? برچسب اشعار علیرضا روشن - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

شنبه 6 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 01:51 ب.ظ

لب بر لبت

لب بر لبت
چنانت به درخت بچسبانم به دلتنگى
که درخت شوى
که رفتن اگر بخواهى
نتوانى!
که بمانى...

 

"علیرضا روشن"

 

(شعر کامل در ادامه مطلب)

  
ادامه مطلب

سه‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1395 ساعت 09:39 ق.ظ

نام تو

در صدا کردنِ نام تو

یک "کجایی؟" پنهان است...

یک "کاش می بودی"

یک "کاش باشی"

یک "کاش نمی رفتی"

من نامِ تو را

حذف به قرینهء این همه دلتنگی و پرسش

صدا می زنم ...

 

"علیرضا روشن"


یکشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 01:14 ب.ظ

عطر تو

عطر توست در هوا...

می‌آیی

یا رفته‌ای؟؟؟

 

"علیرضا روشن"

چهارشنبه 8 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 09:04 ب.ظ

دستگیره در را که می گیری

دستگیره در را که می گیری
پرنده ای بال می گشاید
پلنگی خیز بر می دارد
نهنگی باله می جنباند
کودکی برای اولین بار
روی پا می ایستد
تا بروند
مانندِ تو
که دستگیره در را گرفته ای.

"علیرضا روشن"
چهارشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1394 ساعت 08:26 ق.ظ

منم درختی که ...

منم

درختی که

برگ هایش را ریخت

تا تو

ماه را
از میان شاخه هایش

تماشا کنی.

"علیرضا روشن"


 

چهارشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 08:53 ق.ظ

شعرهای من

در شعرهای من
ممکن است

ماه، راه شود
و کوه، دریا
اما درد
کماکان

همان است که بود.


"علیرضا روشن"

-----------------------------------------------------

 

+ بادبادک بالا رفت... قرقره از غصه لاغر شد!

یکشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 01:42 ب.ظ

پرنده ای که نمی خواهد بپرد

برای پرنده ای

که نمی خواهد بپرد

وزنه ای ست بال،

که بر تن

سنگینی می کند.

 

"علیرضا روشن"

 

منبع:

http://just-poem.blogfa.com

شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 07:17 ق.ظ

صورتم را به دو دست بگیر

منم اناری در هنگامه ی ِ پوسیدن !
تا دورم نینداخته اند
صورتم را به دو دست بگیر
و لب هایم را بمک !
 

"علیرضا روشن"

------------------------------------------------------------------


دریاچه چیتگر، بهمن ماه 1393


------------------------------------------------------------

پیشنهاد موزیک:

دانلود آهنگ "داغ اون روز" شهرام شکوهی


شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 11:28 ق.ظ

دلتنگی

دلتنگی خیابان شلوغی‌ست

که تو در میانه‌اش ایستاده باشی

ببینی می‌آیند

ببینی می‌روند

و تو هم‌چنان ایستاده باشی.

 

" علیرضا روشن "


از کتاب: «کتابِ نیست» / نشر آموت / چاپ ششم، 1392

"کتاب برگزیده جایزه شعر مقاومت، آندره ورده ( (Andre Verdetفرانسه، 2013"


پنج‌شنبه 26 دی‌ماه سال 1392 ساعت 03:08 ب.ظ

به خودت نگیر

به خودت نگیر شیشه‌ی پنجره
تمیزت می‌کنند
که کوه را بی‌غبار ببینند 
و آسمان را بی‌لکه

به خودت نگیر شیشه
تمیزت می‌کنند که دیده نشوی!

 

"علیرضا روشن"

 

برگرفته از وبلاگ:

http://angst.persianblog.ir/