? برچسب اشعار شهریار - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 13 دی‌ماه سال 1395 ساعت 11:10 ق.ظ

همه شب سجده برآرم

همه شب سجده برآرم،

که بیایی تو به خوابم

و در آن خواب بمیرم،

کـه تو آیی و بمانی ...

 

(محمد صفوی) ؟

یا (شهریار) ؟


شعر کامل: اینجا


شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 10:43 ق.ظ

نی محزون

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

 

کاهش جان تو من دارم و من می دانم

که تو از دوری خورشید چها می بینی

 

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من

سر راحت ننهادی به سر بالینی

 

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک

تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

 

همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند

امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

 

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن

که توام آینه بخت غبار آگینی

 

باغبان خار ندامت به جگر می شکند

برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

 

نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید

که کند شکوه ز هجران لب شیرینی

 

تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان

گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

 

کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد

ای پرستو که پیام آور فروردینی

 

شهریارا اگر آئین محبت باشد

جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی

 

"شهریار"


برچسب‌ها: اشعار شهریار
شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 10:03 ق.ظ

به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا

به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا

که این دو فتنه بهم می زنند دنیا را

چه شعبده است که در چشمکان آبی تو
نهفته اند شب ماهتاب دریا را

تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح
به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را

کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن
که چشم مانده به ره آهوان صحرا را

به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند
چه جای عشوه غزالان بادپیما را

فریب عشق به دعوی اشگ و آه مخور
که درد و داغ بود عاشقان شیدا را

هنوز زین همه نقاش ماه و اختر نیست
شبیه سازتر از اشگ من ثریا را

اشاره غزل خواجه با غزاله توست
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب
جز این قدر که فراموش می کند ما را

"شهریار"


سید محمدحسین بهجت تبریزی (زاده 1285 تبریز- درگذشته 27 شهریور 1367)

 

+27 شهریورماه،  سالروز «بزرگداشت استاد شهریار» و «روز شعر و ادب فارسی» گرامی باد.


سه‌شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 07:50 ق.ظ

ای که گاهت سر ناز است

ای که گاهت سر ناز است و گهی روی نیاز

من همان روی نیازم که سر نازم نیست

 

"شهریار"


برچسب‌ها: اشعار شهریار
یکشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 07:59 ق.ظ

هر شب چو ماهتاب

هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب

ای آفتاب دلکش و ماه پری وشم

لب بر لبم بنه بنوازش دمی چو نی

تا بشنوی نوای غزل‌های دلکشم.

 

"شهریار"

 

(شعر کامل در ادامه مطلب)

  


ادامه مطلب
برچسب‌ها: اشعار شهریار
یکشنبه 27 دی‌ماه سال 1394 ساعت 07:37 ق.ظ

ماه سفر کرده

ماه ها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی

نه مرغ شب از ناله من خفت و نه ماهی

 

شد آه منت بدرقه راه و خطا شد

کز بعد مسافر نفرستند سیاهی

 

آهسته که تا کوکبه اشک دل افروز

سازم به قطار از عقب قافله راهی

 

آن لحظه که ریزم چو فلک از مژه کوکب

بیدار کسی نیست که گیرم به گواهی

 

چشمی به رهت دوخته ام باز که شاید

بازآئی و برهانیم از چشم به راهی

 

دل گرچه مدامم هوس خط تو دارد

لیک از تو خوشم با کرم گاه به گاهی

 

تقدیر الهی چو پی سوختن ماست

ما نیز بسازیم به تقدیر الهی

 

تا خواب عدم کی رسد ای عمر شنیدیم

افسانه این بی سر و ته قصه واهی.

 

"شهریار"

برچسب‌ها: اشعار شهریار، غزل
پنج‌شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 09:22 ق.ظ

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

 آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا؟

 

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

 

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا؟

 

ای شب هجران که یکدم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا؟

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند
در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا؟

 

در خزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا؟

شهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کردی سفر
این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا؟


"استاد محمدحسین شهریار"

-----------------------------------------------------------------

 

+ شعر زیبای «آمدی جانم به قربانت...» که توسط زنده یاد استاد غلامحسین بنان خواننده مشهور نیز به آواز درآمد، از جمله شاهکارهای زیبای استاد شهریار می باشد که در بستر بیماری هنگام دیدن معشوقه اول خود که به همراه همسرش برای عیادت استاد به بیمارستان رفته بود سروده شده است.


پیشنهاد موسیقی:

دانلود آهنگ " آمدی جانم به قربانت" با صدای غلامحسین بنان، سال انتشار: 1323 ، 16M ، MP3 128

+ البته این موسیقی رو پیشنهاد نمی کنم بلکه در واقع فقط برای خالی نبودن عریضه گذاشتمش اینجا :)

پنج‌شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 09:05 ق.ظ

من خود آن سیزدهم

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگرگوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین جگرم

 

خون دل می خورم و چشم نظر بازم جام

جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم

من که با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق و جوانی است به پیرانه سرم

 

پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم

 

هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

که به بازار تو کاری نگشود از هنرم

سیزده را همه عالم بدر امروز از شهر

من خود آن سیزدهم کز همه عالم بدرم

 

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه ی معشوقه ی خود میگذرم

تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

 

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم

 

"استاد محمدحسین شهریار"

 ----------------------------------------------------------

 

پی نوشت:

 گفته می‌شود شهریار دانشجوی سال آخر رشته پزشکی بود که عاشق دختری شد. پس از مدتی، خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانواده دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این‌که فقط یک سال به پایان دوره ۷ ساله رشته پزشکی مانده‌بود، ترک تحصیل کرد و تا سن 47 سالگی به پای عشق جوانی اش ایستاده و مجرد ماند!. ﻭﻗﺘﯽ در ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺑﺩﺭ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯿﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻭ بچه ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﯾﺪ ، ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ زیبا ﺭﺍ ﺳﺮود

++ این شعر استاد شهریار توسط محسن چاوشی در آلبوم "من خود آن سیزدهم" خوانده شده است. (ترک 7)

برچسب‌ها: اشعار شهریار
پنج‌شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 08:49 ق.ظ

برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم

برو ای تُرک* که تَرک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی همسر اغیارو من از یار و دیار
گشتم آواره و ترک سرو همسر کردم

زیر سر بالش دیباست تو را کی دانی
که من از خار و خس بادیه بستر کردم
در و دیوار به حال دل من زار گریست
هر کجا ناله ی ناکامی خود سر کردم

 

در غمت داغ پدردیدم وچون در یتیم

اشکریزان هوس دامن مادر کردم

اشک ازآویزه ی گوش تو حکایت می کرد

پند ازاین گوش پذیرفتم ازآن درکردم

پس از این گوش فلک نشنود افغان کسی
که من این گوش ز فریادو فغان کر کردم
ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در
دیده را حلقه صفت دوخته بر در کردم

شهریارا به جفا کرد چو خاکم پامال
آنکه من خاک رهش را به سر افسر کردم

 

"استاد محمدحسین شهریار"

 

*  آقای چاوشی این مصرع را به این شکل تغییر داده اند:
برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم.
منظور از تُرک در اینجا معشوق زیبا روی است.

----------------------------------------------------------------


پیشنهاد موسیقی:

دانلود آهنگ "ستمگر" با صدای محسن چاوشی از آلبوم "من خود آن سیزدهم"، سال انتشار: اسفند 1391

ترانه این آهنگ زیبا ترکیبی است از همین دو شعر استاد شهریار که امروز گذاشتم. (لینک شعر اول)

برای آنها که اطلاع نداشتند عرض کنم که آلبوم "من خود آن سیزدهم" یکی از کارهای متفاوت و بنظرم ارزشمند و زیبای محسن چاوشی بود که در آن از اشعار شاعران نامی و کلاسیک پارسی استفاده شده است: مولانا، وحشی بافقی، شهریار، باباطاهر


پنج‌شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 08:43 ق.ظ

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

رفتم از کوی تو لیکن عقبِ سر نگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان و دگران وای به حال دگران

 

رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند

هر چه آفاق بجویند کران تا به کران

می روم تا که به صاحبنظری بازرسم

محرم ما نبود دیده ی کوته نظران

 

دل چون آینه اهل صفا می شکنند

که ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبران

دل من دار که در زلف شکن در شکنت

یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران

 

گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود

لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران

ره بیداد گران بخت من آموخت ترا

ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران

 

سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن

کاین بود عاقبت کار جهان گذران

شهریارا غم آوارگی و دربدری

شورها در دلم انگیخته چون نوسفران

 

"استاد محمدحسین شهریار"

 ---------------------------------------------------------------------

 

مختصری از زندگی نامه استاد شهریار:

سید محمدحسین بهجت تبریزی (زاده ۱۲۸۵- درگذشته ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های ترکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده است. وی در تبریز به‌دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرةالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. در ایران روز درگذشت این شاعر معاصر را «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری کرده‌اند.

مهم‌ترین اثر شهریار منظومه حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌است. این مجموعه در میان اشعار مدرن قرار گرفته و به بیش از ۸۰ زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده است.

شهریار در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی - مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی- نیز تبحر داشته‌است. از جمله غزل‌های معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد.

شهریار نسبت به علی بن ابی‌طالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ داشته‌است.

شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷ شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی ایران سرود.

 

پی نوشت:

1- در اینکه استاد شهریار شاعر توانمندی بوده و اشعار ارزشمندی سروده شکی نیست. اما برای اینکه یک نفر در این کشور از بقیه متمایز شده (خصوصا از مشاهیر معاصر) و به افتخار وی مناسبتی در تقویم فارسی نامگذاری و ثبت شود، آن دو عنوان بالا که بولد شده، خیلی مهمممممم است.

2- سالروز درگذشت استاد شهریار و «روز شعر و ادب فارسی» تسلیت و تهنیت باد.