? برچسب اشعار مریم قهرمانلو - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 10 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 05:13 ب.ظ

من اگر رنگ بودم ...

من اگر رنگ بودم قرمز می‌شدم.

با غلظتی که به دوست داشتنت بیاید.

یا اگر فصل بودم پاییز.

اگر گل بودم جز مریم نمی‌شدم!

می‌دانم قرمز نیست.

اما هر جای خانه که باشی

خودش را به مشامت می‌رساند....

اگر قرار باشد چیزی جز این باشم،

بدون شک به دوست داشتنت نزدیک می‌شدم.

که مشخص باشد.

که بپیچد.

حالا که دست و بالم بسته است

به سبک خودمان دوستت دارم،

اما عمیق ...

 

"مریم قهرمانلو"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

شنبه 7 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 01:52 ب.ظ

به رسمِ هر روز

امروز به رسمِ هر روز

نشستم حساب کردم که تا به حال چقدر برایت مرده ام.

آغوش ها را شمردم، دوستت دارم ها را.

نشستم و یادم آمد چقدر مشغولم به تو.

به عشق

به چشم‌هایت ...

 

فکر کردم به شمعدانی های پشتِ پنجره

به فنجانِ چای

به دستگیره ی در

به آینه

به دست‌هایم ...

و به هرچیزی که ردِ انگشتانت روی آنها مانده بود.

 

خیره ماندم به قابِ عکس

به ایستادنت

به ترمه ی فیروزه ایِ روی میز

به سلیقه‌ات ...

 

نفسِ عمیقی کشیدم و دست بردم سمتِ فنجان

و چایی که برای چندمین بار سرد شده بود

عصایم را از کنارِ میز برداشتم

و با هزار زحمت رفتم

که چای را تازه کنم

بعد برگردم، بنشینم رو‌به‌روی پنجره

و یک دلِ سیر

فکر کنم به سال‌های نداشتنت ...

 

"مریم قهرمانلو"

تیر ۹۶

شنبه 10 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 09:43 ب.ظ

آمدن مگر چطور می‌تواند باشد؟

آمدن مگر چطور می‌تواند باشد؟

غیر از این است که عطرت بپیچد و

من هزار بهار را

شاخه به شاخه

به پای آمدنت

شکوفه دهم...


"مریم قهرمانلو"


شنبه 24 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 12:07 ب.ظ

بلاتکلیفی

آدم ها یا می‌مانند یا می‌روند

تو اما هیچکدامشان نیستی

نه آنچنان رفته که دل بسوزاند

نه آنقدر ها مانده

که خیالْ راحت کن باشد.

درد دارد این بلاتکلیفی..!

ترجیح می‌دهم روزی هزار بار از رفتنت بمیرم

تا اینکه ماندنت

قدرِ یک در آغوش کشیدن هم

به کار نیاید ...

 

"مریم قهرمانلو"


شنبه 17 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 02:45 ب.ظ

در من دیوانه ای جا مانده

در من
دیوانه ای جا مانده
که دست از
دوست داشتنت بر نمی‌دارد!
با تو قدم می‌زند
حرف می‌زند
می‌خندد
شعر می‌خواند
قهوه می‌خورد
فقط نمی‌تواند
در آغوش بگیردت ...
به گمانم
همین بی آغوشی
او را
خواهد کشت ...

"مریم قهرمانلو"


شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 08:48 ق.ظ

آمدن

کاش
یکی پیدا شود
به پاهایت
آمدن را یاد بدهد...

"مریم قهرمانلو"
چهارشنبه 12 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 07:53 ق.ظ

بعد رفتنت

شعر و

بغض و

اشک

کفافِ رفتنت را نمی دهند

باید

سر فرصت

برایت

بمیـرم ...

 

"مریم قهرمانلو"

دوشنبه 14 دی‌ماه سال 1394 ساعت 08:37 ق.ظ

بعد از رفتنت

بعد از رفتنت

نسبت به هر چیزی دلهره دارم!

به باز شدن در

زنگ تلفن

پیامک گوشی

صدای آشنا

نم باران

راه همیشگی 

دلهره هایی که

هیچ کدامشان

تو نیستی..!

 

"مریم قهرمانلو"