? برچسب اشعار علیرضا اسفندیاری - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

یکشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 03:20 ب.ظ

تو را با یک بوسه

تو را با یک بوسه

تو را با یک بغل انتظار

تو را با تمام دوست داشتن های زنانه ام

به سپیده دم خورشید می سپارم

تو را

به بوسه های مهتابی ات می سپارمت

تو را باید

به انعکاس صدای سکوت آینه سپرد...

با تو باید

فقط به لهجه ی گل های بهاری حرف زد

که در آستین های مردانه ات

پنهان کرده ای...

و من

تمام آغوشم

انتظار می شود

تا تو بیایی

و عطر صدایت را

از گرمای تمام تن تو

بو بکشم...

 

"علیرضا اسفندیاری"


از کتاب: جایی حوالی باران

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del

پنج‌شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 04:00 ب.ظ

گرماى مردادىِ تنِ تو

گرماى مردادىِ تنِ تو

نفسِ هرکسى را مى گیرد

و منم

چه عاشقانه گرم مى شوم

مى سوزم

و دوباره

هر مرداد

عاشقت مى شوم انگار...

 

"علیرضا اسفندیارى"


برگرفته از کانال:

@baran_e_del


دوشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 07:12 ق.ظ

کاش بیایی

کاش می شد

زخم هایم را

یک به یک گره می زدم...

 یادت هست؟

در بستری از انتظار و بوسه

تار و پود موهای تو را

با خیال عاشقی هایم می بافتم...

کاش بیایی

تمام زخم های پریشانم را

با صبر و اشتیاق آغوشت شانه کنی!

اصلا تو بیا

من تمام خودم را

می بافم به رد پای تو...

 

"علیرضا اسفندیاری"


دوشنبه 21 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 10:34 ق.ظ

خورشید لب‌های تو

آفتاب را

دوخته‌ای به لب‌هایت!

آدم دوست دارد هر روز خورشیدش

از لب‌های تو طلوع کند..

آدم، اگر آدم باشد

دوست دارد روی لب‌های تو

جان بکند!

 

"علیرضا اسفندیاری"


دوشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 05:08 ب.ظ

مرا تنگ در آغوش بگیر

مرا تنگ در آغوش بگیر

آن چنان

که کسی نتواند

مرا از تــو جدا کند

مرا سخت ببوس

میانه ی این آغوش های آسان

مرا میان حجاب گیسوانت پنهان کن

مرا بپوش

از چشم های بی پروا

مرا غرق کن

در تلاطم آغوشت ...

آنچنان که از تو

به هیچ ساحلی نرسم!

 

"علیرضا اسفندیاری"

شنبه 28 آذر‌ماه سال 1394 ساعت 08:47 ق.ظ

آرزویم ماندگاری یلدا در نگاهت است

در یلداهای بی نهایت هر روزمان

آنقدر به دنبال

آرزوهای گم شده ی خودمان گشتیم

که روزهایمان

به کوتاهی نگاهمان شد!

آرزویم ماندگاری یلدا

در نگاهت است؛

نه فقط در شب هایت...


"علیرضا اسفندیاری"

--------------------------------------------------

 

*یـــــــــــلدا پیشاپیش مبارک*

سه‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 08:42 ق.ظ

هیچ کس از تنهایی تو نمی ترسد

همین که چمدانت را بر می داری،
همه می پرسند می خواهی کجا بروی !?
اما وقتی یک عمر تنهایی،
هیچ کس از تو نمی پرسد کجایی !
انگار همین چمدان لعنتی،

تمام ترس مردم از سفر است!
هیچ کس از تنهایی تو نمی ترسد .

 

"علیرضا اسفندیاری"

 

از کتاب: مکالمه ی غیر حضوری

یکشنبه 24 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 09:08 ق.ظ

تنهایی حرمت دارد

آدم های کمی هستند که می دانند،
تنهایی ِ یک نفر حرمت دارد .
همین طور بی هوا سرشان را پایین نمی اندازند
و بپرند وسط تنهایی آن فرد..!
چون خوب می دانند که اگر آمدند،
باید بمانند؛
تا آخرش باید بمانند؛
آنقدر که دیگر تنهایی وجود نداشته باشد .
وگرنه مسافرها همیشه موقع خداحافظی،
تنهایی را هزار برابر می کنند...!

"
علیرضا اسفندیاری "

 

از کتاب: مکالمه ی غیر حضوری

دوشنبه 18 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 01:19 ب.ظ

عاشق روزهایی هستم

عاشق روزهایی هستم که
مهربان می شوی...
حتی اگر نفهمم چرا...!

 

"علیرضا اسفندیاری "

----------------------------------------------------


دفتر عشق:

وقتی دلتنگ باشی

تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند

باز هم

دل تو بارانیست

خیس تر از دریا

خراب تر از امواج...

آدم چقدر زود پیر می شود ؛

وقتی احساسش ،

اضافه تر از درک آدم هاست..!

"ناشناس"

(برگرفته از اینترنت)

 

پنج‌شنبه 14 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 09:05 ق.ظ

عشق من و تو

ﻋﺸﻖ
ﺑﯿﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ
ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻣﺎ
ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ
ﻧﺘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ.

 

"علیرضا اسفندیاری "

سه‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 08:12 ق.ظ

اندکی مرا دوست داشته باش

کمی
فقط اندکی
مرا دوست داشته باش
من با کمترینِ تو
به جنگ
تمام نفرت های دنیا می روم


"علیرضا اسفندیاری"

 

برگرفته از وبسایت شاعر:

http://alireza-esfandiyari.com/


دوشنبه 11 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 01:31 ب.ظ

صدای سکوت

گفتن "دوستت دارم" ها
هیچ فایده ای ندارد!
باید آنها را
روی سنگفرش خیابان نوشت...
شاید رهگذری خواند
دلش تپید...
ماند و نرفت.
وگرنه،
گفتن های من،
همه را مسافر کرد!

"علیرضا اسفندیاری"


از مجموعه شعر "صدای سکوت"


 

یکشنبه 10 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 08:27 ق.ظ

من از اتفاق های بین مان می ترسم

من از اتفاق های بین مان می ترسم!

همین چیزهایی که تو فکر می کنی بی اهمیت هستند
همین نگاه های سر سری تو، لعنتی!
اینها چیزهایی که هستند

که به راحتی می توانند من را عاشق کنند!

 

"علیرضا اسفندیاری"

شنبه 9 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 01:35 ب.ظ

ﻗﺮﺍﺭ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﻮﺩ

ﻗﺮﺍﺭ ﻣﺎ
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﻮﺩ.
ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ...
ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ
ﻭ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺖ
ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ!
ﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ
ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ
ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ ...
ﻭ ﺻﺒﺢ ﻓﺮﺩﺍ
ﺍﻋﺠﺎﺯ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ
ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎرﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.
ﻟﻌﻨﺘﯽ!
ﻣﺮﮒ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ
ﭼﻘﺪﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

 

"علیرضا اسفندیاری"

چهارشنبه 31 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 07:34 ق.ظ

ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ

ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ

ﻣﻦ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ

نمی دانم

ﭼﺮﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ

ﺭﻓﺘﻦ، ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺳﺖ

ﻧﻪ ﺁﻣﺪﻥ...!

 

"ﻋﻠﯿﺮﺿﺎ ﺍﺳﻔﻨﺪﯾﺎﺭﯼ"

---------------------------------------

 

دفتر عشق:

تو..

ماه را دوست داری

من..

ماه‌هاست که تو را ...

"ناشناس"

شنبه 19 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 08:30 ق.ظ

مکالمه غیر حضوری

هیچ زنی را، در هیچ کجای دنیا نمی توانی پیدا کنی که به یک باره عاشق مردی شود. زن ها آرام آرام در یک مرد جوانه می زنند. اما امان از وقتی که زنی، در وجود مردش ریشه بدواند. این جور عشق های یک زن را، هیچ تبری نمی تواند از پا در بیاورد. حالا می خواهد تبر زمان باشد، یا حتی تبر مرگ... اما چرا... همیشه یک استثنا وجود دارد. و آن برای از ریشه خشکاندن یک زن، خیانت به عشق اوست...

 

"علیرضا اسفندیاری‏"
از کتاب: مکالمه ی غیر حضوری

-----------------------------------------------------

درباره شاعر:

علیرضا اسفندیاری، شاعر و نویسنده، متولد سال ؟؟؟ ، دانش آموخته رشته مهندسی نرم افزار، از سال 1381 به طور حرفه ای نویسندگی را آغاز کرده است. نزدیک به 50 کتاب نوشته که 15 تا رمان و باقی کتاب کودکان بوده است.

وی در سال 1392 موفق به دریافت جایزه نویسنده جوان برتر در جشنواره جوان ایرانی شده است.

,وبلاگ آقای علیرضا اسفندیاری:

http://www.jojohe.blogfa.com/

وبسایت شاعر:

http://alireza-esfandiyari.com/