? برچسب اشعار شهیار قنبری - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

سه‌شنبه 26 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 08:46 ق.ظ

اولین بار، اولین یار

اولین بار اولین یار
اولین دل دل دیدار
اولین تب اولین شب
سرفه های خشک سیگار
زنگ آخر زنگ غیبت
وقت خوب سینما بود

زنگ نور و زنگ سایه
امتحان بوسه ها بود
اولین بار اولین بار
آخرین فرصت ما بود
بهترین جای ترانه
بهترین جای صدا بود

اولین بار اولین یار


کشف طعم بوسه ی تو
مثل کشف یخ و آتش
کشف بی مرگی و ایثار
کشف گستاخی آرش
اولین دروغ ساده

اولین شک بی اراده
وحشت سر رفتن از عشق
گریه های سر نداده
اولین بار اولین یار


اولین نامه ی کوتاه
درشبی ساکت و سیاه
خطی از دلواپسی ها

از من و تو تاخود ماه
اولین بغض حسادت
کنج دنج شب عادت
بستری از درد و هذیان
تا ضیافت تا عیادت
اولین بار اولین بار
آخرین فرصت ما بود
بهترین جای ترانه

بهترین جای صدا بود
اولین بار اولین یار


کشف طعم بوسه ی تو
مثل کشف یخ و آتش
کشف بی‌مرگی و ایثار
کشف گستاخی آرش
اولین دروغ ساده
اولین شک بی اراده
وحشت سر رفتن از عشق
گریه های سر نداده

اولین بار اولین یار
اولین بار اولین بار

...

 

از: شهیار قنبری


+ دانلود ترانه زیبای «اولین بار» با صدای شهیار قنبری

شاعر و آهنگ ساز: شهیار قنبری

تنظیم: عبدی یمینی


++ این ترانه زیبا تقدیم به دوستی که آهنگهای شهیار قنبری رو درخواست کرده بودند. روزهای آینده باز هم از شهیار گرانقدر و دوست داشتنی، شعر و ترانه خواهم گذاشت.

شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 08:13 ق.ظ

زمین ادامه دستی است که به گندم می رسد

زمین ادامه دستی است که به گندم می رسد

زمین ادامه یک عشق است که سرخ ترین پیراهن را بر تن دارد .
و من ادامه زیباترین ترانه های ترس خورده بابابزرگ به ترکه های ناظم و درد بلند جریمه
به وحشت سود و زیان تاجر زنگ حساب
به کوچه های خشک آب شاهی و یخ بر خر
سکوت ماندگار پدر
و فرفره های بی باد میرسم.
چه کسی آیا
سه ماه تعطیلی ده سالگی ام را از تخم مرغ فروش و تاجر بازار امتحان حساب بازپس میگیرد
جز من که از زمین تو می رویم.
زمین ادامه یک شعر است که عشق را ادامه شبنم می داند

و سرخ ترین شال را برای شانه های فقیرت می بافد در سرخ باد سرود و سپیده.
زمین ادامه یک ریشه است تا همیشه بیشه.
زمین ادامه یک سفره است که گرده نان را به گرده گرفته است.
صحرا به انفجار تر باران ایمان دارد.
چشم بادامی من
زمین ادامه یک گنبد ستاره است و دشمن ادامه شهرزاد هزار و یک شب خواب است
زمین اما
به گندم میرسد
زمین… به سفره مردم میرسد.

 

از: شهیار قنبری

 

یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1391 ساعت 07:12 ق.ظ

بوی گندم

بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو

یه وجب خاک مال من، هر چی می‌کارم مال تو

اهل طاعونی این قبیلهء مشرقی‌ام
تویی این مسافر شیشه‌ای شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه، پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ

بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من، هر چی می‌کارم مال تو

تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش
من به فکر یه اتاق اندازه تو واسه خواب
تن من خاک منه ساقهء گندم تن تو
تن ما تشنه ترین تشنهء یک قطره آب

بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من، هرچی می‌کارم مال تو

شهر تو شهر فرنگ، آدماش ترمه قبا
شهر من شهر دعا، همه گنبداش طلا
تن تو مثل تبر، تن من ریشهء سخت
طپش عکس یه قلب، مونده اما رو درخت

بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من، هرچی می‌کارم مال تو

نباید مرثیه گو باشم واسه خاک تنم
تو آخه مسافری خون رگ اینجا منم
تن من دوست نداره زخمی دست تو بشه

بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال من
یه وجب خاک مال من، هر چی می‌کارم مال من

 

از: شهیار قنبری

----------------------------------------------------------


دانلود ترانه ماندگار "بوی گندم" با صدای داریوش


 ***

+ ایام نوجوانی (دهه 70 برای من و هم نسلانم) رو با ترانه‌های داریوش و این ترانه زندگی کردیم. و هنوز هم... اینروزها چقدر باز هم این ترانه رو دوست دارم.

سه‌شنبه 12 دی‌ماه سال 1391 ساعت 08:23 ق.ظ

قدغن

آبی دریا ، قدغن
شوق تماشا ، قدغن
عشق دو ماهی ، قدغن
با هم و تنها ، قدغن
برای عشق تازه ،
اجازه بی اجازه...
پچ پچ و نجوا ، قدغن
رقص سایه ها ، قدغن
کشف بوسه ی بی هوا
به وقت رویا ، قدغن
برای خواب تازه ،
اجازه بی اجازه...
در این غربت خانگی
بگو هرچی باید بگی
غزل بگو به سادگی
بگو ، زنده باد زندگی
برای شعر تازه ،
اجازه بی اجازه...
از تو نوشتن ، قدغن
گلایه کردن ، قدغن
عطر خوش زن ، قدغن
تو قدغن ، من قدغن
برای روز تازه ،
اجازه بی اجازه

 

از: شهیار قنبری

---------------------------------------------------


+ دانلود ترانه زیبای "قدغن" با صدای شهیار قنبری


دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1391 ساعت 09:17 ق.ظ

دل‌ریخته

روز پاییزی میلاد تو در یادم هست

روز خاکستری سرد سفر یادت نیست
ناله ی نا خوش از شاخه جدا ماندن من
در شب آخر پرواز خطر یادت نیست
تلخی فاصله ها نیز به یادت ماندست
نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست

یادم هست ... یادت نیست ...

خواب روزانه اگر درخور تعبیر نبود
پس چرا گشت شبانه در بدر یادت نیست
من به خط و خبری از تو قناعت کردم
قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست

یادم هست... یادت نیست ...

عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید
کوزه ای دادمت ای تشنه مگر یادت نیست
تو که خود سوزی هر شب پره را میفهمی
باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست
تو به دلریختگان چشم نداری بی دل
آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست

یادم هست... یادت نیست...

 

از: شهیار قنبری

-----------------------------------------------------------------

 

+ دانلود ترانه زیبای "دلریخته" با صدای شهیار قنبری

یکشنبه 10 دی‌ماه سال 1391 ساعت 07:33 ق.ظ

اگه سبزم...

اگه سبزم اگه جنگل

اگه ماهی اگه دریا
اگه اسمم همه جا هست
روی لب ها تو کتاب ها
اگه رودم رود گنگ ام
مث بودا اگه پاک
اگه نوری به صلیب ام
اگه چنجی زیر خاک
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم


اگه پاکم مث معبد

اگه عاشق مث هندو
مث بندر واسه قایق
واسه قایق مث پارو
اگه عکس چهل ستون ام
اگه شهری بی حصار
واسه ارش تیر اخر
واسه جاده یه سوار
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم
اگه قیمتی ترین سنگ زمین ام
توی تابستون دست های تو برفم
اگه حرف های قشنگ هر کتاب ام
برای اسم تو چند تا دونه حرفم
اگه سیل ام پیش تو قد یه قطره
اگه کوه ام پیش قد یه سوزن
اگه تن پوش بلند هر درخت ام
پیش تو اندازه ی دکمه ی پیرهن

اگه تلخی مث نفرین
اگه تندی مث رگبار
اگه زخمی زخم کهنه
بغض یک در رو به دیوار
اگه جام شوکرانی
تو عزیزی مث اب
اگه ترسی اگه وحشت
مث مردن توی خواب
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم

 

از: شهیار قنبری

------------------------------------------------------------

 

پی نوشت:


+ دانلود ترانه "حرف" (Key word) با صدای شهیار قنبری


++ این ترانه، -با صدای دلنشین شهیار- بنظرم یکی از کارهای بسیار زیبا و ماندگار استاد شهیار قنبری هست. این ترانه رو بسیار دوست دارم و سالهاست که همیشه همراهمه...

اگر بخوام چهار اثر زیبا و ماندگار از شهیار نام ببرم، یکیش همین ترانه‌ی "حرف" هست و سه تای دیگه هم: سفرنامه، دلریخته و قدغن. سفرنامه رو قبلا در این وبلاگ گذاشتم. دو تای دیگه رو هم بزودی آپلود و پست میکنم.

+++ ترانه سفرنامه رو خرداد ماه 1390 اینجا گذاشتم و برای دوستداران شهیار آپلود کردم. امروز که در گوگل این عبارت رو سرچ میکنم: "سفرنامه شهیار"، می‌بینم که وبلاگم لینک اول گوگل هست و این ترانه زیبا رو 875 بار از وبلاگم دانلود کردند. برای خودم هم جالب بود! درود بر شهیار عزیز... قلمش و صدایش ماندگاااااااااااار

++++ دانلود ترانه‌ی زیبای سفرنامه و زندگی نامه شاعر: اینجا
+++++ سفرنامه و شهیار منو به یاد یه دوست میندازه و خاطرات روزهای شیرین و ماندگار... بهترینها رو برات آرزو دارم... هر جا که هستی.

سه‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 02:35 ب.ظ

از مهتابی خانه من... تا آفتابی خانه تو

از مهتابی خانه من
تا آفتابی خانه تو
یک دست فاصله ست.
دستت را
دراز کن
تا
مهتابی
آفتابی شود.

از: شهیار قنبری


پ.ن: نوشتن روی کاغذ اسکناس که سرمایه ملی ست، کار پسندیده ای نیست. اما گاهی خواندنیست! این اسکناس دویست تومانی چند روزی روی میز همکارم جا خوش کرده بود. امروز کنجکاو شدم و نگاهش کردم. نوشته روش برام جالب بود. گاهی بعضی احساسها و نوشته ها در عین سادگی به دل میشینن:



عکاسی از مناظر زیبای اولین برف (که امسال زود هم بارید!)، کاری هست که چند سال اخیر هیچوقت از دست نداده ام. (ادامه مطلب)


ادامه مطلب
سه‌شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 08:55 ق.ظ

من و تو

رُستنی ها کم نیست، من و تو کم بودیم

خشک و پژمرده و تا رویِ زمین خم بودیم

گفتنی ها کم نیست، من و تو کم گفتیم

مثلِ هذیانِ دمِ مرگ، از آغاز چنین در هم و بر هم گفتیم

دیدنی ها کم نیست، من و تو کم دیدیم

بی سبب از پاییز، جایِ میلادِ اقاقی ها را پرسیدیم

چیدنی ها کم نیست، من و تو کم چیدیم

وقتِ گل دادنِ عشق، رویِ دار قالی

بی سبب حتی پرتابِ گلِ سرخی را ترسیدیم

خواندنی ها کم نیست، من و تو کم خواندیم

من و تو ساده ترین شعرِ سرودن را در معبر باد، با دهانی بسته واماندیم

من و تو کم بودیم

من و تو اما در میدان ها، اینک اندازه ی ما می روییم

ما به اندازه ی ما، می بینیم

ما به اندازه ی ما، می چینیم

ما به اندازه ی ما، می روییم

ما به اندازه ی ما، می گوییم

من و تو... کم نه که باید شبِ بی رحم و گلِ مریم و بیداریِ شبنم باشیم

من و تو... خم نه و در هم نه و کم هم نه که می باید... با هم باشیم

من و تو حق داریم، در شبِ این جنبش، نبضِ آدم باشیم

من و تو حق داریم، که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم

من و تو حق داریم، که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم

گفتنی ها کم نیست...


از: شهیار قنبری


------------------

دفتر عشق:

چون نیست دلم را جز ازو دلجویی / سرگشته شدم گردِ جهان چون گویی

چه غصّه بدین رسد که از ملکِ دو کون / او رادارم وزو ندارم بویی

"عطار"

 

یکشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:48 ب.ظ

سفرنامه

سفری بی آغاز

سفری بی پایان

سفری بی مقصد

سفری بی برگشت

سفری تا کابوس

سفری تا رویا

سفری تا بودا

شبنم تاج محل

 

با حریق یادها همسفرم

وقتی دورم به تو نزذیکترم

با حریق یادها همسفرم

وقتی دورم به تو نزذیکترم

 

هق هق پارسیان

تکه نانی در خواب

بوی گندم در مشت

مشت کودک در خاک

کفش مادر در برف

چرخ یک کالسکه

گوشه ی گندم زار

بند رختی پاره

 

...

 

چمدانی بی شکل

جعبه ی یک دوربین

عکس یک بازیگر

جمعه های بی مشق

تلی از ته سیگار

دشنه ای زنگ زده

چشم گاوی در دیس

سفره ای پوسیده

...


از: شهیار قنبری

----------------------------------



دانلود ترانه بسیار زیبای "سفرنامه" با صدای شهیار قنبری


برای خواندن شعر کامل و زندگی نامه شاعر به ادامه مطلب بروید

------------------------------------------------


دفتر عشق:

هر ساعتم اندرون بجوشد خون را / و آگاهی نیست مردم بیرون را

الا مگر آنکه روی لیلی دیدست / داند که چه درد می‌کشد مجنون را؟

"سعدی"


ادامه مطلب