? برچسب اشعار محمد صفوی - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 13 دی‌ماه سال 1395 ساعت 11:10 ق.ظ

همه شب سجده برآرم

همه شب سجده برآرم،

که بیایی تو به خوابم

و در آن خواب بمیرم،

کـه تو آیی و بمانی ...

 

(محمد صفوی) ؟

یا (شهریار) ؟


شعر کامل: اینجا


شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 10:04 ق.ظ

چه بگویم سحرت خیر؟

چه بگویم سحرت خیر؟ تو خودت صبح جهانی
من شیدا چه بگویم؟ که تو، هم این و هم آنی

 

به که گویم که دل از آتش هجر تو بسوخت؟
شده‌ای قاتل دل؛ حیف ندانی که ندانی

 

همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم
و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی

 

چه نویسم که قلم شرم کند از دل ریش ام
بنویسم ولی افسوس نخوانی که نخوانی!

 

من و تو اسوه ی عالم شده ایم باب تفاهم
که من ام غرق تو و تو به تمنای کسانی

 

به گمانم شده ای کافر و ترسا شده ای
کآیتی از دل شیدای مسلمان تو نخوانی

 

بشنو "صبح بخیر" از من درویش و برو
که اگر هم تو بمانی غم ما را نتوانی

 

"محمد صفوی"


پ.ن: این شعر را به شهریار نیز منسوب دانسته اند.


برچسب‌ها: اشعار محمد صفوی