? برچسب اشعار ماندانا پیرزاده - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

پنج‌شنبه 20 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 11:36 ق.ظ

یک دریا غربت

من مانده ام با یک دریا غربت

افق تا افق فاصله وُ

جایت

که حتی یک لحظه هم خالی نیست

چشم دوخته ام

به انتظار آن اتفاق تماشایی وُ

تاب می آورم.

خدا را چه دیدی

شاید هم آمدی وُ

گره کور این دوست داشتنِ ناتمام را

با دست‌های تمامت باز کردی.

 

"ماندانا پیرزاده"

(بهار 95)

 

(برگرفته از صفحه فیسبوک شاعر)


پنج‌شنبه 20 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 11:25 ق.ظ

شعری شبیه تو

مداد بوی چوب

کاغذ بوی خاک

و لحظه ها

بوی دلتنگی می دهند

واژه ها اما

مدام

عطر یاد تو را

روی دفترم می پاشند

و بی هیچ تمهیدی

شعری شبیه تو

از سرانگشتانم چکه می کند.

 

"ماندانا پیرزاده"

(بهار 95)


(برگرفته از صفحه فیسبوک شاعر)


چهارشنبه 23 دی‌ماه سال 1394 ساعت 07:32 ق.ظ

تصویر تو

قصه این است

روبروی هزار آیینه هم که بایستم

تصویر تو را می بینم.

ترجیع بند دلم شده ای نازنین!

می روم و می آیم و از تو می نویسم

گرچه فاصله ی بین ما اندک نیست

و دست دلم به تو نمی رسد

هر بار که ماه را ببینم آرام می شوم

دلخوش به اینکه آسمان ما یکی است

حالا که نیستی چه فرقی می کند

روز باشد یا شب؟

بهار باشد یا پاییز؟

قصه این است که در گذر همه ی فصل ها

من، دلم فقط تو را می خواهد.

 

"ماندانا پیرزاده"


یکشنبه 7 دی‌ماه سال 1393 ساعت 07:06 ق.ظ

تمام فصل های بی تو بودن

حالا که به اندازۀ تمام فصل های بی تو بودن
قابِ چهرۀ آرامت
تاقچه نشینِ دلم شده است
چتر خیال تو را
در کوچه های شب زدۀ بی باران
باز می کنم
بگذار عابرانِ عاقل
لبخند تمسخرشان را بزنند و رد شوند .
خاطرات تو تاریخ انقضا ندارند
هر وقت که بیایند
می توانند آستین های مرا
از اشک خیس کنند
به همین راحتی ...

 

"ماندانا پیرزاده"