من

جور مکن، جفا مکن، نیست جفا سزای من

با ستم وُ جفا خوشم، گر چه درون آتشم

چونکه تو سایه افکنی، بر سرم ای همای من

 

"مولانا"


پی نوشت: این شعر (و شعر کاملش) را به گونه های دیگری نیز نوشته اند ...