? برچسب اشعار رضا کاظمی - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 05:20 ب.ظ

تنهایی

از برکه

به دریا بزن!

تنهایی‌اَت

بزرگ شده است مرد.

 

"رضا کاظمی"


برچسب‌ها: اشعار رضا کاظمی
دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 07:58 ق.ظ

تو را از شاخه می‌چینم

تو را از شاخه می‌چینم

که برایم گنجشک باشی،

این ‌روزهای سکوت و وحشت را

پُر از آوازِ رفتن کنی.

 

تو را از شاخه می‌چینم

که برایم خورشید باشی،

این نگاه‌های سرد و خالی را

پُر از گرمای دوست داشتن کنی.

 

تو را از شاخه می‌چینم

در دلم می‌کارم:

گنجشکی که همیشه می‌خواند.

خورشیدی که همیشه می‌تابد.

 

"رضا کاظمی"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del


برچسب‌ها: اشعار رضا کاظمی
دوشنبه 27 دی‌ماه سال 1395 ساعت 07:48 ق.ظ

تو نیستی ...

تو نیستی، اما

وقتی به تو فکر می‌کنم

صدای آب را

در رگ‌های خاک می‌شنوم.

گل‌سرخِ حیاط

در آینه‌ی نگاهم

زود به زود می‌شکفد

و آسمان

پُر از پروانه و بادبادک می‌شود.

 

تو نیستی، اما

وقتی به تو فکر می‌کنم

دریا نزدیک‌تر می‌آید

ابرهای سیاه دور می‌شوند

و باران

هر وقت بگویم می‌بارد.

 

تو نیستی، اما

وقتی به تو فکر می‌کنم

تو را می‌بینم

در باغچه ایستاده‌ای

به گل‌ها آب می‌دهی!

 

"رضا کاظمی"

از مجموعه: می رویم گل انار بچینیم، نمی آیی؟ / سال نشر 87


چهارشنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 02:51 ب.ظ

بهار آورده‌ام ...

در زمستانی که بی‌هنگام آمده بود
و ابرهایی که ناغافل،
تو
بهار را به پنجره‌ام هدیه کردی
و ماه مهربان را
به دست‌هایم.
حالا کجا مانده‌ای
دوباره بیایی کنار پنجره‌ام
بگویی: سلام،
بهار آورده‌ام، نمی‌خواهی؟!

 

رضا کاظمی "

 

 

بیست و نهمین نمایشگاه کتاب تهران، غرفه انتشارات مهر نوروز، 19 اردیبهشت 1395

از راست به چپ:

آرش ناجی، افشین صالحی، نیما اسماعیلی، محسن حسینخانی، رضا کاظمی و مهدی اشرفی


چهارشنبه 12 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 07:51 ق.ظ

قصه عشق

عشق

قصه‌ای بود که مادر بزرگ

شب‌های زمستان برایم می‌بافت:

یکی از رو، دو تا از زیر،...

بالاپوشی که هیچ‌گاه گرمم نکرد!

 

"رضا کاظمی"

برچسب‌ها: اشعار رضا کاظمی
دوشنبه 14 دی‌ماه سال 1394 ساعت 08:19 ق.ظ

ماهی کوچک

کاش می‌توانست
به رود بیندازد خودش را
ماهی کوچکی که
د‌لش دریا بود و
خانه‌اش برکه !

"رضا کاظمی"

برچسب‌ها: اشعار رضا کاظمی
پنج‌شنبه 7 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 11:14 ب.ظ

غزل!

کسی که دوستش دارم،

غزل است...!
اسمش که نه
چشم هاش...!

"رضا کاظمی"

-----------------------------------------------

 

+ من شاعر نیستم، راوی چشمان توام...

 

برگرفته از وبلاگ:

http://www.pinarhh.blogfa.com/

برچسب‌ها: اشعار رضا کاظمی
شنبه 11 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 07:29 ق.ظ

رفتنت ...

پروانه نیستم اما
سال‌هاست دور خودم می‌چرخم وُ
می‌سوزم.
رفتن‌َت در من
شمعی روشن کرده است انگار!

 

"رضا کاظمی"

برچسب‌ها: اشعار رضا کاظمی
دوشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ساعت 09:35 ق.ظ

قایقت می‌شوم



قایقت می‌شوم

بادبانم باش.

بگذار هرچه حرف

پشت سرمان می‌زنند مردم،

باد هوا شود

دورترمان کند...

 

"رضا کاظمی"

چهارشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1394 ساعت 09:15 ق.ظ

مرا با بوسه ای تقدیس کن



از مجموعه شعر "شعرهای ممنوعه" / 2014 / لندن / انتشارات H&S Media

یکشنبه 16 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 07:17 ق.ظ

مرا ببوس!


مرا ببوس!

روزهای سختی در پیش است

 بگذار تو را

کمی پس‌انداز کنم.

 

"رضا کاظمی"

-----------------------------------------------------------


پ.ن:

آقای رضا کاظمی رو فکر کنم بشه گفت "شاعر بوسه".

بوسه، در اشعار ایشون بسیار بکار برده شده. بیشتر از هر شاعری.

درود آقای کاظمی عزیز و گرانقدر

سه‌شنبه 4 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 11:32 ق.ظ

رسیده‌ام به تو

رسیده‌ام به تو

اما هنوز دلتنگ‌اَم!

انگار به اشتباه،

جای طلوع

در غروبِ چشم‌هایت

فرود آمده باشم!

 

"رضا کاظمی"

برچسب‌ها: اشعار رضا کاظمی
شنبه 26 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 09:07 ق.ظ

اتفاق تازه ی منی

اتفاقِ تازه ی منی
خدا هم اگر خواست نیفتی
بیفت!

 

"رضا کاظمی"

برچسب‌ها: اشعار رضا کاظمی
شنبه 8 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 11:05 ق.ظ

بیا به هم اعتماد کنیم

بیا به هم اعتماد کنیم

من به چشم‌های تو

تو به پا‌های من

و قول بدهیم هم‌دیگر را به جاهای خوبی ببریم...

 

"رضا کاظمی"

برچسب‌ها: اشعار رضا کاظمی
یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 07:21 ق.ظ

شب چشم هات

هرچه قدم هایم را می شمارم
به آخر نمی رسم
چه بی انتهاست
شب چشم هات!

"
رضا کاظمی"

برچسب‌ها: اشعار رضا کاظمی
دوشنبه 11 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 11:38 ق.ظ

تنهایی تو را می‌شکند

تنهایی تو را می‌شکند،

در شاخه‌های من بپیچ

باد را

غافل‌گیر ‌کنیم!

 

از: رضا کاظمی

دوشنبه 11 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 11:37 ق.ظ

تنهایی

تنهایی،
شاخه‌ی درختی‌ست پشتِ پنجره‌اَم
گاهی لباسِ برگ می‌پوشد
گاهی لباسِ برف
اما، همیشه هست!

از: رضا کاظمی

سه‌شنبه 28 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 02:32 ب.ظ

چون سیب رسیده ای

چون سیب رسیده ای
رها شده در رؤیا
با رود می روم
کاش
شاخه ای که از آب می گیردَم
دست تو باشد.


"رضا کاظمی"

اردیبهشت 87


 منبع: وبلاگ آقای رضا کاظمی

http://baroun82.persianblog.ir/post/88/


پی نوشت (94.01.17):

این شعر قبلا اینجا به نام شمس لنگرودی ثبت شده بود. یادم نیست که از کجا و کدام منبع شعر رو برداشت کرده بودم. بسیار برام آشنا بود که همین اخیرا هم در یکی از کتاب های شمس خونده باشم اما امروز هرچه در چند کتابی که از شمس دستم هست، جستجو کردم، این شعر رو نیافتم. ضمن اینکه در وبلاگ ایشان هم سرچ کردم نبود. اما در وبلاگ آقای کاظمی که جستجو کردم، به تاریخ اردیبهشت 87 این شعر ثبت شده که آدرسش رو هم در بالا گذاشتم.
با سپاس از خانم الهه

ضمن اینکه این شعر رو به این صورت هم در برخی وبلاگها و سایتها آورده اند:

« چون سیب رسیده ای
با رود می روم
کاش
شاخه ای که از آب می گیردَم
دست تو باشد. »

یعنی مصرع دوم حذف شده!

و دیگر اینکه برخی موارد، به جای "می گیردم" ، "می گیرم" آورده شده. که اینجا هم قبل از این به همین صورت ثبت شده بود.

شنبه 11 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 08:58 ق.ظ

دلم باران می خواهد

دلم باران می خواهد
و چتری خراب
و خیابانی که
هیچ گاه به خانه ی تو نرسد!

 

از: رضا کاظمی


سه‌شنبه 26 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 08:13 ق.ظ

بوسه هایت ...

بوسه‌هایت
مرگ را به تأخیر می‌اندازند.
مرا ببوس!

 

"رضا کاظمی"

1 2 3 >>