? برچسب اشعار رسول یونان - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

شنبه 7 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 01:43 ب.ظ

دیگر منتظر کسی نیستم

دیگر منتظر کسی نیستم
هر که آمد
ستاره از رویاهایم دزدید
هر که آمد
سفیدی از کبوترانم چید
هر که آمد
لبخند از لب‌هایم برید
منتظر کسی نیستم
از سر خستگی

در این ایستگاه نشسته‌ام!

"رسول یونان"

 

+ با تشکر از خانم هدی برای ارسال شعر.

 

برچسب‌ها: اشعار رسول یونان
سه‌شنبه 13 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 01:12 ق.ظ

مرا ببخش

مرا ببخش

اگر دوستت دارم و

کاری از دستم بر نمی آید..!

 

"رسول یونان"


سه‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 07:52 ق.ظ

چگونه تو را فراموش کنم

مانده ام چگونه تو را فراموش کنم

اگر تو را فراموش کنم

باید سال‌هایی را نیز

که با تو بوده ام فراموش کنم

دریا را فراموش کنم

و کافه های غروب را

باران را

اسب ها و جاده ها را

باید دنیا را

زندگی را

و خودم را نیز فراموش کنم

"تو" با همه چیز من  آمیخته ای  ...

 

" رسول یونان "


برچسب‌ها: اشعار رسول یونان
سه‌شنبه 15 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 07:49 ق.ظ

دلم برای تو تنگ شده است

دلم برای تو تنگ شده است 
اما نمی دانم چه کار کنم
مثل پرنده ای لالم
که می خواهد آواز بخواند و نمی تواند!

 

به هوای دیدنت
در قاب پنجره ها قد می کشم
نیستی
فرو می ریزم
مثل فواره ای بر سر خودم
زیر آوار خودم می مانم در گوشه ی اتاق

 

ای انار ترک خورده بر فراز درخت
من دستی کوتاهم
من پرنده ای بی بالم
ای آسمان دور دست!

 

از تو محرومم
آنگونه که دهکده از پزشک
کویر از آب
لاک پشت از پرواز

 

اندوه ها در من شعله ور است و
ابر ها در من در حال بارش
نیمی آتشم
نیمی باران
اما بارانم، آتشم را خاموش نمی کند!

 

گرفتار ناتوانی های خویشم
رودی کوچکم
گرفتار باتلاق.

 

من تو را دوباره کی خواهم دید
ای پرنده ی مسافر
از کجا معلوم که دوباره برگردی!

 

راه ها باز است
آفتاب می تابد
اما من
حسرت راه رفتنم در پای فلج
گرسنه ای هستم
که نانم را
جای ماه بر سینه ی آسمان چسبانده اند.

 

دلم برای تو تنگ شده است
اما نمی دانم چه کار کنم
آرام می گریم
حال آدمی را دارم
که می خواهد به همسر مرده اش تلفن کند
اما نمی کند
چرا که به خوبی می داند
در بهشت گوشی ها را بر نمی دارند ...

 

"رسول یونان"

 

از کتاب: چه زود مهمانی تمام شد / گزینه  اشعار رسول یونان

دفتر: اسکی روی شیروانی ها / 1392


سه‌شنبه 15 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 07:42 ق.ظ

از تو دور شدم

...

از تو دور شدم

مثل ابر از دریا

اما هر جا رفتم باریدم.

 

"رسول یونان"

 

از کتاب: چه زود مهمانی تمام شد / گزینه  اشعار رسول یونان

یکشنبه 13 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 01:36 ب.ظ

زخم بال

ای پرنده زیبا
زخم بالت را که می‌بستم
عاشقت شدم
نباید این‌قدر بی‌رحمانه دور می‌شدی
بی پر و بالم من
آسمان به آسمان
چگونه دنبالت بگردم؟
ای پرنده زیبا
اسیر زیبایی‌ات شده‌ام
مرا به قفس انداخته ای!

"رسول یونان"

 

از کتاب: چه زود مهمانی تمام شد / گزینه  اشعار رسول یونان / نشر چشمه

دفتر: اسکی روی شیروانی ها / 1392

------------------------------------------------------------

 

پ.ن: یکی دیگه از کتاب هایی که نمایشگاه امسال گرفتم و به معنای واقعی کلمه ناامیدم کرد، همین کتاب گزینه شعر رسول یونان هست. البته رسول یونان اشعار خوبی داره و در مورد این کتاب که واقعا قحطی شعر خوب هست، اطمینان دارم که مشکل از گزینش کننده هست نه شاعر. جا داشت که ناشر نام گزینش کننده رو هم در شناسنامه کتاب می نوشت که ما هم بدونیم صاحب اینهمه ذوق و سلیقه چه کسی هستن!

در هر حال تقریبا صفحات پایانی کتاب رو ورق میزنم (ص 170) که به این شعر خوب رسیدم. تقدیم به شما عزیزان.

البته یکی دو تا شعر خوب دیگه هم در صفحات پیشین بود که قبلا در وبلاگ ثبت شده بود.


دوشنبه 4 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 07:04 ق.ظ

من به تو نرسیدم

در آنسوی دنیا زاده شده بودی
دور بودی
مثل تمام آرزوها
و ریل ها
در مه زنگ زده بودند
هیچ قطاری حاضر نبود
مرا به تو برساند
من به تو نرسیدم
من به حرفی تازه در عشق نرسیدم
و در ادامه خواب های من
هرگز خورشیدی طلوع نکرد ...

"رسول یونان"

برچسب‌ها: اشعار رسول یونان
چهارشنبه 25 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 07:12 ق.ظ

صدایم کردی ...

داشتم از این شهر می رفتم

صدایم کردی

جا ماندم

از کشتی ای که رفت و غرق شد!

البته

این فقط می تواند یک قصه باشد

در این شهر دود و آهن

دریا کجا بود

که من بخواهم سوار کشتی شوم و

تو صدایم کنی!

فقط می خواهم بگویم

تو نجاتم دادی

تا اسیرم کنی!

 

"رسول یونان"

برچسب‌ها: اشعار رسول یونان
دوشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 11:03 ق.ظ

وقتی کسی زیاد از رفتن حرف می زند

وقتی کسی زیاد از رفتن حرف می زند
قبلا رفته است
فقط می خواهد مطمئن شود
چیزی از او در تو جا نمانده
کمک کن چمدانش را ببندد
چترش را به او پس بده
لبخندش را
آوازهایش را
همینطور سایه اش را
که و بیگاه از پشت پنجره ات گذشته بود...

"رسول یونان"
برچسب‌ها: اشعار رسول یونان
چهارشنبه 31 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 07:33 ق.ظ

ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻡ

ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻡ

ﻣﺜﻞ ﺍﺑﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎ

ﺍﻣﺎ ﻫﺮﺟﺎ ﺭﻓﺘﻢ

ﺑﺎﺭﯾﺪﻡ ...

 

"ﺭﺳﻮﻝ ﯾﻮﻧﺎﻥ"

برچسب‌ها: اشعار رسول یونان
چهارشنبه 19 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 08:16 ق.ظ

در روشنای کمرنگ نان

در روشنای کمرنگ نان
نمی شود
در ستایش خورشید چیزی نوشت
من نتوانستم
اجدادم نیز نتوانسته بودند
ما در ظلمت رنج ها زندگی می کنیم
هیچ‌کس نمی تواند
با الفبای تاریکی
در وصف روشنی بنویسد!

 

"رسول یونان"


برگرفته از وبلاگ:

http://angst.persianblog.ir/


از کتاب: چه زود مهمانی تمام شد / گزینه  اشعار رسول یونان / نشر چشمه

دفتر: مواظب باش! مورچه ها می آیند / 1390


برچسب‌ها: اشعار رسول یونان
شنبه 4 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 12:26 ب.ظ

نقشه فرار

جاده های بی پایان را دوست دارم
دوست دارم باغ های بزرگ را
رودخانه های خروشان را
من تمام فیلم هایی که در آنها
زندانیان موفق به فرار می شوند
دوست دارم
دلتنگ رهایی ام
دلتنگ نوشیدن خورشید
بوسیدن خاک
لمس آب
در من یک محکوم به حبس ابد
پیر و خمیده
با ذره بینی در دست
نقشه های فرار را مرور می کند.

"رسول یونان"


برگرفته از وبلاگ:

http://hessohalepaizi.blogfa.com/

برچسب‌ها: اشعار رسول یونان
چهارشنبه 25 دی‌ماه سال 1392 ساعت 09:49 ق.ظ

بازگشت

آتش و آدم

ترکیبی نامتجانس است

من از میان این آتش گر گرفته

در رویاها و عشق ها

غیر ممکن است سالم برگردم

بازگشت من

اندوه بار خواهد بود

کاش مثل نان بودم

چه زیبا بر می گردد

از سفر آتش!

 

"رسول یونان"

برچسب‌ها: اشعار رسول یونان
چهارشنبه 1 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 03:03 ب.ظ

کنار تو ...

چمدانم را برداشتم و

آمدم

اما این فقط یک شوخی ست

و یا لااقل تو باور نکن!

جدایی

بریدن درخت از ریشه است

و اره کردن زندگی

که مرگ را رقم می زند

اما من زنده ام

و این یعنی من آنجایم

کنار تو

کنار تو و درخت توت و اسب.

 

از: رسول یونان

 

برگرفته از وبلاگ:

http://just-poem.blogfa.com/

برچسب‌ها: اشعار رسول یونان
پنج‌شنبه 11 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 07:57 ق.ظ

دوست داشتن را فراموش نکن

اگر مرا دوست نمی‌داری
دوست نداشته باش 
من هرطور شده
خودم را ازین تنگنا نجات می‌دهم

اما دوست داشتن را فراموش نکن
عاشق دیگری باش 
این ترانه نباید به پایان برسد
سکوت آدم‌ها را می‌کشد

این چشمه نباید بند بیاید
میخک‌هایی که در قلب‌ها شکوفا شده‌اند
از تشنگی می‌خشکند
اگر دوست‌داشتن را فراموش نکنی
تمام زیبایی‌ها را به یاد خواهی آورد. 

از: رسول یونان

 

برگرفته از وبلاگ:

http://sara39.persianblog.ir/

برچسب‌ها: اشعار رسول یونان
سه‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 02:14 ب.ظ

مرا ببخش اگر دوستت دارم

این ابرها را

من در قاب پنچره نگذاشته ام

که بردارم.

اگر آفتاب نمی تابد

تقصیر من نیست

با این همه شرمنده توام

خانه ام

در مرز خواب و بیداری ست

زیر پلک کابوس ها

مرا ببخش اگر دوستت دارم

و کاری از دستم بر نمی آید.

 

"رسول یونان"

 

برگرفته از وبلاگ:

http://baharaneman.mihanblog.com

دوشنبه 1 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 04:33 ب.ظ

من همان سربازم

عشق
راهی‌ست برای بازگشت به خانه
بعد از کار
بعد از جنگ
بعد از زندان
بعد از سفر
بعد از …
من فکر می‌کنم
فقط عشق می‌تواند
پایان رنج‌ها باشد
به همین خاطر
همیشه آوازهای عاشقانه می‌خوانم
من همان سربازم
که در وسط میدان جنگ
محبوبش را فراموش نکرده است.

 

"رسول یونان"

یکشنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 02:38 ب.ظ

فرار نکن

وقتی سیگارت را
در قلب ماهی
که به پنجره تابیده است خاموش میکنی
یعنی دیوانه ای
نه یعنی تحقیر شده ای
و جهان
برای تو کوچک است
آن قدر کوچک که فیلی می تواند,
خیلی راحت
تمام دریاها را ...
به یک جرعه بالا بکشد
پس سعی کن
با همه چیز کنار بیایی
فرار نکن
زمین به شکل احمقانه ای گرد است

 

"رسول یونان"

برچسب‌ها: اشعار رسول یونان
چهارشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 08:30 ق.ظ

عشق آدم را به جاهای ناشناخته می برد

عشق

آدم را به جاهای ناشناخته می برد

مثلا به ایستگاه های متروک

به خلوت زنگ زده ی واگن ها

به شهری که

فقط آن را در خواب دیده...

وقتی عاشق شدی

ادامه ی این شعر را

تو خواهی نوشت!

 

"رسول یونان"

برگرفته از کتاب: چه کسی مرا عاشق کرد؟

(گزیده شعر رسول یونان) / انتشارات امرود / 1390

سه‌شنبه 15 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 07:18 ق.ظ

می دانم فردا تو قطاری مهربان خواهی شد

بچه که بودم
تو برای من
بادکنک بودی
و بعد
گل سرخی زیبا
در گلدان خانه
سرانجام تو کلمه
و من شاعر شدم
می دانم
فردا
تو قطاری مهربان خواهی شد
و مرا از اینجا خواهی برد.

 

"رسول یونان"

برگرفته از کتاب: چه کسی مرا عاشق کرد؟

(گزیده شعر رسول یونان) / انتشارات امرود / 1390

1 2 >>